روزنامه جمهوري اسلامي 12/05/1384 صفحه سرمقاله
بازي كردن با حيثيت ملي ما ممنوع !


بسم الله الرحمن الرحيم
پايان مهلت 2 ماهه براي دريافت پيشنهادات شاخص طرفهاي اروپائي , براي جمهوري اسلامي ايران فرصتي استثنائي بوجود آورده كه بسياري از اظهارات و مواضع ما را در ميدان عمل به ثبوت رسانيده است و درعين حال , فضاي ارزشمندي براي تصميم گيري و اقدام را پيش روي ما قرار داده است .
1 ـ بيش از 2 سال چالش هسته اي با 3 كشور اروپائي , ثابت كرد كه طرفهاي اروپائي درصدد دفع الوقت هستند و عملا به حل مشكل علاقه چنداني نشان نمي دهند و شايد اصولا خود را فاقد چنان تدبير و كارآئي مورد انتظاري مي دانند كه بتوانند كاري از پيش ببرند. طرفهاي اروپائي در مقطع خاصي از زمان مي خواستند بر ناتواني هاي خود سرپوش بگذارند و اين « ناتواني اجرائي » خود را هم سعي داشتند بعنوان يك « هديه » به ما پيشكش كنند و رسما چنين وانمود كردند كه گويا درصددند فرصت حل و فصل مشكلات ايران و آمريكا را براي ما فراهم سازند! و حال آنكه اصل مسئله اين بود كه قادر به حل چنان مسئله اي نبودند و تعهدي داده بودند كه در انجامش عاجز بودند.
2 ـ بدين ترتيب , رمز اصلي دفع الوقت اروپا كشف شد . اما طرفهاي اروپائي با زرنگي خاصي تلاش داشتند و هنوز هم اميدوارند كه بتوانند صورت مسئله را با تردستي تغيير دهند و ما را متهم به كارشكني كنند.
طرفهاي اروپائي با همين انگيزه , خواستار پيگيري موضوعات پس از روشن شدن سرنوشت انتخابات رياست جمهوري ايران شدند اما پس از آنكه اصرار طرف ايراني را مشاهده كردند , خواستار فرصتي 2 ماهه براي ارائه پيشنهادات روشن شدند كه تكليف همه چيز را مشخص كند. دهم مرداد ماه , اين مهلت به سر آمده است و از پيشنهادات طرفهاي اروپائي خبري نيست . چرا چون واقعا در اروپا معجزه اي رخ نداده كه ناتواني اجرائي اروپا در تامين تعهداتش را ترميم يا حتي توجيه كند. دقيقا به همين دليل است كه اروپا هنوز هم به دفع الوقت نياز دارد. اما هنوز هم حاضر نيست به ناتواني خود اعتراف كند و مسئوليت عواقب آنرا بپذيرد.
3 ـ جمهوري اسلامي ايران تصريح كرده است كه مهلت دهم مرداد , آخرين مهلتي است كه ديگر تمديد نخواهد شد. تاكيد براين نكته از آن جهت اهميت دارد كه طرفهاي اروپائي مايلند به هر قيمت ممكن , زمان را به عقب بيندازند. بدون آنكه در روزهاي آينده هم معجزه اي بنفع آنها رخ دهد و يا اميدي به گشايش امور بنفع آنها برود. جمهوري اسلامي ايران تصريح كرده است كه در پايان اين مهلت , واحد يوسي اف اصفهان را فك پلمب كرده و مورد بهره برداري قرار خواهد داد. نكته مهم در اين ميان آنست كه اين يك تهديد نيست بلكه برداشتن گامي است كه اصل توقف آن هم براي « اعتمادسازي » صورت گرفت ولي در ميدان عمل ثابت شد كه حسن نيت يكطرفه اي كه ايران اسلامي نشان داد , نزد اروپائي ها بعنوان « حركتي از روي ضعف و اجبار » ارزيابي شد و آنها را براي اعمال فشار بيشتر وسوسه كرد.
مسئله اينست كه حتي در توقف واحد يوسي اف هم اجباري در كار نبود و از سرگيري فعاليت آن نيز مغايرتي با مفاد ان پي تي ندارد.
4 ـ آنچه اهميت دارد اينست كه ما نبايستي حتي در همين نقطه نيز متوقف شويم و با شروع فعاليت واحد يوسي اف اصفهان تصور كنيم كه تمامي قدمهاي لازم و كافي در اين زمينه را برداشته ايم . به عبارت روشن تر , از سرگيري فعاليت واحد يوسي اف اصفهان لازم است ولي كافي نيست . بلكه بايستي با تلاش براي از سرگيري فعاليتهاي غني سازي در نطنز , عقب ماندگي چند ماهه در اين مقوله را نيز جبران كنيم و اعتماد بنفس لازم در اين زمينه را نيز بدست آوريم .
5 ـ ممكن است دشمنان ما و كسانيكه به عمق توطئه ها آشنا نيستند , شبهاتي را القا كنند و چنين وانمود سازند كه گويا مسائلي وجود دارد كه ايران خواستار اعلام آن نيست . در اين مقوله , سفير انگليس در مصاحبه اي به شبهه افكني پرداخته و چنين وانمود كرده است كه اصرار ايران براي از سرگيري فعاليت واحد يوسي اف , تامل برانگيز است . او مي پرسد كه چه اصراري به شروع فعاليت اين واحد وجود دارد
پاسخ روشن است . اين واحد جزو قلمرو خاك كشور است و تصميم گيري درباره هر موضوعي در اين مقوله , جزو حقوق مسلم و خدشه ناپذير ايران محسوب مي شود ولي بلافاصله بايد پرسيد كه چه اصراري به ادامه تعليق فعاليت اين واحد وجود دارد اروپا از تحميل بلاتكليفي در اين مقوله چه سودي مي برد طرفهاي اروپائي از طفره رفتن در پذيرش ناتواني اجرائي در تامين تعهداتشان , چه هدفي را دنبال مي كنند بگذار همه بدانند كه ملت و دولت ايران با تلخكامي احساس مي كنند كه اراده ملي و حيثيت و غرور ملي آنها بخاطر اصرار ناموجه بيگانگان در تحميل چيزي كه حق آنها نيست و ربطي به بيگانگان ندارد , خدشه دار شده است .
ايران با از سرگيري فعاليت واحد يوسي اف اصفهان در چارچوب نظارتهاي رايج آژانس بين المللي انرژي اتمي و با حفظ تعهداتش در چارچوب ان پي تي , هيچ مولفه اي از قوانين و معيارهاي بين المللي را نفي نكرده و نمي كند. لكن با اصرار جنون آميز اروپا براي ادامه تعليق داوطلبانه اي كه ديگر هيچ نشاني از موقتي بودن و داوطلبانه بودنش باقي نمانده است , اين اراده ملي و حيثيت ايران است كه لگدكوب شده و ديگر قابل تحمل نيست .
6 ـ اين حق مسلم و طبيعي ايران است كه فعاليتها در واحدهاي غني سازي نطنز را هم در چارچوب تحت نظارت آژانس از سر بگيرد و صراحتا اعلام كند كه اگرچه خواستار پايان دادن به همكاري با آژانس نيست و نمي خواهد تعهداتش را ناديده بگيرد اما هرگز حاضر نيست چيزي بيش از مفاد ان پي تي را بپذيرد و اجرا كند.
تنها با اصرار بر اين نكته است كه دنيا روي حرف ما حساب مي كند و مطمئن مي شود كه ديگر نمي تواند با حيثيت و غرور ملي ما بازي كند و اروپا هم براي حل مشكلاتش با آمريكا و اسرائيل , بايستي دنبال راه حل ديگري باشد و يقين كند كه ديگر نمي تواند ايران را وجه المصالحه قرار دهد.