روزنامه جمهوري اسلامي 12/05/1384 صفحه سياسي
« اسرائيل بزرگ » خوابي كه تعبير نشد




« شيمون پرز » معاون نخست وزير رژيم صهيونيستي اخيرا در گفتگويي با روزنامه « زوددويچه سايتونگ » چاپ آلمان اعلام كرد كه تل آويو با روياي « اسرائيل بزرگ » وداع كرده است . (1 )
پرز ضمن غيرعملي خواندن شعار « از نيل تا فرات » گفت كه ما فكر مي كنيم فلسطيني ها هم حق دارند يك دولت مستقل فلسطيني داشته باشند.
اين مقام رژيم صهيونيستي با اشتباه خواندن طرح ساخت شهركهاي صهيونيست نشين در سرزمينهاي اشغالي گفت : ديگر علاقه اي نداريم برخلاف خواسته يك ملت , بر آنها حكومت كنيم و متوجه شديم نمي توانيم براي هميشه در مناطق فلسطيني بمانيم . پرز در اين گفتگو همچنين اظهار داشت كه ما آينده اي در نوار غزه نداريم و نبايد اصلا در اين منطقه حضور داشته باشيم و هيچ شهرك جديد يهودي نشين نيز در نوار غربي رود اردن ساخته نخواهد شد.
اعتراف اين مقام ارشد رژيم صهيونيستي به شكست طرح « اسرائيل بزرگ » پس از حدود يك قرن , در واقع اعتراض به شكست تمامي تلاشهاي صهيونيسم بين الملل براي عملي ساختن شعار از « نيل تا فرات » است . شعاري كه گرچه در مقطع اعلام آن مورد استقبال بسياري از يهوديان جهان قرار گرفت اما گذشت زمان نشان داد كه اين موضوع شعاري پوچ و توخالي است كه هيچگاه جنبه عملي نخواهد يافت .
طرح شعار « از نيل تا فرات » توسط پايه گذار صهيونيسم
شعار « از نيل تا فرات » اولين بار در سال 1275 هجري شمسي توسط « تئودور هرتزل » پايه گذار جنبش سياسي صهيونيسم در كتابي تحت عنوان « دولت يهود » مطرح شد.
هرتزل كه در سال 1239 هجري شمسي در اتريش به دنيا آمد به علت علاقه شديد خود به شغل روزنامه نگاري در جواني در يك روزنامه اتريشي مشغول به كار شد. او در كتاب خود نظريه صهيونيسم را براي اولين بار منتشر كرد. اين نظريه بر پايه برتري دين و نژاد يهود بر ساير اديان و نژادها استوار شده است . هرتزل از نيل تا فرات را سرزمين يهوديان مي دانست و معتقد بود براي تسخير اين منطقه بايد به هر وسيله اي متوسل شد.
نخستين كنگره صهيونيسم با حضور هرتزل در هفتم شهريورماه 1276 هجري شمسي در شهر « بال » سوئيس برگزار شد و براي اولين بار نمايندگان يهوديان از سراسر جهان در آن شركت كردند. از همين زمان سازمان صهيونيسم جهاني پديدار شد و ثروتمندان يهود در سراسر جهان ميلياردها دلار در اين راه سرمايه گذاري كردند. نخست توجه صهيونيستها به وسايل ارتباط جمعي معطوف شد و به تدريج بسياري از رجال سياسي و اقتصادي كشورهاي مختلف به مدد روشها وشيوه هاي گوناگون با نظرات صهيونيستها همراه شدند. صهيونيستها براساس نظريه هرتزل به زودي در رهبري بسياري از احزاب جهان به ويژه احزاب چپ روسيه نفوذ كردند. در مراحل بعد , يهوديان موفق شدند ساير احزاب چپ اروپا و نيز كنگره آمريكا را تحت نفوذ خود درآورند. آنها با سلطه بر رسانه هاي گروهي آمريكا چنان قدرتي يافتند كه توانستند در روند انتخابات رياست جمهوري اين كشور نيز نفوذ يابند.
صدور اعلاميه بالفور
صدور اعلاميه مشهور « بالفور » توسط « آرتور جيمز بالفور » وزير امور خارجه وقت انگليس در يازدهم آبانماه سال 1296 به قدرت يابي روزافزون صهيونيسم انجاميد.
در اين روز بالفور كه كشورش سرزمين فلسطين را در اشغال خود داشت با صدور بيانيه اي بر تاسيس دولت يهود در اين منطقه صحه گذاشت . در اين بيانيه چنين آمده بود : « ... دولت پادشاهي مصمم به تاسيس يك كانون ملي يهود در سرزمين فلسطين است . لذا دولت نامبرده حداكثر مساعي خود را در اين راه معمول خواهد داشت . اطمينان مي دهيم در صورت نيل به اين هدف هيچ لطمه اي متوجه حقوق مذهبي و مدني جوامع غيريهودي ساكن سرزمين فلسطين نخواهد شد. بديهي است علائق قومي و سياسي قوم يهود نيز در سراسر جهان بايد به ديده احترام نگريسته شود و هيچيك از علائق نامبرده نبايد لطمه ببيند. آگاهي فدراسيون صهيونيستها از مفاد اين بيانيه موجب سپاسگزاري خواهد بود... »
انگليسي ها كه يك سال قبل از صدور بيانيه بالفور به موجب پيمان « سايكس پيكو » فلسطين را به اشغال خود درآورده بودند طي سالهاي بعد كوشيدند تا در اجراي اين بيانيه تركيب جمعيتي فلسطين را به سود يهوديان برهم بزنند.
در سال 1308 از مجموع جمعيت فلسطين فقط 15 درصد يهودي بودند. در همين سالها فلسطين كه تحت الحمايه انگليس بود هر روز شاهد صحنه هاي برخورد اعراب و يهوديان بود. صهيونيستها به كمك پولهاي هنگفتي كه ثروتمندان يهود در جهان به ويژه آمريكا در اختيار آنها مي گذاشتند سرزمينهاي زيادي را از اعراب فلسطيني خريداري كردند. اين امر نگراني شديدي در جهان عرب به وجود آورده بود. از سوي ديگر به علت بحران اروپا , سيل مهاجران يهود به فلسطين توسعه اي شگفت انگيز يافت و نفوذ يهوديان فلسطين 30 درصد افزايش يافت . با اين حال انگليسي ها از خشم اعراب نگران شده و مي ترسيدند منافع آنها در كشورهاي عرب خاورميانه به خطر بيافتد.
در همين ايام صهيونيستها دو سازمان تروريستي به نامهاي « اشترن » و « ايرگون » را تاسيس كردند كه اغلب هتلهاي بزرگ و مراكز حساس فلسطين را منفجر مي كردند . در سال 1326 انگلستان ناتواني خود را از اداره فلسطين به سازمان ملل اعلام كرد در آبانماه همان سال مجمع عمومي سازمان ملل فلسطين را به يك دولت عرب با 11500 كيلومترمربع و يك دولت يهود با 14100 كيلومترمربع تقسيم كرد و اداره بيت المقدس را به يك سازمان جهاني واگذار كرد . اين طرح به يهودياني كه در 6 درصد خاك فلسطين ساكن بودند , 57 درصد اين سرزمين را بخشيد . به موجب طرح تجزيه فلسطين كه به قطعنامه 181 معروف است دولت يهود شامل حدود 50 هزار يهودي همين تعداد و برابر عرب و دولت فلسطين شامل 725 هزار عرب و ده هزار يهودي بود.
اين طرح آنچنان خشم و نفرت جهان اسلام را با خود به همراه داشت كه به فاصله چند روز پس از اعلام اين طرح تظاهرات خونيني در فلسطين و ساير كشورهاي عربي عليه آمريكا و شوروي و به ويژه عليه صهيونيستها به راه افتاد.
از سال 1296 تا 1326 هجري شمسي كه سازمان ملل بر طرح تاسيس دولت يهود در فلسطين صحه گذاشت , صدها هزار يهودي از سراسر جهان وارد فلسطين شدند. يهودستيزي نازيها در خلال سالهاي جنگ جهاني دوم و قبل از آن نيز بر اين روند مهاجرت , شتاب بيشتري بخشيد و دولت يهود در 24 ارديبهشت ماه سال 1327 با خروج آخرين كميسرعالي انگليس در فلسطين , « ديويد بن گوريون » از رهبران اصلي صهيونيستها در تل آويو تشكيل دولت يهود را تحت عنوان « اسرائيل » اعلام كرد.
به فاصله چند ساعت پس از اعلام تاسيس دولت يهود , قواي نظامي مصر , اردن , عراق , سوريه , لبنان و عربستان سعودي وارد فلسطين شدند تا مانع از شكل گيري رژيم صهيونيستي شوند.
با ورود اين نيروها جنگي ميان ارتشهاي عربي با قواي گروههاي تروريستي تشكيل دهنده دولت نوظهور اسرائيل درگرفت كه از آن تاريخ به عنوان « جنگ فلسطين » ياد مي شود.
در نخستين روزهاي جنگ , ارتش اردن موفق به تصرف بخشي از بيت المقدس و عقب راندن صهيونيستها از اين شهر گرديد. دور اول اين جنگ با پيروزي اعراب به پايان رسيد وليكن شوراي امنيت سازمان ملل كه ادامه جنگ را در چنين شرايطي به ضرر صهيونيستها مي ديد , در دوم خردادماه سال 1327 و در شرايطي كه 19 روز از جنگ مي گذشت , خواستار آتش بس گرديد و اين درخواست به دليل نفوذ انگليس و آمريكا بر رژيمهاي ملك عبدالله در اردن و فاروق در مصر مورد موافقت قرار گرفت . سپس صهيونيستها با استفاده از فرصتي كه به دست آمده بود به سرعت تجديدقوا كرده و در شهريورماه همان سال يعني سه ماه بعد آتش بس را نقض كرده حمله مجدد خود را به سوي مواضع اعراب و بخصوص عليه مصر آغاز كردند.
اعراب در مرحله دوم جنگ به علت فقدان فرماندهي واحد و عدم هماهنگي هاي لازم و وابستگي هاي سياسي آنان به كشورهاي حامي اسرائيل نتوانستند به طور مطلوب پايداري كنند . در نتيجه در شرايطي كه 6 هزار كيلومترمربع از اراضي بخش عربي فلسطين از جمله بخشي كه طبق توافقنامه تقسيم فلسطين كه در روز هشتم آذرماه سال 1326 توسط كشورهاي آمريكا و شوروي سابق به فلسطينيها تعلق مي گرفت به اشغال صهيونيستها درآمد و كشورهاي عربي در شرايطي كه بخشهاي وسيعي از خاك خود را از دست داده بودند پيمان متاركه جنگ را امضا كردند.
با پايان جنگ دوم جهاني كار تاسيس دولت يهود در فلسطين سرعت بيشتري به خود گرفت و كلا طي قرن گذشته سياست توسعه طلبي اسرائيل به شدت ادامه يافت و در چهار جنگ اعراب و اسرائيل صدها هزار نفر قرباني جنايات آنها شدند. علاوه بر آن در جنگهاي مقاومت ملت فلسطين عليه صهيونيستها نيز طي دهها سال گذشته تعداد بيشماري از مردم مسلمان و مقاوم فلسطين كشته و زخمي و در زندانهاي رژيم صهيونيستي اسير شدند كه اين امر با آغاز انتفاضه ملت فلسطين روز به روز تشديد شد.
بدين ترتيب هرتزل نظريه اي را بنيان نهاد كه هنوز پس از يك قرن خاورميانه در آتش مكتب او مي سوزد.
خواب بدون تعبير اسرائيل بزرگ
وقتي هرتزل در قرن نوزدهم نظريه « اسرائيل بزرگ » كه از نيل تا فرات را شامل مي شد , مطرح كرد هيچگاه فكر نمي كرد كه روزي يكي از وفادارترين سياستمداران صهيونيسم بين الملل كه بيش از نيم قرن از عمر خود را براي رسيدن به اين مدينه فاضله دست به هر اقدامي زده است , آن را به يك رويا تشبيه كند. رويايي كه تعبيري نداشته و بايد به آنچه تاكنون رسيده اند قناعت شود.
جهان در قرن نوزدهم با قرن بيستم بسيار متفاوت بود همانطور كه قرن بيست و يكم با قرن گذشته تفاوتهاي فاحشي دارد. روزي كه نظريه اسرائيل بزرگ مطرح شد قدرتهاي بزرگ , جهان را ميان خود تقسيم كرده بودند. انگليسها مدعي بودند كه در قلمرو آنها هيچگاه خورشيد غروب نمي كند , فرانسويها در آفريقا نفوذ فوق العاده اي داشتند , روسها بخشهاي وسيعي از كشورهاي همسايه خود را بلعيده بودند و خلاصه هر قسمتي از جهان تحت نفوذ يكي از قدرتهاي جهاني بود. در اين قرن نه سازمان مللي وجود داشت و نه از اتحاديه هاي منطقه اي خبري بود و شايد هرتزل در اين شرايط ايجاد يك كشور بزرگ كه مرزهاي غربي اش رودخانه طويل نيل در مصر و مرزهاي شرقي اش رود فرات در عراق باشد , برايش دور از ذهن نبود.
از سال 1275 كه اين نظريه مطرح شد تا شكل گيري رژيمي به نام اسرائيل بيش از نيم قرن طول كشيده بود اما قلمرو اين رژيم چيزي نبود كه هرتزل آن را مطرح كرده بود. براي تثبيت همين مرزها نيز صهيونيستها بيش از نيم قرن ديگر دست به كشتار و نابودي نسلهايي از مسلمانان زدند و اين كشتارها بقدري فجيع بود كه شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي مي گويد : « ما با نفرت فزاينده اي در جهان روبرو هستيم » (2 )
رژيم صهيونيستي اسرائيل در سال 1327 تنها سه سال پس از تولد سازمان ملل آنهم با اعمال نفوذ قدرتهاي جهاني همچون آمريكا , انگليس و روسيه متولد شد و از سوي اين سازمان به رسميت شناخته شد. صهيونيستها طي 57 سال گذشته همواره سعي كرده اند با نفوذ خود در مجامع جهاني و همزمان با ايجاد رعب و وحشت و قتل و غارت در سرزمينهاي اشغالي به آرمانهاي ضدبشري خود دست يابند اما به هر حال شرايط جهاني و مقاومت ملت مسلمان فلسطين آنها را در اين راه ناكام گذاشته است .
سازمان ملل متحد كه در سال 1324 به وجود آمد فلسفه وجودي اش به رسميت شناخته شدن مرزها و قلمرو كشورهاي جهان توسط ديگر كشورها بود. اعضاي اين سازمان در اولين مرحله ملزم شدند كه مرزهاي جغرافيايي همديگر را به رسميت بشناسند و هيچ تغييري خارج از مصوبات اين سازمان به رسميت شناخته نشود و به همين دليل نيز تاكنون هيچ گاه مناطق اشغالي فلسطين توسط هيچ يك از اعضاي اين سازمان به رسميت شناخته نشده است و در مجامع جهاني از اين مناطق كه شامل نوار غزه و كرانه باختري رود اردن و نيز شهر بيت المقدس مي شود همواره به نام مناطق اشغالي ياد مي شود . رژيم صهيونيستي كه در جنگ 6 روزه صحراي سينا را به اشغال خود درآورده بود مجبور به تخليه آن شد و اين رژيم همچنين مجبور به فرار از جنوب لبنان گرديد و رسما نيز اعلام كرده است طي دو ماه آينده نوار غزه را نيز تخليه خواهد كرد مطمئنا صهيونيستها در شرايط جديد قرن بيست ويكم نخواهند توانست در كرانه باختري رود اردن نيز باقي بمانند.
هرچند اين عقب نشيني ها به قول آريل شارون بسيار غم انگيز است اما بايد آن را پذيرفت (3 ) زيرا كه در جهان امروز ضرورت دارد كه از خيلي از شعارها و روياها دست برداشت . گذشته از اين در نيم قرن اخير از دل تفكر احترام به حاكميت ملي كشورها كه توسط سازمان ملل در جهان مطرح شد , شا هد ظهور جنبشهاي آزاديبخشي بوده ايم . اين تفكر منجر به آن شد كه جنبشهاي بسياري همچون جنبش آزاديبخش فلسطين در جهان به رسميت شناخته شود و حتي اين جنبش در سازمان ملل و ديگر كشورها نماينده داشته باشد. همين جنبش هم اكنون به عنوان نماينده كشوري در شرف تاسيس به نام فلسطين پذيرفته شده و از آن به عنوان حكومت خودگردان فلسطين نام برده مي شود.
از نظر تاريخي نيز هيچگاه صهيونيستها نتوانستند يهودي بودن كشور فلسطين را به اثبات برسانند گرچه يهوديان نيز در اين منطقه در طول تاريخ به صورت اقليتي در ميان مسلمانان و مسيحيان زندگي كرده اند اما هيچگاه فلسطين مربوط به يهوديان نبوده است آنهم يهودياني كه از ديگر مناطق جهان با نژادهاي مختلف به اين سرزمين مقدس كه متعلق به تمام اديان الهي است , آمده اند. حتي خاخام هاي يهودي كه قدري انصاف داشته اند اين مطلب كه فلسطين سرزمين موعودي است كه در تورات به آن اشاره شده است را جعلي مي دانند و معتقدند چنين چيزي در كتاب مقدس آنها وجود ندارد.
اصولا صهيونيسم يك فلسفه سياسي است كه ربطي به دين يهود ندارد و ساخته وپرداخته ذهن عده اي از يهوديان نژادپرست است كه با فرصت طلبي از برخي جنايات هيتلر در جنگ جهاني دوم و مظلوم نمايي در جهان به فكر تاسيس دولت يهودي افتادند. حتي مورخاني در غرب هم اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه كوره هاي آدم سوزي هيتلر نيز ساخته و پرداخته يهوديان نژادپرستي است كه قصد داشتند با مطرح ساختن آن خود را در دل اروپاي پس از جنگ بي پناه و مظلوم جلوه داده و سرزمينهاي فلسطيني را تصرف كنند.
امروز رژيم صهيونيستي به اين نتيجه ملموس رسيده است كه ماندن در مناطق اشغالي برايش هزينه هاي سياسي و اقتصادي هنگفتي دارد اين امر گرچه تلخ و ناگوار است اما شايد براي صهيونيستها تنها راه حل باشد.
صهيونيستها همانگونه كه مجبور به ترك صحراي سينا شدند و همانگونه كه از جنوب لبنان و نوار غزه فرار كردند در آينده اي نه چندان دور مجبور خواهند شد بلنديهاي جولان را تخليه كرده و از كرانه باختري نيز عقب نشيني كنند.
اما مهمترين نكته اي كه در عقب نشيني هاي متوالي ارتش رژيم صهيونيستي به چشم مي خورد اين است كه حداقل چند نسل از فرزندان ملت مظلوم فلسطين در اين سرزمين مقدس در مقابل اشغالگران صهيونيست تا دندان مسلح مقاومت كرده و روزگار را بر يهوديان صهيونيست تيره و تار ساخته اند. مقاومت جانانه اي كه طي يك دهه گذشته تشديد يافت و كودكان و نوجوانان فلسطيني با سنگ از سرزمينهاي فلسطين دفاع كردند و انتفاضه اي را آغاز كردند كه هم اكنون مسلسل جاي سنگ را در دستان همان نسل كودك و نوجوان گرفته است , اين مقاومت مهمترين عاملي است كه روياي « اسرائيل بزرگ » را ناكام گذاشته است .
منابع :
1 ـ روزنامه جمهوري اسلامي ـ 1384,5,5
2 ـ روزنامه جمهوري اسلامي ـ 1384,5,6
3 ـ واحد مركزي خبر به نقل از خبرگزاري فرانسه ـ 84,5,7
نشريات موسسه مطالعات فلسطين
كتاب اسرائيل , فاشيسم جديد
كتاب پژوهه صهيونيت ـ جلد 1 و2
مطبوعات كثيرالانتشار
طي يك قرن گذشته در چهارجنگي كه ميان اعراب و اسرائيل روي داد صدها هزار نفر قرباني جنايات رژيم صهيونيستي شدند
صهيونيستها طي بيش از نيم قرن گذشته همواره سعي كرده اند از يك سو با نفوذ خود در مجامع جهاني و از سوي ديگر همزمان با ايجاد رعب و وحشت و قتل و غارت در سرزمينهاي اشغالي به آرمانهاي ضدبشري خود دست يابند
ازنظر تاريخي صهيونيستها هيچگاه نتوانستند يهودي بودن كشور فلسطين را به اثبات برسانند
صهيونيسم يك فلسفه سياسي است كه ربطي به دين يهود ندارد و ساخته و پرداخته ذهن عده اي از يهوديان نژادپرست است
مقاومت ملت مظلوم فلسطين مهمترين عاملي است كه روياي « اسرائيل بزرگ » را ناكام گذاشته است
زيرنويس عكس
« تئودور هرتزل »
باني طرح رويائي و خرافي « اسرائيل بزرگ »