روزنامه جمهوري اسلامي 22/04/1384 صفحه سياسي

* شورشي ديروز سودان معاون امروز رئيس جمهور
« نقشه راه » به بحران خاورميانه خاتمه نخواهد داد
شورشي ديروز سودان معاون امروز رئيس جمهور




« جان گارانگ » رئيس شورشيان پيشين جنوب سودان موسوم به « نيروهاي جديد » شش ماه پس از امضاي توافق نامه صلح با سودان , روز شنبه هفته جاري با اداي سوگند به عنوان اولين معاون رئيس جمهور اين كشور منصوب شد.
مراسم تحليف « جان گارانگ » با امضاي قانون اساسي موقت سودان بدست عمر البشير رئيس جمهور اين كشور و آغاز دوره انتقالي شش ساله مطابق با توافق نامه جامع صلح كه در 19 دي گذشته در نايروبي منعقد شد همراه بود.
درپي تصويب قانون اساسي موقت سودان , يك شوراي رياست جمهوري تشكيل شد كه عمر البشير اداره آنرا برعهده دارد. « جان گارانگ » رئيس پيشين جنبش خلق براي آزادسازي سودان به عنوان معاون اول رئيس جمهور و « علي عثمان طاها » به عنوان معاون دوم رئيس جمهور سودان از ديگر اعضاي شوراي يادشده خواهند بود.
باامضاي قانون اساسي موقت سودان حالت فوق العاده كه از شانزده سال پيش بر اين كشور حاكم است لغو مي شود و قرار است مطابق با توافق نامه جامع صلح نايروبي تمامي زندانيان سياسي نيز آزاد شوند.
اين توافق نامه به بيش از دو دهه جنگ داخلي در سودان كه دو ميليون كشته و مجروح و چهار ميليون آواره برجا گذاشته بود پايان داد.
بحران و درگيري دولت خارطوم با شورش مسيحيان در جنوب سودان از 22 سال پيش آغاز شد روز 26 خرداد 1362 سرهنگ « جان گارانگ » مسيحي در جنوب سودان با اعلام تاسيس ارتش آزاديبخش خلق سودان , تمرد و شورش نظامي خود را عليه حكومت مركزي اين كشور آغاز كرد.
شورش جان گارانگ ابتدا به ادعاي خود وي در اعتراض به تبعيضاتي بود كه در دوران حكومت جعفر نميري در نواحي جنوب اين كشور اعمال مي شد . ولي اين شورش از سال 1364 كه حكومت نميري سرنگون شد , تحت نفوذ و هدايت آمريكا قرار گرفت .
سابقه شورشهاي جدائي طلبانه در جنوب سودان به سال 1335 كه سال استقلال اين كشور است بازمي گردد. در آن زمان جنبش تجزيه طلب موسوم به « آنيانيا » به دليل فقر گسترده اي كه در جنوب كشور در مقايسه با شمالي ها وجود داشت , خواهان جدائي از پيكره سودان شد . اين جنبش تا 1351 به مدت 16 سال مبارزه گسترده اي را عليه حكومت سودان با هدف كسب استقلال به انجام رساند.
جنوبي ها از دهه 1330 همواره مدعي بوده اند كه از پيشرفت و تمدن و آباداني دور نگاه داشته شده اند. بخش شمالي سودان همواره از نظر تمدن به كشورهاي پيشرفته عربي خاورميانه و شمال آفريقا شباهت داشته و بخش جنوبي آن هميشه از رونق و عمران فاصله داشته است . جنوبي ها كه بسياريشان مسيحي بوده و هستند همواره اين اعتقاد را داشته اند كه اين تبعيض , طبيعي نبوده است . البته اين تبعيضات ريشه كهن تري نيز در قرن نوزدهم دارد. زماني كه محمدعلي پاشا خديومصر , قسمتهاي شمالي سودان را تصرف كرد و به آباداني و عمران آن خطه همت گماشت . سپس استعمار انگليس بر اين منطقه مسلط شد و صنعت و تجارت نيز در همين ناحيه رونق گرفت . در آن زمان به تدريج تشكيلات اداري سامان يافت و اقشار اجتماعي نوين نظير پيشه وران ظهور كردند. درحالي كه از اينگونه تحولات هرگز در جنوب سودان خبري نبود. پيشرفت شمالي ها نسل به نسل در رشد و بلوغ فكري و سياسي آنان نيز اثر مي گذاشت از همين روي جنوبي ها به دليل بازماندن از قافله رونق و تمدن , به ناچار به فكر ايجاد تشكلهاي قومي با هدف مقابله با شماليها برآمدند. اين تشكلها در سالهاي پس از استقلال سودان به صورت تظاهرات , درگيري با نيروهاي دولتي , اعتصاب و اغتشاش جلوه گر شد ولي نتيجه آن فقط مسلط كردن ارتش در نواحي جنوب با هدف سركوب ناآراميها بود.
ژنرال جعفر نميري كه در 1348 با كودتا قدرت را در سودان به دست گرفت در سالهاي اول حكومت خود براي تثبيت موقعيت خويش گامهاي بلندي به نفع مردم سودان برداشت . او تمام احزاب و سازمانهاي سياسي نظامي جنوب را به شركت در حكومت دعوت كرد و وزارتخانه اي مربوط به ايالات جنوبي تشكل داد. از اين رو در دهه هفتاد ميلادي مناطق جنوبي سودان اوضاع تقريبا آرامي داشت ولي بتدريج , نميري دررفتار خود در مورد ايالات جنوبي تجديدنظر كرد و در ماه ارديبهشت 1362 فرمانداران جداگانه اي را براي اين ايالات منصوب نمود. اين اقدام , سبب شورش و اغتشاش در نواحي جنوب سودان گرديد. رهبري اين شورش را سرهنگ جان گارانگ نظامي ارتش سودان كه خود اهل جنوب بود برعهده داشت . او كه داراي مدرك دكتري اقتصاد از آمريكا مي باشد , هدف از مبارزه را برقراري دمكراسي اعلام كرد و برخلاف جنبش « آنيانيا » تصريح كرد كه از جداشدن ناحيه جنوبي حمايت نمي كند. بدين ترتيب و با نفي شعار تجزيه طلبي وي توانست اكثر نظاميان سوداني كه مليتهاي جنوبي داشتند را از بدنه ارتش سودان جدا كرده به سمت خود جذب كند . او با 15 هزار نيروي انتظامي خود در سال 1363 ضربات سختي بر پيكر رژيم نميري وارد آورد. اين مبارزه سبب شد حكومتهاي بعدي سودان ازجمله حكومت ژنرال سوارالذهب , صادق المهدي و عمر البشير , روش ملايم تري در برابر شورشيان اعمال نمايند. با اين همه پس از سقوط حكومت جعفر نميري كه مهر آمريكا در سودان بود , جنبش جان گارنگ به تدريج مورد حمايت آمريكا قرار گرفت . اين حمايت نيز به معني تاييد تفكر جان گارانگ از سوي آمريكا نبود بلكه هدف از آن هدف از آن افزايش فشار بر دولتهاي پس زا نميري در سودان بود كه عموما در برابر آمريكا موضع داشته اند.
توافقنامه دي ماه سال گذشته , يك نقطه عطف در فرونشاندن بحران سودان بود. در توافق نامه مذكور همچنين بر ضرورت تشكيل دولت اتحاد ملي براي دوره اي شش ساله تاكيد شده است . در پايان اين دوره منطقه جنوب سودان از طريق برگزاري همه پرسي تصميم خواهد گرفت كه آيا مستقل خواهد شد يا جزئي از سودان خواهد ماند.
تعداد ده تن از سران كشورهاي آفريقايي كه بيشتر از همسايگان اين كشور بودند در مراسم تحليف « جان گارانگ » شركت كردند. از ميان اين شخصيتها مي توان روساي جمهور آفريقاي جنوبي , افريقاي مركزي , جيبوتي , سنگال و اوگاندا را نام برد.
چند تن از سخنرانان در مراسم تحليف « جان گارانگ » خواستار حل وفصل ديگر مناقشات سودان به ويژه در منطقه آشوبزده دارفور در غرب اين كشور و همچنين استانهاي شرقي اين كشور وسيع افريقايي شدند.
« جان گارانگ » در اين مراسم در حضور عمرالبشير , دشمن ديروز و دوست امروز خود اعلام كرد من در برابر خداوند سوگند ياد مي كنم كه در سمت معاون اول رئيس جمهور سودان به تعهدات خود و به اصول جمهوري سودان وفادار بمانم .
« جان گارانگ » اين سخنان را در مراسم تحليف خود در سالن بزرگي در كاخ رياست جمهوري در خارطوم پايتخت سودان كه ديوارها و سقف آن با پارچه هاي سفيد پوشيده شده بود بيان كرد. براي اولين بار تصاوير رئيس پيشين شورشيان جنوب سودان بر ديوارهاي كاخ رياست جمهوري سودان مشاهده مي شد.
كوفي عنان , دبير كل سازمان ملل متحد , عمرو موسي , دبيركل اتحاديه عرب , و « رابرت زوئليك » , معاون وزير امور خارجه آمريكا , نيز دراين مراسم تاريخي كه مرحله اي جديد در روند صلح سودان به شمار مي رود حضور داشتند.
دبيركل سازمان ملل متحد دراين مراسم تاكيد كرد صلح در سودان بايد به مرحله اي برگشت ناپذير برسد. عنان همچنين بر ضرورت حل وفصل سريع مناقشه دارفور از طريق ديپلماتيك تاكيد و خاطر نشان كرد اولين و مهمترين مسئوليت و وظيفه دولت جديد سودان اين است كه صلح و ثبات را در سراسر كشور حاكم گرداند.
دولت سودان براي تامين امنيت اين مراسم تدابير شديد امنيتي در پايتخت و اطراف آن اتخاذ كرده بود. در همين چارچوب مقامات سفارت امريكا در خرطوم نيز به اتباع آمريكايي توصيه كردند از تردد در مركز شهر خودداري كنند. « جان گارانگ » جمعه گذشته براي اولين بار پس از بيست ودو سال وارد خرطوم شد و مورد استقبال گرم صدها هزار سوداني قرار گرفت .
علي عثمان طاها معاون موقت رياست جمهوري سودان كه جاي خود را به جان گارانگ داد در فرودگاه خرطوم از گارانگ استقبال كرد.
عمر البشير در پايان ديداري كوتاه با گارانگ درجمع روزنامه نگاران اعلام كرده بود امروز يك روز آشتي و صلح واقعي است . گارانگ نيز در مصاحبه اي تاكيد كرده بود اين صلح تنها صلح من با عمرالبشير نيست بلكه صلح تمامي مردم سودان است .
دبيركل سازمان ملل متحد خاطر نشان كرد پايان دادن به درگيريها و خشونتهاي منطقه دارفور و استانهاي شرقي سودان بايد از اولويتهاي اساسي دولت جديد اين كشور باشد. وي تاكيد كرد تنها يك راه حل سياسي جامع و فراگير كه مطالبات تمامي گروههاي دخيل را مدنظر قرار داده باشد مي تواند به مناقشات و دردهاي مردم سودان دراين مناطق پايان دهد.
عمر البشير نيز در سخنراني خود در پايان اين مراسم تعهد كرد براي تضمين موفقيت دولت جديد از هيچ تلاشي دريغ نكند و تمامي توان خود را براي برقراري آرامش و توسعه دارفور بكار گيرد.
جان گارانگ نيز در سخنراني پاياني خود خاطر نشان كرد تا زماني كه درگيري و خشونت در دارفور و مناطق شرقي سودان وجود دارد آرامش و صلح جامع در كشور برقرار نخواهد شد. بنابراين ما از تمامي مردم سودان مي خواهيم روند آشتي را در پيش گيرند.
برغم توافق ميان دولت و شورشيان سودان ناامني خشونت همچنان در بخشهايي از اين كشور ديده مي شود. سازمان ملل متحد اعلام كرده است منطقه دارفور با وخيم ترين بحران انساني در جهان روبرو است . شمار زيادي از ناظران بين المللي نيز بر اين عقيده اند كه خشونت و جنايت برضد غيرنظاميان در اين منطقه واقعا متوقف نشده است . شبه نظاميان مسلح طرفدار دولت سودان از جمله جانجاويدها كه به جنايت برضد ساكنان افريقايي منطقه دارفور متهم هستند حملات خود رابه روستاهاي منطقه ادامه مي دهند . خشونت و درگيريهاي مسلحانه در دارفور تاكنون 180 تا 300 هزار قرباني گرفته و دستكم دو ميليون و چهارصد هزار ساكن منطقه را مجبور به ترك خانه هاي خود كرده است .
توافقنامه دولت سودان با « جان گارانگ » رهبر مسيحيان جنوب سودان كه تحت الحمايه غرب است توانست به بيش از دو دهه جنگ داخلي در سودان كه دو ميليون كشته و مجروح و چهار ميليون آواره برجاي گذاشت , خاتمه دهد
زيرنويس عكس :
« جان كارانگ » سركرده ديروز شوررشيان سودان و معاون امروز رئيس جمهور (سمت چپ ) در حال ملاقات با « عمرالبشير » رئيس جمهور سودان

« نقشه راه » به بحران خاورميانه خاتمه نخواهد داد


نوع و ماهيت روابط اسراييل و آمريكا , منحصر به فرد است و با روابط خارجي معمول آمريكا با ديگر كشورها تفاوت دارد. اين روابط بر اساس درك ايدئولوژيك , علايق تاريخي و احساسي بنا شده است و به دليل نوعي همدلي كه بين دولت آمريكا و اسراييل وجود دارد , تقويت شده است . تضمين موجوديت , امنيت و رفاه اسراييل جز استراتژي تغييرناپذير آمريكا است .
برخي معتقدند كه سهم اسراييل براي حفظ و تقويت آمريكا در خاورميانه در حد قابل توجهي نيست و تنها مي توان گفت كه اسراييل حافظ منافع آمريكا در منطقه است . بعد از جنگ هاي دو دهه اخير در خليج فارس نيز اسراييل همچنان اهميت خود را در سياست خارجي آمريكا حفظ كرده است . دليل اين وضعيت , نه مسائل استراتژيك بلكه , چهار دهه پيوندهاي فرهنگي و سياسي دو طرف است . از سوي ديگر , رسانه ها و ملت آمريكا شديدا حامي اسراييل هستند و از اعراب تنفر دارند. مهمترين دلايل اين امر هم : پيوند مسيحي ـ يهودي ملت آمريكا , احساس همدردي و ترحم آنها نسبت به رنج و مصيبت تبليغي يهوديان در جنگ جهاني دوم و فعاليت شديد سازمانها و گروههاي لابي يهودي وتاثير بسزاي آنها در ايجاد پيوند روحي ميان ملتهاي آمريكا و اسراييل است . آمريكا در پي جنگهاي گذشته و حال خليج فارس درصدد برآمد تا بحران خاورميانه را برپايه تامين منافع رژيم صهيونيستي حل و فصل نمايد. با اين ذهنيت بود كه با ارائه طرح « نقشه راه » و با جلب حمايت كشورهاي اروپايي , روسيه و سازمان ملل كوشيد تا به هر نحو ممكن , طرفين درگير را به نشستن بر سر ميز مذاكره و پذيرفتن اين راه حل وادار كند.
« نقشه راه » شامل سه مرحله است كه بايد تا پايان سال 2005 به نتيجه برسد.
1 ـ گروههاي فلسطيني بايد خشونت عليه اسراييل را كنار بگذارند و سازمانهاي فلسطيني نيز به تجديد ساختار داخلي خود بپردازند. اسراييل موظف است شهركهاي يهودي نشين را غيرنظامي كند , آنها را توسعه ندهد و برنامه منسجمي را براي عقب نشيني نيروهاي نظامي خود از كرانه باختري تعيين كند. انتخابات فلسطين نيز بايد برگزار و اعتماد سازي انجام شود.
2 ـ تشكيل دولت فلسطيني مستقل و برگزاري كنفرانسي بين المللي براي نظارت و پيشبرد اين طرح خواهد بود.
3 ـ برگزاري دومين كنفرانس بين المللي , پايان دائمي منازعه بر اساس توافقنامه نهايي مرزي , تعيين موقت بيت المقدس و سرنوشت مهاجران فلسطيني و شهركهاي يهودي نشين خواهدبود.
در اين رابطه دو گروه حماس و جهاد اسلامي كه از مهم ترين و با نفوذترين گروهها در فلسطين هستند با صدوربيانيه اي , عمليات خود را تا سه ماه به دليل جلوگيري از بروز جنگ داخلي به حال تعليق درآوردند و شروطي را براي اجراي آتش بس صلح اعلام كردند كه عبارتند از :
1 ـ پرهيز دولت اسراييل از حمله به فلسطينيان
2 ـ لغو محدوديت رفت و آمد عرفات
اسراييل از اين آتش بس استقبال چنداني نكرد و شروط فلسطينيان را نيز رد كرده است اما طي توافقي كه بين نيروهاي امنيتي تشكيلات خودگردان فلسطيني و نيروهاي امنيتي اسراييل به عمل آمد با خروج بخشي از نيروهاي نظامي خود از بخشهايي از كرانه باختري شامل نوار غزه و شهر بيت الحم , كنترل اين نواحي را به نيروهاي امنيتي پليس فلسطين واگذار كرده است .
بيشتر روشنفكران كشورهاي عرب و مسلمانان معتقدند طرح صلح ارائه شده از سوي آمريكا طرحي است كه سرانجام باتوجه به شرايط و بستر نامناسبي كه براي پذيرش آن وجود دارد بي نتيجه و عقيم خواهد ماند زيرا اين طرح با ساختار منطقه خاورميانه سنخيتي ندارد. اين امر هنگامي اهميت يافت كه شارون در عرصه سياست گذاران طراز اول اسراييل , ظهور و جو سياسي بسيار متفاوتي را بر فضاي سياسي اين رژيم حاكم كرد سپس نشان داد تنها راه مورد نظر او براي رسيدن به صلح , اجراي ديپلماسي زور است و انجام مذاكرات صلح براي اسراييل بي فايده مي باشد.
از سوي ديگر , برخي از كارشناسان و تحليلگران كه بيشتر آنان مفسران غربي هستند از اين طرح حمايت كردند. دبيركل اتحاديه عرب از طرح نقشه راه به منزله گامي اساسي در راه اجراي صلح نام برده و آن را مورد ستايش قرار داده است . عربستان سعودي نيز از طرح آمريكا استقبال كرده و با ياد كردن از آن به عنوان « طرحي كه باطرح اميرعبدالله درهم آميخته و ضامن صلح دائمي خواهد بود » از طرح نقش راه حمايت كرده است .
بر اساس دستاوردهاي حاصل از كنفرانس مادريد و تحولات پس از آن , بسيار بعيد است در مقطع كنوني , دو طرف با دادن هزاران كشته , حاضر به سازش شوند. در اين ميان نقش واشنگتن براي تشويق سوريه براي الحاق به اين جريان يا دست كم درگيرنشدن با معضلات آن بسيار مهم است .هر چند نقايص و معضلات فراواني فراروي اين طرح وجود دارد اما چنانچه آمريكا مصمم باشد طرح خود را در قالب ديپلماسي زور اجرا كند با توجه به ترس شديد دولتهاي عرب در از دست دادن تاج و تخت خود و فضاي حاكم بر اين كشورها , امكان زيادي وجود دارد كه بتواند با فشار بر اين كشورها , به حمايت مالي وتبليغاتي آنها از گروههاي فلسطيني پايان دهدو طرح نقشه راه را اجرا كند و به اهداف آن دست يابد. ولي اين طرح حتي در صورت اجرا نخواهد توانست بحران ديرپاي فلسطين را فرو بنشاند. مشكل اصلي فلسطين در اين است كه صهيونيستها غاصبند و تا به اين غصب پايان داده نشود , صلح بوجود نخواهد آمد.
زهره خونيكي
بسيج خواهران ناحيه مالك اشتر