روزنامه جمهوري اسلامي 06/05/1384 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
عطر ياس خوش بوي رسول مدني , راضيه مرضيه , انسيه حورا , حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در اولين هفته از مرداد ماه سال 84 در آئينه ايام , مشام جانها را نواخت و جنب و جوش خاصي را در ميان ملت مسلمان ايران بويژه بانوان و مادران اين مرز و بوم آفريد.
در اين هفته شاهد ميلاد خجسته گلواژه بزرگ آفرينش و درخشش گوهر درخشان عصمت بوديم ; همو كه نبي مكرم اسلام , از او با تعابير خيره كننده اي ياد كرد , به گونه اي كه اين واژگان در وصف هيچ بانويي به كار نرفته است , زيرا كه فاطمه زهرا(س ) رمز عفاف , پاره تن پيامبر , ميزان اعمال و معيار ايمان بوده و هست .
سالروز ميلاد خجسته اين بانوي آسماني به ابتكار حضرت امام خميني به نام « روززن » نامگذاري شد تا فرصتي باشد تا زنان جامعه ما با الگوپذيري از اين اسوه بزرگ فردي و اجتماعي , خود را در آئينه شخصيتي حضرت فاطمه مورد بازنگري و اصلاح قرار دهند.
در ارزيابي موقعيت اجتماعي زنان اگر بپذيريم وقت آن رسيده كه بدور از پيرايه ها و شعارهاي معمول به بررسي پديده ها بپردازيم , بايد اعتراف كرد در سالهاي اخير موفقيت چنداني در تعميق فرهنگ فاطمي در جامعه و بهبود وضعيت فرهنگي زنان صورت نگرفته و آنچه كه به عنوان مشاركت و حضور زنان و دختران در سطح جامعه مطرح مي شود , چيزي جز خلع سلاح فرهنگي , حركت به سوي برهنگي فرهنگي و شكستن هنجارهاي اخلاقي نيست . نابساماني فرهنگي موجود در جامعه بويژه در بخش مربوط به زنان از آنچنان درجه بالايي برخوردار است كه علائم هشدار دهنده و نگران كننده آن نه تنها در ميان كارشناسان بلكه در ميان مردم و خانواده ها نيز به صدا درآمده است . طبعا در چنين شرايطي , مسئولان فرهنگي و اجتماعي بايد با درك حساسيت هاي موجود و وقوف بر ضربه پذيري جامعه از ناحيه تهاجمات فرهنگي , به موضوع كنترل وضعيت نابسامان كنوني و سپس بسترسازي براي تعميق فرهنگ انساني و اخلاقي در ميان جوانان بويژه دختران همت گمارند. قطعا كامل ترين و جامع ترين الگوي شخصيتي براي زنان ما , ويژگيهاي شخصيتي حضرت زهراي اطهر(س ) است كه پس از قرنها به عنوان يك ارزش جاودانه , همچنان بكر و با طراوت باقي مانده است .
اين ارزشها بايد توسط فعالان عرصه تبليغ و فرهنگ و بدور از افراط ها و تفريط ها در جامعه اشاعه يافته و نهادينه شود.
متاسفانه يك نكته انحرافي كه اين روزها توسط برخي محافل , بويژه مجامع فمينيستي و يا افراد ناآگاه ترويج و تبليغ مي شود , حضور زنان در عرصه اجتماع بدون در نظر گرفتن ارزشهاي اخلاقي و اصالتهاي خانواده است . اين جريانات , حضور زنان را در جامعه بدون در نظر گرفتن معيارهاي فرهنگي و اجتماعي و فقط به عنوان يك اصل ترويج مي كنند كه نتيجه آن , همان چيزي است كه متاسفانه امروز در برخي مراكز , ادارات , دانشگاهها و در سطح جامعه مشاهده مي شود.
هفته جاري همچنين شاهد ولادت فرزندي از فرزندان حضرت زهرا(س ) بود كه با قيام خود , راه معنويت را در جهان پرظلمت كنوني احيا كرد. امام خميني , بنيانگذار جمهوري اسلامي , اين مصلح بزرگ قرن , يكي از افتخارات زندگي خود را ولادت در روز فرخنده ميلاد فاطمي مي دانست و با تاسي بر همين فرهنگ توانست در عصر سلطه استكبار و عزلت ارزشهاي معنوي , طرحي نو را در جهان بيندازد و همه مستكبران را مات كند. به همين دليل و به پيروي از همين الگو بود كه قرن كنوني به نام عصر بيداري و آگاهي ملتها لقب گرفت .
همه ساله پنجم مرداد در حافظه تاريخي ملت نستوه ايران يادآور سالروز عمليات غرورآفرين مرصاد است ; عملياتي كه در واقع , پاسخي بود به توطئه مذبوحانه منافقين و جنايتكاران بعثي كه پس از پذيرش قطعنامه به طور مشترك در روياي فتح تهران , تجاوز ديگري را به ايران اسلامي آغاز كردند ولي نيروهاي مردمي با پيام پير جماران بار ديگر به جبهه هاي جنگ شتافته و با ايستادگي ظفرمندانه خود , حمله دشمن را خنثي و نقشه آنها را نقش برآب كردند.
اين حضور جانانه مردمي به دشمنان انقلاب نشان داد كه ملت ايران و رزمندگان پرتوان اين مرز و بوم تا آخرين لحظه در پاي دفاع از دين و آئين و تماميت ارضي خود ايستاده و ميدان را در مقابل هيچ متجاوزي خالي نخواهند كرد.
اين روزها دولت آقاي خاتمي آخرين روزهاي دوران فعاليت خود را سپري مي كند و ديدارهاي خداحافظي , وقت زيادي از دولتمردان و دولتيان را به خود اختصاص داده است .
تلاش هشت ساله اين دولت براي مردم يادآور خاطرات تلخ و شيرين بسياري است كه جا دارد با ارزيابي علمي و منصفانه اي كه از آن صورت مي گيرد , كارنامه عملكرد دولت اصلاحات در تاريخ انقلاب به درستي ثبت و ضبط شود.
واقعيت امر اينست كه نقد منصفانه عملكرد دولت آقاي خاتمي نه تنها براي دولت كنوني بلكه براي دولت در تقدير , يك ضرورت تام و تمام است زيرا حركت دولت آينده صرفا بادانايي و كسب تجربه از موفقيتها و ناكامي هاي دولت هاي گذشته امكانپذير است . از اين جهت رئيس جمهور منتخب كه در شرايط كنوني مشغول رايزني براي انتخاب همكاران خود در دولت است , بايد با شناخت نقاط ضعف دولتهاي قبل از همه ظرفيتهاي موجود و افراد و جريانهاي متعهد و انقلابي در تشكيل كابينه استفاده كرده و خود را براي خدمت رساني به مردم و آغاز حركتي پرشتاب آماده نمايد.
دور جديد انفجارها در انگليس كه در آخرين روز هفته گذشته به وقوع پيوست اگرچه تلفاتي به همراه نداشت ولي با موجي از حملات نژادپرستانه عليه اقليت مسلمانان مقيم اين كشور و مساجد آنان همراه بود.
در طول يك هفته اخير دست كم 10 مسجد و مركز اسلامي در شهرهاي انگلستان توسط افرادي كه معمولا در اين گونه رويدادها از حمايت پليس برخوردار هستند مورد حمله قرار گرفته است . يك بررسي نشان مي دهد اقليت مسلمانان در انگليس كه دو ميليون نفر از جمعيت 60 ميليون نفري اين كشور را تشكيل مي دهند به مراتب بيشتر از ساير كشورهاي اروپائي مورد تبعيض , سركوب , فشار و سوظن دولت و آزار گروههاي نژادپرست قرار دارند . اين درحالي است كه مسلمانان انگليس از زمان وقوع حادثه 11 سپتامبر آمريكا شديدتر از قبل مورد آزارهاي سازمان يافته دولت و پليس و يا گروههاي نژادپرست تحت الحمايه آنان قرار گرفتند. اين سركوب , متعاقب دخالت نظامي آمريكا و انگليس در عراق شديدتر شد و با انفجارهاي اخير در مترو و ايستگاههاي اتوبوس لندن وحشيانه تر گرديد.
انگلستان از جمله كشورهائي است كه سخت ترين محدوديتها عليه گروههاي اسلامي در آن اعمال مي شود. دمكراسي و آزادي انگليسي , فضاي يك سويه اي است كه در آن همه آزادند عليه اعتقادات و باورهاو حركتهاي اسلامي بگويند و بنويسند ولي اين آزادي ادعائي به هيچ مسلمان و گروه اسلامي اجازه فعاليت متقابل را نمي دهد. طبعا از درون چنين فضائي است كه امثال سلمان رشدي مرتد شكل مي گيرد. دولت انگلستان در مقابله با گروههاي اسلامي , تابع بي چون و چراي اراده آمريكائيها و صهيونيستهاست . تلقي انگليسي ها از اسلام , بحران خاورميانه , بحران عراق , صهيونيسم , صلح , 11 سپتامبر , تروريسم , حوادث انتحاري و ساير رويدادها و تحولات خاورميانه و جهان دقيقا منطبق بر تلقي آمريكا و اسرائيل است .
در چنين شرائطي تعجب آور نيست اگر همواره شاهد موج سركوب اقليت مسلمانان مقيم انگليس به هر بهانه اي باشيم .
وقوع انفجارهاي مهيب و پرتلفات در بازار و هتل هاي محل اقامت جهانگردان خارجي در شرم الشيخ مصر كه بيش از 90 كشته و 200 زخمي برجاي گذاشت , از جمله مهمترين رويدادهاي جهان در هفته جاري بود.
اين حادثه كه پس از حادثه انفجار تفريحگاه توريستي طابا در صحراي سينا در 18 مهر سال گذشته , دومين حادثه خونين در مصر محسوب مي شود , مانند همان حادثه قربانيان خود را از ميان گردشگران اروپائي , آمريكائي , اسرائيلي و عرب برگزيده است . گرچه هنوز به طور قطع هيچ گروه مشخصي مسئوليت اين حادثه را نپذيرفته و نامهاي مجعولي نيز كه خود را عامل اين حوادث معرفي مي كنند , نمي تواند معيار قضاوت قطعي قرار گيرد. ولي در حادثه امروز شرم الشيخ و حادثه ديروز طابا سه ديدگاه وجود دارد. يكي بر نقش گروه القاعده در ارتكاب اين حادثه و اين گونه حوادث دلالت دارد , گروهي كه در سالهاي اخير و بويژه پس از حادثه 11 سپتامبر , همواره از نظر آمريكا و انگليس , متهم رديف اول اين گونه حادثه ها هستند.
تحليل دوم انگشت اتهام را به طرف صهيونيستها و عوامل سازمان جاسوسي آنها موسوم به « موساد » نشانه رفته است . براساس تحليل گروه دوم , هدف صهيونيستها برانگيختن خشم دولت قاهره عليه گروههاي اسلامي و ترغيب مقامات مصري به افزايش سركوب مسلمانان بوده است .
تحليل سوم نيز كه در قضاوتها و تحليل هاي خارجي معمولا به آن اشاره اي نمي شود و منابع سياسي قاهره نيز مايل نيستند مطرح بشود , اعتراض مردم مصر به تداوم همكاري دولت مصر و اسرائيل در طرحهاي آمريكائي در خاورميانه است . حقيقت امر هرچه باشد , اين گونه انفجارها و حوادث توانسته است رژيم مبارك را در ماههاي پاياني حكومت 24 ساله اش در برابر يك شوك بزرگ امنيتي قرار دهد. رژيم قاهره نمي تواند در برابر دستهاي هدايت شده اي كه مي خواهند با آتش افروزي در مصر و نقاط ديگر اهداف سياسي خود و حاميان خويش را دنبال كنند آسوده خاطر باشد.
آزادي « سمير جعجع » سركرده فالانژهاي ماروني لبنان از جمله خبرهاي سياسي مهم منطقه خاورميانه طي هفته اي است كه پشت سر مي گذاريم . سمير جعجع 53 ساله در يك دوره 20 ساله حدفاصل 1374 ـ 1354 نقش موثري در برافروختن آتش جنگهاي داخلي لبنان داشته است . حادثه ترور رشيد كرامي نخست وزير مسلمان لبنان در سال 1366 , حادثه كشتار فلسطينيان مسلمان در اردوگاههاي صبرا و شتيلا در 1361 و حادثه ربوده شدن 4 ديپلمات ايراني در لبنان , از مهمترين رويدادهاي تلخي است كه اراده سمير جعجع و نيروهاي تحت فرمان وي در پس يكايك آنها وجود دارد. آزادي وي در لبنان مانند بازگرداندن ژنرال ميشل عون از جمله رويدادهاي خطرناكي است كه بايد آن را از تبعات خروج نظاميان سوري از لبنان و دست بردن نمايندگان مجلس لبنان در قانون اساسي اين كشور دانست . از اين رو ناظران سياسي معتقدند , آزادي سمير جعجع از بازداشتگاه وزارت دفاع لبنان به منزله بي حرمتي به خون كساني است كه طي دو دهه جنگهاي داخلي لبنان جان خود را از دست داده اند.
در اين هفته شيمون پرز سياستمدار كهنه كار صهيونيسم اعتراف كرد كه تل آويو با روياي « اسرائيل بزرگ » وداع كرده است .
اظهارات شيمون پرز اعترافي آشكار به خطا بودن تصور واهي كساني است كه مرزهاي اسرائيل را از نيل تا فرات ترسيم كرده و دست كم يك قرن بر طبل اين باور خرافي و دروغ مي كوبيدند. شايد بهتر اين بود كه پرز در تكميل نظريه خود به جعلي بودن ماهيت حكومت اسرائيل و به دروغ بودن دلائلي كه اسلاف وي برمبناي آن رژيم غاصب صهيونيستي را شكل دادند نيز اشاره مي كرد.
ممكن است اظهارات پرز تنها يك تاكتيك باشد. چنانكه تاريخچه رفتار سردمداران صهيونيسم با افكار عمومي جهان مملو از فريب و نيرنگ است ولي در يك اصل اساسي نمي توان ترديد كرد و آن اينكه بسياري از طرحها و باورهاي استعماري كه در قرون اخير شكل گرفتند , زائيده تفكر استعماري امپراطوري گذشته هستند و در مواجهه با پديده هائي چون رشد و آگاهي ملتها و نضج جنبشهاي آزاديخواهانه و استقلال طلبانه و همچنين عدم انطباق با مقررات و ضوابطي كه در نتيجه اين آگاهي ها تحت عنوان « قوانين بين المللي » بر دنياي معاصر حاكم شده و نوع روابط كشورها با يكديگر را ترسيم مي كند , غيرمنطقي , غيراصولي و افسانه جلوه مي كنند. روياي مردود « اسرائيل بزرگ » نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد.