بعد ازظهر روز شنبه به طور اتفاقي در داخل ماشين براي دقايقي راديو
گوش مي كردم كه موضوع برنامه گفتگو در خصوص وظايف همسري مرد و
زن بود. سراسر اين برنامه تحريف واقعيات اسلام و جامعه و تحقير و توهين
نسبت به مردان بود و از محتواي برنامه اينگونه برداشت مي شد كه
دست اندركاران آن به دنبال عقده گشائي هستند.
برخلاف اينكه مرسوم است براي تفسير آيات قرآن از روحانيون و افراد
صاحب نظر ديني استفاده مي كنند , در بخشي از اين برنامه خانمي به عنوان
كارشناس به تفسير آيه « الرجال قوامون علي النسا بما فضل الله بعضهم
علي بعض » (آيه 34 سوره مباركه نشا) پرداخت و مدعي شد طبق اين آيه
مردان نگهبان زنان هستند.
پس از اظهارات اين كارشناس (!) , راديو مصاحبه خانمي را پخش كرد
كه مجري از او سئوال كرد « آيا شما در مورد آقايان و وظايف همسرتان
صحبت مي كنيد » كه اين خانم در پاسخ گفت : « ارزش آقايان كمتر از اين
است كه بخواهيم در مورد آنها صحبت كنيم !!(خنده مجريان
برنامه )
چنين اظهارنظري , توهين آشكار به كل جامعه خصوصا مردان است و
جاي سئوال دارد كه راديو جمهوري اسلامي ايران به چه دليل و هدفي اقدام
به پخش اين مصاحبه ساختگي كرده است .
در آستانه روز زن قرار داريم و ممكن است اين روزها از اينگونه
اظهارنظرهاي سطحي و توهين آميز در محافل و رسانه ها زياد بيان شود اما
واقعيت اينست كه مشكل زنان با توهين و تحقير مردان حل
نمي شود.
بدون ترديد افراد كم سواد و سطحي نگر نمي توانند با تحريف آيات قرآن
كريم و تحقير مردان , شان و منزلت زنان را ارتقا دهند. زن در صورتي به
منزلت و جايگاه خود مي رسد كه حضرت زهرا(س ) و آموزه هاي تعالي بخش
اسلام را الگو و چراغ راه خود قرار دهد.
انقلاب اسلامي به زنان ايراني هويت داد و آنها را از ابزار و كالابودن , از
عروسك نمايش هاي مبتذل و مستهجن بودن نجات داد. زن متعهد ايراني
امروز الگو بسياري از زنان محجبه غربي و زنان مبارز نهضت هاي مقاومت
اسلامي است . بحمدالله پس از انقلاب زنان به پست ها و مقام هاي عاليرتبه
نيز دست يافتند كه حفظ اين جايگاه بستگي به رفتار و كردار جامعه زنان
دارد.
اين قبيل زنان بدانند كه عقده گشايي , سطحي نگري و حسادت ,
مهمترين آفت براي انحراف آنها در مسير پربركت انقلاب اسلامي است و در
اين راه رسانه ملي وظيفه سنگيني برعهده دارد.
متاسفانه مدتهاست صداوسيما موضوعات بي اهميت برتري و يا
تساوي زنان و مردان و يا حقوق مادي زنان را برجسته و مورد توجه قرار
داده و از معنويات و قوام و لذايذ زندگي شيرين و بانشاط غافل مانده است .
موضوعاتي نظير برتري زنان , مهريه , نفقه و شيربها و تاكيد بر حق
طلاق و ارث در كانون برنامه هاي صداوسيما قرار گرفته كه متاسفانه به
تحريف احكام اسلام , ضديت با عرف جامعه و حقايق غيرقابل تغيير آلوده
شده است .
شايسته است تا رتبه ايران در طلاق , پله اي بالاتر نيامده , صداوسيما در
عملكرد خود تجديدنظر كند و در مورد برنامه اخير راديو كه توهين آشكار به
جامعه است , از همه مردم عذرخواهي كند.
يوسف اميري

|
ايثار و مقاومت , عناصر گم شده جامعه امروز
|
« ايثار » , « مقاومت » , « پيروزي » , « جهاد » , « همبستگي » و... اينها همه
كلماتي هستند كه بار معنايي وسيع و ارزشمندي را در خود جاي داده اند ,
معنايي كه سرنوشت را رقم مي زند , بقا را تضمين مي كند و بالندگي را به
همراه مي آورد. وجود چنين كلمات و تعابيري در فرهنگ هرملت به راستي
ثروت است , ثروتي كه با تزريق آن به بطن تمامي حركت هاي يك جامعه
بدون شك هر حركتي را به بهترين نحو در مسير متعالي آن جهت شكوفايي
انسان هدايت مي كند. اما هر كدام از اين مفاهيم در دوره خاصي به اوج
مي رسند و شناسه مصاديق بزرگي هستند و در دوره هاي ديگري فاقد
مصاديق فراگير و برجسته ولي آيا اين بدان معناست كه حتما بايد اتفاقي
بيفتد تا اين مفاهيم ارزشمند , مصداقي براي بروز پيداكنند و يا مي توان آنها
را در متن فرهنگ جاري كرد و به صورت يك فرآيند از آنها بهره
برد
« ايثار » , اوج بروز تبلور انسانيت و مرحله اي عالي در زندگي خاكي
آدميان است كه آنها را از نازل ترين درجه خاكي تا اوج افلاك پرواز مي دهد.
ايثار و عزم قاطع براي از خود گذشتگي است كه چراغ راه بندگان محبوب
خدا شده و ره صدساله ايشان را يك شبه هموار مي كند. در اين راه , نثار
قطره اي خون براي امنيت و آسايش ديگران , نثار عزيزترين تعلقات و
دلبستگي ها و... براي سعادت و آرامش ديگران آنقدر ارزش دارد كه خداوند
در قرآن كريم نيز به صراحت ايثارگران و مجاهدان در راه حق را بهترين
بندگان خويش خوانده و به خون پاك ايشان سوگند ياد مي كند.
اين يك مقوله انساني است كه در همه جوامع وجود دارد. ساير ملل
براي ايثارگران و كشته شدگان جنگ هاي خود عظمت و جايگاه خاصي
قائلند و همواره كوشيده اند آنها را مايه مباهات و ذخيره اي براي پيشرفت
نسل هاي بعدي قرار دهند. حتي كشورهايي هم كه درگير جنگ نبوده اند و از
اين حماسه آفريني هاي تاريخي بي بهره بوده اند. سعي كرده اند با
اسطوره سازي هايي در فرهنگ بومي خود , تجلي گاه كمال انسانيت را به مردم
خود شناسانده و به نوعي روح ايشان را براي رشد و ترقي آماده تر سازند ,
چرا كه همين فضيلت هاي فردي است كه موجب ايجاد پيوند افراد مختلف
اجتماع و در نهايت برقراري ارتباط بين جوامع مختلف مي شود.
اگر چه سالهاي دفاع و جهاد در جبهه هاي جنگ پايان پذيرفته , ليكن
جامعه امروز براي بقاي خود نيازمند فرهنگ ايثار و مقاومت براس دستيابي
به پيروزي در جبهه هاي گوناگون ديگر است . آنچه كه مي تواند ما را به آينده
اميدوار كند , بازسازي وگسترش موقعيت هاي پيروزي وموفقيت
است .ملت هايي كه بتوانند از موقعيت هاي ممتاز پيروزي هاي تاريخي خود
استفاده كنند و درجريان زندگي خود آنها راجاري و ساري سازند به
پيروزي هاي بزرگتري دست خواهند يافت .
از اين قبيل برنامه ها مي توان به نامگذاري روز سوم خرداد , سالروز فتح
خرمشهر به نام روز ملي ايثار , مقاومت و پيروزي اشاره كرد كه امسال به
پيشنهاد بنياد شهيد و امورايثارگران وتصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي
اين اقدام صورت گرفت .
واقعيت اين است كه اگر امروز درآرامش به سر مي بريم , نبايد فراموش
كنيم كه همه ما ميهمان ضيافتي هستيم كه عزيزترين انسان هاي اين سرزمين
با ايثار ومقاومت خود آن را ترتيب داده اند.حماسه آزادي خرمشهر ,
حماسه اي بزرگ بود كه به ملت ايران آموخت كه بتوانند حقارت شكست را
فراموش كنند و باز هم عزت , استقلال و آزادي وتعيين سرنوشت را تجربه
كنند و چه شايسته است .فارغ از زمان ومكان خاص به هر بهانه براي حركت
جامعه به سمت توسعه اين مفاهيم ارزشمند مجددا با نگاه تازه اي اشاعه
يابند.
« فاطمه نعيمي » فرزند شهيد در اين رابطه مي گويد : « نبايد فقط به دنبال
بهانه و رويدادي گشت تا به بهانه آن از ايثار و مقاومت گفت , بلكه بايد با
برنامه ريزي منسجم هميشه اين فرهنگ را زنده نگاه داشت . » وي با اشاره به
اينكه پپشگامان ايثار ومقاومت در همه جوامع مورد تقدير قرار مي گيرند ,
معتقد است كه جامعه امروز براي مشاركت و همبستگي به ايثار و از
خودگذشتگي در عرصه هاي مختلف و مقاومت در برابر مشكلات تا رسيدن
به موفقيت هاي بزرگ نياز دارد.
« محمد فرماني » برادر شهيد هم در اين زمينه معتقد است كه نهادينه
كردن مفاهيم اثرگذار بر روند حركت جامعه كه امتحان خود را پس داده اند و
ترويج رفتارهاي بزرگ انساني , يكي از بهترين مصاديق مشاركت عمومي و
همبستگي اجتماعي محسوب مي شود. به عقيده وي فرهنگ ايثار و مقاومت
محدود به جبهه و جنگ نيست بلكه در تمامي عرصه هاي علمي , صنعتي و
فكري , روحيه ايثار و مقاومت باعث پيروزي مي شود و ترويج اين مفهوم در
لايه هاي مختلف جامعه , زمينه ساز تحرك است .او مي گويد : « گذشت و
ايستادگي تنها اختصاص به دوران جنگ ندارد بلكه امت اسلامي هميشه بايد
فرهنگ ايثار و مقاومت را در دل و جان خود حفظ كند. »
« هادي عسگري » , جانباز دفاع مقدس نيز در اين زمينه نظرات جالبي
دارد. او مي گويد « اگر امروز آرامشي بر كشور حكمفرماست , اين آرامش
حاصل كاربردي شدن اين مفاهيم ارزشمند در نزد انسان هاي بزرگي است كه
با ايثار خود ما را بيمه كردند و اين فرهنگ اكنون هم بايد ترويج شود تا
آيندگان نيز با ايثار و مقاومت ما در برابر مشكلات بيمه شوند.
به عقيده او مشاركت همه جانبه و همبستگي آحاد جامعه با ايثار , از
خودگذشتگي و مقاومت و صبر آنها با الهام از نمونه هاي عيني و بزرگ كه
اوج آن در دفاع مقدس به ويژه آزادي خرمشهر بود , امروز مهترين عامل
پيروزي و پيشرفت است .
« حميد معظمي » استاد دانشگاه در اين باره مي گويد : « بر اساس عمل به
همين مفاهيم بود كه حيثيت ايران حفظ شد وامروز بعداز گذشت 27 سال از
انقلاب , خيلي از كشورها در برابر اصالت اين انقلاب و مردمان آن سرتعظيم
فرود مي آورند. » اين استاد دانشگاه معتقد است كه اگر زماني براي ماندن
مقاومت و ايثار مي كرديم .امروز بايد اين فضيلت ها را در جهت حركت به
سمت ثبات در عرصه هاي مختلف سياسي , اجتماعي واقتصادي به كار
گيريم , او هم فتح خرمشهر را نماد مناسبي براي ترويج اين مفاهيم مي داند و
با تقدير از نامگذاري روز ملي ايثار , مقاومت و پيروزي به بهانه سوم خرداد
اين روز را حاصل تقديم ثانيه به ثانيه هزاران انسان بزرگي مي داند كه با ميل
و اراده خود , جان خود را بركف نهاده و به ميدان مقاومت , ايثار و به تبع آن
پيروزي عظيم گام نهادند.
صحبت ها همه حاكي از اين واقعيت است كه جامعه امروز بيش از هر
زمان ديگري به فرهنگ ايثار و مقاومت نيازمند است و بديهي است در اين
شرايط , نمادسازي هاي ملي و يادآوري موقعيت هاي ممتاز و بي نظيرتاريخي
اين مرز و بوم و پشتوانه قرار دادن آنها براي همبستگي ملي و تداوم روحيه
پيروزي وسربلندي , از اقدامات موثري است كه به فرآيندي نگاه كردن به اين
مقوله هاي ارزشمند كمك شاياني مي كند.
آرمين ـ شفقت
گرچه سالهاي دفاع و جهاد در جبهه هاي جنگ پايان پذيرفته , ليكن
جامعه امروز براي بقاي خود نيازمند فرهنگ ايثار و مقاومت براي دستيابي
به پيروزي و موفقيت است
اگر امروز در آرامش به سر مي بريم نبايد فراموش كنيم كه همه ما ميهمان
ضيافتي هستيم كه عزيزترين افراد اين سرزمين با ايثار و مقاومت خود آن را
ترتيب داده اند

|
اگر دولت و سازمانهاي بيمه گر به وظايف قانوني
خود عمل مي كردند...
|

به نظر اينجانب سر و صداي مربوط به تعرفه خدمات پزشكي سياسي و
غيركارشناسي است , مگر خلاف آن ثابت شود. اخير شورايعالي سازمان
نظام پزشكي پس از انجام كار كارشناسي حسب اختيارات قانوني و رعايت
حقوق اطبا و بيماران نسبت به اعلام تعرفه اي اقدام نموده است كه شامل
ويزيت در مطب , بيمارستان خصوصي و همچنين خدمات جراحي ,
بيهوشي , داخلي و پاراكلينكي مي شود. يازده سال از اجراي قانون بيمه
همگاني خدمات درماني مي گذرد ولي هنوز بندهاي اساسي آن عمل نمي شود
كه تعيين تعرفه واقعي و احتساب سود سرمايه و استهلاك در بخشهاي غير
دولتي است و همچنين بر اساس آئين نامه هاي اين قانون 60 درصد بدهي
سازمانهاي بيمه گر مي بايست بلافاصله پس از تحويل صورتحساب ارائه
خدمات و 40 درصد بقيه پس از محاسبه ظرف دو ماه به ارائه دهندگان
خدمات درماني پرداخت شود كه اين كار انجام نمي شود. كساني كه به
تعرفه هاي اعلام شده توسط سازمان نظام پزشكي معترضند , خوب مي دانند
كه متاسفانه اين تعرفه ها نيز واقعي نيست و با خواست قانون گذار و
واقعيتهاي موجود جامعه فاصله دارد.
لازم به يادآوري است كه اطبا محترم نيز همچون مسئولان عزيز از
تحت فشار قرار گرفتن اقشار جامعه ناراحت مي شوند ولي اين بدان معنا
نيست كه اين طبقه تحصيلكرده و ممتاز را به سرنوشت اقشار آسيب پذير
مبتلا كنيم بلكه بايد فكري به حال محرومان نمود.
كسانيكه با شعارهاي سياسي و يا حتي اعتقادي در فكر رفع مشكلات
مردم هستند بدانند كه اعضا جامعه مقدس پزشكي نيز جزو مردمند و
مي بايست به آنها نيز توجه نمود به جاي ايجاد التهاب در جامعه و برخلاف
روح حاكم بر قانون برنامه چهارم توسعه و سند چشم انداز 20 ساله و به
جاي منصرف نمودن افراد و سازمانها به سرمايه گذاري در بخش درمان , بهتر
است تعرفه هاي واقعي در بخش غير دولتي در جهت رونق يافتن اين بخش
اعلام گردد وبي جهت افراد بي اطلاع را به جامعه پزشكي بدبين ننماييم از
طرف ديگر با اختصاص درصد مناسب از درآمد ناخالص داخلي به بخش
بهداشت و درمان ضمن رهايي بيمارستانهاي دولتي از وضعيت نگران كننده
موجود كه يكي از علل آن وجود تعرفه هاي غيرواقعي است به مردم عزيز نيز
اين بشارت را بدهيم كه مي توانند با كمك سازمان هاي بيمه گر از درمان
رايگان در بخش دولتي برخوردار شوند و توسعه و كنترل بخش خصوصي را
به عهده سازمان نظام پزشكي بگذاريم .
همواره از پيشرفتهاي بخش بهداشت و درمان صحبت مي كنيم كه انصافا
گسترش شبكه هاي بهداشتي و درماني در سراسر مملكت و بهتر شدن وضع
شاخصهاي بهداشتي , بي نيازي به پزشكان خارجي و عدم نياز به اعزام
بيماران به خارج از كشور و پيشرفت در رشته هاي پيوند اعضا بيماريهاي
قلب و عروق , مغز و اعصاب , بيهوشي . چشم , دياليز خوني و صفاقي و
استفاده از سلولهاي بنيادي و... در درمان غرورآفرين است و مي بايست قدر
زحمات پزشكان و ديگر كادرهاي پزشكي و مسئولان عزيز را بدانيم ولي بايد
اذعان كنيم كه بي تفاوتي و يا بي برنامگي نسبت به سرنوشت هزاران
فارغ التحصيل رشته هاي پزشكي و پيراپزشكي و اصرار به ادامه ادغام
آموزش پزشكي با مسايل درماني , حتي پس از رفع نياز مملكت و عدم
توانايي به انجام خدمات پزشكي رايگان (همچون گذشته ) به بيماران عزيز از
نقاط ضعف و عدم موفقيت مسئولان است كه رفع آنها نيز با ايجاد سر و صدا
و محكوم نمودن تعيين تعرفه هاي اعلام شده نيست گناه خود به گردن ديگران
انداختن وخلط مبحث نمودن و همه چيز را نگفتن و قدر زحمات شبانه
روزي هزاران پزشك و پرستار و ديگر كادرهاي پزشكي در بخش غير دولتي
را ندانستن سيره و شيوه افراد متقي و كاردان و شجاع نمي باشد.
اينجانب معتقدم مشكل از آنجا آغاز شده است كه شورايعالي نظام
پزشكي قبلي در آخرين جلسه فعاليت خود بجاي آنكه امر اعلام تعرفه را به
شورايعالي و رئيس كل منتخب جامعه پزشكي واگذار نمايد و يا حداكثر نظر
مشورتي خود را مطابق قانون به شورايعالي بيمه منعكس فرمايد , در اقدامي
شتابزده و غيرقانوني راسا مبادرت به اعلام تعرفه اي نه چندان واقعي نمود و
اين بهانه را به واحدهاي ديگر داد كه تعرفه اعلام شده از سوي سازمان نظام
پزشكي براي بخشهاي غيردولتي را زير سئوال ببرند. از طرف ديگراعضا
محترم شورايعالي نظام پزشكي فعلي عليرغم اختيارات وسيع قانوني بدست
آمده از ابتدا در موضع انفعالي قرار گرفتند و به دلايل متعدد نخواستند تعرفه
واقعي را اعلام نمايند براي خروج از اين وضعيت پيشنهاد مي نمايم :
1 ـ بيمارستانها و درمانگاههاي دولتي باكمك مسئولين محترم و دلسوز و
مساعدت سازمانهاي بيمه گر بطور رايگان به امر خدمت رساني به ملت
شريف ايران كه به بركت ازدياد قيمت نفت درآمد سرانه آنها نيز افزايش يافته
است , مشغول شوند.
2 ـ اطبا محترم و بيمارستانهاي غير دولتي با تعرفه هاي واقعي كه از سوي
سازمان نظام پزشكي اعلام خواهد شد به كسانيكه حسب تمايل خود به آنها
مراجعه مي نمايند ارائه خدمت نمايند. و ازين راههاست كه سهم درمان
ملت بزرگوار ايران به كمتر از 30 درصد موضوع قانون برنامه چهارم توسعه
خواهد رسيد.
دكتر علي نوبخت حقيقي
استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيدبهشتي

| | |