روزنامه جمهوري اسلامي 28/04/1384 صفحه سياسي

اصلاح قانون اساسي ديكتاتورهاي نظامي شيلي
عراق ; دوران عبور از بحران
اصلاح قانون اساسي ديكتاتورهاي نظامي شيلي


كاراكاس ـ واحد مركزي خبر : كنگره ملي شيلي سرانجام پس از پانزده سال قانون اساسي تحميل شده ديكتاتورهاي نظامي در سال 1359 را اصلاح كرد.
به گزارش واحد مركزي خبر از كاراكاس , از پنجاه و هشت مورد اصلاحات صورت گرفته در قانون اساسي شيلي مي توان به كاهش مدت رياست جمهوري از شش سال به چهارسال , ممنوعيت انتخاب رئيس جمهوري براي دو دوره پياپي و حذف سناتورهاي انتصابي و همچنين دائم العمر بودن اين سناتورها در كنگره اين كشور اشاره كرد.
مقام دائمي سناتوري از جمله مقاماتي بود كه اگوستينو پينوشه ديكتاتور خون ريز و دست نشانده آمريكا در قانون اساسي گنجانده بود و علاوه براين سران نظامي مي توانستند خود را به عنوان سناتور به مجلس اين كشور تحميل كنند.
قانون اساسي شيلي در دوران ديكتاتوري نظامي اگوستينو پينوشه به تصويب رسيد و حاكميت دائمي و مطلق اين ديكتاتور تا سال 1362 ادامه داشت .
در قانون اساسي جديد شيلي نه تنها نام پينوشه كه ده بار در قانون اساسي سابق اين كشور تكرار شده بود , حذف شده است بلكه براي نخستين بار رئيس جمهور شيلي نه تنها قدرت عزل و نصب سران نيروهاي نظامي را خواهد داشت بلكه در شرايط اضطراري نيز تحت نظر شوراي امنيت ملي متشكل از سران نيروهاي نظامي قرار نخواهد گرفت .
نمايندگان مجلس شيلي طرح اصلاح قانون اساسي اين كشور را چهار سال پيش تصويب كردند و اين قانون تاكنون در انتظار تصويب نهايي نمايندگان مجلس سنا بود.
فرانسيسكو ويدال معاون رئيس جمهور شيلي نهايي شدن قانون اساسي جديد اين كشور را تحولي عمده در دوران پانزده ساله انتقالي از ديكتاتوري به نظام دموكراسي توصيف كرده است .
وي ابراز اميدواري كرد با اصلاح قانون انتخابات دوران انتقالي اين كشور تكميل شود.
آمريكا در آغاز دهه 1350 به بهانه مقابله با نفوذ شوروي سابق در منطقه آمريكاي لاتين دولت سوسياليست النده رئيس جمهور قانوني شيلي را در يك كودتا سرنگون ساخت و حكومت ديكتاتوري به رياست ژنرال پينوشه را بر اين كشور حاكم كرد.
پينوشه كه همواره از حمايت كامل آمريكا برخوردار بود در سال 1359 قانون اساسي شيلي را تصويب كرد و ظاهري قانوني به حكومت نظامي خود داد.
هرچند رژيم نظامي شيلي پايان يافت اما تا پيش از اصلاح قانون اساسي , دولت هاي قانوني تحت تاثير اين قانون همچنان در اقدامات خود محدود بودند و نظاميان همچنان نفوذي عميق در رده هاي تصميم گيري سياسي در شيلي داشتند.

عراق ; دوران عبور از بحران


ديدگاه هاي آيت الله حاج شيخ محمدمهدي آصفي از علماي مجاهد حوزه علميه نجف اشرف پيرامون مسائل جاري عراق و توصيه هاي ايشان به مردم اين كشور
قسمت پنجم ترجمه : سيد محمود جوادي
خلاصه كلام
1 ـ سرزمين , كشور و ملت ما مورد هدف دشمن قرار گرفته اند .
2 ـ اين سرزمين براي شبكه هاي جاسوسي دشمن و شبكه هاي اطلاعاتي جهان فاقد پوشش لازم است . متاسفانه خانه هاي ما مورد تهاجم شبكه هاي ماهواره اي , اينترنت و ويدئو واقع شده است و دختران و پسران ما در معرض تهاجم فريبكارانه توسط موسسات و مراكز متعددي هستند كه در مناطق ما فراوانند و خواب را تا نيمه هاي شب از جوانان ما گرفته اند.
3 ـ دشمن امروز با ابزارهاي قوي , امكانات گسترده , شيوه هاي نوين علمي توسط موسسات , احزاب و مراكز سازماندهي شده دست به كار شده است .
متاسفانه اين موسسات و مراكز سازماندهي شده بخاطر غفلت ما وارد صحنه شدند و از ديوارها عبور كردند. براي مقابله با اين تجاوز و نفوذ گسترده بايد به نكات ذيل عمل كنيم :
الف : نظارت دقيق و هوشمندانه و منتقدانه كه با شيوه هاي نفوذي و تجاوزي دشمن مقابله مي كند. اين نظارت بايد ميان همه مردم گسترش يابد.
بر صاحبان علم و معرفت و متصديان ارشاد و توجيه ديگران واجب است مردم را از شر نگاه هاي سطحي نسبت به انديشه ها و شعارها و برنامه هاي مطرح شده از سوي اشغالگران نجات دهند و به آنها ياد بدهند چگونه نگاهي تيزبينانه , تحليلي و منتقدانه نسبت به درك حوادث , شعارها و برنامه ها داشته باشند.
پيشتر نيز گفتيم كه نگاه سطحي به برنامه ها و شعارها عامل اصلي بيشترين مصيبتهاي تاريخي و كنوني ماست .
ب : احياي فريضه امر به معروف و نهي از منكر از مهمترين فرائض در اسلام است . زيرا كه فريضه هاي ديگر را نيز حفظ مي كند. اگر مسلمانان اين فريضه الهي را از دست ندهند , وجود سياسي و فرهنگي خود را در جهان حفظ خواهند كرد و دشمن راهي براي عبور از خاكريز تمدن , فرهنگ و سياست اين كشور پيدا نخواهد كرد. اين فريضه كه خداوند ما را در مورد عمل نكردن به آن مانند نماز , روزه و حج مواخذه مي كند وظيفه عمومي است كه شامل همه مسلمين مي شود.
ج : جامعه اسلامي را بايد به وسيله هشياري و روشنگري مصون داشت . البته نمي توانيم ملت , جامعه و خانواده خود را از جهان منزوي كنيم . چنين امكاني وجود ندارد و انجام چنين كاري نيز قابل قبول نيست ..... اما اگر توانستيم ذهن ملت , جوانان , زنان و مردان را به وسيله ايمان , تقوا , كنترل نفس و تعميق مباني اسلامي در آنان با كمك ابزارهاي علمي پرورشي روشن كنيم , اين روشنگري آنها را از تهاجم فرهنگي و اخلاقي كه امت ما امروز دچار آن شده است حفظ و مصون خواهد داشت .
هزاران تجربه اين ادعا را ثابت مي كند. جوانان مسلماني در ميان شرايط نابسامان فاسد و ناهنجاري اخلاقي و فرهنگي در جامعه زندگي كردند اما توانستند خود را به وسيله ايمان , معرفت و تقوا حفظ كنند.
د ـ تشكيل وجدان آگاه اجتماعي كه از منكرات بي زار است و خشم خود را نسبت به آن اعلام مي كند و اين بيزاري را به ميان افكار عمومي مي برد.
شايد در ابتداي امر اين كار كمي پيچيده به نظر برسد و نياز به تلاش آموزشي و رسانه اي وسيع براي تبديل ساختن اين وجدان آگاه اجتماعي به افكار عمومي تاثيرگذار ميان جامعه مسلمان باشد. ولي ما اين مرحله طولاني را از نقطه صفر آغاز نمي كنيم چرا كه امت اسلامي ما قطعا از اين وجدان اجتماعي برخوردار است و تنها وظيفه ما نسبت به وجدان اجتماعي احيا آن و تبديل آن به فعليت است .
وقتي ما چنين كارهايي را در جامعه و ميان مردم انجام بدهيم , مي توانيم با كمترين تلاش جامعه , ملت و جوانانمان را از عوامل فساد , فريب و گمراهي فرهنگي مصون بداريم .
فتنه قومي
اين فتنه ممكن است هر لحظه يي شعله ور شود , چرا كه تحريك آن آسان , اشتعال آن سريع , وسعت حريق آن زياد , خاموش ساختن و مهار آن دشوار , زيان آن بسيار و زمان آن نيز طولاني است . اينكه مشخصا اين موضوع را مطرح مي كنيم به اين دليل است كه نسبت به آن هشدار داده باشيم و جامعه را در برابر آن آگاه و مصون نگه داريم مخصوصا براي شيعيان و اهل سنت .
براي اينكه بتوانيم جامعه خود را از اين فتنه دور نگه داريم و نقشه دشمنان را در ايجاد آن نقش بر آب كنيم بايد جامعه را , مسائل جاري را و فتنه هايي كه در اين طرف و آن طرف گاهي شعله ور و زبانه مي كشد را تحت نظر قرار دهيم , و در زمان مناسب و پيش از شعله ور شدن و گسترش دامنه آن ميان ملت , آن را تشخيص بدهيم . و پيش از آنكه نتوانيم آن را مهار كنيم بر اوضاع مسلط باشيم . از طرفي آگاهي دادن و بالا بردن سطح فرهنگ اسلامي و سياسي مردم ضامن مصونيت جامعه و محافظت آن از اينگونه فتنه هاست .
توجه به حرمت مسلمان و حرام بودن هتك حرمت و كرامت او و نيز حرام بودن تكفير و اتهام او به شرك و كفر. اصرار بر وحدت اسلامي در كتاب خدا (ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون ). تاكيد بر برادري اسلامي (انما المومنون اخوه ) و اصرار بر واجب بودن چنگ زدن همگي به ريسمان خدا و خودداري از اختلاف و تفرقه (واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا).
توجه و تاكيد بر مشتركات موجود ميان مسلمانان اعم از شيعه و اهل سنت در اصول دين , فقه , تفسير , فريضه هاي ديني , تولي , تبري و موضعگيري هاي سياسي , دشمنان , دوستان و منافع اسلامي . تاكيد بر وحدت عراق به وسيله شيعيان و اهل سنت و ضرورت زندگي مشترك همراه با تفاهم و سفارش به حق و صبر براي مقابله با دشمن مشترك كه هيچ رحمي به شيعيان و اهل سنت نمي كند.
ضرورت برگزاري ديدارهاي مشترك اسلامي ميان شيعيان و اهل سنت براي رسيدن به تفاهم مشترك در مسائل و موضعگيري هاي سياسي , چرا كه خداوند بركت هايي را در اينگونه تجمعات نهاده است كه در غير آن وجود ندارد.
اينجا بايد با تمام عزت و افتخار بگوئيم كه شيعيان و اهل سنت در عراق در شرايط دشوار كنوني ثابت كردند كه از سطح بالايي از آگاهي و بيداري سياسي اسلامي برخوردار هستند كه با آن مي توانند از فتنه ها عبور كرده و به وسيله تقوا , هشياري , مهار نفس و تاكيد بر منافع عالي اسلام با اين فتنه ها مقابله كنند.
اين فتنه ها از برگ هاي برنده يي است كه دشمنان اسلام به آن متوسل مي شوند. پيشتر نيز در زمان هاي مختلفي و در بسياري از كشورهاي اسلامي دست به آن زدند و توانستند به وسيله آن به انديشه و فرهنگ اسلامي نفوذ و رسوخ كرده و به آن ضربه بزنند.
ما روزهاي سختي را در پنجاه سال گذشته سپري كرديم و فرهنگ ما مورد تعرض هاي وسيعي از سوي دشمنان قرار گرفت كه متاسفانه ما در موضع دفاع در برابر آن ظاهر شديم .
لذا نظر به سستي و ضعفي كه در اصول فكري فرهنگ هاي جاهلي و مادي و روشنفكري امروز وجود دارد و با توجه به استحكام فرهنگ اسلامي بخاطر واقعيت موجود و ارتباط محكم آن با توحيد مي بايست موضع تهاجمي در برابر آن به خود مي گرفتيم , نه دفاع .
اما اين تهاجم ناگهاني و شيوه هاي توطئه آميز آن در اشاعه فرهنگ مادي ميان ما به صورت منظم و مجهز عليه فرهنگ ما , ما را به گرفتن موضع دفاعي در برابر آن وادار نمود.
اكنون كه پس از پنجاه و اندي از سپري شدن اين دفاع و اين تهاجم عليه انديشه و فرهنگ اسلامي حق آشكار شده است , وقت آن فرارسيده است كه در موضع تهاجم قرار بگيريم , زيرا كه فرهنگ الحاد در پايگاه هاي خود سرنگون شده و فرهنگ مادي جاهلي ليبرالي و غربي به لرزه افتاده و مايوس شده است , مي بينيم كه چگونه فرهنگ اسلامي در مقابل همه اين تهاجمات ايستاده و اصالت خود را كه از درون فطرت است و ارتباط آن با جهان توحيد برخاسته است به اثبات رسانده است . اينك اين اسلام است كه آرام آرام به شكل علمي و عقلاني در حال پيشروي به سمت غرب و شرق است .
ما امروز با گونه ديگري از تهاجم فرهنگي مواجه هستيم كه اين نوع از تهاجم فرهنگي متاسفانه از بستر فرهنگي ما سر برآورده است . اين تهاجم و مواجهه فرهنگي از نوع انديشه هاي نويني است كه به وسيله آن نويسندگاني درباره اسلام دست به قلم شده اند و اهدافي چون تغيير اصول , مباني , اهداف , ظواهر اسلام و ايجاد تشكيك در آن تحت عنوان تجددگرايي دنبال مي كنند.
اين واژه تجدد كه واژه يي گمراه كننده است بسياري از انحرافات و گمراهي ها را موجب مي شود و امروزه اين فرهنگ گمراه كننده با هدف توجيه كثرت گرايي ديني و تحت عناويني چون نفي مطلقيت حق و باطل , طرح موضوع حق و باطل از راه مساله نسبيت , نفي غيب , تفسير موضوع غيب در قرآن و سنت با معيارهاي مادي , تضعيف انديشه ديني و اينكه اسلام مجموعه يي از مبادي و مفاهيمي چون عدل و قسط است در حال رخنه كردن ميان افراد باسواد جامعه است . اما درباره احكام موجود در كتاب و سنت مانند قصاص , قطع دست سارق , سنگسار كردن و شلاق زدن تصورشان اين است كه اين احكام متعلق به صدر اسلام است و تاريخ آن سپري شده است .
با دعوت ديگران به آزادي و اجازه اظهارنظر (بدون چارچوب علمي ) در خصوص قرات هاي نصوص اسلامي و باز گذاشتن دست محققان و پژوهشگران در هرگونه برداشت از آن سپس دادن فرصت براي دست بردن در خصوص كتاب و سنت و برخورد مسامحه آميز نسبت به حجاب شرعي زن (تا آنجايي كه آن را لغو كند) همچنين تسليم فكري در برابر غرب و انديشه هاي تهاجم عليه تروريسم و خشونت آنها به صورت لغو عنصر قدرت و جهاد در اسلام به وسيله مطرح ساختن انديشه تسامح ديني در اسلام به شكل بسيار ساده و غيرعلمي از جمله مسائلي هستند كه به وسيله آن قصد دارند اهداف خود را عملي كنند.
با نشر و گسترش دادن اين فرهنگ تلفيقي معيوب ميان افراد باسواد و مسلمان و نمايش دادن اسلام در چارچوب تلفيقي و به شكل وصله پينه يي فرهنگي به صورتي كه مقداري از اسلام و مقداري از ماركسيسم , ليبراليسم , فرهنگ هاي جاهلي , روشنفكري دارا باشد و ده ها موضوع ديگر كه نمونه آن را در نوشته هاي نويسندگان معاصر در كشورهاي غربي , جهان عرب و غيره مشاهده مي كنيم , قصد جا انداختن اين انديشه خطرناك را دارند.
اين شيوه , شيوه تازه اي در گمراهي فرهنگي به شمار مي رود. شيوه يي كه به وسيله آن قصد رخنه كردن در فرهنگ اسلامي در جهان اسلام دارند , به ويژه ميان افراد باسواد. لذا نبايد نسبت به آن غافل بود , نه آنرا كوچك شمرد و نه آن را بزرگنمايي كرد. بلكه بايد به صورت علمي و موضوعي با آن مقابله كرد.
انديشمندان اسلامي بايد نسبت به اين اقدامات جديد فرهنگي كه قصد از ين بردن پاكي انديشه اسلامي دارد و قصد ايجاد تغيير در چارچوب هايي كه قرآن وسنت براي انديشه و فرهنگ ما وضع كرده است دارد نظارت و آنرا كنترل نمايند و بايد براي حفظ سلامت انديشه اسلامي تلاش زياد كرد و در اين زمينه بايد مرزهاي علمي موضوعي به صورت دقيق براي پژوهش و تحقيق وضع كرد كه به وسيله آن از سو استفاده نويسندگان در جهت تغيير اصول و مباني اسلام در اين مساله جلوگيري به عمل آيد.
اين مساله نياز به تلاش زياد در ارائه انديشه و فرهنگ اسلامي دارد , البته آن گونه باشد كه پيامبر اكرم (ص ) از سوي خداوند , براي ما آوردند و با مراجعه به احاديث و طرح آنها به صورتي درست و شيوه يي متين و علمي آن را ارائه نماييم .
نظر به سستي و ضعفي كه در اصول فكري فرهنگ هاي جاهلي و مادي و روشنفكري امروز وجود دارد و با توجه به استحكام فرهنگ اسلامي و ارتباط محكم آن با توحيد مي بايست موضع تهاجمي در برابر تفكر مادي به خود مي گرفتيم
ما امروز با گونه ديگري از تهاجم فرهنگي مواجه هستيم كه متاسفانه از بستر فرهنگي ما سر برآورده است . اين تهاجم از نوع انديشه هاي نويني است كه به وسيله آن نويسندگاني درباره اسلام دست به قلم شده اند و اهدافي چون تغيير اصول , مباني , اهداف , ظواهر اسلام و ايجاد تشكيك در آن تحت عنوان تجددگرايي دنبال مي كنند