بسم الله الرحمن الرحيم
اگر تا امروز شاخصي براي سنجش ميزان انحراف مجامع
بين المللي از نقش و جايگاه مورد انتظارشان , دستكم در مورد
آژانس بين المللي انرژي هسته اي وجود نداشت , اظهارات اخير
محمدالبرادعي مدير كل اين آژانس , چنين شاخصي را به وضوح
به نمايش گذاشت .
البرادعي در مصاحبه اي با هفته نامه آمريكايي « نيوزويك » ,
جمهوري اسلامي ايران را به « پنهانكاري » در زمينه مسائل
هسته اي متهم كرد و خواستار ضمانت هاي عيني و اجرائي از
سوي ايران در اين زمينه شد و بهترين ضمانت را هم پايان دادن
به فناوري چرخه سوخت هسته اي از سوي ايران معرفي
كرد.
« البرادعي » كه گوئي متن ديكته شده توسط آمريكا و
صهيونيست ها را عينا « روخواني » مي كند , ادعا كرد : چندين سال
پنهانكاري ايران باعث كاهش اعتماد نسبت به اين كشور شده و
براي جلب اعتماد به برنامه هسته اي ايران بايد ضمانتهاي عيني
داده شود كه از نظر اروپائي ها و آمريكائي ها تنها ضمانت عيني به
معناي پايان دادن به چرخه سوخت هسته اي ايران است .
وي سپس در ادامه مصاحبه اش پا را فراتر از مسائل هسته اي
گذاشته و تاكيد ورزيده است كه مذاكرات كشورهاي اروپائي با
ايران فقط درباره مسائل هسته اي نيست بلكه در مورد آينده كل
منطقه خاورميانه است !
آنها كه روند تحولات 2 سال و نيمه اخير در صحنه
مذاكرات هسته اي ايران با 3 كشور اروپائي را با دقت زير نظر
داشته اند , بهتر مي توانند گواهي دهند كه رسيدن به اين « نقطه
نامطلوب » در پرونده مذاكرات هسته اي , دقيقا بخاطر شروع
نامناسب و پيمودن مسير انحرافي است كه در طول 2 سال و نيم
اخير چنين نتايج نادرستي را بهمراه داشته است . در واقع نه تنها
3 كشور اروپائي كه ابتدا بعنوان « ميانجي » وارد صحنه شدند ,
بعدا مدعي از آب درآمدند و سياستهاي ديكته شده توسط
آمريكا و اسرائيل را دنبال كردند , كه حتي البرادعي هم تدريجا
در موضعي قرار گرفته كه بعنوان سخنگوي آنان عمل مي كند.
نكات مهمي در اين زمينه وجود دارد كه توجه خاص به آنها
مي تواند راهگشا باشد.
اظهارات اخير البرادعي حاوي محورهاي 3 گانه اي دارد كه
از هر جهت يك شاخص براي سنجش ميزان انحراف آژانس
بين المللي انرژي اتمي از نقش و جايگاه و موضع مورد انتظار
اين نهاد بين المللي است .
الف : ايران در زمينه هسته اي , پنهانكاري كرده است !
ب : ايران براي جلب اعتماد ديگران بايستي ضمانت اجرائي
و عيني بدهد و چرخه سوخت هسته اي خود را به كلي كنار
بگذارد!
ج : مذاكرات اروپا با ايران از مسائل هسته اي فراتر رفته و با
اينحال آينده كل منطقه خاورميانه را هم دربر مي گيرد!
طبعا ممكن است اين سئوال مطرح شود كه اين اظهارات و
مواضع , چه تعارضي با نقش و جايگاه مورد انتظار دارد
1 ـ اين ادعاي البرادعي در مورد متهم ساختن جمهوري
اسلامي ايران به پنهانكاري و آنهم براي سالهاي متمادي , با متن
گزارشات رسمي و مواضع گذشته البرادعي بعنوان مدير كل
آژانس متفاوت است و بويژه آنجا كه وي همواره تصريح كرده
است كه هيچگونه شواهد و قرائني كه نشان دهد جمهوري
اسلامي ايران از مفاد ان پي تي تخلف كرده ويا درصدد استفاده
نظامي از انرژي هسته اي است و يا در اين مسير گام برمي دارد , به
دست نيامده است . اين بدان معني است كه البرادعي براثر اعمال
فشار آمريكا و صهيونيست ها وادار به تناقض گوئي شده و در
موضعي قرار گرفته كه براي مدير كل اين نهاد بين المللي , تحت
هيچ شرايطي بعنوان يك موضع شايسته و قابل احترام تلقي
نمي شود.
فراموش نكنيم كه در روزهاي اخير , « هانس بليكس » رئيس
سابق آژانس بين المللي انرژي هسته اي در اين زمينه بارها
ادعاهاي غرب درباره احتمال دستيابي ايران به سلاح هسته اي را
رد كرده و در عين حال تصريح كرده است كه : « كاسه صبر ايران از
سياست وقت كشي اروپا , لبريز شده است » . « هانس بليكس » در
مصاحبه اي با « الشرق الاوسط » تصريح نمود كه جامعه جهاني
مي داند كه تهران در تلاش براي توليد سلاح هسته اي نيست و
فعاليتهاي هسته اي ايران هيچ تهديدي براي جامعه جهاني
محسوب نمي شود.
رئيس سابق آژانس بين المللي انرژي هسته اي در همين
مصاحبه خاطرنشان مي سازد : ايرانيان حق دارند غني سازي و
فناوريهاي پيشرفته براساس پيمان منع گسترش سلاحهاي
هسته اي براي اهداف صلح جويانه خود استفاده كنند.
« هانس بليكس » در مصاحبه ديگري تصريح كرده است كه
غني سازي اورانيوم براساس پيمان ان پي تي حق طبيعي محرز
ايران است و ژاپني ها و برزيلي ها هم كه عضو اين پيمان هستند ,
امروزه سرگرم غني سازي اورانيوم هستند و كسي هم با آنها كاري
ندارد.
از مقايسه اين مواضع با اظهارات اخير البرادعي , ميتوان
بهتر نتيجه گرفت كه البرادعي براي اعلام مواضع ديكته شده
عليه ايران تحت فشار بوده و تسليم اين فشار آمريكا و
صهيونيست ها شده است .
2 ـ اين براي رئيس آژانس بين المللي انرژي هسته اي , اين
يك افتخار نيست كه تسليم فشارهاي آمريكا و صهيونيست ها
شود و مواضعي را تكرار كند كه آمريكا درصدد تحميل آنست .
اين اظهارات البرادعي كه ايران براي جلب اعتماد ديگران
بايستي ضمانت اجرائي و عيني بدهد و چرخه سوخت هسته اي
خود را به كلي كنار بگذارد , دقيقا با مفاد « ان پي تي » منافات دارد
و در واقع حق طبيعي جمهوري اسلامي ايران براي در اختيار
داشتن چرخه سوخت هسته اي كه مطابق مفاد « ان پي تي » به
رسميت شناخته شده است , نفي مي كند.
آقاي البرادعي حتي بعنوان رئيس آژانس بين المللي انرژي
هسته اي هم اجازه ندارد مفاد ان پي تي را نقض كند و يا با
برخورد سليقه اي و رفتار گزينشي با برخي كشورها , شرايط
سخت تري را براي ايران در نظر بگيرد. هيچ يك از مفاد ان پي تي
و ساير قوانين موضوعه , چنين حقي را به رئيس آژانس نمي دهند
كه وي به دلخواه خود , « محدوديت هاي ويژه » عليه برخي اعضا
اعمال نمايد.
3 ـ نكته مهمتر در اين ميان , « برخورد سياسي » رئيس آژانس
بين المللي انرژي هسته اي و طرح مسائل سياسي غيرهسته اي
است كه دقيقا ثابت مي كند كه البرادعي بطرز تهوع آوري وارد
« فاز سياسي كاري » شده و براي خوشايند آمريكا و
صهيونيست ها , خوش رقصي مي كند.
اينكه مذاكرات اروپا با ايران از مسائل هسته اي فراتر رفته و
آينده كل منطقه خاورميانه را هم در بر ميگيرد , نكته اي نيست كه
البرادعي بعنوان دبيركل آژانس , درباره اش اظهارنظر كند. او با
پرداختن به اين مقوله در واقع وارد موضوعي شده كه حتي
درصورت صحت هم ربطي به آژانس ندارد. چون يك مقوله
هسته اي نيست .
4 ـ اگرچه ايران اسلامي با پذيرش پيشنهاد « ميانجي گري » 3
كشور اروپائي , دچار اشتباه بزرگي شد و درعين حال , بيشترين
حجم نظارت و بازرسي آژانس بين المللي انرژي اتمي را هم
پذيرفت , ولي اين خوشرقصي البرادعي نشان مي دهد كه ما حتي
در پذيرش نظارت و بازرسي آژانس هم افراط كرده ايم و نرمش و
انعطاف بيش از حد ما , آنها را گستاخ كرده است .
آقاي البرادعي قاعدتا بخاطر مي آورد كه در فلسطين اشغالي ,
چگونه تحقير شد و صهيونيست ها اجازه ندادند حتي بصورت
ظاهري و تصنعي هم كه شده , از نزديكي هاي يك تاسيسات
هسته اي اسرائيل عبور كند و در همان ديدار بود كه « آريل
شارون » نخست وزير رژيم صهيونيستي از موضع تحكم و
درحاليكه گوئي به البرادعي دستور مي دهد و از او بازخواست
مي كند , از وي درباره نحوه برخورد آژانس با ايران پرسيد و به
وي دستور داد كه با ايران بايستي با شدت عمل برخورد
شود!
اين بدان معني است كه افرادي از قماش البرادعي , هرجا كه
زيادي به آنها احترام كنند , باورشان مي شود و محدوده و جايگاه
خودشان را هم فراموش مي كنند و هر جا كه تحقير شوند , روش
بله قربان گوئي را در پيش مي گيرند.
5 ـ درك اين مسائل بويژه در مقطع كنوني كه دولت جديد در
آستانه تشكيل است , اين فرصت تازه را به وجود مي آورد كه
ضمن تجديدنظر در تركيب تيم مذاكره كننده ايراني , به
تجديدنظر در روش تعامل با ديگران درخصوص مذاكرات
هسته اي هم بينديشيم و اين نكته اساسي مدنظر قرار گيرد كه
متاسفانه در مقوله مذاكرات هسته اي , حسن نيت يكطرفه اي كه
نشان داده شده , در آنسو به حساب « ضعف » گذاشته شده و
طرف هاي ما احساس كرده اند كه گويا با طلبكاري و عدم انجام
تعهداتشان , بهتر مي توانند « امتيازات يكطرفه » بگيرند.
اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه « تعليق غني سازي » يك
موضوع داوطلبانه و موقت بود كه تدريجا درباره تداوم آن
زمزمه هائي براي « تست كردن مواضع ما » مطرح شد و حالا همان
زمزمه ها براي تعطيل كامل و هميشگي غني سازي و نه تعليق
موقت و داوطلبانه , تكرار مي شود.
جمهوري اسلامي ايران نبايستي تسليم اين جوسازيها شود
بلكه با در پيش گرفتن يك خط مشي روشن , منطقي و مستدل كه
عينا منطبق بر مفاد ان پي تي است به غني سازي اورانيوم و
تكميل چرخه سوخت هسته اي همت بخرج دهد و اين نكته را در
نظر داشته باشد كه نه تنها عقب نشيني قدم به قدم در برابر
زياده خواهيهاي غرب آنها را راضي نخواهد كرد , بلكه بعكس ,
براي طلبكاريهاي افزونتر وسوسه مي كند.

|