روزنامه جمهوري اسلامي 29/04/1384 صفحه سياسي

« مبارزه با تروريسم » راهي به سوي بن بست
عراق ; دوران عبور از بحران
« مبارزه با تروريسم » راهي به سوي بن بست


خبرگزاري جمهوري اسلامي : پايگاه اينترنتي « اسلام آن لاين » در گزارش هفته جاري خود نوشت : تازه ترين گزارش منتشر شده از سوي وزارت خارجه آمريكا در مورد تروريسم به خصوص پس از انفجارهاي لندن در بردارنده نقاط قابل توجهي هستند و حكايت از آن دارد كه مبارزه با تروريسم راه خود را گم كرده است .
نكته اول اينكه تمام عمليات انفجاري صورت گرفته پس از حوادث يازدهم سپتامبر در اندونزي , عربستان , تركيه , مغرب , اسپانيا و انگليس توسط گروه هاي محلي طراحي و اجرا شد و ارتباطي با سازمان القاعده نداشته است .
نكته دوم اينكه افغانستان در گذشته پايگاه و پناهگاه اصلي براي آموزش گروههاي ياد شده به شمار مي رفت اما هم اكنون عراق جايگزين افغانستان شده است و بيست درصد اقدامات تروريستي روزمره توسط گروه الزرقاوي در اين كشور انجام مي گيرد.
بر مبناي گزارش ياد شده هزاران تن از شركت كنندگان در اقدامات مزبور جواناني هستند كه از خارج عراق به اين كشور روي آورده اند و وقتي به كشور اصلي خود بازمي گردند مانند عرب هاي افغان خطر بزرگي براي امنيت و ثبات كشور خود بشمار خواهند رفت .
تبديل عراق به جاي افغانستان به مركزي براي گروههاي مسلح به معناي ناكام ماندن راه مبارزه با تروريسم است و اين دو نكته حكايت از آن دارد كه اهداف اعلام شده از سوي دولت آمريكا براي رويارويي با حوادث مشابه يازدهم سپتامبر تحت عنوان مبارزه با تروريسم تحقق نيافته است .
آمريكا در آن زمان اعلام كرد كه اين مبارزه شصت كشور را مورد هدف خود قرار داده است و شامل زمينه هاي مختلف از قبيل امنيت , فناوري , فرهنگ و منابع تامين هزينه است .
بر پايه همين گزارش , تلاش آمريكا براي مبارزه با تروريسم نتيجه عكس داد زيرا يك شبكه سازمان يافته مركزي براي تروريسم به چندين شبكه و يك گروه به گروه هاي جديدي در مناطق مختلف جهان تبديل شد.
مهم تر از همه اينها انگيزه اوليه اعلام شده گروههاي مسلح مبني بر اخراج آمريكايي ها از شبه جزيره عربستان به انگيزه هاي متعدد مبدل شد كه اين انگيزه ها در نتيجه حضور مستقيم آمريكا و سياستهايش همچنان رو به فزوني است .
بررسي تحولات ياد شده براي ارزيابي و پيش بيني آينده روند آمريكا در مبارزه با تروريسم لازم و ضروري است .
آمريكا تصور مي كرد كه با ريختن بمب هاي پانصد تني بر افغانستان و بسيج امكانات نظامي , سياسي و مالي خود و خشكاندن منابع تامين هزينه هاي تروريست ها و منابع تبليغاتي آنها خواهد توانست ضربه كمر شكني بر گروه هاي مسلح وارد كند.
طرح مبارزه با تروريسم آمريكا ارزش خود را از دست داده و زير سوال رفته است و بعيد به نظر مي رسد كه انفجارهاي لندن به شدت گرفتن عمليات نظامي آمريكا در عراق و يا افزايش حضور اعضاي ناتو در اين كشور منجر شود.
انفجارهاي لندن و قبل از آن مادريد نشان داد كه سياستمداران به جاي به عهده گرفتن مسئوليت , سيستم امنيتي اطلاعاتي كشور خود را به عنوان مقصر اصلي معرفي مي كنند و اين موضوع خود حكايت از رويكرد اشتباه طرح « مبارزه با تروريسم » آمريكا دارد.
به نوشته پايگاه اينترنتي « اسلام آن لاين » , طرح مبارزه با تروريسم يكي از اهداف خود را پيگرد خطوط سازماندهي مركزي گروههاي مسلح و شعبه هاي آن اعلام كرد : در حالي كه در مورد حوادثي همچون انفجارهاي لندن مشاهده مي شود كه خطوط ياد شده يا حضور ندارند و يا حتي در صورت حضور داشتن هيچ نقشي ندارند.
دست داشتن گروههاي محلي در حوادث ياد شده را نمي توان محدود به يك منطقه جغرافيايي خاص كرد و يا مراكز شكل گرفتن آنها را مشخص نمود.
نكته قابل توجه اينكه انفجارهاي مادريد به تدريج و با احتياط اين سئوال را مطرح كرد كه طرح « مبارزه با تروريسم » چه پيامدهايي دارد طرحي كه خود به عاملي براي زايش و افزايش تروريسم مبدل شد.
پيش بيني مي شود كه به دنبال انفجارهاي لندن اعمال فشار از سوي افكار عمومي , انديشمندان , تحصيل كرده ها , رسانه هاي گروهي و محافل سياسي باعث تجديدنظر ريشه اي در طرح مبارزه با تروريسم و يافتن جايگزين مناسب براي آن شود.
نبايد فراموش كرد كه كشورهاي اروپايي متكي بر مسلمانان اروپايي تبار و همچنين نسلي سومي هاست .
نسل سومي ها كساني هستند كه در اروپا به دنيا آمده اند و از نوادگان مسلماناني هستند كه چند دهه پيش به اين قاره مهاجرت كرده اند.
زنجيره طرح هاي اصلاح طلبانه ارائه شده از سوي غرب براي جهان عرب با مشكل تروريسم در ارتباط است .
مشكلي كه در سر لوحه روابط غرب با جهان اسلام قرار گرفته است . غرب با شعار « دمكراسي نابودكننده تروريسم » , حكومت هاي عرب را براي اجراي اصلاحات زير فشار قرار داده است و در عين حال آمادگي خود را براي گفت وگو با به اصطلاح اسلام سياسي نمايانگر شده در سازمان هاي جنبش هاي اسلامي اعلام كرده است . سئوالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه آيا انفجارهاي لندن به يك تحول جديد در اين زمينه منجر خواهد شد چارچوب برخورد غرب با سازمان ها و جريان هاي اسلامي را بطور كلي مي توان در چهار پايه و محور ذيل خلاصه كرد :
1 ـ نبود جايگزيني براي همكاري در زمينه حفظ منافع مشترك امنيتي باعث شده تا سازمان اطلاعات آمريكا بطور رسمي در كشورهاي عربي و اسلامي وارد عمل شود.
2 ـ غرب با اعمال فشار براي اجراي اصلاحات مي خواهد كشورهاي عربي و اسلامي را به دنباله روي از سياست هاي خاص خود در مورد فلسطين و عراق وادار كند كه اين اعمال فشار با توجه به شرايط ممكن است افزايش و يا كاهش يابد.
3 ـ اين انديشه به تدريج در غرب در حال رشد و گسترش است كه رويكرد اسلامي ميانه رو مناسب ترين گزينه براي رويارويي با انديشه هاي تندرو و تروريستي است .
4 ـ غرب به اشتباه تصور مي كرد كه با صرف نظر كردن از طرح حمايت از گسترش دمكراسي باعث تقويت جريانهاي غيرمخالف به استثناي جريانهاي اسلامگرا خواهد شد.
از سوي ديگر بعيد به نظر مي رسد كه غرب بخواهد به سبك تركيه به اسلامگراها بعد جهاني ببخشد زيرا تحقق اين سبك در كشورهاي عربي امكان پذير نيست .
اسلام آن لاين افزود : انفجارهاي لندن در محورهاي ياد شده هيچ تغييري ايجاد نمي كنند.
جنبش هاي سياسي اسلامي كه از نظر اروپايي ها ميانه روتر و سازمان يافته تر هستند همواره پس از هر عمليات انفجاري آن را محكوم كرده اند تا شبهه مشاركت در آن و يا موافقت ضمني با آن را از خود دور كنند.
جنبش هاي مزبور در اين قبيل موارد همواره موضعي همچون موضع نظام هاي حاكم بر كشورهاي عربي و اسلامي اتخاذ مي كنند.
البته در اين رابطه بايد به دو نكته ذيل نيز توجه داشت , نكته اول اينكه اروپا ديدگاه جريان سياسي ميانه رو اسلامي در قبال سياست هاي غرب در جهان عرب را با اقدامات انتحاري صورت گرفته در سراسر جهان در ارتباط مي داند كه اين امر نشان مي دهد برخي از اعراب با حوادث روي داده در كشورهاي اروپايي مرتبط هستند.
نكته دوم اينكه غرب به جريان اسلام سياسي ميانه رو پيشنهاد داد تا با ارائه كمكهاي فكري و عملي مانع از ادامه خونريزي شوند و جريان مزبور نيز به پيشنهاد ياد شده پاسخ مثبت داد.
غرب به دنبال حوادث يازدهم سپتامبر سال 2001 رژيم هاي ديكتاتور را به عنوان عامل پيدايش تروريسم معرفي كرد : اما هم اكنون بر مبناي تحليل و تفسيرهاي به عمل آمده در غرب نسل جديد مسلمان در اروپا به عنوان عامل انفجارهاي اخير در لندن و مادريد معرفي شده است .
بايد توجه داشت كه نسل جديد مسلمان در اروپا داراي فرهنگ غربي است و از نظر اجتماعي و اقتصادي به جامعه خود وابستگي دارد.
هم اكنون غرب براي همكاري جهان عرب براي مبارزه با تروريسم نيازي به اعمال فشار ندارد , زيرا تمام كشورهاي عرب راه بي پاياني را براي همكاري امنيتي و اطلاعاتي با غرب گشوده اند.
در واقع دست داشتن نسل جديد مسلمان در غرب در حوادث اخير كشورهاي اروپايي نشات گرفته از ديكتاتور بودن رژيم حاكم بر كشورهاي اصلي آنها نيست بلكه ريشه گرفته از نوع برخورد با اسلام و مسلمانان در جوامع اروپايي است .
مقامات انگليس در اولين واكنش خود پس از انفجار در مترو , انجمن ها , مراكز اسلامي و مساجد را كه به هيچوجه مظنون و مشكوك به نظر نمي رسيدند , مورد يورش و بازرسي قرار دادند زيرا برخي ها معتقدند كه عوامل انفجار در متروي لندن با عامه مسلمانان در غرب حتي آن دسته كه ظاهر اسلامي ندارند , هيچ تفاوتي ندارند.
به نوشته اسلام آن لاين , غرب اعلام كرده كه براي مبارزه با تروريسم رويكرد خاصي را باابعاد امنيتي , پليسي , اطلاعاتي , فكري و فرهنگي به منظور دستيابي به اهداف ذيل در پيش گرفته است .
اول : هدايت جوانان مسلمان به سمت اسلام لائيك
دوم : وارد كردن سبك هاي غربي در زندگي جوانان
سوم : كنار گذاشتن ائمه جماعت و سخنرانان مذهبي كه به شكل حماسي سخنراني مي كنند چهارم , جلوگيري از پايبندي اتباع مسلمان به حفظ شعائر اسلامي از قبيل پيشگيري از حفظ حجاب در فرانسه و آلمان .
طبعا اين راهي به سوي بن بست است .
دست داشتن نسل جديد مسلمان در غرب در حوادث اخير كشورهاي اروپايي نشات گرفته از ديكتاتور بودن رژيم حاكم بر كشورهاي اصلي آنها نيست بلكه ريشه گرفته از نوع برخورد با اسلام و مسلمانان در جوامع اروپايي است

عراق ; دوران عبور از بحران


ديدگاه هاي آيت الله حاج شيخ محمدمهدي آصفي از علماي مجاهد حوزه علميه نجف اشرف پيرامون مسائل جاري عراق و توصيه هاي ايشان به مردم اين كشور
قسمت ششم ترجمه : سيد محمود جوادي
7 ـ موسسات اجتماعي
شكي نيست كه فعاليت هاي فردي در اين زمينه مفيد است , اما نمي تواند مشاركت واقعي را براي مردم آن هم براي آحاد ملت و در ابعاد كلان محقق كند. براي اينكه مردم مشاركت واقعي خود را در فعاليت هاي فرهنگي , سياسي , انساني و علمي داشته باشند بايد فعاليت هاي خود را از راه اين موسسات اجتماعي پيگيري نمايند چرا كه اين موسسات در صحنه عمل قوي تر و توانمندتر و از جايگاهي با ثبات تر و با دوام تر برخوردار است .
ما نمي توانيم در برابر اعمال و حركات تخريبي سياسي , فرهنگي و اقتصادي دشمنان اسلام مقاومت كنيم مگر با يك اقدام جمعي منظم و برابر در مقابل دشمن .
فضاي جامعه و كشور ما پس از سالهاي خشكسالي نياز به چنين موسساتي آن هم در همه ابعاد دارد , و از آنجا كه زمينه تمدن ما يك زمينه حاصلخيز است چه بسا اين موسسات فوايدي را موجب شوند.
اما پيش از وارد شدن به بحث سلامت كار اجتماعي از طريق اين موسسات بايد كمي در مورد همكاري و تكامل اين گونه موسسات با يكديگر و تقسيم كار ميان آنها صحبت كنيم . و اين همان حالت دلخواه و مورد انتظار در فعاليت اجتماعي است . اما اگر رابطه خوبي ميان آنها نباشد , فضاي نااميد كننده يي به وجود خواهد آمد و هر طرف , طرف ديگري را مايوس و دلسرد خواهد كرد , همانگونه كه نمونه هاي زيادي از اين قبيل ميان ما اتفاق مي افتد. در چنين حالتي اين فعاليت ها موجب انشعابات مخيف ودردناكي در پيكره و عمل خواهد شد , كه در صورت آشكار شدن اين معضل در پيكره جامعه ضرر آن بيش از نفع خواهد بود.
براي اينكه به اين مرحله دلسرد كننده ونوميد كننده اجتماعي نرسيم بايد به اخلاق عمل اجتماعي كه خداوند متعال به ما ياد داده است مسلح شويم . مانند سعه صدر , تحمل ديگران , شر را با نيكي دفع كردن , بردباري , صبر , چشم پوشي از خطاي ديگران , اعتنا نكردن به اشتباههاي كوچك , گذشت , نيكي , همكاري , تفاهم وحرف شنوي حتي اگر تفاهمي در ميان نباشد.
كشور ما سرزميني حاصلخيز و در عين حال فراموش شده بخاطر سلطه تروريسم و فساد بر آن از گذشته دور تاكنون . در اين كشور خلاها و نقصان هاي زيادي آن هم درتمام ابعاد وجود دارد و بايد اين نقصان ها را پر كرد و اين خلاها به صورت طولاني مدت دوام نخواهد داشت . در ماههاي نخستين اشغال , موسسات و مراكز ناآشنايي در عراق فعاليت هاي خود را در امور فرهنگي , انساني و خدمات انساني ـ كه بر كسي پوشيده نيست ـ آغاز كردند. اين موسسات در صورت عدم اهتمام مومنين در اقدام به چنين فعاليت يي كه مورد نياز مردم در عراق است گسترش خواهد يافت . فعاليت هايي چون خدمات بهداشتي , آگاهي دهي بهداشتي , موسسات فرهنگي , دوره هاي تابستاني , فعاليت هاي ورزشي , آموزش مهارت هاي فني مانند برق و رايانه , دوره هاي آموزش و حفظ قرآن , موسسات قرض الحسنه , موسسات كمك رساني به ايتام و خانواده هاي شهدا , موسسات كمك در امر ازدواج جوانان , موسسات رسانه يي , جمعيت ها واتحاديه هاي صنفي , كتابخانه هاي عمومي , دوره هاي آموزشي در ايام تعطيل هفتگي , نمايشگاه هاي كتاب و امثال آن كه كشور ما نياز مبرم به آن دارد كه از طرفي نيازهاي مردم را برآورده مي سازد و از طرف ديگر مردم نيز به دليل نياز به آن به سمت آن گرايش مي يابند.
بايد هر چه زودتر براي پر كردن اين خلا اقدام كرد و حاجات مردم را برآورده ساخت تا كشور عراق سلامت خود را پس از سالهاي قحط و ظلم بازيابد. اين اقدامات و فعاليت هاي خدماتي براي مردم اگر توسط آدم هاي صالح ارائه شود موجب سلامت جامعه خواهد شد و در نتيجه مردم به سمت آن خواهند رفت , زيرا كه مردم به صورت طبيعي به سوي كسي رومي آورند كه نيازهاي آنان را برآورده سازد و مشكلات آنها را درك كند. با اين شيوه بود كه مسيونرهاي مسيحي به طرف كشورهاي اسلامي در آفريقا و جنوب شرق آسيا و حتي در كشورهاي اسلامي همجوار ما آمدند و به تبليغ و دعوت ديگران به دين مسيح پرداختند.
8 ـ مجموعه هاي دانشجويي
از قوي ترين فعاليت هاي اجتماعي فعاليت هاي مجموعه هاي دانشجويي است كه ما امروزه در تمام جهان به طور گسترده شاهد آن هستيم . اين گردهمايي ها داراي تاثير به سزايي در ميدان سياست است و اين گونه گردهمايي ها در دانشگاهها چه بسا موجب تاثيرگذاري اجتماعي و سياسي نيرومندي در روند حوادث بشود.
اين موضوع و آنچه كه از اين قبيل فعاليت هاي وسيع سياسي ناشي مي شود از بارزترين مصاديق مشاركت سياسي است .
فعال كردن اينگونه تجمعات و ضمن هدايت كردن و استفاده از آن در مسير دشوار خود از مهمترين نيازهاي اين مقطع زماني به شمار مي رود.
اين مجموعه هاي دانشجويي , نيروي جوان قوي با ذهنيتي باز و در همان حال قابل گسترش دارا مي باشند كه در عين حال داراي درجه بالايي از اميد و ايمان است و اين نيرو با چنين شرايط عالي مي تواند نقش مفيد و موثري در حيات سياسي ما ايفا كند. البته به شرط اينكه به صورت سالم و صحيح هدايت شوند... در جوانان زمينه حاصلخيزي براي آگاهي دهي , هدايت و بيداري وجود دارد و هرگز اين آگهي دهي , هدايت و بيداري در ميان هيچ گروه سني نتيجه نمي دهد مگر قشر جوان .
مسئوليت اهتمام به اين قشر به عهده اصحاب علم و انديشه و حاملان فرهنگ است , ابتدا آنها را بايد بيدار و آگاه كرد سپس هدايت نمود آنگاه از رسانه هاي گمراه كننده , فرهنگ هاي منحرف و اغوا كننده , كانالهاي ماهواره يي و شبكه هاي فاسد , مراكز فساد , موادمخدر و ديگر ابزارهاي شيطاني محافظتشان نمود.
آري ! جوانان اگر مقدار كافي و لازم از آگاهي , هدايت و پرورش براي رشد و محافظت بيابند مي توانند به نيرويي سازنده با توانايي هاي بالا و داراي نقش حائز اهميت تبديل شوند. بدون اين هدايت و آگاهي دهي و پرورش مناسب ممكن است اين جوانان دچار فريب و اغوا شوند. اين نيروي جواني كه در صورت قرار گرفتن در مسير سالم و گام برداشتن در صراط مستقيم مي تواند سازنده ظاهر شود در صورت عدم وجود آگاهي دهي وجهت دهي كافي و مناسب ممكن است به نيروي تخريبي با ابعاد وسيع آن تبديل شود.
باز هم تكرار مي كنيم و از موسسات فرهنگي و صاحبان تريبون وعلم و قلم و معرفت مي خواهيم كه به جوانان اعم از دختران و پسران اهميت بيشتري در زمينه آگاهي دهي و هدايت و روشنگري بدهند. و از جوانان نيز مي خواهيم تلاش بيشتري همراه با هشياري از خود نشان بدهند كما اينكه از آنها انتظار احتياط , ايستادگي , حضور , پيگيري و اهتمام در كنار اعتماد به خداوند متعال و توكل به پروردگار همراه با عمل خالصانه براي او داريم . از آنها هم مي خواهيم كه رضاي خدا , تقوا , ذكر , توجه به خدا و استقامت در راه او , طلب هدايت الهي و تمسك به ريسمان خدا را مد نظر خود قرار دهند.
9 ـ تشكل هاي ويژه زنان
هنوز جامعه زنان ما از كمبودهاي بسياري رنج مي برد و نياز به اقدامي وسيع براي فعال نمودن اين قشر دارد , چرا كه زن در جامعه ما داراي استعدادهاي فراواني است كه هنوز شكوفا نشده است . هر گاه استعداد زن مسلمان در جامعه ما به صورتي سالم و هدايت شده شكوفا شود خير و بركت زيادي عايد جامعه خواهد شد.
بعضي ها تصور مي كنند كه عرف هاي اجتماعي براي حضور زن در مشاركت هاي فعال , بروز توانايي هاي او و عبور از شرايط دشوار دست و پاگير است و عامل اصلي ممانعت به شمار مي رود , در حالي كه اين چنين نيست . نه در اسلام و نه در عرف هاي اجتماعي مانعي براي ايفاي نقش واقعي براي زن وجود ندارد , البته نقشي كه خداوند از او مي خواهد مانند خدمت , مشاركت آگاه و هدايت شده در تمام امور زندگي , امر به معروف و نهي از منكر و رسيدن به شايستگي هاي علمي , فني وهنري .
تنها دو توصيه يي در اسلام و عرف ما در مورد زن وجود دارد و ما قصد داريم د رهمه شرايط به آن اصرار نموده و تكرار نماييم . اول اين است كه زن آنگونه كه خداوند او را ملزم كرده است نبايد در مسير اجتماعي و زندگي خود افراط كند , دوم آنكه سلامت خانواده را به بازي نگيرد.
خانواده خشت اصلي است كه جامعه بر آن قوام مي يابد , اگر كانون خانواده از هم پاشيده شود جامعه يي كه بر خشت خانواده قوام يافته است
به خطري جدي كه تمدنش را نيز تهديد خواهد كرد مبتلا خواهد شد.
اين خطرات همان خطراتي هستند كه هر روز وجود تمدن غرب را به فروپاشي تهديد مي كند. و اين موضوع نيز بعيد به نظر نمي رسد همانگونه كه تمدن الحادي شوروي فرو پاشيد , نزد غرب نيز فرو بپاشد.
در عين حال و در صورت عمل به اين دو توصيه , زن مي تواند به شكلي اقتدار شخصيتي خود را در مشاركت در حيات سياسي , اجتماعي , علمي و انساني به دست بياورد. همانگونه كه تجربه هاي زيادي در اين زمينه در ايران , عراق , لبنان , تركيه و كشورهاي خليج فارس آن را تاييد مي كند.
دليل اصلي اين موضوع به مسئله ديگري بر مي گردد كه مردم آن را خوب مي دانند و آن اين است كه نظام هاي فاسد كه بر سرزمين ما حكومت مي كردند تعهد داشتند ميدان را از زنان متعهد گرفته و در مقابل ميدان وسيع تري را براي مشاركت زنان غيرمتعهد در فعاليتهاي اجتماعي , وزارتخانه ها , روزنامه ها , راديو و تلويزيون , گردهمايي ها و حتي دانشگاه ها به صورت آشكار و هدفمند بدهد. و من نمي دانم چه چيزي در حجاب زن و وقار او وجود دارد كه آنها را اينگونه مي ترساند.
براي ما بسيار تعجب آور است وقتي اينهمه ترس و واهمه راـ صرفا بخاطر تكه پارچه هايي كه موي زن را از نگاه ديگران مي پوشاند ـ مي بينيم .
آدمي نمي تواند شگفتي خود را كتمان كند وقتي نظام لائيك تركيه را در برابر نماينده قهرماني چون خانم « كاواكچي » كه اصرار بر ورود به داخل پارلمان اين كشور با حجاب اسلامي گرفت عاجز و شكست خورده مي بيند. امري كه موجب شرمندگي و سرافكندگي بيش از پيش حاكمان تركيه شد و در نهايت براي جلوگيري از او ناچار به سلب مليت تركي از اين زن شدند تا نتواند دوباره وارد پارلمان اين كشور شود. به نظر شما علت اين ترسي كه بخاطر حجاب زن بر آنها حاكم مي شود چيست !
باز مايه شگفتي است وقتي اين رفتار عجيب و غريب را نيز درنظام اروپايي فرانسه كه حامل پرچم دموكراسي در دست داعيه دار آزادي و حقوق بشر در غرب است در برابر چند دانش آموز دختر كه قصد ورود به داخل مدارس خود را دارند مي بينيم , آنها به اين اقدام نيز بسنده نمي كنند بلكه قانوني را در پارلمان فرانسه (مهد آزادي و حقوق بشر!) به تصويب مي رسانند كه به دختران مسلمان اجازه ورود به داخل مدارس داده نمي شود مگر با كنار گذاشتن حجاب .
اما در مورد نظامي كه بركشور ما حاكم است (منظور دولت موقت است ) و هنوز او را امتدادي براي نظام هاي سابق مي دانيم , حجاب او را نيز آزار مي دهد و از زن متعهد مي ترسد , لذا سعي مي كند ميان اين زن و مشاركت وسيع او در همه زمينه ها مانع ايجاد كند و خلا حضور اين زن را با حضور زن غيرمتعهد پر نمايد. در حاليكه او نيز مجاز به معرفي چهره يي قوي , استوار و خلاق در كشور ما نيست .
زن در نظام فاسد بعثي رنجهاي زيادي را متحمل شد , اين رنج و ظلم نيز در غربت به صورت به رسميت نشناختن او امتداد يافت و در زندانهااو را از آزادي محروم كردند و در خانه نيز امنيت و كرامت او در خطر بود. اما در عين حال و با همه اين شرايط بود كه زنان در كنار مردان دوشادوش آنان متحمل همه مشكلات شدند و همانند مردان ايستادگي نمودند.
زمان طولاني محنت و گرفتاري درداخل و خارج باعث گرديد زن مسلمان به موهبت ها و شايستگي هاي فراواني دست يابد. گر چه طعم رنجها تلخ است اما ثمره و نتيجه آن ـ چه نزديك و چه دير ـ شيرين و مبارك است .
اينك زن عراقي از دوران سختي سربلند خارج شده و اين سختي ها باعث تقويت ايمان , شايستگي , ايستادگي , جديت , قدرت , آگاهي و عزت نفس او گرديده است . اوبه وسيله وسيع ترين و فراخ ترين دروازه وراه پس از پايان دوران محنت ورنج وارد زندگي مي شود آن هم با تمام شخصيت اسلامي و ابعاد علمي شخصيت او. جهان از اين پس از زنان عراقي چيزهاي زيادي مانند خانم كاواكچي خواهند ديد.
« بنت الهدي » و شاگردانش به صحنه باز خواهند گشت و در جامعه ما باتمام صبر , اخلاص , ايمان و سعه صدر مشاركت خواهند كرد و مسئوليت هاي خود را به عهده خواهند گرفت . و همه مردم خواهند ديد كه چگونه اسلام و عرف هاي اجتماعي كه مشتق از اسلام است از زنان محافظت خواهد كرد و مانع مشاركت فعال آنان در زندگي نخواهد شد.
« بنت الهدي » و شاگردانش به صحنه باز خواهند گشت و در جامعه ما با تمام صبر , اخلاص , ايمان و سعه صدر مشاركت خواهند كرد و مسئوليت هاي خود را به عهده خواهند گرفت . همه مردم خواهند ديد كه چگونه اسلام و عرف هاي اجتماعي مشتق از آن از زنان محافظت خواهد كرد و مانع مشاركت فعال آنان در زندگي نخواهد شد.