روزنامه جمهوري اسلامي 12/04/1384 صفحه سرمقاله
آمريكا , تمسخر قوانين بين المللي


بسم الله الرحمن الرحيم
منابع خبري آمريكا روز جمعه گذشته از تصميم دولت اين كشور براي توليد نسل جديدي از سلاحهاي غير متعارف هسته اي خبر دادند. براساس اين خبرها كه در مطبوعات آمريكا نيز انتشار يافت سناي آمريكا با طرح تخصيص يك بودجه 4 ميليون دلاري براي تحقيق و توليد نوع جديدي از سلاحهاي مخرب اتمي كه اهداف پنهان شده در اعماق زمين را هدف قرار مي دهد , موافقت كرده است . اين مصوبه چنان غير قانوني و در تضاد آشكار با قوانين بين المللي است كه بعضي سناتورهاي آمريكائي از آن به عنوان يك حركت غير اخلاقي ياد كرده و آن را علنا مورد انتقاد قرار دادند.
طي ماههاي اخير به دفعات منابع خبري آمريكا از عزم آشكار يا پنهان مقامات پنتاگون براي توليد جنگ افزارهاي جديد كشتار جمعي سخن به ميان آورده اند و دست كم 3 سال است كه تخصيص هزينه هاي فوق العاده براي توليد اين گونه جنگ افزارها و سلاحهاي مخرب , جدا از هزينه هاي نظامي سالانه كشور , جاي خود را در رديف هاي بودجه دولت بوش باز كرده است .
اين اقدامات غير قانوني در شرائطي صورت مي گيرد كه آمريكا خود را پيشتاز تلاش جهاني براي خلع سلاح هسته اي كشورها و امحا تسليحات كشتار جمعي آنها مي شمارد. آمريكائيها در راستاي اين سياست فريبكارانه تاكنون جنگهاي خونبار و كشتارهاي متعددي را در نقاط مختلف جهان بويژه در عرصه خاورميانه براه انداخته اند و در خلال اين جنگهاي تحميلي و يكسويه كمترين اعتباري براي قوانين و مقررات شناخته شده بين المللي قائل نبوده اند.
سال گذشته زماني كه روسيه , ژاپن و اكثر دولتهاي غربي متحد كاخ سفيد , واشنگتن را براي امضاي پيمان زيست محيطي « كيوتو » تحت فشار قرار داده بودند , يك موسسه تحقيقاتي در واشنگتن تصريح كرد كه آمريكا بيش از 70 درصد پيمانهاي بين المللي را امضا نكرده است . به موجب گزارش اين موسسه , دولت آمريكا تاكنون تنها 29 درصد موافقتنامه هاي چند جانبه بين المللي را تصويب و تاييد كرده است . در اين گزارش از خارج شدن آمريكا از پروتكل كيوتو درباره محيط زيست , ناديده گرفتن پيمان آمريكا و روسيه درباره موشكهاي ضد بالستيك و همچنين مخالفت واشنگتن با ديوان دادگستري بين المللي به عنوان نمونه هائي از بي اعتنائي كاخ سفيد به حقوق بين الملل ياد شده است .
پرونده رفتار آمريكائيها با كشورها و ملل جهان و شيوه عملكرد آنها در خلق بحرانها ويا نوع روياروئي آنها با بحرانهاي منطقه اي و جهاني , بخصوص در يك قرن اخير نمودار بي اعتنائي مطلق آنها به بسياري از مقررات و تعهدات شناخته شده بين المللي و قوانين لازم الاجراي جهاني بوده است . اين عملكرد بويژه در يك قرن اخير نمود عيان تري داشته است . مقررات بين المللي تا زماني براي مقامات واشنگتن با ارزش است كه متضمن منافع آنان باشد. به همين دليل آنجا كه اين قوانين را در راستاي مطامع خويش مي شمارند , آن را همچون شمشيري بر بالاي سر كشورها و دولتهاي مستقل جهان قرار مي دهند و آنجا كه رعايت مصوبات بين المللي را ناقض باج خواهيها و زياده طلبي هاي خود مي بينند , از آن فاصله مي گيرند.
دقيقا به همين دليل است كه آمريكائيها قانون محدودسازي توليد و تكثير سلاحهاي هسته اي را خود امضا نمي كنند ولي ديگران را موظف به انجام آن مي شمارند. به همين دليل است كه علنا دنيا را تهديد به عدم تحويل اتباع و نظاميان مجرم آمريكائي به دادگاه رسيدگي به جنايات جنگي مي كنند. به همين دليل است كه به دلخواه , سرزمين عراق را اشغال مي كنند , سخن از تجزيه عربستان به ميان مي آورند , از ضرورت خلع سلاح عمومي در منطقه دم مي زنند ولي همزمان از تجهيز اسرائيل به مخرب ترين جنگ افزارهاي كشتار جمعي و از تمامي جنايات , توسعه طلبي ها و تروريسم دولتي اين رژيم جعلي حمايت مي كنند.
آمريكائيها امروز دچار غرور شيطاني و خود بزرگ بيني استكباري هستند. اين خود بزرگ بيني لااقل در قرن بيستم ميلادي مولد دو جنگ خانمان برانداز جهاني بود. اگر چه بيني متجاوزين در پايان هر دو جنگ به خاك ماليده شد ولي بيم آن مي رود كه آمريكائي كه امروز دست جنايتكارش در اغلب بحرانهاي سياسي جهان آشكار است و حقوق ملتهاي افغانستان و عراق و كره و ژاپن و فيليپين و نقاط ديگر دنياي پرالتهاب امروز را در زير چكمه نظاميانش قرار داده , بخواهد همان راه به بن بست رسيده ديكتاتورهاي مولد دو جنگ جهاني پيشين را بپيمايد.
قوانين بين المللي از ديدگاه آمريكائيها نسخه هائي هستند كه فقط بايد براي ديگران پيچيده شوند و واشنگتن براي رعايت يا عدم رعايت آنها بايد به منافع خود و راههاي تامين آن ها بنگرد. لذا وقتي كشورهاي ديگر را براي تبعيت از مصوبات بين المللي تحت فشار قرار مي دهند , عميقا احساس مي شود كه وجدان و شعور جامعه جهاني را به تمسخر مي گيرند.
تصميم پنتاگون براي توليد نسل جديد سلاحهاي هسته اي در شرائط فشار آمريكا بر كشورهاي جهان براي متوقف ساختن فعاليتهاي هسته اي و حتي بازداشتن آنها از روند صلح آميز اين فعاليتها , توهين آشكار به افكار عمومي همه ملتها و كشورهاي جهان است .
بدترين ترتيب , رفتار آمريكائيها با كشورهاي مستقل جهان اين است كه حق تشخيص « خطر » براي آنها را تنها در انحصار خود گرفته اند.
از ديد مقامات آمريكائي « خطر » پديده اي است كه وجود يا عدم وجود آن را فقط كاخ سفيد بايد تشخيص دهد! بدين معني كه حضور دهها هزار سرباز متعرض آمريكائي در كره جنوبي هيچگاه يك « خطر » براي امنيت كره شمالي نيست و لذا پيونگ يانگ نبايد صاحب سلاحهاي هسته اي باشد ولي به نتيجه نرسيدن مذاكرات سازش اعراب با صهيونيستها كه آنهم ناشي از توسعه طلبي رژيم صهيونيستي است يك « خطر » براي اسرائيل غاصب است و حق برخورداري از همه جنگ افزارهاي كشتار جمعي از جمله 200 كلاهك اتمي را براي اين رژيم محفوظ مي دارد! در عوض از ناحيه توسعه طلبي ارضي و اشغالگري صهيونيستها در جنوب لبنان و جولان هيچ « خطري » تماميت ارضي لبنان و سوريه را تهديد نمي كند و لذا اين كشورها حق داشتن سلاحهاي غيرمتعارف را ندارند! اين زشت ترين شكل اعمال سياست آمريكا در رابطه با دولتهاي ديگر است .
در چنين شرائطي رسالت همه دولتها , دولتمردان و نخبگان سياسي جهان ايجاب مي كند كه در برابر اين لجام گسيختگي نظامي و سياسي بي تفاوت نباشند. درسي كه رويدادهاي تلخ قرن گذشته به ما به عنوان نسل جديد و به نسل هاي آينده داده است اين است كه اگر متجاوزين به سزاي عمل خود نرسند و اگر در مسير تعرض و تجاوز خود با هيچ اراده بازدارنده اي مواجه نشوند , هيچ قانون و هيچ كشور و هيچ نظام سياسي در هيچ جاي جهان در برابر خوي درنده استكبار مصونيت نخواهد داشت .