روزنامه جمهوري اسلامي 13/05/1384 صفحه عقيدتي

* نقش « زن » در تربيت نسل هاي بشر
* عروج خونين به سوي يار
نقش « زن » در تربيت نسل هاي بشر




حضرت امام خميني
نقش زنان در عالم از ويژگيهاي خاص برخوردار است . صلاح و فساد يك جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مي گيرد. زن يكتا موجوي است كه مي تواند از دامن خود افرادي به جامعه تحويل دهد كه از بركاتش يك جامعه , بلكه جامعه ها , به استقامت و ارزشهاي والاي انساني كشيده شوند و مي تواند به عكس آن باشد.

زن مربي جامعه است . از دامن زن انسانها پيدا مي شوند. مرحله اول مرد و زن صحيح از دامن زن است . مربي انسانها زن است . سعادت وشقاوت كشورها بسته به وجود زن است . زن با تربيت خودش انسان درست مي كند و با تربيت صحيح خودش كشور را آباد مي كند. مبدا همه سعادتها از دامن زن بلند مي شود. زن مبدا همه سعادتها بايد باشد.
شما مشغول فعاليت هستيد : يك راه از راه ساختن خود و جوانهاي خود و خانمهاي جوان , و يك راه از راه پشتيباني آنهايي كه در جبهه هستند , و اين يك امري است كه بسيار مورد تشكر است و بسيار ارزنده است و در پيش خداي تبارك و تعالي ارزندگي شايان دارد.

ما بايد به تبع اسلام تربيت كنيم جوانان خودمان را , تربيت كنيم بانوان خودمان را; بانوان ما بايد تربيت كنند اطفال خودشان را در دامن خودشان ; تربيت كنند آنها را تا برسند به آن وقتي كه برومند شوند و براي اسلام و براي انسانيت خدمتگزار باشند.

هر كاري كه انسان شروع مي كند نمي شود كه در همان روزهاي اول هر چه مي خواهد انجام بگيرد. اينكه شما مي گوييد كه كاري نكرديم همين كه در صدد هستيد كه كار خوب انجام بدهيد , اين بزرگترين كاري است كه انجام گرفته است . انسان , اول كه مي خواهد يك مقصدي را , مقصد بزرگي را شروع كند , تصميم گرفتن براي او شايد مشكلترين كارهايي است كه انسان مبتلا به آن است . يك كار بزرگي كه ارشاد يك ملت است , و بيشتر ارشاد نصف يك ملت كه بانوان باشند , اين كار مشكلات زيادي دارد و تصميم به اين كار خودش يك كار مهمي است كه شما تصميم را گرفتيد; و بعد از تصميم هيچ به خودتان تزلزل و سستي راه ندهيد.

ببينيد كه اسلام چه مي گويد. از اولي كه بشر مي خواهد ازدواج كند همراهش هست كه اين بچه اي كه مي خواهد از اين بشر توليد بشود يك بچه خوبي باشد , بعد هم در دامن مادرش اينطور , بعد در دبستانش اينطور , بالا و پايين تا آخر. اسلام مي خواهد شما را هدايت كند به يك راه راستي .

مردان بر ملتها حق دارند و زنها حق بيشتر دارند. زنها مردان شجاع را در دامن خود بزرگ مي كنند , قرآن كريم انسان ساز است و زن نيز انسان ساز . وظيفه زنها انسان سازي است . اگر زنهاي انسان ساز از ملت گرفته بشود , ملتها به شكست و انحطاط مبدل خواهد شد , شكست خواهند خورد , منحط خواهند شد. زنها هستند كه ملتها را تقويت مي كنند , شجاع مي كنند. بانوان در صدر اسلام با مردان در جنگها هم شركت داشته اند. مقام زن مقام والاست , عالي مرتبه هستند. بانوان در اسلام بلند پايه هستند.

شما بانوان كه در اين نهضت شركت داشتيد و خداوند شما را حفظ كند , از اين به بعد هم در اين نهضت شركت كنيد و اين نهضت را به پيش ببريد. و مهم اين است كه اولادها را خوب تربيت كنيد. بانوان را آنطور اينها مي خواستند باشند كه بچه هايشان از آنه جدا باشد. بانوان را بكشند به ادارات نه براي اينكه اداره درست بشود , يكي اينكه ادارات را فاسد بكنند , و يكي اينكه بچه ها را از دامن مادر جدا بكنند و بچه ها كه از اول كه در دامن مادر نباشند عقده پيدا مي كنند و اكثر مفاسد از اين عقده هائي است كه بچه ها پيدا مي كنند.

شما بچه هاي خودتان را خوب حفظ كنيد. بچه هاي خودتان را خوب تربيت كنيد. اين بچه ها هستند كه كشوري را نجات مي دهند. در دامن شما اينها اسلامي بار بيايند. در دامن شما اينها با فضيلت بار بيايند , با ايمان بار بيايند. تا در اين مملكت بتوانند خدمت بكنند.
انبيا آمده اند كه انسان بسازند. انبيا مامورند كه افرادي را كه بشر هستند و با حيوانات فرق ندارند , اينها را انسان كنند , تزكيه كنند. شغل انبيا همين است . بايد شغل مادرها هم همين باشد نسبت به بچه هايي كه در دامنشان است و با اعمالشان آنها را تزكيه مي كنند. در دامن مادر , بچه ها بهتر تربيت مي شوند تا در پيش استادان . علاقه اي كه بچه به مادر دارد به هيچ كس ندارد و آن چيزي كه در بچگي از مادر مي شنود در قلبش نقش مي بندد و آخر همراهش است . مادرها بايد توجه به اين معني كنند كه بچه ها را خوب تربيت كنند , پاك تربيت كنند , دامنهايشان يك مدرسه علمي و ايماني باشد , و اين يك مطلب بسيار بزرگي است كه از مادرها ساخته است و از كس ديگر ساخته نيست . آنقدري كه بچه از مادر چيز مي شنود , از پدر نمي شنود. آنقدري كه اخلاق مادر در بچه كچك نورس تاثير دارد و به او منتقل مي شود , از ديگران عملي نيست . مادرها مبدا خيرات هستند و اگر خداي نخواسته مادراني باشند كه بچه ها را بد تربيت كنند , مبدا شرند. يك مادر ممكن است يك بچه را خوب تربيت كند و آن بچه يك امت را نجات بدهد و ممكن است بدتربيت كند و آن بچه موجب هلاكت يك امت بشود.
مع الوصف در طول اين سلطنت , اينها كوشش كردند كه مادران را از بچه ها جدا كنند. به مادرها تزريق كردند كه بچه داري چيزي نيست , شما توي ادارات بياييد; و اينها بچه هاي معصوم را جدا كردند از دامن مادران و بردند در پرورشگاهها و جاهاي ديگر و اشخاص اجنبي و غير رحيم آنها را به تربيت فاسد تربيت مي كردند. بچه اي كه از مادرش جدا شد پيش هر كه باشد عقده پيدا مي كند , عقده كه پيدا كرد , مبدا بسياري از مفاسد مي شود. بسياري از قتلهايي كه واقع مي شود از روي عقده هايي است كه پيدا مي شود و بسياري از عقده ها از اين پيدا مي شود. همين كاري كه بايد معلم و دانشگاهها بكنند , از دامن مادر شروع مي شود تا برسد به مدارس و به دانشگاهها و به جاهاي ديگر. اگر از دامن مادر اين تربيت خوب شروع شد و مادر بچه را خوب تربيت كرد و به دبستان تحويل داد , دبستان هم خوب تربيت كرد و به دبيرستان تحويل داد; آنجا هم همين طور تا دانشگاه يا مدارس علمي ديگر آنها هم خوب تربيت كردند , يك وقت در يك برهه از زمان مي بينيد كه جوانها همه خوب از كار درآمده اند و يك مملكت را به طرف خوبي مي كشانند. بايد اين تربيتهاي طاغوتي در جوانهاي ما و در اين نسل به تربيتهاي انساني و اسلامي متحول شود و اميد است كه از دامن مادرها شروع بشود و به دانشگاه و به بالاتر ختم بشود.

برنامه طويل المدت براي شما خانمها , براي همه اين است كه اگر شماها يك انسان مهذب باشيد , مقاصد اسلامي را پيش مي بريد. اگر اين خانمها بچه هاي مهذب بار بياورند , بچه هاي اسلامي بار بياورند , شما هم دينتان و هم دنياتان محفوظ است . اگر خداي نخواسته در دامن اينها بچه غير مهذب , بچه غير اسلامي پيدا بشود و در كفالت شما جوانها و بچه هاي غير اسلامي , بچه هاي غير مهذب پيدا بشوند , و در دبستانهاي ما كه بچه هامان مي روند , مهذب , مودب به آداب اسلامي نباشند , در دبيرستانهاي ما كه جوانهاي ما مي روند تهذيب در كار نباشد , آداب اسلامي در كار نباشد و در دانشگاه , يعني هم اسلام به باد مي رود و هم كشور. اين مادر كه بچه در دامن او بزرگ مي شود , بزرگترين مسئوليت را دارد و شريفترين شغل را دارد , شغل بچه داري . شريفترين شغل در عالم بزرگ كردن يك بچه است و تحويل دادن يك انسان است به جامعه . اين همان بود كه خداي تبارك و تعالي در طول تاريخ براي انبيا فرستاد.
در طول تاريخ از آدم تا خاتم , انبيا آمدند انسان درست كنند. شغل مادري كه مع الاسف اجانب اين شغل را پيش ما مبتذل كردند و مادرهاي بچه هاي ما را از بچه ها جدا كردند (نه همه , مقداري را) اين شغل بزرگ را مبتذل كردند كه از دامن اين مادر , بچه صحيح بيرون نيايد و بعد كه به دبستان مي رود و بعد كه تحت حمايت پدر مي آيد , پدر را هم يك كاري بكنند كه توجهش به بچه ها نباشد , تربيت نكند , بعد هم در دربستان , بعد هم در دبيرستان , بعد در همه جاي ديگر , در بالاتر از آن , اينها مي خواهند كه انسان در اين كشورها نباشد. اگر انسان در اين كشورها باشد , دست آنها كوتاه خواهد شد. مي خواهند مسلمان صحيح , مومن , مومن به الله , آنها كه شهادت را نور مي داند در اين مملكت نباشد. ديدند كه اينهايي كه دست آنها را كوتاه كردند همينها بودند , توي خيابانها ريختند زن و مرد و فرياد كردند اسلام . اينها از اسلامي مي ترسند. آن برنامه قليل المدت و كم مدت , اين برنامه دراز مدت .

من قبلا بايد از شما بانوان محترم كه در اين آفتاب گرم , زير آفتاب سوزان نشسته ايد عذر بخواهم و تشكر كنم . من در خارج كه بودم و همين طور داخل , آن فعاليتهاي ارزنده بانوان مشهد را مي شنيدم و بايد فخر كنم به همچو خانمها , به همچو بانوان . من درعين حال كه مي بينم شما در زحمت گرما هستيد , مختصر دو سه كلمه با شما عرض كنم , ما از كارهايي كه دولتها يا صاحبان قدرت انجام مي دهند , آن چيزهايي كه نقطه ابهام ممكن است داشته باشد كشف مي كنيم . من ديدم كه چه كردند با اين بانوان محترم ايران , چه فشارها آوردند , با چه سرنيزه ها اين كار بيجا را انجام دادند , و بعد هم خواستند نتيجه بگيرند كه كار اصيل را از دست اينها بگيرند و تربيت اولاد را نتوانند بكنند. اينها اگر وارد بشوند در شغلهاي مثلا ديگر , شغلهاي غيراساسي , نمي توانند بطور اصالت رفتار كنند. البته شغل براي زن , شغل صحيح براي زن , هيچ مانعي ندارد , لكن نه آنطوري كه آنها مي خواستند.
آنها نظرشان به اين نبود كه زن يك اشتغالي پيدا كند , نظرشان به اين بود كه زن را مثل مردها از آن مقامي كه دارند منحط كنند , نگذارند يك رشد طبيعي از براي قشر زن پيدا بشوند , يا يك رشد طبيعي از براي قشر مرد; نگذارند بچه هاي ما تربيت صحيح بشوند. و لهذا از آن اولش جلويش را گرفتند و اين بانوان كه مركز تربيت اطفال اند , محروم شدند بسياري از اين , بعد در دبستانها بچه ها رفتند , آنجاهم با تبليغات سو , با كتابهاي منحرف آنها را منحرف كردند , بعد در دانشگاه كه رفتند , عمال خود آنها نگذاشتند رشد صحيح بكنند , نگذاشتند دانشمندان صحيح تربيت بشوند , اشخاص ملي صحيح , اشخاص اسلامي صحيح تربيت بشوند.

« صلاح » و « فساد » يك جامعه , از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مي گيرد. زن يك موجودي است كه مي تواند از دامن خود افرادي به جامعه تحويل دهد كه از بركاتش يك جامعه , بلكه جامعه ها , به استقامت و ارزش هاي والاي انساني كشيده شوند , و مي تواند به عكس آن باشد
زن , مربي جامعه است . از دامن زن انسانها پيدا مي شوند. مرحله اول مرد و زن صحيح از دامن زن است . مربي انسان ها زن است
« مادر » ممكن است يك « بچه » را خوب تربيت كند و آن بچه يك امت را نجات بدهد , و ممكن است بد تربيت كند و آن بچه موجب هلاكت يك امت بشود

عروج خونين به سوي يار




ث به مناسبت سالروز شهادت علامه مجاهد سيد عارف حسيني
سيزدهم مرداد 1367 ه' ش علامه مجاهد سيد عارف حسين حسيني چهره در خون كشيد و به دست عوامل استكبار جهاني به شهادت رسيد.
« براي امثال علامه عارف حسيني , بشارتي بالاتر از اين نبوده است كه از محراب عبادت حق عروج خونين ارجعي الي ربك خويش را نظاره كند و جرعه وصل يار از شهد شهادت بياشامد و شاهد وصول هزاران تشنه عدالت به سرچشمه نور گردد. »
آنچه از نظر گذشت , بخشي از پيام شورانگيز مجاهد كبير دوران حضرت امام خميني درباره شهادت علامه عارف حسيني است .
عارف حسيني در يك خانواده اصيل و پاك ديده به جهان گشود و بعد از اتمام تحصيلات متوسطه , براي فراگيري علوم ديني به مدرسه جعفريه در شهر پاراچنار پاكستان رفت .
پس از آن كه تحصيلات مقدماتي را در مدرسه جعفريه به پايان برد , براي تكميل تحصيلات به نجف اشرف هجرت كرد.
ورود عارف حسيني به نجف اشرف , همزمان با سال هايي بود كه امام خميني به عراق تبعيد شده بودند.
عارف حسيني مدتي در محضر آيت الله مدني كسب فيض كرد و سرانجام توسط همين استاد بزرگوارش با امام خميني آشنا شد.
عارف حسيني در همان ديدار نخست , مجذوب شخصيت ملكوتي و شكوه الهي امام خميني شد و تصميم گرفت در راه اهداف آن يگانه دوران تا پاي جان فداكاري كند.
مبارزات عارف حسيني در عراق سبب اخراج ايشان از آن كشور شد. او پس از اخراج به زادگاه خود (پاكستان ) بازگشت ولي پس از مدتي راه شهر مقدس قم را درپيش گرفت .
عارف حسيني در قم از محضر بزرگاني مانند آيت الله مطهري , آيت الله وحيد خراساني و بزرگان ديگر استفاده كرد.
عارف حسيني به دليل مبارزاتي كه داشت از قم نيز اخراج شد و بار ديگر به پاكستان بازگشت , او در پاكستان به تبليغ افكار انقلابي و الهي امام خميني همت گماشت و سربازي از سربازان انقلاب جهاني امام خميني در پاكستان شد.
عارف حسيني پس از تلاشها و مبارزات مستمر , در سال 1363 به رهبري نهضت اجراي فقه جعفري برگزيده شد . او در اين مقام توانست افكار الهي و انقلابي امام خميني را به سرعت در پاكستان رواج دهد و تحولات چشمگيري به وجود آورد.
به همين دليل , عوامل استكبار نتوانستند وجود شورآفرين عارف حسيني را تحمل كنند و ناجوانمردانه او را به شهادت رساندند.