روزنامه جمهوري اسلامي 29/04/1384 صفحه مقالات

تجزيه و تحليل « ريسك » , در مهندسي ساختمان
هاشمي شخصيت هميشه زنده
« آندلس » عزتي در كسوف , عظمتي در غبار و عبرتي براي انقلاب
تجزيه و تحليل « ريسك » , در مهندسي ساختمان


يكي از مهم ترين وظايف يك مهندس , تصميم گيري و يا كمك به روند تصميم سازي , روي موضوعاتي است كه در ارتباط با تكنولوژي و صنعت مي باشد. اين تصميم مي تواند حتي كوچكتر از انتخاب يك ميلگرد تقويتي براي يك ستون بتني و يا در ارتباط با قرارگيري و موقعيت جغرافيايي يك اثر ماندگار و يا يك سد و يا فرودگاه در يك كلان شهر باشد. در روند شكل گيري , يك پروژه برآورد ظرفيت يك سيستم و خواسته هاي تعريف شده از آن و ارزش يابي نتايج در حالت هاي مختلف , تا اتخاذ تصميم درباره سود حاصله از پروژه و به حداقل رساندن ريسك احتمالات حوادث ناسازگار , از جمله وظايف يك مهندس محاسب مي باشد.
استفاده از مدلهاي تحليلي و محاسبه اي از پديده هاي فيزيكي براي كمك به اتخاذ تصميم از اهميت ويژه اي برخوردار است .در دهه هاي اخير تحول و دگرگوني شگرفي در زمينه قدرت و توانايي پيش بيني هاي مهندسي بااستفاده از چنين مدلهايي بوجود آمده است , بخصوص پيشرفت رايانه ها , شبيه سازي رفتار مسائل پيچيده را امكان پذير ساخته است , اگرچه چنين پيش بيني و پيش گويي هايي فقط در حد احتمالات مي تواند بوجود آيند. در پارامترهاي اين مدلها , مسائل نامشخص و نامطمئن كه غيرقابل اجتناب هستند ديده مي شود كه معمولا باعث ايجاد اشتباه هاي اضافي در اين گونه مسائل و روند تحليل پديد مي شوند , ولي در مجموع , تحليل هاي اطمينان پذيردر امور مهندسي به سرعت در رديف موضوعات اصلي علوم مهندسي و مديريت قرار خواهند گرفت .
در دانش مهندسي , پروسه تصميم گيري , بطور ويژه اي پيچيده هستند و آن به دليل كمبود اطلاعات مورد نياز و ترديدها و شكهاي متداول مي باشد. هر مهندس ساختماني مي داند كه دو نمونه يك دست از بتن را نمي توان دريافت كرد كه داراي مقاومت كاملا يكساني باشند , و اين گونه تغييرات در خاك و بيشتر مواد مصالح ساختماني كه مهندسين با آن سروكار دارند , بسيار ديده مي شود. با توجه به اين آيتم هاي مسلم باعث مي شود سازه هاي مهندسي به سوي مسائل غيرقابل پيش بيني سوق پيداكنند.
جهت تشخيص پاسخ يك سيستم به يك سري از نيازهاي موردنظر , مهندسين از مدل هاي رياضي استفاده مي كنند , به عنوان مثال براي پاسخ يك سازه به بارهاي داده شده , ممكن است از روش اجراي محدود استفاده شود و يا براي تعيين استقرار يك فوندانسيون از مدل تركيبي استفاده نمود. اين گونه مدلهاي ثابت داراي نقص و اشتباه هستند و در پروسه ي تصميم گيري باعث بروز و ايجاد شك و ترديد مي شوند ودر كل از تصميمات مهندسي كه بايد تحت حالات نامعين و نامشخص گرفته شود , پيروي مي كند.
نقش يك مهندس به طور وضوح به عنوان يك تصميم گيرنده از نقش يك دانشمند متفاوت مي باشد. با درنظرگرفتن اين كه يك دانشمند به دنبال يك فهم عميق تر از پديده ها مي باشد ولي مهندس با تصميم گيري تحت حالات نامعين و با مدلهاي ناقص و اغلب با قيود دقيق و سخت و محدوديت هايي درخصوص وقت و بودجه روبروست .
يك دانشمند زلزله شناس علاقمند به درك طبيعت يك زمين لرزه و يا طراحي سازه هاي مقاوم در مقابل زلزله است , حتي ممكن است محدوديت دانش در مقابل شدت و يا فركانس زلزله هاي آينده وجود داشته باشد و اين تفاوت نقش ها و روش ها كه دانشمندان و مهندسين به طبيعت احتمالات و امور مردد و نامطمئن مي نگرند , در نتيجه به اين امر منجر مي شود بگوئيم شايد مهندسي ساختمان يكي از مشاغل جالب و در عين حال جسورانه باشد و در حقيقت شغلي است در عرصه تصميم گيري تحت حالات غيرمشخص و نامعين كه ضروري است يك مهندس ساختمان به مفهوم تحليل احتمالات و امور معين و مطمئن احاطه داشته باشد.
در نوع نگرش به احتمالات از نقطه نظر يك دانشمند , وقوع احتمال اغلب براساس تكرار و تشريح متكي است در حاليكه از ديدگاه يك مهندس , صرفا براساس دانشي است در ذهن او قرار دارد.البته احتمال برآورد شده جز دانش مهندس است . ذكر اين نكته ضروري است كه « تكرار » و « تناوب » , تشريح آن را به صورت حقيقي تر آشكار مي سازد , اگرچه دلايلي موجود است كه چرا نظريه فردي مورد نياز مي باشد كه از مهم ترين آنها , نخست اينكه در واقعيت امر خيلي , از نيازها و خواسته هاي مهندسي و اطلاعات حقيقي در دسترس , كمياب و اندك هستند و در مواقع تصميم گيري ها اتكا به اطلاعات معقول , غيرقابل اجتناب هستند. دوم اينكه همانگونه كه حجم اطلاعات افزايش مي يابد , برآورد حقيقي از احتمالات با تكرار آن نزديك تر بدست مي آيد و نهايتا در موقعيت هايي تكرار احتمالات قابل اجرا نيستند و يا غير واقعي اند. به عنوان مثال براي تعيين عمق لايه زيرين سنگي در يك منطقه حفاري شده , با درنظرگرفتن دو مقوله « وقت » و « بودجه » اگر صرفا يك تصميم گيري سريع مورد نياز باشد , مشخصا در چنين موقعيتي تكرار و تناوب و بيان احتمالات در تحليل هاي مهندسي بدون معني خواهد بود
تكنيكهايي براي عقايد و انديشه هاي خبره و فردي احتمالات تشريح مي شوند و مورد بحث داغ محافل علمي هستند كه در اغلب حالات , اطلاعات معقول و حقيقي كه از مشاهدات دنياي واقعي تبيين شده اند , قابل تركيب و ادغام مي باشند.
قوانين احتمالات بايد براحكام ذاتي احتمالات و پروسه ي اطلاعات معقول و حقيقي حاكم باشند.و تجزيه و تحليل سيستمهاي مهندسي معمولا با مدل سازي شروع مي شود. يك مدل ممكن است تصور ايده آل يك سيستم را شرح دهد و يا ممكن است با تعدادي از حالات رياضي در ارتباط با تمامي و يا قسمتي از متغيرها و مراحلي كه بيان كننده حالت يك سيستم مي باشد درگير شود. اين بيان ممكن است جبري و يا ديفرانسيال و يا انتگرال در فرم باشد.
نقش يك تحليل گر درخصوص مقوله ي اطمينان پذيري در مورد سازه ها , كمك به تصميمات مهندسي بوسيله پيش بيني درخصوص حالت هاي مختلف يك سازه در آينده مي باشد.
مقوله ي قابليت اطمينان سازه ها با دو مورد اصلي و اساسي روبرو است : مدلهاي رياضي از پديده هاي فيزيكي كه رفتار و حالت سازه ها و محدوديت هاي آنها را تشريح مي كند و هم چنين اطلاعات درخصوص متغيرها كه اين مدلها را پيوند مي زنند و روي شكل سازه تاثير مي گذارند.
خيلي از متغيرها مثل خواص مواد و مصالح , بارگذاري , حالت هاي تماس مصالح با يكديگر , ناقص و نامشخص هستند , بنابراين پيش بيني حالت يك سازه در آينده تنها مي تواند در حالت احتمالات بوجود آيد.
يك تحليل گر امور سازه درخصوص قابليت اطمينان پذيري , بايد در مهندسي مكانيك سازه نيز خبره باشد كه بطور صحيح , رفتار و حالت هاي محدودكننده آن را در آمار و احتمالات بمنظور برآورد و پيش بيني تحت حالات غيرمطمئن , مدل سازي نمايد. تحليل گر امور , اطمينان پذيري تحليل خود را بوسيله ساخت مدلهاي مناسب از پديده ها و فرمول سازي و توزيع احتمالات براي متغيرهاي تصادفي درگير با آن , شروع مي كند. اين مدلها در بارگذاري و توزيع نيرو بطور معمول متمايل به اشتباه مي شوند و تحليل گر اين امور بايد بطور صحيح براي موارد نامطمئن و غيرحتمي محاسبات خود را انجام دهد.
در نشان دادن رفتار يك سازه در مقابل حوادث احتمالي , نياز به اطلاعاتي مي باشد كه وضعيت بحراني سازه در آن مشخص گردد , لذا اين نظريه به سوي مهارت هاي توسعه يافته براي پيش بيني رفتار سازه حركت مي كند و نسبت به مقررات و كدهاي تجويزشده آگاهي هاي لازم را مي دهد.
مهندس امير فرج اللهي راد ,
دانشجوي دوره دكتري ساختمان از دانشگاه ونكووركانادا

هاشمي شخصيت هميشه زنده


حضور انقلابي و ذوالفقارگونه ملت عزيز ايران در دو جمعه , بي گمان يك شكست ديگر را در پرونده استكبار جهاني به ثبت رسانيد كه از اين بابت هم خداي حكيم را شكر مي كنيم و هم به ملت بيدار و خستگي ناپذير خود تبريك مي گوئيم .
اين حماسه نيز همچون ديگر برگ هاي زرين تاريخ شكوهمند انقلاب اسلامي مملو از خاطرات , شيريني ها , تلخي ها و البته عبرتها و درس ها مي باشد كه از تلخترين اقدامات دشمنان و دوستان فريب خورده تخريب بي سابقه شخصيتي ارزشمند كه به حق تربيت يافته پير جماران است آن هم در حجمي بالا مي باشد. قلب ميليونها فرد ايراني حتي غالب آنانكه به آقاي دكتر احمدي نژاد راي دادند در اين ماجرا مجروح شد و بي گمان روح بلند امام راحل قدس سره از اين عمل ناجوانمردانه (به تعبير مقام معظم رهبري ) متالم گرديد. حقير به سهم خويش كه در ميان مردم شاهد اين تخريب ها بوده ام چند سطري را به پاس دفاع از ارزشهاي متجلي يافته در شخصيت يكي از اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي يعني آيت الله هاشمي رفسنجاني تقديم مي دارم تا در برابر خداي متعال سرافكنده نباشم .
رفتار مودبانه و خداپسندانه آيت الله هاشمي رفسنجاني از بةعد اخلاقي و سلوك خودسازي براي هر رهروي , يك درس عملي خوبي است زيرا انصافا اقدام شجاعانه و ايثار همه گونه ايشان در ورود به عرصه پرهياهوي انتخابات رياست جمهوري , يك گذشت از خود و تصفيه نفس بود كه خيلي ها خود را اينگونه فداي مقدسات نمي كنند. ممكن است حرف بزنند دفاع كنند ولي وقتي پاي عمل و آبرو جلو بيايد خبري از آنان نيست . ايشان يك امتحان سخت و موفقي را پس داد كه شايد خيلي ها در اينجور مواقع بلغزند ليكن ايشان از بدو تصميم گيري تا انتهاي مبارزه انتخاباتي چندين مرتبه سخن از انجام وظيفه و تكليف و حفظ انقلاب به ميان آوردند و هيچگاه به ميل دشمنان و به كام نامحرمان با انقلاب كلامي نگفت و آخرالامر هم براحتي پيروزي حريف را مردانه و با سعه صدر پذيرفت و چند بار در پيام خود و در خطبه هاي نماز جمعه مردم را به همكاري جدي با رئيس جمهور منتخب دعوت كرد و از آنجا كه هميشه خود را تكليف مدار مي داند نه سخني از استغفانه از قهر با مردم نراند بلكه با متانت , و نجابت مردم را به آرامش و همدلي و همكاري با برنامه هاي رئيس جمهور منتخب فرا خواند و با وجود جفاكاري ها و كم لطفي ها حتي از سوي برخي خودي هاي ساده لوح , افرادي را كه در اثر غفلت فريب خورده اند و ايشان را تخريب نمودند عفو كرد. اين درس بزرگي است كه انسان تا اين سطح از مسئوليت و با آن سابقه پرافتخار قبل و بعد از انقلاب , آبروي خويش را دو دستي در طبق اخلاص نهاده و براي نشاط و حضور حداكثري مردم در انتخابات پا در ميدان مبارزه انتخاباتي بگذارد.
اي كاش همه اشخاصي كه در هرزماني در هر نوع انتخاباتي داوطلب مي شوند به اينگونه اخلاق انتخاباتي شخص آيت الله هاشمي رفسنجاني يعني تكليف مداري و سعه صدر و متانت و گذشت و همكاري تاسي كنند. اتهام و ظلم ديگري كه در اين انتخابات اخير بر شخصيت فاخر و برجسته و يار ديرين و همسنگر مقام معظم رهبري رفته و موجب تخريب ديگري بر وجهه اين رجل هميشه زنده اين نهضت اسلامي از سوي عده اي فريبكار گرديد , مشترك سازي فكري بين ديدگاههاي آيت الله هاشمي با گروههاي معلوم الحال از جمله ملي مذهبي هاست كه در اذهان دوستان انقلاب و نسل سوم انقلاب اين شةبهه را مطرح ساختند كه چرا گروههايي غير ارزشي كه مورد تاييد امام نبوده اند از آقاي هاشمي حمايت كردند و حال آنكه پاسخ واضح است زيرا اين هاشمي نبود كه دست به سوي آنان دراز كرد بلكه آنان بودند كه آمدندو به زغم خويش وي را در اين مرحله گزينش كرده بودند و آقاي هاشمي هم طبق مباني خويش كه اصل مهم وفاق و جلب حضور حداكثري مردم بود , گروههايي كه چه بسا هميشه يك تهديد براي انقلاب ما بودند را به فرصت تبديل كرد و حضور آنان را بنفع انقلاب مي ديد كه اين راهبرد نيز موثر هم واقع گرديد و بطور بي سابقه اي مردم در دو مرحله انتخابات حضور حداكثري داشتند و نظام هم اكنون به ثبات بيشتري رسيده است چنانچه در اظهارات اروپايي ها و غربي ها شواهد آن پيداست .
حضور ايثارگونه آيت الله هاشمي رفسنجاني موجب شد گروههايي كه هميشه دم از تحريم انتخابات مي زدند از موضع خود عدول كنند و آنها هم بنفع انقلاب وارد اين عرصه مشاركت مردمي بشوند خود يك شكست ديگر براي دشمنان تخريب گر و تحريم كننده مي باشد زيرا تبديل مخالفين به موافقين در عمل هنر بزرگي بود كه جز با اقدام آقاي هاشمي عملياتي نمي شد و به هر صورت نفع و خير اين حركت نيز به انقلاب شكوهمند رسيده است .
اميد است دوستان انقلاب بدون افراط گري راهبردهاي يار تيزهوش امام را درك و هضم كنند زيرا شخصيت هاشمي آنچنان براي دوست و دشمن روشن است كه هيچ رنگ همسويي با آن گروهك ها به ايشان نمي چسبد , علاوه بر اينكه مطلعين بخوبي مي دانند درانتخابات اولين رئيس جمهوري , در كنار حمايت جامعه مدرسين قم و اكثر ائمه جمعه كشور و روحانيون از دكتر حبيبي , جريان ها و شخصيت هاي ملي و مذهبي و برخي احزاب فرصت طلب مانند حزب توده از كانديداتوري دكتر حبيبي حمايت كردند حال كسي به هم سويي فكري دكتر حبيبي با آنان سخنراني و اتهامي وارد كرد !! هرگز! بنابر اين فرصت طلبي گروهها ما را به ورطه اتهام زني وتشكيك در شخصيت هاي برجسته و مجاهد و ارزشمند همچون آيت الله هاشمي رفسنجاني , نكشاند كه خود ظلم مضاعفي به اصل انقلاب اسلامي مي باشد.يك نكته كوچك هم از سر دلسوزي به مسئولان محترم حوزه علميه قم عرض مي كنم كه بعنوان يك طلبه كوچك شاهد تخريب هايي بوده ام كه خداوند متعال حوزه مقدسه را از اينگونه جريانات صيانت نمايد اما شوراي عالي حوزه و مسئولان اجرايي و مديريتي حوزه علميه قم بخوبي مي دانند برخي مراكز علم و غيره در قم به اسم حوزه و روحانيت به اندازه خودشان منشا برخي حركات ناشايست عليه آيت الله هاشمي و برخي علما گرانقدر و كم نظير شده اند كه مي تواند زنگ خطري براي ايجاد افراط گرايي عده اي در حوزه مقدسه قم باشد اميد است مراجع عزيز و علماي طراز اول نگذارند يكبار ديگر جريان هاي شبيه سيدمهدي هاشمي ها و افراطيون ديگر با لباسهاي ديگر و جريانهاي ديگر در حوزه قم زنده شوند و طلاب جوان را به ورطه افراط و تفريط گرايي بكشانند.مراجع و علماي بزرگ حوزه نگذارند مسئوليت هاي كليدي حوزه بدست افراطيون بيفتدكه خطربزرگي براي حوزه و انقلاب است گرچه با معذرت هر چه تمام عرض مي كنم چه بسا اينگونه دخالت هاي برخي مراكز در سرنوشت حوزه قم و كشاندن طلاب جوان به وادي هاي ناكجا آباد و به اسم اصولگرايي كه موجب نزاع هاي غيراسلامي در مدارس حوزه قم نيز شد معلول بي موضعي جامعه محترم مدرسين نسبت به داوطلب رياست جمهوري باشد قطعا با اعلام موضع آنان , طلاب متحد مي شدند و شكاف و شقاق پيدا نمي كردند. امام راحل طلاب جوان را به تبعيت از جامعه محترم مدرسين فرا خواند ولي كو موضع و كدام تصميم !! در آخر به همه تخريب گران توصيه قرآني مي كنم كه از تفرق در خانواده بزرگ انقلاب پرهيزكنند و دشمنان را شاد نكنند و حال كه همه چيز مشخص شده بياييد و توبه كنيد ولي توبه تنها كافي نيست چنانچه در قرآن در چنين جا بعد از توبه مي فرمايد الاالذين تابوا و اصلحو حتما با يد بعداز توبه اصلاح هم بكنند پس بياييد به هر شكل كه مي دانيد عمل ناشايست خود را در تخريب يكي از اركان انقلاب و هميشگي مقام معظم رهبري اصلاح كنيد تا در آخرت به عذاب الهي مبتلا نشويد ودشمنان وهمه بدخواهان انقلاب بدانند همه كساني كه به دكتراحمدي نژاد و آقاي هاشمي راي دادند دوست و برادرند و از يك خانواده بزرگ انقلاب تحت رهبري هوشمندانه آيت الله خامنه اي مي باشند انصافا هاشمي در قلب ها محبوب است و از محبوبيت او چيزي كم نشده چون ايشان ايثار كرد و تحمل كرد بنابر اين مستحق تكريم و تمجيد بيشتري مي باشد چنانچه مقام معظم رهبري و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و برخي علما و رئيس جمهور محترم آقاي خاتمي و... نشان دادند. بنابر اين دشمنان براي هميشه بدانند ملت اصولگراي ما هرگز اين تخريب هاراعليه هاشمي باور نخواهد كرد و هميشه براي نهضت اسلامي هاشمي زنده است چون تربيت يافته امام راحل قدس سره و ياور هميشگي مقام معظم رهبري مي باشد.

« آندلس » عزتي در كسوف , عظمتي در غبار و عبرتي براي انقلاب


تاريخ , فرآيند زمان و حجمي انبوه از حوادث و هيجانات بشري است . هر قطعه از زمان , تعاريف خاص خود را مي طلبد.آنچه امپراطوري ها , تمدنها , ملتها و سلسله ها را تقويت يا تزلزل مي بخشد , عبرت از مطالعه پيروزيها و شكستهاي جوامع بشري است . آندلس اوج عزت و اقتدار امپراطوري بزرگ مسلمين در غرب اروپا , قريب سه قرن بر عقايد كليسا فائق آمد. جنگهاي گسترده صليبي لشكركشي هاي عظيم , نابساماني اقتصادي و شايد سياسي هيچ گاه باعث هبوط انديشه زوال آن امپراطوري نشد , آنچه تجربه تلخ و البته اندوهناك شكست مسلمين را در اسپانيا ايجاد نمود , كثيف ترين نوع تهاجم و زشت ترين نوع اسارت انديشه ها بود.
مسخ عقايد , رواج لاقيدي , تن پروري و تنعم , گرداب لذات , نعمات و شهوات , اسراف , دنياطلبي و دنياگرايي با نزول باران شراب « كوردوبا » ظهور و فزوني يافت . سهم سردار خائن مسلمان عرب , « براق بن عمار » را نمي توان ناديده انگاشت . او طراح پيمان شكست مسلمانان در كاخ واتيكان و از عوامل توكيد عهدنامه خيانت در مفاد سه گانه است :
1 ـ آزادي در آموزش به مسلمين
2 ـ آزادي در تبليغ دين
3 ـ آزادي در تجارت با مسلمانان
حاصل اين پيمان ننگين كه بعدها مجوز سقوط آندلس گرديد , توسعه مدارس مسيحي و رسميت يافتن حضور مبلغان مسيحي در جوامع مسلمين و تعليم و پرورش كودكان مسلمان با عقايد مسيحيت و دست كم احترام به عقايد آنان بود. گسترش كليساها , حضور كشيشان مسيحي و ترويج آئين آنان از ديگر دستاوري هاي اين پيمان بشمار مي آيد.
در اين مقطع , تجارت , مقدمه رونق كالاي حرام و ورود كالاي حرام , مقدمه انكسار قبح استعمال محسوب مي شود. كليد باب تجارت , جامهاي بلورين شراب و تاكستانهاي آندلس بود. انديشه ماركس در آنجا متبلور شد , « آنان كه كالاي مادي صادر مي كنند قادرند كالاي فكري هم براي جامعه صادر كنند , آنانكه فرمانرواي مادي جامعه اند فرمانرواي معنوي و صاحب سلطه بر انديشه جامعه نيز مي باشند. »
با توكيد پيمان واتيكان , مسيحيان , توصيه ها , توطئه ها و نقش هاي فروپاشي را در پشت خاكريز بندهاي عهدنامه مطالعه و بررسي مي كردند.
آنها انهدام ايمان , خودباوري , تعهد و اعتماد به نفس جوانان مسلمان را با بمباران ارزشها و سنتها شروع كردند شايد لهيب آتش شرابهاي « كوردوبا » از صدها كلاهك هسته اي تاثيرگذارتر بوده است .
مسيحيان , هرگز حكومت اسلام را بر كليساها تحمل نكردند و بر اين باور براي تخريب دژهاي اقتدار مسلمين در گام بعدي به توسعه اختلاف , كينه و تحريك حكام مسلمان پرداختند فرجام اين پروسه تراژدي تلخي براي تاريخ مسلمانان و البته عبرتي سهمگين براي جامعه و تاريخ اسلام خواهد بود.
حكومت اسلام پس از قريب سه قرن حكمراني بر امپراطوري بزرگ اسپانيا به دليل سستي , تسامح و تساهل نيروهاي فكري و تاثيرگذار جامعه , خيانت مسئولان و ضعف در برخورد عالمانه در ديپلماسي و انعقاد قراردادها و پيمانهاي ننگين محكوم به فروپاشي و سلطه غيرمسلمانان گرديد.
آندلس , آموزگاري است بزرگ براي تمدنهايي كه نمي خواهند تاوان تغافل خويش به خزينه تاريخ پرداخت كنند! اما آندلس عبرتي براي انقلاب ما نيز منظور مي شود , انقلاب اسلامي , كه شكوهمندترين جلوه عدالت گستري و اسلام خواهي است قلب اقتدار جهان اسلام و نبض حيات مسلمين بشمار مي رود. هزينه پيروزي انقلاب از هزينه شكست آندلس بسيار بالاتر است پس طبيعي است كه هزينه حفظ و صيانت از هزينه پيروزي آن بيشتر باشد.
تصورات بخردانه مي گويد دشمن در فاز نخست آندلسيزه كردن انقلاب , بسوي خاكريز باورها و ارزشها در حركت است .
اما در فراسوي خود اقتناعي , آنچه باعث تمايز دو تصاوير آندلس و انقلاب اسلامي مي شود , فاصله نوري جوانان متعهد انقلاب با جوانان آندلس و هوشياري , اتحاد , دشمن شناسي و آسيب شناسي مسئولين انقلاب در مقابل مسئولين آن روز آندلس است .
رهبريت معظم انقلاب ضمن بازشناسي و هشدار شبيخون فرهنگي در مقاطع مختلف زماني به سياست آندلسيزه كردن انقلاب توسط دشمن اشاره و مجموعه ملت و مسئولين را به هوشياري و دشمن شناسي سفارش فرمودند بنابراين آنچه از شكست آندلس بعنوان عبرت از تاريخ مي توان ذكر نمود عبارتند از :
الف ) تقويت بنيانهاي فكري و عقلاني
ب ) تقويت بسترها و زيربناهاي فرهنگي
ج ) مطالعه تمدن اسلام و ايران
د) دشمن شناسي و هوشياري
ه ) اتحاد بر مبناي اصول اسلامي
ي ) آمادگي دفاع و جهاد
خسرو پرويزپور