روزنامه جمهوري اسلامي 27/04/1384 صفحه سرمقاله
ما نبايد بازنده باشيم


بسم الله الرحمن الرحيم
درحاليكه مطابق تعهدات طرف اروپائي قرار است پيشنهاد مشخص آلمان انگليس و فرانسه طي 2 هفته آينده به ايران ارائه شود , برخي مقامات رسمي و رسانه هاي غربي سعي دارند با تبليغات و موضع گيريهاي خود , در اين زمينه فضاي مسمومي را به وجود آورند و عكس العمل هاي احتمالي را ارزيابي نمايند.
« اسكات مك كليلان » سخنگوي كاخ سفيد در اين زمينه از يك موضع مداخله جويانه سخن گفته و اظهار داشته است : « ايران بايد براي هميشه , غني سازي اورانيوم را متوقف كند. »
اين درحاليست كه 3 كشور اروپائي , احيانا سرگرم آخرين رايزنيها جهت طرح پيشنهاد خنثي كننده خود به ايران هستند. مسئله اينست كه اگرچه طرفهاي مذاكره توافق كرده بودند كه از مطبوعاتي كردن مسائل و محورهاي مذاكرات بپرهيزند , ولي طرف اروپائي به اين تعهدش عمل نكرده و نه تنها مسائل و محورهاي مذاكره و محتواي آنرا در هر فرصتي به سايرين هم انعكاس داده بلكه سعي كرده است كه حتي از انتشار مطبوعاتي اين مسائل نيز حداكثر سواستفاده ممكن را ببرد. موضوعات و مسائل مهمي در اين زمينه وجود دارد كه طرفهاي اروپائي هنوز هم براي بهره برداري يكطرفه از آن وسوسه مي شوند و حال آنكه ادامه همين روند ناسالم , باعث بروز مشكلات جديدي شده و مسائل گذشته را تشديد كرده است .
1 ـ جمهوري اسلامي ايران در طول دوره 2 سال و نيمه گذشته , بيشترين حسن نيت يكطرفه را از خود بروز داده , بيشترين بازرسي هاي فني در طول تاريخ موجوديت آژانس بين المللي انرژي اتمي را پذيرا شده , اجراي پروتكل الحاقي را توسط دولت پذيرفته و عملا درحال اجراي مفاد آنست و در عين حال تعليق داوطلبانه و موقت غني سازي اورانيوم را نيز پذيرفته است . اما طرفهاي اروپائي نه تنها به هيچ يك از تعهدات خود عمل نكرده اند بلكه حتي با تغيير مواضع خود , تدريجا از موضع دشمن و يك « نيروي متخاصم » سخن مي گويند كه البته قابل قبول نيست .
طرفهاي اروپائي , ابتدا بعنوان يك گروه « ميانجي بيطرف » وارد ماجرا شدند و چنين وانمود كردند كه داراي حسن نيت هستند و مي توانند هرآنچه تعهد مي كنند , به مرحله اجرا درآورند.
لكن تدريجا در موضعي قرار گرفتند كه « اولتيماتوم » بدهند و در عمل ثابت كنند كه مترجم و بازگو كننده خواسته ها و ديدگاههاي واشنگتن هستند و خود , به تنهائي قادر به تامين و اجراي تعهداتشان نيستند.
2 ـ طرفهاي اروپائي در مراحل اوليه براي شروع مذاكره , سعي كردند اعتماد طرف ايراني را جلب كنند اما تدريجا موضع تهديد و تخاصم را در پيش گرفتند و نشان دادند كه قابل اعتماد نيستند. اكنون تهديدات و خط و نشان كشيدنهاي طرف اروپائي , اگر بيشتر از آمريكا و اسرائيل نباشد , كمتر نيست . اگر زماني تهديد به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت , از جانب مقامات واشنگتن شنيده مي شد , اين روزها تهديدات و البته به شيوه اروپائي ها , از طرفهاي اروپائي و حتي از اتحاديه اروپا هم شنيده مي شود و دقيقا نشانگر آنست كه طرفهاي اروپائي غيرقابل اعتمادند.
3 ـ تداوم اين روند , نشانگر آنست كه بين آمريكا و صهيونيست ها از يكطرف و طرفهاي اروپائي از طرف ديگر , « نوعي تقسيم كار » صورت گرفته است و آنها دقيقا در مسيري گام برمي دارند كه مواضع و تبليغاتشان مكمل يكديگرند و مشخصا هدف واحدي را دنبال مي كنند. جمهوري اسلامي ايران بايستي در اولين فرصت ممكن به طرفهاي اروپائي نشان دهد كه دست آنها را خوانده است و اين وضع قابل دوام نيست كه يكطرف مستمرا به تهديد و جوسازي بپردازد و از مخاطب خود انتظار داشته باشد كه باز هم به حسن نيت يكطرفه ادامه دهد و همچنان به اعطاي امتيازات مشغول باشد. فضاي حاكم بر مذاكرات و روند پيگيري مسائل بايستي كاملا متوازن و بدور از هرگونه تهديد و ارعاب و اولتيماتوم باشد. چرا كه در غير اينصورت عوامل بيروني فرصت پيدا مي كنند اهداف و برنامه هاي خود را نيز اعمال نمايند كه در ميدان عمل , شاهد تحقق اين پديده هستيم .
4 ـ يكي از مهمترين مسائل موجود , چرخش هاي مستمر اروپا در مذاكرات است كه بر بي اعتمادي روزافزون ايران نسبت به اروپا افزوده است و نشان مي دهد كه اروپا براي انجام تعهداتش و حتي براي حفظ مواضع ثابت و روشن در قبال مسائل فيمابين , احساس مسئوليت نمي كند و رفتاري غيرمسئولانه و شديدا نوساني دارد.
اين نكته پذيرفتني نيست كه مواضع طرفهاي اروپائي , حتي در دو جلسه پياپي در مذاكرات هم با يكديگر همخواني ندارد و آنها در هر مرحله , آن بخش از تعهدات خودو پيشرفتهائي كه بنظر مي رسيد حاوي نكات مثبتي براي جمهوري اسلامي ايران است , در جلسات بعدي و حتي در طول مذاكرات در همان جلسه , كمرنگ و بي اثر مي سازند.
5 ـ يك شگرد اروپائي ها ايجاد انحراف در مسير تعامل ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي بوده است . در واقع ايران هر آنچه مي توانست , در قبال آژانس هم نرمش بخرج داده و قدم به قدم , بازرسي هاي كارشناسان مورد قبول آژانس را پذيرفته ولي هنوز در تبليغات و مواضع رسمي طرفهاي اروپائي , ملزم به ارائه « تضمين هاي عيني » براي جلب اعتماد طرفهاي اروپائي است و حال آنكه همين انعطاف بيش از حد ايران است كه اشتهاي طرفهاي اروپائي و ديگران را بيشتر كرده و براي دريافت امتيازاتي , حتي بيش از امتيازات فراوان كنوني وسوسه كرده و مي كند.
در واقع ما هم به آژانس امتياز داده ايم و هم به مخاطبين اروپائي , ولي در ميدان عمل , نه آژانس اظهار رضايت مي كند و انعطاف ما را كافي مي داند و نه اشتهاي سيري ناپذير طرفهاي اروپائي , تمامي دارد.
6 ـ موضوع مهمي وجود دارد كه هرگز تاكنون مورد بررسي و كنكاش قرار نگرفته و آن غافل شدن ما از آثار و تبعات محروم شدن ما از انرژي هسته اي است . فراموش نكنيم كه مطابق مصوبات اجلاس « كيوتو » در زمينه سقف مجاز توليد انيدريدكربنيك توسط هر كشور است كه بايستي برمبناي توليد سال 1990 (1379 شمسي ) براي هر كشور تا سال 2015 (1394 شمسي ) تثبيت شود.
آمريكا هنوز هم مصوبات اجلاس « كيوتو » را نپذيرفته و قاعدتا هيچ تعهدي براي اجراي آن ندارد ولي بطور همزمان براي احداث نيروگاههاي جديد برق اتمي تلاش مي كند. انگليس , فرانسه و آلمان هم بطور برنامه ريزي شده براي تنوع بخشيدن به منابع انرژي خود به انواع انرژي ها و از جمله انرژي هسته اي , توجه ويژه دارند. اما در همين شرايط سعي دارند ما را از برق هسته اي كه « انرژي پاكيزه » براي قرن جديد ميلادي محسوب مي شود , محروم سازند. به عبارت ديگر , ما بدون دستيابي به برق هسته اي , از فردا ملزم به تعطيل كردن طيف وسيعي از صنايع انرژي بر هستيم تا بتوانيم به تعهداتمان در قبال كنوانسيون هاي بين المللي عمل كنيم ! توجه داشته باشيم كه مشكلات امروز مربوط به انرژي هسته اي نيز معلول پيوستن بدون قيد و شرط ما به « ان پي تي » بوده و هست و حال آنكه هند , پاكستان و رژيم صهيونيستي هنوز هم حاضر به پذيرش مفاد « ان پي تي » نشده اند و در نتيجه هيچ تعهدي به اجراي مفاد آن و اجازه دادن به بازرسان آژانس براي بازرسي هاي اعلام شده , ندارند. در واقع , جمهوري اسلامي ايران با حسن نيت يكطرفه اي كه ديگر بوي تند « تسليم بدون قيد و شرط » از آن به مشام مي رسد , مفاد پروتكل الحاقي را هم پذيرفته و حتي درحال اجراي آنست ولي طرفهاي شرور ما حتي اين اندازه را هم كافي نمي دانند.
در اين زمينه دو نكته اساسي وجود دارد كه بايستي دقيقا مدنظر قرار گيرد.
الف : در پيوستن به كنوانسيونهاي بين المللي شتاب و عجله اي بخرج ندهيم و آثار و تبعات پذيرش تعهدات جديد را به درستي ارزيابي كنيم . خوشبختانه مجلس هفتم هنوز مفاد پروتكل الحاقي را نپذيرفته و منطقي هم نيست كه بپذيرد.
ب : عقل و منطق ايجاب مي كند كه در پذيرش كنوانسيون هاي بين المللي , منافع ملي و مصالح كشور را در نظر بگيريم . در اين زمينه يك موضوع معقول اينست كه پذيرش چنين تعهداتي , مشروط به فراهم شدن زمينه هاي لازم در منطقه باشد و از جمله اينكه مثلا تصريح شود كه اگر تا پايان سال 1387 رژيم صهيونيستي مفاد ان پي تي را نپذيرد , پذيرش « ان پي تي » توسط جمهوري اسلامي ايران هم بحال تعليق درآمده و كان لم يكن تلقي خواهد شد , تاچه رسد به مفاد پروتكل الحاقي . راهكار مناسب اينست كه تصريح شود كه تا زمان پذيرش ان پي تي توسط رژيم صهيونيستي , ايران اسلامي هم هيچ تعهدي در اين زمينه را نخواهد پذيرفت .
در يك كلام , صحنه معادلات جهاني قدرت , صحنه اي براي تعامل كشورها محسوب مي شود. بدين ترتيب اگر ما نخواهيم يا نتوانيم منافع ملي و مصالح خود را در اين تعاملات و مذاكرات اعمال كنيم , بدون شك بازنده خواهيم بود و از اين بابت منافع زيادي را از دست خواهيم داد و چنين مباد.