بسم الله الرحمن الرحيم
انفجارهاي زنجيره اي در عراق در 48 ساعت گذشته دستكم 250 كشته يا
زخمي بهمراه داشته است .
در يك انفجار در كنار يك كاميون حامل گاز مايع در منطقه « المسيب » در
جنوب بغداد 98 تن از شيعيان عراقي كشته و 95 تن ديگر به درجات مختلف
مجروح شده اند. اين انفجار در كنار يك مسجد متعلق به شيعيان صورت گرفته
است . در 3 حادثه انفجاري ديگر در بغداد 48 تن از افراد غيرنظامي و پليس عراق
كشته يا زخمي شده اند.
اگرچه در پرتو اشغال نظامي عراق توسط آمريكا و انگليس , انفجارها و
عمليات تروريستي در اين كشور به پديده اي عادي و روزمره تبديل شده است ,
ولي سري جديد انفجارهاي عراق كه مشخصا شيعيان اين كشور را هدف حملات
خود قرار داده , پيام مهم ديگري را هم با خود بهمراه دارد. نكته اساسي در اين
ميان , به همزماني اين انفجارها با سفر « ابراهيم جعفري » نخست وزير عراق به
تهران و حضور نيمي از كابينه عراق در خلال اين سفر باز مي گردد كه اين پديده از
خشم و كينه و خصومت اشغالگران نسبت به مناسبات تهران ـ بغداد حكايت
مي كند.
مناسبات ايران و عراق در طول تاريخ يكصد ساله اخير , بر اثر شيطنت
استعمارگران و نقش آفريني مزدوران محلي آنها , همواره « مناسبات شكننده » و
عموما خصومت آميزي بوده است . اگرچه رژيم بغداد در ظاهرا بعنوان يك
حكومت چپگرا و متمايل به مسكو معرفي شده و ژست ضدامپرياليستي به خود
گرفته بود , ولي در ميدان عمل , صدام بيشترين خدمات را به استعمار سياه غرب
كرد و بخصوص با شيطنت ها و تشويق واشنگتن , وارد جنگ عليه نظام نوپاي
جمهوري اسلامي ايران شد.
اين نكته بعدها افشا گرديد كه صدام از دوران دانشجوئي خود در قاهره
بعنوان يك عنصر حقوق بگير سازمان جاسوسي « سيا » عمل مي كرده و تا آخرين
لحظه هاي حكومتش هم در خدمت سرويس هاي جاسوسي آمريكا بوده است .
صدام نه تنها به ملت ايران جفا كرد و به دنياي اسلام خيانت نمود , بلكه
حتي عليه ملت مظلوم عراق هم آنچنان جناياتي را مرتكب شد كه در طول تاريخ
و در عرض جغرافيا , شايد نمونه هاي مشابهي نداشته باشد. قتل عام و سركوب
كردهاي عراق و سركوب قيام شيعيان در چندين دوره از حكومت بعثي , از
جدي ترين موارد اين فهرست پر رمز و راز است .
در واقع , نه تنها ملت ايران و ساير كشورهاي منطقه از وجود صدام و
جناياتش آسيب ديدند , كه حتي مردم عراق نيز از « ظلم مضاعف » رنج مي بردند و
در آرزوي روزي بودند كه دوران ظلم و جنايت بعثي به پايان برسد.
آمريكاي جنايتكار عليرغم آنكه خود مشوق صدام در جنگ تحميلي 8 ساله
عليه ايران بود و در تمامي دوران 8 ساله به تجهيز و تشويق و حمايت از وي
سرگرم بود , لكن طي 2 جنگ خانمان برانداز , تلاش كرد تا رژيم مفلوك صدام را
« عقيم » و سپس نابود سازد. البته هنوز هم شبكه جهنمي و مخوف بعثي ها در
عراق همچنان دست نخورده باقي مانده و اشغالگران شرور سرگرم سازماندهي
مجدد آنها براي بهره برداريهاي بيشتر در آينده هستند. آنها در مقطع كنوني ,
چندين بار تلاش كردند تا زمينه هاي عملي براي روي كار آوردن مجدد بعثي ها را
ارزيابي نمايند و حتي « فلوجه » را به فرماندهان بعثي در گارد رياست جمهوري
صدام سپردند ولي بسيار زود فهميدند كه مردم مظلوم عراق به شدت از بعثي ها
متنفرند و حاضر نيستند حاكميت خفقان آور آنها را مجددا تحمل نمايند.
به موازات افزايش عمليات ضداشغالگري در عراق , آمريكا هم در يك اقدام
سازمان يافته به قتل عام مردم بي دفاع پرداخت و بطور همزمان با انجام عمليات
انفجاري عليه مردم مظلوم عراق , چنين وانمود كرد كه گويا اين مردم عراق و
بازماندگان از رژيم صدام هستند كه به كشتار مردم اين كشور سرگرمند. حال آنكه
جنايات اشغالگران عليه مردم عراق , به اميد خسته كردن مردم و تن دادن به هر
شرايطي , صورت مي گرفت و مشخصا انگيزه هاي انتقام جوئي اشغالگران از مردم
عراق را بهمراه داشته و دارد.
به راستي آيا قتل عام 65 كودك دبستاني كه در نخستين سالهاي زندگيشان به
كام مرگ فرستاده شدند , توجيهي دارد البته پاسخ اين سئوال منفي است ولي
براي اشغالگراني كه در باتلاق عراق دست و پا مي زنند و بقاياي حيثيت جهاني
خود را هم از دست داده اند , مي تواند مجوزي براي ادامه اشغال عراق باشد.
اشغالگران در ميدان عمل با توسل به خشونت هاي كور و قتل عام مردم كوچه و
بازار , در آن واحد , به چند نكته مي انديشند. اين در واقع يك « اقدام چند
منظوره » است كه اشغالگران را در راه تامين اهداف ضدانساني آنها ياري مي كند.
1 ـ نشان مي دهند كه عراق هنوز جاي امني نيست و در نتيجه آنها بايستي به
حضور اشغالگرانه در عراق ادامه دهند.
2 ـ ثابت مي كنند كه گروههاي تروريستي در عراق آنچنان لجام گسيخته
هستند كه هيچ قدرتي جز اشغالگران شرور آمريكائي , قادر به مقابله با آنها
نيستند.
3 ـ از مردم مظلوم عراق انتقام مي گيرند و با خسته كردن آنها , زمينه را براي
تحميل خواسته هاي اشغالگران فراهم مي سازند.
براين 3 محور , در روزهاي اخير , محور چهارمي هم افزوده شده و آن به سفر
هيئت بلندپايه عراقي به ايران مربوط مي شود. ناگفته پيداست كه آمريكا از ملت
ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران , كينه و خصومتي عميق بردل دارد و
به چيزي كمتر از پايان دادن به نظام جمهوري اسلامي ايران نمي انديشد.
زمامداران آمريكا البته اين آرزو را به گور خواهند برد , ولي فعلا از هيچ شرارتي
براي برهم زدن مناسبات ديگران با جمهوري اسلامي ايران امتناع نكرده و
نمي كنند.
تصادفي نيست كه بدنبال سفر و مذاكره و توافق ساير كشورها با جمهوري
اسلامي ايران , بلافاصله يك هيئت رسمي وزارت خارجه آمريكا به آن كشورها
سفر مي كند تا از ابعاد توافقات فيمابين آگاه شود و زمينه ها براي مداخله و
تخريب نتايج توافقات را مدنظر قرار دهد.
خشم و نفرت آمريكا از ماجراي سفر نخست وزير و نيمي از هيئت دولت
عراق به تهران , به قدري است كه آنها حتي براي واكنش هاي فوري هم بي تابي
نشان مي دهند. انفجارهاي زنجيره اي در بغداد , دقيقا و فقط از همين زاويه است
كه معني و مفهوم واقعي خود را بروز مي دهد. اين انفجارات , حاوي يك پيام
خشم آلود اشغالگران براي دولتمردان و ملت مظلوم عراق است كه به آنها
بفهماند كه نبايد با ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي , دوستي كنند و صميميت
نشان دهند. بلكه مناسبات دو كشور بايستي همواره خصمانه و شكننده باشد تا
اشغالگران شرور احساس خشنودي كنند.
البته مردم عراق و دولتمردان اين كشور به تجربه دريافته اند كه حقيقت غير
از اينست و يقينا دولتمردان عراقي , قبل و بعد از اين سفر از مواضع خصمانه
آمريكا عليه ايران , آگاه شده اند و خواهند شد. ملت عراق به چشم خود ديده
است كه در طول سالهاي تنهائي و نيازش , اين ملت ايران بوده كه بيشترين
خدمات بي منت را به آنها ارزاني داشته است .
مردم عراق به چشم خود ديده اند كه مردم ايران با چه عشق و علاقه اي به
عتبات عاليات مي نگرند و چگونه بخاطر محبت به اهل بيت (ع ) بيشترين علاقه و
محبت غيرقابل توصيف را به مردم عراق نشان داده اند. بطور همزمان , مردم عراق
از اوج خصومت و كينه توزي آمريكا عليه مسلمانان اعم از شيعه وسني آگاهند.
مردم مظلوم عراق , شلاق سياه استعمارگران شرور آمريكائي و انگليسي را نه فقط
در سياهچالهاي مخوف « ابوغريب » كه حتي در كوچه و خيابانهاي سراسر عراق
هم بر پوست و گوشت خود و عزيزان خود لمس كرده اند.
اگر آن افشاگريهاي راديو تلويزيون ايراني در نخستين روزهاي تجاوز
وحشيانه آمريكا و انگليس به عراق نبود , اشغالگران با همان شدت و دامنه به
جنايات ضدانساني عليه مردم مظلوم عراق ادامه مي دادند. البته هنوز هم
اشغالگران شرور به جنايت و كشتار مردم عراق مي پردازند ولي با تلخكامي
احساس مي كنند كه در اين باتلاق , گرفتار آمده اند.
قرار بود اشغالگران شرور بعنوان « فرشتگان نجات » معرفي شوند و قرار بود
كه عراق , بهشت دمكراسي خاورميانه شود ولي شكنجه گاه ملتي شد كه در زير
چكمه هاي خونين اشغالگران دست و پا مي زند.
اشغالگران شرور , مايل نبودند ملت عراق عليرغم سمپاشي استكبار براي
رودررو قرار دادن شيعه و سني در منطقه و جهان , شاهد همفكري و همكاري
دولتهاي عرب و مسلمان با ايران اسلامي باشند و در ميدان عمل ببينند كه حتي
دولتمردان عراقي هم ايران را « خانه دوم » خود مي دانند و به اين مسئله تصريح
مي كنند.
آمريكا هنوز هم در آرزوي حاكميت كساني از قماش صدام يا « حازم شعلان »
استكه با اظهارات و اقدامات جنون آميز خود , آب به آسياب اشغالگران بريزند.
اما آيا مصالح ملتهاي منطقه و بويژه مردم مظلوم عراق نيز همين را ايجاب
مي كند
پاسخ اين سئوال حتي در گذشته هم منفي بود و امروز ملت عراق با حفظ
تجربه هاي گذشته , بهتر مي داندكه پاسخ اين سئوال براي هميشه منفي است .
مرزهاي ايران و عراق بايستي همواره مرزهاي دوستي , برادري , همكاري ,
امنيت و سازندگي باشد. توانمنديهاي فراواني در دو كشور وجود دارد كه هر يك
مي توانند از آنها در جهت تامين نيازهاي خود , با بهترين شرايط و ارزان ترين
هزينه ها وارد عمل شوند. ملت ايران , آنروزها كه مردم مظلوم عراق از دست رژيم
جهنمي صدام فرار مي كردند , با آغوش باز از آنها استقبال و حمايت كرد. وامروز
كه رژيم مفلوك صدام سقوط كرده و ملت عراق احساس آزادي نسبي مي كند ,
همان آغوش باز و همان حمايت ها همچنان ارزاني ملت عراق باد.
ما در آرزوي روزي هستيم كه سايه سياه و نكبت بار اشغالگران از عراق
زدوده شود و دو ملت همچنان به آينده هاي روشن , اميدوار كننده و سرشار از
ايمان و همبستگي , به يكديگر لبخند مهر و محبت و دوستي و برادري بزنند.
انشاالله .

|