
براي نسل امروز بشر واژه « آواره » و « آوارگي » با كلمه فلسطيني و
فلسطين عجين است و اين واژه تداعي گر بيش از نيم قرن دربدري و خانه
بدوشي ملتي است كه گرچه با دسيسه ها و توطئه هاي سازمان يافته وطن آن
را غصب كرده اند ولي اين ملت هرگز تسليم اين توطئه نشده و همچنان با
حداقل امكانات , به گونه اي مصمم و خستگي ناپذير در مسير آزادسازي
وطن خود مبارزه مي كند.
گرچه روند آواره سازي و كوچاندن فلسطيني ها از سرزمين مادري خود
به سالهاي قبل از جنگ جهاني دوم بازمي گردد ولي تشكيل رژيم
صهيونيستي در سال 1327 و به رسميت شناخته شدن اين رژيم غاصب از
سوي قدرتهاي بزرگ وقت , در واقع آغاز رسمي آوارگي ملت فلسطين به
شمار مي رود.
تاريخچه غصب سرزمين فلسطين
در قرن نوزدهم ميلادي يهوديان اروپا كه به دلايل متعدد به سرعت به
قدرت اقتصادي و سياسي دست يافته بودند به اين انديشه افتادند كه با
استفاده از اين شرايط , براي خود قلمرو حاكميتي فراهم سازند. در اين ميان
دو منطقه در اذهان يهودي ها براي تشكيل كشور بيش از ساير مناطق جهان
مطرح بود. نخست كشور آرژانتين كه در آنجا شمار اقليت يهودي ها قابل
توجه بودند و مي توان گفت از ساير نقاط اروپا بيشتر بودند و دومين منطقه
فلسطين بود كه اين منطقه , هم به دليل حضور شماري يهودي و هم به دليل
ابنيه باستاني و مذهبي مورد توجه يهودي ها بود.
در اين ميان منطقه فلسطين بيشتر از آرژانتين مورد نظر سردمداران با
نفوذ يهودي اروپا قرار گرفت . به همين دليل از اواخر قرن نوزدهم ميلادي ,
همزمان با شكل گيري جنبش نژادپرست صهيونيسم , موج مهاجرت يهوديان
به خاك فلسطين آغاز شد . اين روند با صدور اعلاميه بالفور در سال 1917
ميلادي توسط نخست وزير وقت انگليس در حمايت از لزوم تشكيل يك
دولت يهودي تسريع گرديد. در دوران قيموميت انگليس بر فلسطين يعني از
سال 1301 تا 1327 شمسي و فعال تر شدن سياستهاي بين المللي همسو با
صهيونيسم كه با فعاليت گروههاي تروريستي از جمله « هاگانا » , « پالماخ » و
« اشترن » همزمان بود , روند انتقال يهوديان به فلسطين اشغالي و كوچاندن
فلسطيني شدت گرفت .
در اين ميان وقوع رخدادهايي , از جمله كشتار فلسطيني ها در واقعه
« ديرياسين » كه در 19 و 20 فروردين 1327 روي داد زمينه هاي خروج
فلسطيني ها را فراهم تر ساخت . از جمله اقدامات گروههاي ترور
صهيونيست براي آواره سازي فلسطيني ها , اجراي طرح موسوم به طرح
« دي » بود كه هدف از آن تخريب روستاهاي اعراب , اخراج اعراب و اسكان
يهوديان به جاي آنها بود به نحوي كه در سال 1327 مجموعه اين اقدامات ,
فرار چند صد هزار فلسطيني را موجب شد.
در اين زمان , يهوديان جنگ تبليغاتي را نيز به راه انداختند و جو
اجتماعي فلسطين را براي زندگي فلسطيني ها ناامن جلوه دادند. ترديد نيست
كه برخي از فلسطيني ها از ترس جان خود از سرزمين خود فرار مي كردند به
ويژه پس از قتل عام 254 نفر در روستاي ديرياسين توسط سازمان
تروريستي يهودي « ايرگون » , اكنون مداركي وجود دارد كه اسرائيلي ها سعي
مي كردند فضا را براي فلسطيني به شدت ناامن جلوه دهند. با اينحال اين
تعداد از فلسطيني ها بر اين اعتقاد بودند كه خروج آنها از فلسطين موقتي و
گذراست و اميد داشتند پس از بازگشت امنيت به محل سكونت خود
بازگردند و هرگز باور نداشتند كه اين آوارگي تا به امروز و بيش از نيم قرن به
طول انجامد.
توجيهات صهيونيستها براي اشغال فلسطين
صهيونيستها براي اشغال فلسطين به مستمسك هاي واهي متوسل
شده اند و آنها را توجيه غصب سرزمين يك ملت عنوان كرده اند. اين
توجيهات شامل دو جنبه مذهبي و تاريخي است .
توجيه مذهبي
از بعد مذهبي , صهيونيستها وجود مطالبي در كتاب تورات را بهانه
اقدامات تجاوزكارانه خود در فلسطين قرار مي دهند. اين مستمسك مذهبي
حتي در كنفرانس سال 1276 شمسي در شهر « بال » سوئيس و همچنين در
گردهمايي سال 1261 شهر « بيلو » در شوروي سابق مطرح شد و از يهوديان
خواسته شد براي تحقق بخشيدن به وعده هاي تورات به سرزمين « پدري »
« فلسطين » كوچ كنند.
صهيونيستها در تلاش براي اثبات اين مدعاي خود به آيه هايي از تورات
استناد مي كنند كه خطاب به ابراهيم و يعقوب آمده است . بارزترين اين
آيه ها , آيه 7 باب 12 عهد عتيق است كه خطاب به حضرت ابراهيم آمده
است : به « فرزندان تو اين سرزمين را مي بخشيم » و همچنين آيه 18 باب 15
عهد عتيق خطاب به حضرت ابراهيم مي گويد : « اين زمين را از نهر مصر تا
نهر عظيم يعني فرات به تو بخشيده ايم . »
با اين توجيه واهي , صهيونيستهاي مهاجر از اروپا مدعي هستند قلمر
بين نيل تا فرات به طور اعم و سرزمين فلسطين بطور اخص به آنها تعلق دارد
و آنها بايد در هر صورت بر اين سرزمين سلطه پيدا كنند. حتي در صورت
اصالت اين مطالب كه در درستي آن ترديد جدي وجود دارد دلايلي است كه
آنرا يك توجيه غيرقابل پذيرش مي داند.
نخست اينكه وعده هاي تورات به ابراهيم و اعقاب آن داد شده و
منحصرا يهوديان تنها اعقاب حضرت ابراهيم نيستند. ثانيا يهوديان حاضر
كه در فلسطين اسكان دارند عمدتا از ساير نقاط و با تحريك اروپائي ها به
فلسطين مهاجرت كرده اند و بطور حتم از اعقاب حضرت ابراهيم (ع )
نمي توانند باشند. علاوه بر اين بسياري از يهودي ها هم اينك با صهيونيسم
مخالف هستند و تشكيل كشور اسرائيل را يك اقدام اشغالگرانه مي دانند و
معتقدند منظور از بازگشت به ارض موعود , يك فرايند معنوي و روحي و
رواني براي تكامل و سعادت بشر است و الزاما به معني تشكيل يك دولت
نيست .
نكته قابل ذكر ديگر اينكه طراحان و مجريان طرح بازگشت به سرزمين
موعود و تاسيس رژيم اسرائيل در واقع يهوديان نبوده اند اين محافل حاكم
بر قدرت هاي استعماري در اروپا بودند و اين ايده در حقيقت در زمان سلطه
استعمار پير انگليس بر جهان مطرح شد و فلسطين به عنوان مركز جهاني
قدرت اسلام در زمان امپراطوري عثماني هدف اين توطئه قرار
گرفت .
بهانه تاريخي
بهانه و دستاويز تاريخ نيز يكي از مواردي است كه صهيونيستها
كوشيده اند با مستمسك قرار دادن آن اشغال فلسطين را در نزد جهانيان
توجيه نمايند. اين نكته كه حق يهودي ها به عنوان ساكنان باستاني سرزمين
باستاني بني اسرائيل موجبات امتيازاتي براي قوم يهود در سرزمين فلسطين
است با استناد به دلايل بي شماري غيرقابل قبول و كاملا مردود
است .
« عبراني » ها به عنوان ساكنين باستاني فلسطين , از اسلاف اعراب كنوني
مي باشند. در اين راستا محققان مشهوري همچون « توين بي » , « فريدمن » و
« رودنسون » در مطالعات خود به اين نتيجه رسيده اند كه 2500 سال قبل از
ميلاد , قبايل عرب به سرزمين فلسطين مهاجرت كردند كه به « كنعاني ها »
معروف شدند و حتي شهر بيت المقدس نيز به دست آنها بنيانگذاري شد.
براساس اين تحقيقات , در 1200 سال قبل از ميلاد , حضرت موسي (ع )
قوم بني اسرائيل را از شر فرعون نجات داد و به سوي فلسطين حركت كرد. در
همين دوران قوم بني اسرائيل كه سالها در بيابانها سرگردان بود به منطقه
« اريحا » حمله كردند كه اين حملات حدود 20 سال ادامه داشت . اين موارد
نشان مي دهد قبل از ورود بني اسرائيل به فلسطين , در اين منطقه ساكنان
بومي زندگي مي كردند كه همان اسلاف اعراب كنوني هستند.
پراكندگي آوارگان فلسطيني در جهان
امروزه بيش از 4 ميليون فلسطيني در سراسر جهان به سر مي برند كه
بيشتر آنها در مناطق اشغالي و كشورهاي همجوار فلسطين به زندگي
مشقت بار خود ادامه مي دهند. در اينجا به آمار استقرار فلسطيني ها در مناطق
مختلف سرزمين هاي اشغالي و همچنين در كشورهاي اردن , سوريه و لبنان
پرداخته مي شود.
فلسطيني هاي ساكن كرانه باختري و نوار غزه
در سال 1328 تعداد جمعيت فلسطيني ها در كرانه باختري به 817 هزار
نفر بالغ مي شد , از اين تعداد 323 هزار نفر از پناهندگاني بودند كه در سال
1327 توسط اسراييل به اين منطقه رانده شدند . برغم اينكه ميانگين رشد
جمعيت , بين اين پناهندگان فلسطيني در كرانه باختري بسيار بالا بوده است ,
اما تعداد آنها براساس آماري كه « آنروا » در آژانش امداد آوارگان فلسطيني
سازمان ملل سال 1349 منتشر كرده است , تنها 273 هزار نفر بود .
ذكر اين نكته ضروري است كه كرانه باختري در خلال سالهاي 1327 تا
1347 تحت حاكميت اردن بود , در حاليكه آژانس مزبور در 1350 تعداد
پناهندگان فلسطيني در اردن را 506 هزار نفر ثبت نمود است . آنروا تا خرداد
1346 عمليات سرشماري خود در ميان آوارگان ساكن در كرانه باختري را به
عنوان بخشي لاينفك از ميدان عملياتي خود در اردن به حساب آورده است .
تعداد پناهندگان فلسطيني در كرانه باختري در سال 1967 به بعد سير
صعودي را طي كرده است , بطوريكه تعداد آنها در سال 1379 به 583 هزار
نفر رسيد كه اين رقم در حدود 40 درصد كل جمعيت كرانه باختري مي باشد
و طبق آمار آنروا در خرداد 1382 اين تعداد در كرانه باختري به 654,971
نفر مي رسد.
همچنين در كرانه باختري 19 اردوگاه وجود دارد كه آنروا آنها را به
رسميت شناخته است بيشتر اين اردوگاهها پيش از سال 1329 ايجاد
شده اند.
در نواز غزه نيز تا سال 1327 حدود 200 هزار آواره فلسطيني وجود
داشت و در سال 1379 تعداد آوارگان نوار غزه به 824,622 نفر رسيد كه
در اردوگاههاي ديرالبلا , المغازي , نصيرات , بريج , شاطي (ساحل ) ,
جباليه , رفح , خان يونس و تعدادي خارج از اردوگاهها زندگي مي كنند.
همچنين براساس برآورد آنروا در خرداد 1382 تعداد اين آواره ها در نوار
غزه بالغ بر 907,211 نفر گرديد .
اين گروه نيز در شرايط بسيار سخت از جمله محدوديت مسكن ,
جمعيت زياد , محيط زندگي غيربهداشتي زندگي مي كنند , و روز به روز بر
مشكلات روزافزون آنها افزوده مي شود. اردوگاهها از نظر جمعيت به حالت
اشباع كامل درآمده است و همين مساله باعث كاهش چشمگير خدمات
رفاهي توسط آنروا گرديده است .
آوارگان فلسطيني در ساير كشورهاي منطقه :
آوارگان فلسطيني در سوريه :
در سال 1347 حدود 90 هزار آواره فلسطيني وارد سوريه شدند , بيشتر
اين افراد در پايتخت اين كشور متمركز شده و تعدادي هم به استانهاي
مختلف سوريه در شمال , جنوب و مركز اين كشور عزيمت نمودند. به دليل
رشد جمعيت بين اقشار مختلف آوارگان فلسطيني , رقم اين عده در سال
1379 در سوريه به 376000 نفر و در 1382 نيز به 409,662 نفر بالغ
گرديد.
طبق آمار سال 1379 حدود 67 درصد از كل آوارگان فلسطيني موجود
در سوريه در دمشق به سر مي برند . حدود 20 درصد از كل آوارگان فلسطيني
موجود در سوريه در ده اردوگاهي كه رسما از سوي آنروا , به رسميت
شناخته شده , زندگي مي كنند. اين ده اردوگاه به ترتيب عبارتند از : خان
الشيخ , ذوالنون , سبينه , جرمانا , حمص , حما , درعا , الاذقيه , نيرب و
عندراب در حلب .
جامعه آوارگان فلسطيني در سوريه را مي توان جامعه اي بسيار جوان
دانست , زيرا تعداد جمعيت كودكان از بقيه سطوح آن بسيار بيشتر است به
نحويكه 43,2 درصد از جمعيت آوارگان در سال 1379 را افراد زير 15
سال تشكيل مي دادند , كه دليل آن بالا بودن ميزان زاد و ولد در ميان آوارگان
است .
آوارگان فلسطيني در اردن
در سال 1327 حدود 500 هزار آواره فلسطيني وارد اردن شدند . به
دليل رشد جمعيت آوارگان فلسطيني , در سال 1379 اين تعداد به حدود
1,5 ميليون نفر رسيد كه حدود 41 درصد كل پناهندگان به ثبت رسيده در
آنروا را تشكيل مي داد . در همان زمان حدود 296 هزار آواره فلسطيني در 13
اردوگاه روزگار مي گذراندند و در سال 1382 براساس سرشماري آنروا نيز
تعداد كل آوارگان به 1,718,468 نفر رسيده است . اردوگاههاي آوارگان
فلسطيني در اردن عبارتند از : اردوگاه اربد , الزرقا , حطين , الوحدات ,
الحين , حيفكين , مادبا , الخنه , الحصن , (عزمي المفتي ) جرش , سوف , بقاع ,
و اردوگاه زيزياد معروف به الطابيه . در حاليكه بقيه آوارگان موجود در اردن ,
در شهرهاي بزرگ بويژه امان , الزرقا , الوصفيه و اربد زندگي
مي كنند.
وضعيت آوارگان در اردن به مراتب بهتر از ساير كشورهاي ميزبان
مي باشد , چرا كه فلسطيني ها در اردن به عنوان اتباع اردن هستند , زيرا اغلب
فلسطينيان ساكن اردن به تابعيت اين كشور درآمده اند. عليرغم اين , آوارگان
فلسطيني ساكن اردن نيز همانند ساير آوارگان فلسطيني ساكن كشورهاي ديگر
به ويژه در منطقه خاورميانه , خواهان بازگشت به موطن خود مي باشند.
آوارگان فلسطيني در لبنان
در سال 1327 حدود 120 هزار آواره فلسطيني وارد لبنان شدند . در
فاصله زماني 1327 تا 1379 اين تعداد به 376,472 آواره فلسطيني
افزايش يافته است و در سال 1382 مجموع آن آواره ها به 391,679 نفر
بالغ گرديد. بيشتر فلسطينيان در لبنان از جمله آوارگاني هستند كه از شمال
فلسطين به اين مناطق گريخته اند و در اردوگاههايي از قبيل برج البراجنه ,
شتيلا , بارالياس , عين الحلوه , رشيديه , تل الزعتر , نهر البارد , الدعواق ,
السيبنس و يفل زندگي مي كنند.
وضعيت آوارگان فلسطيني موجود در لبنان بسيار اسفناك است . چرا كه
آنها از زمان حضورشان در اين كشور مورد فشارهاي عديده اي از قبيل :
سركوب , بي احترامي , ظلم و ستم قرار گرفته اند. اين گونه اعمال در بعضي
مواقع به شكل قبيله اي و گاهي نيز توسط افراد صاحب نفوذ در دولت هاي
مختلف لبنان روا داشته مي شود. به نحوي كه آنها از پايين ترين سطح زندگي
مناسب بي بهره اند و به دليل ممانعت مسئولين لبناني از ساخت و ساز و
گسترش در اردوگاهها , مجبورند در همان ساختمانهايي زندگي كنند كه در
سالها پيش ساخته شده است .
پس از گذشت نيم قرن هنوز آوارگان فلسطيني گروگان تاريخ , سياست و فقر
هستند و همچنان در شرايط بسيار سختي در اردوگاههاي آوارگان زندگي
مي كنند و با مشكلات عديده اي از قبيل تراكم جمعيت , مساحت كم , فقر و
بيكاري , سطح پايين بهداشت و ديگر معضلات اجتماعي دست و پنجه نرم
مي كنند.
امروزه آوارگان فلسطيني در شرايط بسيار نامناسبي به سر مي برند و به
نظر مي رسد اين مسئله حل نخواهد شد مگر با احقاق حقوق كامل آنها و اين
امر ميسر نمي شود مگر با بازگشت اين آواره ها به سرزمين , خانه و كاشانه
خود.
براساس قطعنامه 194 مجمع عمومي سازمان ملل متحد , آوارگاني كه
مايل به بازگشت به خانه و كاشانه خود هستند بايد اجازه اين كار را داشته
باشند و رژيم صهيونيستي بايد خسارت وارده را به آنها بپردازد ولي اين
رژيم نه تنها با پرداخت غرامت مخالفت كرده بلكه تصريح كرده است كه
تمام آوارگان فلسطيني بايد به طور دائمي در خارج از فلسطين و در همان
كشوري كه ساكن هستند , بمانند.
منابع :
1 ـ « ريشه يابي اشغال فلسطين » روزنامه جمهوري اسلامي 83,8,25
2 ـ اوضاع فلسطين از آغاز تا امروز , نوشته دكتر حسن لاسجردي
3 ـ نشريه مركز اسناد و مطالعات راهبردي فلسطين و خاورميانه
4 ـ فصلنامه مطالعات فلسطين
www . un . org , unrwa 5 ـ
فلسطيني ها كه در پي تباني ناجوانمردانه صهيونيسم
بين الملل و قدرتهاي استعمارگر , به ويژه استعمار انگليس
مجبور به ترك خانه خود شدند اميد داشتند پس از مدت
كوتاهي به محل زندگي خود بازگردند و هرگز باور نداشتند
آوارگي آنها بيش از نيم قرن به طول انجامد
امروزه ميليونها آواره فلسطيني در شرايط نامناسبي در
اردوگاههاي مختلف در داخل فلسطين اشغالي و همچنين
كشورهاي سوريه , لبنان و اردن و ديگر كشورهاي منطقه به سر
مي برند. اين مشكل تنها با بازگشت تمامي آوارگان به خانه و
كاشانه خود و احقاق حقوق كامل آنها حل خواهد شد
رژيم صهيونيستي نه تنها قطعنامه هاي سازمان ملل مبني بر
حق بازگشت فلسطيني ها و پرداخت غرامت به آنها را رد كرده
است بلكه صراحتا اعلام نموده كه آواره هاي فلسطيني براي
هميشه بايد در كشورهاي ميزبان بمانند

|