روزنامه جمهوري اسلامي 29/04/1384 صفحه سرمقاله
اين , راه كار مناسبي نيست


بسم الله الرحمن الرحيم
توپخانه تبليغاتي يك جناح , اين روزها سرگرم بمباران تبليغاتي و ايجاد جنگ رواني عليه برخي ادارات و دستگاههاي دولتي شده است . ابعاد گسترده و دامنه اين جنگ رواني به طرز روزافزوني توسعه يافته و تدريجا به مراحل نگران كننده و بغرنجي رسيده است . تجربه هاي تلخ گذشته ثابت كرده است كه مطبوعات جناحي , معمولا ويترين آبرومندي براي جناحها نبوده اند. اين تجربه ها در روزهاي اخير , يكبار ديگر به اثبات رسيده و مشخصا نوعي تلاش فرصت طلبانه براي موج سواري و سهم خواهي از قدرت نوظهور را در ذهن ها تداعي مي كند.
پيش از اين هم شاهد رشد قارچ گونه برخي رسانه هاي فرصت طلب و ابن الوقت بوده ايم كه با تمامي ظرفيت خود براي مسموم كردن فضاي جامعه و از ميان بردن زمينه هاي تفاهم و همدلي در جامعه , سنگ تمام گذاشته بودند. امروز گويا اين مسئوليت به برخي مطبوعات جناح مقابل آنها به ارث رسيده است و آنها به سمپاشي عليه اين و آن سرگرمند.
منشا و نقطه شروع در اين جنگ رواني چيست و چه اهدافي را دنبال مي كند اين نوع خبررساني ها و تبلغات روزنامه اي براين محور استوار است كه گويا هدف آنست كه با شبكه هاي مافيائي قدرت و مفسدين و رانت خواران درون نظام اجرائي مقابله شود و در اين زمينه بيشترين حملات متوجه وزارت نفت شده است . ناگفته پيداست كه اگر هدف اصلي گردانندگان چنين تبليغاتي , مقابله جدي , موثر و واقعي عليه فساد مالي و رانت خواري باشد , بايستي از چنين حركتي استقبال كرد و حتي به تشويق عاملين آن پرداخت اما شيوه عمل در اين جنگ رواني براه افتاده , نه تنها وجود چنان حسن نيتي را نزد عاملين اين جنگ رسانه اي به اثبات نمي رساند , بلكه حتي ذهنيتي منفي را دامن مي زند كه ترديدها را نسبت به اهداف پشت پرده , بيشتر مي كند. مسئله اينست كه بهرحال يك نظام اجرائي در طول دوران فعاليت خود نيازمند نظارت , هدايت و انجام اصلاحات ساختاري و مديريتي است كه بتواند پويائي و توانمندي خود را در مسير زمان , حفظ كند و ارتقا بخشد. بنابر اين , ضرورت ايجاد اصلاحات در ساختار اجرائي كشور يك امر پذيرفتني و مقبول است لكن بايد پرسيد كه آيا تبليغاتي كردن روند اصلاحات مي تواند شيوه مناسبي باشد و آيا برخورد سياسي ـ تبليغاتي با مقوله اصلاحات اجرائي , شيوه مفيد و كارآمدي است يا آنكه راهكار بهتر و موثرتري هم وجود دارد
هنوز كاملا روشن نيست كه آيا فعاليت توپخانه تبليغاتي يك جناح عليه بدنه اجرائي كشورو مشخصا هدفگيري حملات تبليغاتي عليه بخش نفت , تا چه اندازه با اهداف و برنامه هاي دولت جديد همخواني دارد و آيا هماهنگي تعريف شده اي در پشت اين روند تاسف بار وجود دارد واقعيت امر هرچه باشد , بهرحال اثرات سو حملات رسانه اي عليه نظام اجرائي , به تدريج گريبانگير كشور خواهد شد كه البته با نتايج مطلوبي همراه نخواهد بود.
متاسفانه در دولت كنوني هم در موارد متعددي , سعي شد كه اصلاحات در ساختار برخي وزارتخانه ها به صفحات مطبوعات و به فضاي سياسي ـ تبليغاتي جامعه كشانيده شود و آثار و تبعات منفي آن هنوز هم گريبانگير كشور است . شاخص ترين مثال , به نحوه برخورد دولت كنوني به وجود برخي عناصر خودسر در وزارت اطلاعات برمي گردد كه به خاطر تلاش براي سواستفاده سياسي ـ تبليغاتي مدعيان اصلاح طلبي و تبديل آن به فرصتي براي بهره برداريهاي خاص جناحي , باعث تضعيف وزارت اطلاعات شد و متاسفانه آثار منفي آنرا در جريان ضعف و ناتواني نهادهاي امنيتي و ضدجاسوسي كشور در ماجراي هسته اي شاهد بوديم و هنوز هم كشور از اين مقوله دچار مشكل است . در اين نكته ترديدي نيست كه بايستي با اصل وجود عناصر خودسر در وزارت اطلاعات برخورد مي شد. ولي فراموش نكنيم كه نظام جمهوري اسلامي در اين زمينه تجربه موفقي داشت و سالها پيش از اين مورد و در نخستين سالهاي پيروزي انقلاب اسلامي , توانسته بود « باند مهدي هاشمي » را از درون مجموعه اطلاعاتي كشور جراحي كند و به مجازات برساند. اما هيچكس در آن مقطع درصدد سواستفاده تبليغاتي و رسانه اي برنيامد و رمز موفقيت نظام نيز در همين نكته نهفته بود.
اكنون دولت جديد با شعار تلاش براي برخورد با مافياي قدرت در وزارت نفت به ميدان آمده است . نكات مهمي در اين مقوله وجود دارد كه غفلت از آنها يقينا باعث مغبون شدن نظام و كشور مي شود.
1 ـ دوران تبليغات انتخاباتي به سر آمده است . رئيس جمهور منتخب و دولت جديدي كه وي و ساير مراكز ذيربط درصدد تنظيم تركيب آن هستند , از اين پس ابزارهاي تصميم گيري در نظام اجرائي كشور را در اختيار دارند و به همين دليل بايستي « مسئولانه » موضع بگيرند و مسئولانه حركت كنند. اين بدان معني است كه توسل به شيوه هاي تبليغاتي مرسوم در دوران تبليغات انتخاباتي , نه تنها موضوعيت ندارد و مفيد نيست بلكه مي تواند اين شبهه را ايجاد كند كه عاملين اين تبليغات , موقع شناس نيستند و مسئولانه عمل نمي كنند.
2 ـ دولت آينده و مسئولين ذيربط , قاعدتا ابزارهاي لازم و موثر براي مقابله با هرگونه فساد مالي , يا قصور و تقصير احتمالي دست اندركاران بخش هاي مختلف اجرائي را در اختيار دارند و قاعدتا به اين نكته آگاهند كه رسيدگي به تخلفات اداري ـ اجرائي احتمالي , راهكارهاي روشن و تعريف شده اي دارد. روح حاكم بر اين روند طبيعي رسيدگي به تخلفات , اينست كه اين اقدامات براي بهبود كيفيت فعاليت نظام اجرائي و ارتقا سطح ارائه خدمات و سالم سازي فضاي اجرائي كشور صورت مي گيرد و تحت هيچ شرايطي , به منزله فرصتي براي لجن مال كردن چهره هاي خدوم و كارآمد نظام اجرائي تلقي نشده و نخواهد شد. به عبارت ديگر , اگر نحوه ورود به روند رسيدگي به تخلفات احتمالي , موجب نگراني عناصر دلسوز گرديد و عناصر كارآمد و كاردان را دل آزرده كرد , اين امر نشان مي دهد كه يك جاي كار مي لنگد و بايستي در شيوه كار و يا دستكم در شيوه تبليغات در اين زمينه تجديدنظر شود.
3 ـ ركن اصلي كار اينست كه درعين تلاش براي صيانت حقوق نظام و منافع كشور , حرمت و آبروي افراد تا زمانيكه جرمي عليه آنها ثابت و محرز نشده , محفوظ بماند. اين رفتار بسيار ناپسند و غيراخلاقي است كه بمحض درخواست بازنشستگي يكي از چهره هاي خدوم , وزين و متعادل وزارت نفت كه در يكي از حساس ترين مسئوليت هاي كليدي نفت به خدمتگزاري صادقانه مشغول بوده , ناگهان با بوق و كرنا چنين وانمود شود كه گويا او براي « فرار از پاسخگوئي » كنار رفته است .
آنها كه به روند پيگيري اتهامات در دادگاههاي صالحه آگاهند , بهتر مي توانند گواهي دهند كه حتي كنار رفتن از مسئوليت و بازنشستگي هم رافع مسئوليت نيست و براي پيگيري دعاوي احتمالي , هيچگونه مانعي را ايجاد نمي كند. در واقع كسانيكه به چنين جنگ رواني غيرمنصفانه اي مي پردازند , يا مي دانند و آگاهند كه حقيقت چيست كه اصل صداقت آنها مورد سئوال قرار مي گيرد و يا نمي دانند و به يك سمپاشي غيراخلاقي دامن مي زنند كه صلاحيت آنها زير سئوال مي رود و يا آنكه مخاطبين خود را ناآگاه مي دانند كه در آن صورت , اصل اقدامشان غيرمردمي و فرصت طلبانه است .
اگر در نظام اجرائي كشور اعم از وزارت نفت يا هر جاي ديگري , خطائي رخ داده است , راهكارهاي روشني هم براي مقابله با خطاهاي احتمالي تعبيه شده است كه يقينا كشاندن موضوع به مطبوعات جناحي و بمباران تبليغاتي عليه اين و آن , در رديف شيوه هاي قانوني و پذيرفتني , قرار ندارد.
4 ـ خوشبختانه نظام اجرائي كشور يك تجربه موفق 26 ساله را با خود بهمراه دارد. به مصلحت كشور و نظام نيست كه بخاطر احتمال وجود خطائي كه احيانا چند نفر مرتكب شده باشند قبل از آنكه فرصتي براي شناسائي محاكمه و مجازات متخلفين احتمالي وجود داشته باشد , كل آن مجموعه را به زير سئوال ببريم و با خوش خيالي تصور كنيم كه گويا خدمتي كرده ايم و حال آنكه برچسب زدن بركل يك مجموعه , كه مي دانيم دهها هزار عنصر خدوم و شايسته در آن سرگرم جانفشاني و تلاش هستند , پيشاپيش بعنوان يك خيانت عيني و محرز , مستوجب نكوهش و اعتراض است .
5 ـ بهرحال دولت جديد هم زمام امور را دردست خواهد گرفت و كارها در مسير طبيعي خود , به جريان عادي خود ادامه خواهد داد و متخلفين احتمالي هم شناسائي , محاكمه و مجازات خواهند شد ولي بيم آن مي رود كه برخورد غيراصولي و غيراخلاقي با كل مجموعه نيروهاي اجرائي , صدمات جبران ناپذيري را از طريق دلسرد كردن نيروهاي مخلص به بار آورد كه شايد فردا , فرصت چنداني براي دلجوئي از آنها و دلگرم ساختن آنها در اختيار نباشد. پس بهوش باشيم كه با برخورد غيرمنطقي امروز خود , كسي را بيهوده نرنجانيم تا فردا نيازي به پوزش و دلجوئي نباشد. رمز اصلي قضيه اينست كه مطمئن باشيم هيچكس را از دست قانون و عدالت , گريزي نيست . مشروط بر آنكه مجريان قانون و عدالت , خود نيز انسانهاي متعادل و كارداني باشند.