روزنامه جمهوري اسلامي 16/04/1384 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
هفته جاري به لحاظ اينكه سالگرد دو واقعه تروريستي توسط آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه انقلاب اسلامي ايران را در خود دارد , حائز اهميت و يادآور خاطرات تلخي از دو مقطع تاريخي اين انقلاب است .
12 تيرماه سالروز حمله تروريستي ناو آمريكايي « وينسنس » به هواپيماي مسافربري ايراني است كه در مسير بندرعباس به دوبي بر روي خليج فارس در پرواز بود. اين هواپيما كه طبق مقررات بين المللي پروازي به راه خود ادامه ميداد ناگهان هدف موشك ناو آمريكائي مستقر در خليج فارس قرار گرفت و سرنگون شد و 290 مسافر آن كه مجموعه اي از زنان , مردان و كودكان بودند در همان لحظه به شهادت رسيدند و قطعات پيكرهاي آنها به همراه قطعات هواپيماي مسافربري به عمق آبهاي خليج فارس فرو رفت . اين جنايت را آمريكائيها در هشتمين سال جنگ تحميلي رژيم بعثي عراق به سركردگي صدام عليه ايران (1367 ) مرتكب شدند تا به مسئولان ايراني بفهمانند كه به شكست رژيم بعثي عراق رضايت نخواهند داد و عليه ايران به هر شكل كه صلاح بدانند وارد عمل خواهند شد.
اين اقدام جنايتكارانه آمريكا يكبار ديگر چهره سياه شيطان بزرگ را افشا كرد و سكوت مجامع بين المللي و مدعيان حقوق بشر در برابر اين وحشيگري نيز نشان داد كه موضوعاتي از قبيل حقوق بشر اصولا چيزي بيش از بهانه هائي براي تحت فشار قرار دادن مخالفان جريان استكباري حاكم بر جهان نيستند و مجامع مدعي حقوق بشر نيز فقط ابزارهائي براي تحقق اهداف استعمارگران هستند. گلباران محل شهادت 290 مسافر هواپيماي مسافربري ايراني در 12 تير ماه كه هر سال انجام ميشود , اقدامي است براي تجديد عهد با شهداي اين فاجعه و تاكيد بر ضرورت مبارزه عليه زورگوئي ها و زياده خواهي هاي آمريكا كه در راس جريان آلوده استكباري جهان قرار دارد.
14 تيرماه نيز يادآور ربوده شدن 4 ديپلمات ايراني توسط ماموران رژيم صهيونيستي در لبنان در 24 سال قبل است . اين 4 نفر كه برخلاف مقررات بين المللي و درحال ماموريت رسمي و قانوني ربوده شدند , تاكنون دربند صهيونيست ها هستند و اخبار غيررسمي حاكي از مطلع بودن مسئولان لبناني وقت و رژيم صهيونيستي از سرنوشت آنهاست . هر چند دولتمردان ايراني اقداماتي براي روشن شدن وضعيت اين ديپلماتها بعمل آورده اند ولي هنوز مشكلي از خانواده هاي آنان حل نشده و اين خانواده ها همواره از روند امور ابراز نارضايتي مي كنند.
واقعيت اينست كه خواسته هاي اين خانواده ها برحق است و اين انتظار از دولتمردان وجود دارد كه اقدامات موثرتري براي روشن ساختن وضعيت اين 4 ديپلمات ربوده شده ايراني بعمل آورند. اين مساله فقط به اين خانواده ها مربوط نمي شود , بلكه متعلق به ملت ايران است و ايران بايد براي حفظ منافع ملي خود تلاش قابل ملاحظه اي در تعقيب اين موضوع در زمينه هاي سياسي و تبليغاتي بعمل آورد.
سفر آقاي احمدي نژاد , رئيس جمهور منتخب , به قم در هفته جاري و ديدار وي با حضرات مراجع عظام تقليد نيز از رويدادهاي قابل ملاحظه بود. مراجع عظام تقليد در اين ديدارها متفقا بر ضرورت توجه دولت آينده به معيشت مردم و تلاش براي حل مشكلات مربوط به آن , تقويت ارزشهاي ديني و استفاده از همه نيروهاي معتقد به نظام جمهوري اسلامي تاكيد كردند. قطعا توجه دولت آينده به اين توصيه ها و تحقق آنها ميتواند در توفيق دولتمرداني كه قرار است در 4 سال آينده مديريت اجرائي كشور را در اختيار داشته باشند موثر باشد.
در هفته جاري بحث مربوط به ايجاد تغييرات در سازمان ملل , متعاقب انتشار نامه آقاي خاتمي به كوفي عنان به صفحات اول مطبوعات ايران و بسياري از كشورهاي جهان راه يافت . آقاي خاتمي رئيس جمهور طي نامه اي به دبير كل سازمان ملل , طرح وي را كه از آن به عنوان راهكاري براي اصلاحات در اين سازمان خوانده شده مورد نقد و اعتراض قرار داد.
وي بااشاره به ضعفها و نقايص طرح دبير كل , آنرا زمينه ساز وسوسه قدرتهاي مسلط , به استفاده از زور و چيرگي منطق قدرت در سراسر جهان دانست و تاكيد كرد كه طرح دبير كل , تهديد زرادخانه هاي انباشته از سلاحهاي كشتار جمعي از كشورهاي قدرتمند عليه جامعه جهاني را ناديده گرفته است .
شك نيست كه سازمان ملل به عنوان مجمعي كه حافظ منافع قدرتهاي صاحب حق وتو مي باشد , نياز به اصلاحات بنيادين دارد. ولي تفسيرهاي مختلفي كه از واژه اصلاحات تاكنون ارائه شده و ديدگاه هاي مختلفي كه نسبت به ايجاد تغيير و تحول در سازمان ملل وجود دارد , همواره مانع از آن بوده تا ضعفها و ايرادات اصلي سازمان ملل شناسانده شود و اراده جدي براي رفع آنها به كار گرفته شود. از اين رو بزرگترين خطا همواره آن بوده كه طرحهاي اصلاحي با در نظر گرفتن حفظ « وضعيت موجود » يعني حفظ تبعيض , حفظ حق وتو و حفظ سلطه امريكا بر مصوبات شوراي امنيت ارائه گردد. سازمان ملل مجموعه اي است كه از بنيان بر پايه تامين منافع بانيان و بوجود آورندگان آن شكل گرفته و تنها با حفظ همين چارچوب و ساختار درصدد ورود به معضلات جهان برآمده است . در نتيجه در اكثر مواقع نه تنها بحرانهابه طور ريشه اي حل و فصل نگرديده اند بلكه بخاطر اصرار بر حفظ همين چارچوب طي 60 سال اخير هيچ طرح اصلاحي نيز نتوانسته است ثمربخش واقع شود. اين وضعيت كار را به جائي رسانده كه بسياري از مفسران و تحليلگران سياسي از سازمان ملل به عنوان سپر بلاي قدرتهاي پيروز جنگ دوم جهاني ياد كرده اند. از اين رو تنها بر طرحهائي مي توان نام « اصلاح » نهاد كه بتواند به اين ارتباط استعماري ميان سازمان و موسسانش خاتمه بخشد.
رهبران جمهوريهاي آسياي مركزي وقفقاز همراه با روساي جمهور چين و روسيه در قالب كشورهاي عضو گروه « شانگهاي » از روز سه شنبه هفته جاري نشست مشتركي را برگزار كردند تا طي آن , راههاي مقابله با نفوذ آمريكا در منطقه را مورد بحث و تبادل نظر قرار دهند.
طي يكي دو سال اخير آثار دخالتهاي پنهان و آشكار آمريكا در ناآراميهاي اوكراين , قرقيزستان و گرجستان عيان بوده است و هر كشوي كه با شورش و ناآراميهاي داخلي روبرو بوده بلافاصله دستهاي مداخله گر خارجي را در پس اراده عوامل ناآراميها جستجو كرده است .
با آنكه بيش از يك دهه از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و استقلال جمهوريهاي تشكيل دهنده آن امپراطوري مي گذرد ولي نه روسيه ونه اين جمهوريها هنوز نتوانسته اند بر مشكلات عديده داخلي و خارجي مبتلا به خويش فائق آيند. در حال حاضر مشكلات قومي يا مذهبي داخلي , نفوذ روز افزون ناتو , لاينحل ماندن رژيم حقوقي درياي خزر , اختلافات ارضي و بحري , افزايش توليد و توزيع مواد مخدر , رواج اسلحه , نقش مخرب افراطيون وهابي , گسترش فقر و بيكاري , نبود بهداشت , توقعات امنيتي آمريكا پس از حادثه 20 شهريور سال 1380 و از همه مهمتر عملكرد جاسوسي و اطلاعاتي گروهها و سازمانهاي آمريكائي يا اروپائي رئوس مهمترين مشكلاتي است كه روسيه و جمهوريهاي جدا شده از پيكر شوروي سابق همچنان با آن دست به گريبان هستند و هنوز فرمولي براي فائق آمدن بر آن ارائه نشده است . بخشي از اين بحران ها مانند فقر اقتصادي و بيكاري و يا اختلافات آبي و خاكي ريشه هاي داخلي دارد و بخشي ديگر مانند توسعه طلبي ناتو و چنگ اندازي منابع غربي به نفت وگاز خزر منشا خارجي دار د.
محافل غربي نه تنها كمكي به حل معضلات داخلي جمهوريهاي جدا شده از پيكره شوروي سابق نكرده اند , بلكه تا سر حد ا مكان تلاش كرده اند تا براي تسهيل در نفوذ خود در قلمرو شوروي , روسها را منفعل سازند و با مواضع فريبكارانه خويش از عكس العمل آنان جلوگيري به عمل آورند.
امروزه تلقي روسيه , چين و يكايك جمهوريهاي جدا شده از پيكره شوروي سابق اين است كه براي حفظ اقتدار , تماميت ارضي , حاكميت ملي و بنيانهاي استقلال خود بايد با سلطه استكباري و نفوذ توسعه طلبانه امريكا در منطقه به مبارزه برخاست . زيرا امروز بهتر از گذشته دريافته اند كه در پس هر ژست انسان دوستانه آمريكا هزاران توقع شيطاني و شرارت آميز نهفته است .
در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم منابع خبري آمريكا از تصميم دولت اين كشور براي توليد نسل جديدي از سلاحهاي غيرمتعارف هسته اي خبر دادند. بر اساس اين خبرها كه در مطبوعات آمريكا بازتاب گسترده اي داشت سناي آمريكا با طرح تخصيص يك بودجه 4 ميليون دلاري براي تحقيق و توليد نوع جديدي از سلاحهاي مخرب اتمي كه اهداف پنهان شده در اعماق زمين را هدف قرار ميدهد , موافقت كرده است . اين مصوبه چنان غيرقانوني و در تضاد آشكار با قوانين بين المللي است كه بعضي سناتورهاي آمريكائي از آن به عنوان يك حركت غيراخلاقي ياد كرده و آن را علنا مورد انتقاد قرار دادند.
طي ماههاي اخير به دفعات منابع خبري آمريكا از عزم اشكار يا پنهان مقامات پنتاگون براي توليد جنگ افزارهاي جديد كشتار جمعي سخن به ميان آورده اند و دست كم 3 سال است كه تخصيص هزينه هاي فوق العاده براي توليد اين گونه جنگ افزارها و سلاحهاي مخرب جدا از هزينه هاي نظامي سالانه كشور , جاي خود را در رديف هاي بودجه دولت بوش باز كرده است .
اين اقدامات غيرقانوني در شرايطي صورت مي گيرد كه آمريكا خود را پيشتاز تلاش جهاني براي خلع سلاح هسته اي كشورها و امحا تسليحات كشتار جمعي آنها مي شمارد. آمريكائيها در راستاي اين سياست فريبكارانه تاكنون جنگهاي خونبار و كشتارهاي متعددي را در نقاط مختلف جهان بويژه در عرصه خاور ميانه براه انداخته اند و در خلال اين جنگهاي تحميلي و يكسويه كمترين اعتنايي براي قوانين و مقررات شناخته شده بين المللي قائل نبوده اند.
از اين رو تصميم پنتاگون براي توليد نسل جديد سلاحهاي هسته اي در شرايط فشار آمريكا بر كشورهاي جهان براي متوقف ساختن فعاليتهاي هسته اي و حتي بازداشتن آنها از روند صلح آميز اين فعاليتها , توهين آشكار به افكار عمومي همه ملتها و كشورهاي جهان است .