قسمت اول آيت الله محمدهادي معرفت
اشاره
ديني كه مي تواند انسان جهاني شده را در عصر جهاني شدن , به
سرمنزل مقصود برساند و دين جهاني شود , فقط دين آسماني و تحريف
نشده اي است كه بصيرت مي بخشد و جهالت ها و خرافات و تعصبات را
مي زدايد , يعني اسلام كه مايه آن در سرشت بشر نهاده شده و پاسخگوي
فطرت و طبيعت انسان , اجتماع و جهان است .
« جهاني شدن » كه زمينه « جهاني سازي » است , از جهان بيني
انديشه وران بزرگ جهان سرچشمه گرفته كه در راس همه , انبيا و حكيمان
قرار دارند كه امروزه بر اثر كمرنگ شدن مرزها و برداشته شدن
محدوديت هاي جغرافيايي و ايجاد تسهيلات در رفت و آمدها , و نيز آسان
شدن تبادل اطلاعات و فزوني انواع رسانه هاي اطلاع رساني , روند جهاني
شدن هر چه بيش تر سرعت مي گيرد , بنابراين , مساله تقارب ملل و تعارف و
شناخت متقابل , امري حتمي و اجتناب ناپذير است و پيامدهاي آن , چه زشت
و زيبا , دامنگير همگان خواهد بود , منتهي در راه گزينش اصلح , و به عبارتي ,
تاثيرگذاري فرهنگ برتر كه پيشتاز جهاني سازي است , چه اقدامي بايد كرد
آيا بايد حالت انفعالي به خود بگيريم تا ديگران سرنوشت ما را رقم زنند يا
خود به پاخيزيم و طبق مسئوليت انساني ـ اسلامي , خويش زمام رهبري
جهاني سازي را به دست گيريم , و طبق آيه شريفه و كذلك جعلناكم امه وسطا
لتكونوا شهدا علي الناس متعهد بسط عدل در گستره جهان شويم !
فرايند جهاني شدن كه فرايندي ناگزير براي انسان امروز است ,
مي تواند هم تهديد باشد و هم فرصت تلقي شود , از اين رو , رويارويي با پديده
جهاني شدن , بايد مقابله با جنبه هاي منفي آن باشد زيرا اين رويداد همچون
سيلي خروشان , بي خواست و اراده ما در جريان است . عمده , كنترل اين
جريان است كه از روز نخست , اسلام بر عهده امت اسلامي گذاشته , عمده
اهرم فعال اين رهبري , همان فرهنگ غني و سرشار از عناصر سازنده جوامع
انساني است . اين اهرم در دست مسلمانان قرار دارد و هيچ فرهنگي
نمي تواند با آن مقابله كند و اساسي ترين وسيله ممكن براي رهبري جامعه
جهاني , فرهنگ پويا و سازنده است كه در اختيار اين ملت قرار دارد. پس اين
كه جهاني شدن را فرصت بدانيم يا تهديد , به تفسير ما از جهاني شدن بستگي
دارد , و اين كه چگونه با آن برخورد كنيم . چنانچه موضع انفعالي به خود
گرفتيم , به طور قطع تهديدي است كه مقدسات ملي و مذهبي در معرض خطر
جدي قرار خواهد گرفت , ولي اگر با درنظرگرفتن سابقه درخشان و اصالت
فرهنگ غني كه دراختيار داريم , درصدد به دست گرفتن زمام روند جهاني
شدن و جهاني سازي باشيم , به يقين پيروز و موفق خواهيم بود.
مساله جهاني شدن يا جهاني سازي از ديرباز در فرهنگ ها
و اديان بزرگ جهاني آرمان بوده , و از تحقق جامعه واحد
جهاني و فراگير سخن به ميان آمده است . با مختصر مراجعه به
قوانين مدون تاريخ قديم , از جمله قوانين « حمورابي » و
اعلاميه حقوق بشر به دست كوروش و ديگر سنگ نبشته هاي به
جاي مانده از دوران قديم , افزون بر آموزه هاي عالي بازمانده
از انبياي بزرگ و حكيمان فرزانه دوران هاي دور و نزديك , همه
و همگي بر اين امر تاكيد دارند كه جهان و جهانيان , واحد به
هم پيوسته است , و همه امت ها زير پرچم انسانيت متعالي بايد
با شناخت يك ديگر , برادرگونه , زيست مسالمت آميزي داشته
باشند.
جاي جاي قرآن به اين حقيقت مسلم اشاره و احيانا
تصريح دارد و در كتاب هاي پيشينيان نيز به آن اشاره شده است
و قرآن آن را يادآوري مي كند.
از اين رو بايد توجه داشت كه جهاني شدن به صورت
انديشه و فلسفه ديني و اخلاقي همچنان به صورت يك آرمان
ديني ـ سياسي تاريخچه اي طولاني دارد و پيدايي آن به ظهور
اديان بزرگ , امپراتوري هاي جهان گستر و انديشه وران فلسفه
آرمان گرا باز مي گردد , ولي جهاني شدن به صورت روند
امروزي كه منشا متراكم شدن جهان و همزمان شدن ارتباطات
اجتماعي شده , بديهي است كه سابقه آن به ظهور صنعت
جهاني ارتباطات و تئوري سلطه بازمي گردد كه هرچه بيش تر بر
سرعت اين روند افزوده مي شود.
جهاني شدن و جبر زمان
جهاني شدن به معناي هم پيوستگي ملت ها چيزي است كه
جامعه بشر (به مقتضاي طبع اجتماعي بودن ) آن را خواهان
است , و انسان ها همواره , از همان دوران كه احساس كردند هر
فرد به دستاوردهاي ديگران نيازمند است , اين حركت به سوي
« گردهمايي همگاني » را آغاز كرده , و در بستر زمان و در
فرصت هاي پيش آمده , براي رسيدن به اين آرمان بيش تر همت
گماشته اند , منتهي موانع جغرافيايي و بيش تر سياسي , جلوگير
اين روند بوده , و هرگاه فرصتي پيش آمده , از آن استفاده شده
است كه برخي جنگ هاي بزرگ از قبيل حمله مغول به شرق و
آتيلا به غرب و نيز جنگ هاي صليبي , و حتي جنگ جهاني
اول و دوم با اين كه خانمانسوز بوده , تعارف و تالف ملت ها را
نيز در پي داشته است .
خلاصه با بازشدن مرزها و ازهم گسستن حصارهاي
جغرافيايي , رفت و آمدها و آشنا شدن با عادات و رسوم
ملت ها , در كنار فتح باب تجارت برون مرزي , همه و همه باعث
شد تا ملت ها از يكديگر با خبر شوند و از دستاوردهاي
فرهنگي , اقتصادي , سياسي و نظامي و ضمن اطلاع از كم و
كيف آن , بهترين و برترين آن ها را برگزينند. گاه علوم و معارف
از غرب به شرق , و گاه از شرق به غرب نقل مكان كند , و اين به
بيداري ملت هاي انتقال دهنده بستگي داشته است , و امروزه ,
مساله فرار مغزها از همين باب است . كشورهاي علمي ـ صنعتي
جاذبه خود را بر ديگر كشورها القا كرده , بهترين هارا به خود
جذب مي كنند و هرگز نمي توان جلوي اين جذب و انجذاب را
گرفت . بايد زمينه جذب را فراهم آورد و با زور يا تبليغات
كاذب كاري از پيش نمي رود.
جهاني شدن يا توسعه جهاني به اين معنا كه مرزها عملا
برداشته شود و براي رفت و آمدها مانع نباشد و هر روز و هر آن
بر اين رفت و آمدها و آشنايي با دستاوردها و گزينش بهترين ها
افزوده شود , گرچه از ديرباز وجود داشته , و به جهت مشكلات
سفر و رفت و آمدها حركتي كند داشته , امروزه به سبب
تسهيلات فراوان و روزافزون , اين حركت سرعت گرفته , هرآن
بر سرعت و پيشرفت و توسعه آن افزوده مي شود و مساله جبر
تاريخ كه در اين جا مطرح مي شود به همين حقيقت ناظر است
كه خود اين رفت و آمدها و تعارف و تالف بين ملت ها امر
ضرور حياتي است كه لازمه جدايي ناپذير طبع اجتماعي
زيستن انسان ها است , به ويژه در عصر تسهيلات مسافرتي و
انواع اطلاع رساني به وسيله رسانه هاي جهاني كه قابل كنترل
نيست و با هيچ قدرتي نمي توان جلو آن را گرفت , و اساسا اين
گونه معارفه ها در اصل آفرينش انسان ريشه دارد , و هرگز نشايد
كه ذاتيات آدمي را از وي جدا ساخت . انسان تا انسان است ,
اين گونه معارفه ها لازمه ذات او است , و شايد نام انسان نيز
بدين سبب باشد كه از ريشه « انس » گرفته شده تا عنوان , حاكي
معنون باشد.
در آيه 13 سوره حجرات كه مدني است و در دوراني كه
جامعه اسلامي در حال شكل گرفتن بوده نازل شده , چنين آمده
است :
« يا ايهاالناس انا خلقناكم من ذكر وانثي و جعلناكم شعوبا و
قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقاكم . »
خطاب به تمام مردم جهان است كه همگي از يك پدر و
مادر آفريده شده و همگي برادر و برابريد , يعني هيچ گونه برتري
نژادي براي هيچ كس و هيچ گروهي وجود ندارد , آن گاه به دو
اصل طبيعي حيات اشاره مي كند.
نخست آن كه لازمه انتشار و كثرت نسل , جدا شدن و
تفرقه ميان گروه هاي پديد آمده بر اثر ازدياد نسل انساني است .
پس رشته هاي متعدد (شعوب ) نسل انساني در پهناي گيتي
پراكنده شدند تا هر گروه بدون مزاحمت به زندگي خود
سروساماني دهند.
اصل دوم اين كه اين تعدد و تفرقه بدين معنا نيست كه از
هم بريده باشيد زيرا بريدگي در خلاف طبع ذاتي انسان است ,
انسان از انس است كه « وصل » را مي رساند نه « فصل » و از هم
گسستگي , پس اين اصل اقتضا دارد تا انسان ها ـ گرچه به
صورت گروه ها درآمده اندـ با يك ديگر معارفه داشته , و از حال
و اوضاع همنوعان خود با خبر باشند , و همين شناخت و
معارفه سبب مي شود تا از فرهنگ هاي مختلف و متنوع و
جريان هاي علمي و صنعتي و ديگر دستاوردهاي يك ديگر
باخبر باشند و بهترين را برگزينند , كه اين گزينش بهتر , لازمه
معارفه و مفاهمه ميان ملت ها است , بلكه لازمه طبع « ميل به
كمال » انسان ها است كه از طريق « حس رقابت » رشد يافته , هر
چه بيش تر شكوفا مي شود.
خداوند در اين زمينه مي فرمايد :
« فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتيعون احسنه اولئك
الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب » (1 )
انتخاب احسن , شيوه بندگان شايسته خدا است كه با شيوه
عقلايي هماهنگي دارد.
فرهيختگان كه بندگان شايسته خدايند , و زمره عاقلان را
همانان تشكيل مي دهند بر اين شيوه اند تا آنچه پيرامون آنان
مي گذرد , از انديشه ها و تجربه ها (در طول مسير حيات ) در
آن ها بينديشند و بهترين و شايسته ترين آن ها را برگزينند و اين
گزينش برتر كه نتيجه انديشيدن و حسن انتخاب است , بهترين
نوع تحقيق و دقت نظر را مي رساند , و از هرگونه تقليد و
پيشروي بي رويه دور است , پس مساله « تعارف » و تفاهم
بين المللي كه بر پايه شناخت متقابل استوار باشد , اساس
پيشرفت و تعالي تمدن ها است و قرآن كريم بر آن تاكيد دارد.
تا اين به اين نتيجه رسيديم كه اصل معارفه و مفاهمه ميان
ملت ها , شكستن مرزها , برداشتن حصارها , تسهيل در امر
رفت وآمد , شناخت فرهنگ ها و آشنايي با دستاوردهاي فكري و
علمي و صنعتي و... از ضرورترين مايه هاي حيات اجتماعي
انسان ها است كه در جهت رشد تمدن ها و ترقي و تعالي
فرهنگ ها , نقش زيربنايي را ايفا مي كند , البته نبايد ناديده
گرفت كه احيانا پيامدهاي ناگواري نيز همراه دارد كه اين
پيامدهاي ناگوار نتيجه خودباختگي ملت هاي ضعيف در مقابل
ملت هاي نيرومند است كه به جهت اين خودباختگي
نتوانسته اند در گزينش , برترين هاي موثر را برگزينند , و همان
فرهنگ همسايه قوي را شتابزده و بدون ارزيابي پذيرفته اند.
« ابن خلدون » در اين زمينه مي گويد : « ملت هاي ناتوان
همواره مي كوشند تا خود را به فرهنگ ملت هاي نيرومند
بيارايند و در رفتار و كردار و حتي در شعار و مذهب و آيين از
آنان پيروي كنند , و اين بدين سبب است كه به جهت
خودباختگي چنين مي انديشند كه راز كمال و برومندي ملت
همسايه در همين مظاهر زندگي آنان نهفته است ! پس اگر خود
را به همين مظاهر بياراييد , به همان درجه نيرومندي نائل
خواهند آمد , بنابراين ملت هاي عقب مانده , از فرط
خودباختگي , مي كوشند تا خويشتن را به همان شكل ملت هاي
پيشرفته بيارايند غافل از آن كه اين گونه تقليد بي اندازه , هر آن ,
بر عقب ماندگي آنان مي افزايد و رفته رفته زمينه را براي سلطه
اجنبي فراهم مي سازد , زيرا سلطه فرهنگي , پيشتاز سلطه
نظامي است و سبب اصلي در آن است كه در علل و موجبات
پيشرفت ها نينديشيده اند , بلكه فقط به ظواهر و مظاهر
پرداخته اند . » (2 )
عجيب آن كه در آن دوران , كشور اندلس (اسپانيا) هنوز در
دست مسلمان بود ولي خودباختگي غريبي آنان را فرا گرفته بود
و از كشورهاي همسايه در رفتار و كردار و در تمام شوون زندگي
از آنان الگو مي گرفتند و بي اندازه از آنان پيروي مي كردند.
ابن خلدون (متوفاي 808 ق ) در اين باره
مي گويد :
« پناه مي بريم به خدا از عاقبت سو اين تقليد همه جانبه
كه ملت اندلس را فرا گرفته . زود است كه همسايگان بر آنان
چيره شوند , زيرا مقدمه استيلاي نظامي اجنبي فراهم شده
است . » (3 )
سقوط كامل اسپانيا به دست فرنگيان به سال 897 قمري
واپسين سلطه ملوك غرناطه محمد يازدهم كه حكومت وي از
سال 892 تا سال 897 ادامه داشت , اتفاق افتاد!
ملاحظه مي شود , گزينش شتابزده , به ويژه اگر با
خودباختگي همراه باشد , چه عواقب وخيمي دارد كه متاسفانه
اين گونه داوري هاي سطحي و بدون دقت كافي , هنوز هم
دامنگير بيش تر ملت هاي ضعيف و عقب افتاده است و هر چه
بيش تر آنان را خوار و زبون مي سازد.
به جاي آن كه به علل پيشرفت هاي جهاني بپردازند , به
مظاهر و جلوه هاي بروني پرداخته اند , پس ملت هايي صرفا
مقلد و پيرو , نه محقق و پيشرو هستند.
عوامل موثر در جهاني شدن
عوامل موثر در پديده جهاني شدن كه عبارت است از
كمرنگ شدن مرزها و سهولت انتقال پديده ها از نقاط گوناگون
جهان به يك ديگر , در دو عامل ذيل خلاصه مي شود :
1 ـ توسعه و تنوع رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي .
2 ـ گسترش و تكامل وسايل حمل و نقل .
يعني از يك طرف اطلاعات با سرعت , تنوع , كيفيت ,
گستردي و عمقي بيش تر از گذشته , از يك نقطه جهان به طرف
ديگر مي رود , و از سوي ديگر , انسان ها از نقاط گوناگون با
سرعت بيش تر سفر مي كنند و اين سرعت انتقال چه در
دستاوردها و چه در جابه جا شدن انسان ها , بزرگ ترين عامل
موثر در معارفه و شناخت فرهنگ ها و پذيرا شدن برترين ها
است كه ناگزير انجام مي گيرد , وضعيت به گونه اي است كه هيچ
عامل ديگري نمي تواند مانع اين ترابط و تفاهم جمع الجمعي
جهاني شود.
فوايد و پيامدهاي جهاني شدن
حال بايد گفت : عمده بحث مهم در اين باره آن است كه آيا
جهاني شدن اولا اجتناب ناپذير است يا نه . و ثانيا آيا در
مجموع مفيد است يا مضر و ابعاد آن كدام است
در پاسخ سوال اول روشن شد كه جهاني شدن با هر چه
نزديك تر شدن نقاط گوناگون جهان , امري اجتناب ناپذير
است , وسايل ارتباط جمعي , انسان ها را به هم مرتبط مي كند و
رفت وآمدها به سرزمين هاي جهان آسان شده است . اصلا چرا
اين امر متوقف شود اصولا بايد بدانيم كه سير زمان و
تحولات زمانه هيچ گاه متوقف نمي شود.
آري , آنچه اجتناب پذير است , تسليم شدن در برابر موج
جهاني است كه بالكل و يكپارچه خود را تسليم امواج
خروشان تبليغات و شعارها كنيم .
جهاني سازي حتما نبايد يك طرفه , آن هم به دست
مستكبران و استعمارگران جهان انجام گيرد. ما نبايد تسليم
محض موج جهاني شويم , سپس به صورت عنصري منفعل و
وامانده بمانيم تا همه آثار و عوارض آن بر ما بار
شود.
همان گونه كه اشاره شد , قلمرو ما در جايگاه جامعه
اسلامي , قلمرو جهاني بوده , نه محدود , و قرآن كريم
تفاوت هاي نژادي و اقليمي را تفاوت نمي داند تا مانع آن شود
كه همگي (برادرگونه و به گونه برابر) زير چتر اسلام گردهم
آييم , و اساسا اسلام , پرچم وحدت جهاني را به دست
مسلمانان داده تا آنان رهبر جهاني سازي بر مبناي فرهنگي
اصيل و استوار باشند.
درباره سوال دوم در رابطه با فوايد جهاني شدن , دست كم
چهار فايده را مي توان براي آن ذكر كرد :
نخستين فايده آن , ارزان شدن و به روز شدن آموزش
فراگير علمي است .
دومين فايده آن , كوتاه تر شدن مسير و كم شدن هزينه
توليد است . امروزه اختراعات و توليدات از طريق سايت هاي
اينترنتي معرفي مي شوند و عملا راه هاي موازي حذف شده و
افراد در اختراعات و اطلاعاتشان , وقت تلف نمي كنند , و
راه هايي را كه ديگران رفته و به نتيجه رسيده اند , دوباره
نمي روند.
فايده سوم كه مي توان آن را مهم ترين فايده دانست , اين
است كه از اوايل دهه نود پيدايي روند معكوس جهاني شدن
آغاز مي شود به اين معنا كه در گذشته , جهت جهاني شدن
حالت يك طرفه داشت , ولي حالا اين اتصال طرفيني است . آن
وقت جرياني از طرف غرب به سوي شرق وجود داشت و
امكانات ارتباطاتي براي آن ها بسيار ميسرتر از ديگران بود , و
رسانه هاي جمعي در كشورهاي غيرصنعتي فقط مصرف كننده
بودند , در حالي كه اكنون اين گونه نيست . به طور مثال , امروزه
ده ها هزار سايت مربوط به جهان اسلام است و مسلمانان به
راحتي مي توانند فكر و انديشه شان را منتقل كنند و هركس هر
سخني براي گفتن دارد , چه در عرصه فرهنگ و چه غيره
مي تواند براي جهانيان شرح و بسط دهد.
فايده چهارم اين كه افراد خارج از كشور را به جامعه خود
وصل مي كند , چنان كه اگر پيش تر كسي براي تحصيل يا كسب
و كار به غرب سفر مي كرد و آن جا مي ماند , عملا از جامعه
خودش جدا مي شد , و امكان از دست رفتن هويتش زياد بود اما
امروز نگراني از دست دادن هويت ملي اشخاص در خارج از
كشور با توجه به توسعه ارتباطي كه وجود دارد , كم تر است .
بدين لحاظ مفهوم زمان و مكان به اين ترتيب تغيير كرده است و
لازم نيست همه افراد كنار هم باشند تا هويت ملي خود را حفظ
كنند.
پاورقي :
1 ـ سوره زمر آيه 17
2 ـ ابن خلدون , فصل 23 , ص 147
3 ـ همان
اين كه جهاني شدن را « فرصت » بدانيم يا
« تهديد » , به تفسير ما از جهاني شدن بستگي
دارد
جهاني شدن به صورت انديشه و فلسفه ديني و
اخلاقي همچنان به صورت يك آرمان « ديني ـ
سياسي » تاريخچه اي طولاني دارد ولي جهاني
شدن به صورت روند امروزي كه منشا متراكم شدن
جهان و همزمان شدن ارتباطات اجتماعي دارد ,
سابقه آن به ظهور صنعت جهاني ارتباطات و تئوري
سلطه باز مي گردد

همزمان با ايام ولادت امام زمان (عج )
همايش « كرامت مهدوي » برگزار
مي شود
|
هفتمين گفتمان علمي ـ پژوهشي مهدويت با محوريت
« كرامت مهدوي » از سوي موسسه فرهنگي انتظار نور برگزار
مي شود.
اين برنامه به صورت سالانه برگزار مي شود و امسال سه
موضوع اساسي را دربرمي گيرد : « كرامت مهدوي ـ مباني و
مفاهيم » , « مهدويت و كرامت هاي انساني » و « مهدويت وكرامت
اجتماعي و سياسي » , سه موضوع اصلي اين گفتمان اعلام شده
است .
مفهوم شناسي كرامت , زمينه ها و موانع تحقق كرامت
انساني , بررسي تطبيقي كرامت انساني در اسلام و مكتب
اومانيسم وابعاد كرامت مهدوي از نظر قرآن از جمله مباحث
موضوع « كرامت مهدوي ـ مباني و مفاهيم » است .
مبادي و آثار كرامت مهدوي , شاخصه هاي انسان كريم از
منظر قرآن وكرامت مهدوي در آئينه روايات , از ديگر
شاخه هاي موضوع « كرامت مهدوي ـ مباني و مفاهيم » عنوان
شده است .
تجلي كرامت انساني در دولت مهدوي , امام زمان (عج )
الگوي كرامت انساني , عدالت مهدوي وكرامت انساني , بررسي
آثار تربيتي و روان شناختي اعتقاد به كرامت انساني در عصر
مهدوي و كرامت انساني و نقش آن در تربيت نيروها از مباحث
پيش بيني شده براي موضوع « مهدويت وكرامت هاي انساني »
است .
براي موضوع « مهدويت وكرامت اجتماعي و سياسي » نيز
مباحثي چون مفهوم كرامت از منظر سياسي , آزادي سياسي و
كرامت مهدوي , ويژگي هاي دولت كريمه مهدوي , هويت
وكرامت مهدوي , نقش رهبري در تحقق كرامت انسانها ,
كرامت مهدوي در نظارت همگان بر كارگزاران
حضرت مهدي (عج ) و اقتدار و عزت سياسي و كرامت
مهدوي , در نظرگرفته شده است .
گفتمان سالانه مهدويت به صورت سالانه از سوي موسسه
فرهنگي انتظار نور وابسته به دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه
قم برگزار مي شود و علاقمندان به شركت در هفتمين دوره از
اين گفتمان مي توانند مقالات خود را حداكثر تا 30 مرداد ماه
امسال به دبيرخانه دائمي گفتمان مهدويت ارسال
كنند.
گفتمان فوق همزمان با ايام ولادت امام عصر(عج ) برگزار
خواهد شد.
علاقمندان مي توانند از طريق آدرس اينترنتي
به اطلاعات بيشتر در اين زمينه دسترسي WWW.monjee.com
يابند.

| |