روزنامه جمهوري اسلامي 05/05/1384 صفحه عقيدتي
خورشيدي بر تارك اسلام




ديدگاه هاي امام خميني در باره شخصيت حضرت فاطمه زهرا(س )
اصولا رسول اكرم (ص ) و ائمه (ع ) طبق رواياتي كه داريم قبل از اين عالم , انواري بوده اند در ظل عرش , و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردم امتياز داشته اند(1 ) . و مقاماتي دارند الي ماشاالله , چنانكه در روايات معراج , جبرئيل عرض مي كند : « لو دنوت انمله لا حترقت » (2 ) هرگاه كمي نزديكتر مي شدم سوخته بودم . يا اين فرمايش كه « ان لنا مع الله حالات لايسعه ملك مقرت ولا نبي مرسل » (3 ) ما با خدا حالاتي داريم كه نه فرشته مقرب آن را مي تواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل . اين , جز اصول مذهب ماست كه ائمه (ع ) چنين مقاماتي دارند قبل از آنكه موضوع حكومت در ميان باشد. چنانكه به حسب روايات , اين مقامات معنوي براي حضرت زهرا , سلام الله عليها , هم هست (4 ) با اين كه آن حضرت نه حاكم است و نه قاضي و نه خليفه . اين مقامات سواي وظيفه حكومت است . لذا وقتي مي گوييم حضرت زهرا , عليها السلام , قاضي و خليفه نيست لازمه اش اين نيست كه مثل من و شماست يا بر ما برتري معنوي ندارد.
زن ملكوتي
تمام ابعادي كه براي زن متصور است و براي يك انسان متصور است در فاطمه زهرا , سلام الله عليها , جلوه كرده و بوده است . يك زن معمولي نبوده است , يك زن روحاني , يك زن ملكوتي , يك انسان به تمام معنا انسان , تمام نسخه انسانيت , تمام حقيقت زن , تمام حقيقت انسان . او زن معمولي نيست , او موجود ملكوتي است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است , بلكه موجود الهي جبروتي در صورت يك زن ظاهر شده است ... تمام هويتهاي كمالي كه در انسان متصور است و در زن تصور دارد , تمام در اين زن است ... زني كه تمام خاصه هاي انبيا در اوست . زني كه اگر مرد بود , نبي بود. زني كه اگر مرد بود به جاي رسول الله بود... معنويات , جلوه هاي ملكوتي , جلوه هاي الهي , جلوه هاي جبروتي , جلوه هاي ملكي و ناسوتي همه در اين موجود مجتمع است . انساني است به تمام معنا انسان , زني است به تمام معنا زن . از براي زن ابعاد مختلفه است . چنانچه براي مرد و براي انسان . اين ورق صوري طبيعي نازلترين مرتبه انسان است و نازلترين مرتبه زن است و نازلترين مرتبه مرد است . لكن از همين مرتبه نازل حركت به سوي كمال است . انسان موجود متحرك است , از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب , تا فنا برالوهيت . براي صديقه طاهره اين مسائل , اين معاني حاصل است . از مرتبه طبيعت شروع كرده است . حركت كرده است . حركت معنوي , با قدرت الهي , با دست غيبي , تا تربيت رسول الله (ص ) مراحل را طي كرده است تا رسيده است به مرتبه اي كه دست همه از او كوتاه است .
يك زن در دنيا آمد كه مقابل همه مردان است . يك زن به دنيا آمد كه نمونه انسان است يك زن به دنيا آمد كه تمام هويت انسان در او جلوه گر است .
(فاطمه زهرا(س )) زني كه افتخار خاندان وحي و چون خورشيدي بر تارك اسلام عزيز مي درخشد , زني كه فضايل او همطراز فضايل بي نهايت پيغمبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بود , زني كه كسي با هر بينش درباره او گفتاري دارد و از عهده ستايش او برنيامده , كه احاديثي كه از خاندان وحي رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده و دريا را در كوزه اي نتوان گنجاند و ديگران هر چه گفته اند به مقدار فهم خود بوده , نه به اندازه مرتبت او. پس اولي آنكه از اين وادي شگفت درگذريم .
صحيفه فاطميه (س )
من راجع به حضرت صديقه , سلام الله عليها , خودم را قاصر مي دانم ذكري بكنم , فقط اكتفا ميكنم به يك روايت كه در كافي )5 ) شريفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روايت اين است كه حضرت صادق , سلام الله عليه , مي فرمايد : فاطمه , سلام الله عليها , بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند , در اين دنيا بودند و حزن و شدت برايشان غلبه داشت و جبرئيل امين مي آمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض ميكرد و مسائلي از آينده نقل مي كرد. ظاهر روايت اين است كه در اين هفتاد و پنج روز مراوده اي بوده است , يعني رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است وگمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياي عظام درباره كسي اين طور وارد شده باشد كه در ظرف هفتاد و پنج روز جبرئيل امين رفت وآمد داشته است و مسائل را در آتيه اي كه واقع مي شده است , مسائل را ذكر كرده است و آنچه كه به ذريه او مي رسيده است در آتيه , ذكر كرده است وحضرت امير , همان طوري كه كاتب وحي رسول خدا بوده است ـ و البته آن وحي به معناي آوردن احكام , تمام شد به رفتن رسول اكرم ـ كاتب وحي حضرت صديقه در اين هفتاد و پنج روز بوده است . مسئله آمدن جبرئيل براي كسي يك مسئله ساده نيست , خيال نشود كه جبرئيل براي هر كسي مي آيد و امكان دارد بيايد , اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسي كه جبرئيل مي خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است . چه ما قائل بشويم به اين قضيه تنزيل , تنزل جبرئيل , به واسطه روح اعظم خود اين ولي است يا پيغمبر است , او تنزل مي دهد او را و وارد مي كند تا مرتبه پايين يا بگوييم كه خير , حق تعالي او را مامور مي كند كه برو و اين مسائل را بگو. چه آن قسم بگوييم كه بعض اهل نظر مي گويند و چه اين قسم بگوييم كه بعض اهل ظاهر مي گويند , تا تناسب ما بين روح اين كسي كه جبرئيل مي آيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است نباشد , امكان ندارد اين معنا و اين تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياي درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسي و عيسي و ابراهيم و امثال اينها , بين همه كس نبوده است , بعد از اين هم بين كسي ديگر نشده است , حتي درباره ائمه هم من نديده ام كه وارد شده باشد اين طور كه جبرئيل بر آنها نازل شده باشد , فقط اين است كه براي حضرت زهرا , سلام الله عليهاست , كه آن كه من ديده ام كه جبرئيل به طور مكرر در اين هفتاد و پنج روز وارد مي شده و مسائل آتيه اي كه بر ذريه او مي گذشته است , اين مسائل را مي گفته است و حضرت امير هم ثبت مي كرده است و شايد يكي از مسائلي كه گفته است , راجع به مسائلي است كه در عهد ذريه بلند پايه او حضرت صاحب , سلام الله عليه , است براي او ذكر كرده است كه مسائل ايران جزو آن مسائل باشد , ما نمي دانيم , ممكن است . در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلي كه براي حضرت زهرا ذكر كرده اندـ با اين كه آنها هم فضايل بزرگي است ـ اين فضيلت را من بالاتر از همه مي دانم كه براي غير انبيا , عليهم السلام , آن هم نه همه انبيا , براي طبقه بالاي انبيا , عليهم السلام , و بعض از اوليايي كه در رتبه آنها هست , براي كسي ديگر حاصل نشده . و با اين تعبيري كه مراوده داشته است جبرئيل در اين هفتاد و چند روز , براي هيچ كس تاكنون واقع نشده و اين از فضايلي است كه از مختصات حضرت صديقه , سلام الله عليهاست .
قلم و بيان من عاجز است كه مقاومت عظيم و گسترده ميليونها مسلمان شيفته خدمت و ايثار و شهادت را در اين كشور صاحب الزمان , ارواحنا فداه , ترسيم نمايد و از حماسه ها و رشادتها و خيرات و بركات فرزندان معنوي كوثر , حضرت فاطمه , سلام الله عليها , سخن بگويد كه همه اينها از هنر اسلام و اهل بيت و از بركات پيروي امام عاشورا سرچشمه گرفته است .
ما مفتخريم كه ... صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالي به زهراي مرضيه است , از ماست .
زهد و ساده زيستي
حضرت امير , سلام الله عليه , كه خليفه مسلمين بود , خليفه يك مملكتي كه شايد ده مقابل مملكت ايران بود كه حجاز تا مصر , آفريقا , كذا , كذا , يك مقدار هم از اروپا , اين خليفه الهي وقتي توي جمعيت بود مثل همه ما كه نشسته ايم با هم , اين هم (6 ) زير پايش نبود . همين بود كه يك پوست داشتند به حسب نقل , يك پوست داشتند كه شب خودش و حضرت فاطمه رويش مي خوابيدند و روز روي همين پوست علوفه شترش را مي ريخت , پيغمبر هم همين شيوه را داشته . اسلام اين است .
اين خانه كوچك فاطمه , سلام الله عليها , و اين افرادي كه در آن خانه تربيت شدند كه به حسب عدد , چهار پنج نفر بودند و به حساب واقع , تمام قدرت حق تعالي را تجلي دادند , خدمتهايي كردند كه ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب درآورده است .
زني كه در حجره اي كوچك و خانه اي محقر انسانهايي تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوي افلاك و از عالم ملك تا آن سوي ملكوت اعلي مي درخشد. صلوات و سلام خداوند تعالي بر اين حجره محقري كه جلوه گاه نور عظمت الهي و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است .
ما يك كوخ چهار پنج نفري در صدر اسلام داشتيم و آن كوخ فاطمه زهرا , سلام الله عليهاست . از اين كوخها(7 ) هم محقرتر بوده , لكن بركات اين چي است بركات اين كوخ چند نفري آنقدر است كه عالم را پر كرده است از نورانيت و بسيار راه دارد تا انسان به آن بركات برسد. اين كوخ نشينان در كوخ محقر , در ناحيه معنويات آنقدر در مرتبه بالا بودند كه دست ملكوتيها هم به آن نمي رسد و در جنبه هاي تربيتي آنقدر بوده است كه هر چه انسان مي بيند بركات در بلاد مسلمين هست و خصوصا در مثل بلاد ماها , اينها از بركت آنهاست .
اسوه زنان
ما بايد سرمشق از اين خاندان بگيريم , بانوان ما از بانوانشان و مردان ما از مردانشان , بلكه همه از همه آنها , آنها زندگي خودشان را وقف كردند از براي طرفداري مظلومين و احياي سنت الهي . ما بايد تبعيت كنيم و زندگي خود را براي آنها قرار بدهيم . كسي كه تاريخ اسلام را مي داند , مي داند كه اين خاندان هر يكشان مثل يك انسان كامل بلكه بالاتر , يك انسان الهي , روحاني براي ملتها و مستضعفين قيام كردند در مقابل كساني كه مي خواستند مستضعفين را از بين ببرند.
الگو , حضرت زهرا , سلام الله عليهاست . الگو , پيغمبر اسلام است . ما وقتي مملكتمان اسلامي است , وقتي مي توانيم ادعا كنيم كه جمهوري اسلامي داريم كه تمام اين معاني كه در اسلام است تحقق پيدا بكند.
خطبه فاطمه زهرا , سلام الله عليها , در مقابل حكومت و قيام اميرالمومنين و صبر اميرالمومنين در مدت بيست و چند سال و در عين حال كمك كاري به حكومت موجود و بعد هم فداكاري در راه اسلام و فداكاري در فرزند عزيزش امام مجتبي كه يك خدمت بسيار بزرگ و دولت جابر اموي را به آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش حضرت سيد الشهدا , چيزهايي بود كه همه مي دانيد و مي دانيم و با اينكه عده كم و اسباب و ابزار جنگ پيش آنها كم بود , لكن روح الهي و روح ايمان آنها را آن طور كرد كه بر همه ستمكاران عصر خودشان غلبه پيدا كردند و اسلام را زنده كردند و براي ما و شما برادر هاي عزيز الگو شدند كه ما از كمي عده و كمي عده و كمي ابزار جنگ در مقابل تمام قدرتهايي كه امروز با ما به جنگ برخاسته اند , مقاومت كنيم .
كوشش كنيد در تهذيب اخلاق و در وادار كردن دوستانتان , را , به تهذيب اخلاق . كوشش كنيد كه در مقابل آن جناياتي كه بر شما وارد شد عكس العمل نشان بدهيد , در حفظ همه حيثياتي كه حيثيت بزرگ زن است , آن طوري كه زن فريد , حضرت زهرا , سلام الله عليها , بود. همه بايد به او اقتدا كنيد و كنيم و همه بايد دستورمان را از اسلام به وسيله او و فرزندان او بگيريم و همان طوري كه او بوده است , باشيد و در علم و تقوا كوشش كنيد كه علم به هيچ كس انحصار ندارد , علم مال همه است , تقوا مال همه است و كوشش براي رسيدن به علم و تقوا وظيفه همه شماست . (منبع : سيماي معصومين (ع ) در انديشه امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ).
پاورقي
1 ـ بحارالانوار , ج 5 , ص 101 ـ 103
2 ـ بحارالانوار , ج 18 , ص 382
3 ـ بصائرالدرجات , ص 23 , باب 11
4 ـ بحارالانوار , ج 43 , ص 12 به بعد
5 : اصول كافي , ج 2 , ص 355
6 ـ اشاره حضرت امام به زيرانداز ساده اقامتگاه خودشان در قم است .
7 ـ اشاره حضرت امام به اقامتگاه كوچك خودشان در محله جماران تهران است .
حضرت فاطمه (س ) زني است كه در حجره اي كوچك و خانه اي محقر انسانهايي تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوي افلاك و از عالم ملك تا آن سوي ملكوت اعلي مي درخشد. صلوات و سلام خداوند تعالي بر اين حجره محقري كه جلوگاه نور عظمت الهي و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است
معنويات , جلوه هاي ملكوتي , جلوه هاي الهي , جلوه هاي جبروتي , جلوه هاي ملكي و ناسوتي , همه در اين موجود مجتمع است . انساني است به تمام معنا انسان . زني است به تمام معنا زن
تمام ابعادي كه براي « زن » متصور است و براي يك « انسان » متصور است , در فاطمه زهرا(س ) جلوه كرده است . او تمام نسخه انسانيت , تمام حقيقت زن , و تمام حقيقت انسان است