
ملت مسلمان ايران در 27 خرداد سال جاري و يك هفته
بعد از آن , يعني در سوم تير , دو حماسه بزرگ آفريدند و با
شركت بسيار گسترده در دور اول و دوم انتخابات رياست
جمهوري , دشمنان انقلاب و نظام اسلامي ايران را حيرت زده
و مايوس و محزون كردند و قلب دوستان انقلاب اسلامي را نيز
لبريز از شادي و سرور نمودند.
بعد از وقوع اين دو حماسه بزرگ , سران دول استكباري
غرب , به ويژه سردمداران آمريكا بيش از همه مايوس و
خشمگين شدند. عكس العمل دشمنانه سردمداران آمريكا
نسبت به حماسه 27 خرداد و سوم تير با عبارت هايي از اين
قبيل نشان داده شد : انتخابات ايران مورد پسند آمريكا نبود , در
انتخابات ايران دموكراسي به چشم نمي خورد , انتخابات ايران
با سياست هاو خواست هاي آمريكا مطابقت نداشت , انتخابات
ايران انتظارات آمريكا را برآورده نكرد , در انتخابات ايران از
معيارهاي دموكراسي مورد نظر آمريكا خبري نبودو....
اين عبارت هاي كينه توزانه در حالي گفته شد كه انتخابات
روز 27 خرداد و سوم تير در نوع خود در جهان كم نظير بود
ومعيارهاي مشاركت مردمي را به بهترين شكل متجلي ساخت .
اين موضوع را حتي بسياري از سياستمداران و رسانه هاي
غرب كه ذره اي انصاف در خود سراغ داشتند , به زبان آوردند و
گفتند : دموكراسي ايران وحضور گسترده مردم در انتخابات ,
همه را حيرت زده كرده است .
سردمداران شيطان صفت و زورگوي آمريكا در حالي از
انتخابات جمهوري اسلامي ايران بد مي گويند و آن را مطابق با
معيارهاي دموكراسي نمي دانند كه در هركشوري كه زير سلطه
مستقيم و يا غيرمستقيم آمريكا قرار دارد , دموكراسي كاملا
بي معنا است و اگر هم انتخاباتي صورت مي گيرد , فهرست
انتخاب شوندگان از سوي سفارتخانه و يا سازمان هاي
جاسوسي و امنيتي آمريكا بر مردم تحميل مي شود و مردم آن
كشورها راهي غير از اين ندارند كه به عوامل آمريكا و
جاسوسان آنها راي بدهند.
پيش از پيروزي انقلاب اسلامي نيز در ايران همان
وضعيتي كه در ساير كشورهاي تحت سلطه آمريكا وجود
داشت , حاكم بود و فهرست نمايندگان و انتخاب شوندگان را
سفارت آمريكا به شاه و ساير سردمداران رژيم شاه مي داد و از
آن ها مي خواست همان فهرست از صندوق ها بيرون
بيايد.علاوه بر اين , عوامل رژيم شاه به زور و با ايجاد فضاي
ارعاب ووحشت , مردم را وادار به راي دادن به كسي مي كردند
كه نامش در فهرست سفارت آمريكا قرار داشت .
در اولين انتخاباتي كه بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 و
تسلط مطلق آمريكا بر ايران , توسط رژيم شاه برگزار شد ,
كنت لاو خبرنگار اختصاصي روزنامه نيويورك تايمز به تهران
آمد تا به اصطلاح از روند انتخابات ايران گزارشي تهيه كند.
اين گزارش گر , پس از پايان يافتن انتخابات (20 اسفند
1332 ) از وضعيت انتخاباتي كه تحت سلطه آمريكا درايران
برگزار شد , گزارش ذيل را تهيه و مخابره نمود :
« پس از سه روز خشونتبار , و قانون شكنيها و بي نظميهايي كه
شدت وحدت آن مردم ايران و ناظران خارجي را تحت تاثير
قرار داده بود , انتخابات مجلس در تهران , امشب پايان يافت ,
از روز سه شنبه تا امروز صبح , كشتي گير ريش سياه سابق
(شعبان جعفري ) , رهبري گروهي اوباش , مسلح به چاقو و
زنجير را به عهده داشت .
گروهي از يك مركز راي گيري به مركز ديگري , براي
جستجوي راي دهندگان مظنون ضدرژيم مي رفتند , در صفها
مي ايستادند و مظنونين را به شدت كتك زده , يا با چاقو
مجروح مي كردند , در ساعت ده ونيم صبح امروز ,
شعبان (شعبان بي مخ ) بادار ودسته اش , از مضروب كردن و
چاقو زدن به راي دهندگان مسجد فخرآباد خودداري كردند
زيرا , عبدالله نوري يكي از كشتي گيران محل , به شعبان اخطار
كرد كه اينها از نوچه هاي من هستند , كاري به كارشان نداشته
باش . در يك حمله ديگر , چهار نفر از مردم چاقو خوردند.
گرچه شعبان ادعا مي كند كه فقط به راي دهندگان كمونيست
حمله كرد ولي همه مي دانند كه نوري , به عنوان يك كشتي گير
ضد كمونيست معروف است .و حسن عرب , يكي ديگر از
وابستگان دولت , ولي بدون دار و دسته و حزب , گروه مسلحي
را اجير كرده و درخارج حوزه راي گيري مستقر در كافه
شهرداري ايستاده بود. او چمدان بزرگي پراز كارت هاي
شناسايي و اوراق راي پرشده به همراه داشت و به راي
دهندگاني كه با اتومبيلهاي پر , به حوزه راي گيري آورده
مي شدند , كارت ورقه راي گيري آماده را كه قبلا تهيه شده بود ,
تحويل مي داد , در مسجد سپهسالار كه در كنار مجلس قرار
دارد , مسئولين انتخابات قبل از اينكه مردم اوراق راي خود را
به صندوق بيندازند. آنها را بازرسي مي كردند... »
امام خميني در باره وضعيت انتخابات در دوره پهلوي
چنين مي فرمايد :
شما خيال مي كنيد كه اين وكلايي كه شاه خودش انتصاب
مي كند و به ملت هم مربوط نيست , خودش است نخير , اينها
را سفارتخانه اسمهايشان را هم نوشته اند , قبلا مي آورند
مي دهند كه اينها بايد وكيل بشوند. اين حالا نبوده , در زمان
رضاخان هم بود , از سفارتخانه ها , منتهي در يك وقت اين
سفارت انگليس اين كارها را مي كرد , سابقش هم لابد سفارت
روس مي كرده است , حالا سفارت آمريكامي كند , شايد هم باهم
باشند , انگليس و چين و شوروي و آمريكا تفاهم كرده باشند ,
براي خوردن مال مردم تفاهم هم مي كنند ... (1 )
بازور سرنيزه مجلس درست مي كرد , كي مجلس , مجلس ما
بود همين مردك گفت كه اين مجلسهايي كه درست كردند
اينها , از سفارتخانه ها مي آوردند و ليستش را مي دادند منتها
حالا ديگر نه , اينظور نيست , حالا ديگرمملكت خيلي قدرتمند
شده , ديگر اينطورهانيست ! خودش را مسخره مي كند . (2 )
ما تا حالا نداشتيم يك همچون حكومتي كه مال ملت
باشد , اسمش بود , اصلا بعد از زمان مشروطه تا حالا نشده , اين
اسمش بود كه ملت ـ نمي دانم ـ خودشان انتخابات بكنند ,
خودشان وكيل بدهند , لكن شما مي دانيد كه هيچ وقت شماها
راي نداشتيد , در اين طول تاريخ , اينها همه را خود آنها
مي كردند و كاش خودشان مي كردند , شاه گفت در يكي از
نطقهايش , همين شاه دوم در يكي از نطقهايش گفت كه ليست
مي دادند از سفارتخانه ها و مجبور بوديم كه اين ليست را عمل
بكنيم , وكلا را آنها ليست مي دادند كه ما وكلا را تعيين بكنيم ,
ما هم تعيين مي كرديم (3 )
اساسا ماهيت استكباري جهان غرب , به ويژه آمريكابه
نوعي است كه همه چيز را با معيار منافع استكباري خود
مي سنجد. به اين معني كه اگر ناب ترين حقايق نيز در جهت
منافع مستكبران غربي نباشد , آن را غير حق مي شمارند. بر
عكس , اگر پديده اي از نظر باطل بودن و غيرحق بودن , بر همه
كس آشكار باشد ولي در جهت منافع مستكبران قرار بگيرد , آن
پديده را كاملا بر حق ومطلوب مي دانند.در منطق استكبار , همه
واژه ها و همه مفاهيم و اصطلاحات , معناي ديگري پيدا
مي كند. معنايي كه باآنچه تاكنون بوده است و معنايي كه تاكنون
مورد نظر عموم بشر است , كاملا متفاوت است . در منطق
استكبار , عدالت يعني آنچه به نفع استكبار است ! دموكراسي
يعني آنچه كه سلطه استكبار را مجاز مي شمارد! مقاومت در
برابر متجاوزان و دفاع از استقلال و حيثيت در برابر گستاخي
مستكبران , يعني تروريسم ! اجازه ندادن به مزدوران استكبار
براي جاسوسي وخيانت , يعني از بين بردن حقوق بشر و...
به همين دليل است كه امام خميني دموكراسي غربي و
آمريكايي را افسون استكبار مي دانند و مي فرمايند : دموكراسي
غربي طرفدار سرمايه دارهاي بزرگ و ابرقدرت ها و استكبار
است . غربي ها با اين افسون مي خواهند ما را خواب كنند و
بهره برداري از ما بكنند . (4 )
امام خميني در باره عدالت استكباري و آمريكايي نيز
مي فرمايند :
ماامروز مبتلاي به اين معناهستيم , مسلمانها مبتلاي به اين
معنا هستند , مسلمانها مي بينند كه اين دولتهاي بزرگ , اين
قدرتهاي بزرگ و اين كساني كه اذناب آنها هستند , كساني كه
فرمانبر آنها هستند الان با مسلمين , با مردم , با مستضعفين ,
حتي با آن كساني كه مال خودشان است چه مي كنند. تمام اينها
ظاهر مي گويند كه ما اقامه عدل مي خواهيم بكنيم , اما چه
عدلي عدل آمريكايي , عدل آمريكايي يعني چه يعني هر كس
خاضع به من شد , آن يك چيزي است كه ما او را قبولش
داريم , هر كس منافع مملكتش را به ما داد ما او را قبول داريم
(5 )
همان طور كه مشاهده مي شود , از نظر امام خميني ,
دموكراسي غربي و استكباري , نيرنگي براي خواب كردن , ساكن
و ساكت كردن وغافل كردن ما و ساير جوامع اسلامي است تا
غربي هادرحالي كه ما خواب هستيم و به بازي دموكراسي
مشغول مي باشيم , هستي فرهنگي و مادي ما را بربايند. سخن
كوتاه امام خميني در باره دموكراسي غربي و بازگو كردن اهداف
آن در يك جمله كوتاه , حكايت از آن دارد كه امام خميني با
ژرف بيني الهي اش , با پشت پرده سياست جهان غرب و
استكبار كاملا آشنايي داشته و به درستي تشخيص داده است
كه موضوع « دموكراسي » كه جهان غرب و استكبار آن را در
عصر حاضر علم كرده اند , سياست بنيادي و راهبردي غرب
براي سلطه و غارت جهان و جوامع مختلف جهاني است و
هيچ خاصيت ديگري ندارد. جهان غرب و استكبار از چندين
دهه قبل و حتي از يك قرن پيش متوجه شده است كه اگر
جهان شرق و جوامع اسلامي را به بازي هايي مثل دموكراسي
سرگرم نكند و توان سياسي و ذهني اين جوامع را در آتش
دموكراسي بازي نسوزاند , به سرعت راه ترقي در عرصه هاي
علمي و فني و اقتصادي و... را مي پيمايند ودر نهايت به سلطه
غرب پايان مي دهند. به همين دليل است كه نسخه فعلي جهان
غرب براي عقب نگه داشتن جوامع اسلامي , سرگرم كردن آنها
به بازي هاي بي حاصلي است كه هيچ سنخيتي با آزادي و نقش
مردم در انتخاب مسئولان ندارد. باز به همين دليل است كه
جهان غرب واستكبار , با اصيل ترين نظام مردمي , يعني
جمهوري اسلامي ايران به ستيز برمي خيزد و با اين كه مردم
ايران حماسه هاي نابي را در عرصه انتخابات بروز مي دهند ,
بازهم سردمداران استكبار اعلام مي كنند كه انتخابات
ايران , انتخاباتي است كه با معيارهاي غرب فاصله دارد. به
خوبي روشن است كه منظور آن ها از فاصله داشتن , اين است
كه انتخابات ملت ايران در جهت منافع نامشروع غربي ها
نمي باشد.
شايد لازم به گفتن نباشد كه منظور اين نيست كه
دموكراسي پديده اي نامناسب است و بايد از آن دوري كرد ,
بلكه منظور اين است كه آن نوع دموكراسي كه دستاويز سياسي
غرب براي سلطه و غارت و ترويج فرهنگ غير ارزشي است ,
مطلوب نيست و بايد از آن دوري كرد. همان طور كه مي دانيم
آزادي و كرامت انساني از اصول فرهنگ سياسي اسلام است و
جوامعي كه در معرض تابش نور معارف اسلامي هستند , اصلا
نيازي به دموكراسي اغواگر و افسون گر غربي ندارند , زيرا در
فرهنگ خود مسلمان ها , بنيان آزادي و مردمي بودن بسيار
مستحكم تر و فراگيرتر از دموكراسي اغواگر غرب
است .
غربي ها و عوامل آن ها به طور مكرر و مستمر به جوامع
اسلامي توصيه مي كنند (و خيلي وقت ها نيز با تحكم مي گويند
و به زور هم متوسل مي شوند) كه اگر مي خواهيد جامعه اي
پيشرفته و چنين و چنان داشته باشيد , به دموكراسي ويژه اي كه
نسخه سياستمداران غرب است روي بياوريد. آن ها در وادار
كردن ما به بازي دموكراسي , قيافه خاصي مي گيرند و از موضع
به اصطلاح دلسوزانه سخن مي گويند و چنين وانمود مي كنند كه
چون خير و پيشرفت فلان جامعه را مي خواهند , آن ها را در
اشتغال به بازي دموكراسي تشويق مي كنند و يا به وسيله توپ و
تانك و بمب و... از آن ها مي خواهند به دموكراسي غربي روي
بياورند. در حالي كه اگر همين اغواگران , كوچك ترين تحرك
علمي و فني وسياسي و اقتصادي و فني اصيل و مستقلي كه
واقعا سبب پيشرفت جوامع اسلامي است , در يكي از جوامع
اسلامي ببينند , به سرعت جلوي آن مي ايستند و اجازه
پيشرفت به آن جامعه نمي دهند.
همان طور كه اشاره شد , از نظر امام خميني , « عدل
استكباري و آمريكايي » نيز مثل دموكراسي اش , اغواگرانه است
و از نظر سردمداران استكبار , عدل يعني تسليم در برابر
استكبار و حركت در جهت منافع نامشروع استكبار.
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد اول , ص 502 تا 510
2 ـ همان , ج 6 , ص 24 تا 37
3 ـ همان , ج 7 , ص 254 تا 259
4 ـ همان , ج 6 , ص 463 و ج 8 ص 89
5 ـ همان , ج 21 , ص 4
امام خميني در باره وضعيت انتخابات در دوره پهلوي چنين
مي فرمايد :
شما خيال مي كنيد كه اين وكلايي كه شاه خودش انتصاب
مي كند و به ملت هم مربوط نيست , خودش است نخير , اينها
را سفارتخانه اسمهايشان را هم نوشته اند , قبلا مي آورند
مي دهند كه اينها بايد وكيل بشوند.اين حالا نبوده , در زمان
رضاخان هم بود , از سفارتخانه ها , منتهي در يك وقت اين
سفارت انگليس اين كارها را مي كرد , سابقش هم لابد سفارت
روس مي كرده است , حالا سفارت آمريكا مي كند , شاه گفت در
يكي از نطقهايش , همين شاه دوم در يكي از نطقهايش گفت كه
ليست مي دادند از سفارتخانه ها و مجبور بوديم كه اين ليست را
عمل بكنيم , وكلا را آنها ليست مي دادند كه ماوكلا را تعيين
بكنيم , ما هم تعيين مي كرديم
امام خميني دموكراسي غربي وآمريكايي را افسون استكبار
مي دانند و مي فرمايند : دموكراسي غربي طرفدار سرمايه دارهاي
بزرگ و ابرقدرت ها واستكبار است . غربي ها با اين افسون
مي خواهند ما را خواب كنند و بهره برداري از ما بكنند
امام خميني : ما امروز مبتلاي به اين معنا هستيم , مسلمانها
مبتلاي به اين معنا هستند , مسلمانهامي بينند كه اين دولتهاي
بزرگ , اين قدرتهاي بزرگ و اين كساني كه اذناب آنها هستند ,
كساني كه فرمانبر آنها هستند الان با مسلمين , با مردم , با
مستضعفين , حتي با آن كساني كه مال خودشان است چه
مي كنند. تمام اينهاظاهر مي گويند كه ما اقامه عدل مي خواهيم
بكنيم , اما چه عدلي عدل آمريكايي , عدل امريكايي يعني چه
يعني هركس خاضع به من شد , آن يك چيزي است كه ما او را
قبولش داريم , هركس منافع مملكتش را به ما داد ما او را قبول
داريم

|