روزنامه جمهوري اسلامي 11/04/1384 صفحه سرمقاله
فقط از موضع قدرت


بسم الله الرحمن الرحيم
انتخابات رياست جمهوري زمينه ساز فضاي تازه اي در مناسبات خارجي ايران شده است . حضور چشمگير مردم در اين انتخابات , دوستان انقلاب را شاد و دشمنان را خشمگين كرده و در چنين شرايطي دشمنان قسم خورده ما سعي دارند با گستاخي و شرارت هميشگي خود , براي نظام جمهوري اسلامي خط و نشان بكشند و بايدها و نبايدها را فهرست كنند. آمريكا و زائده سياسي آن انگليس , در اين مقوله بيش از ديگران , كينه توزانه برخورد مي كنند. آمريكا هنوز در تحليل اصل انتخابات و هضم نتايج آن دچار سردرگمي است .
« ژوآن مور » سخنگوي وزارت خارجه آمريكا گفته است : « با اعلام نتايج انتخابات در ايران , ما شاهد چيزي نبوديم كه ما را از نظرمان مبني بر همسو نبودن ايران با منطقه و جريانات آزادي خواهي منصرف كند. آزادي خواهي كه در عراق , افغانستان و لبنان مشهود است ! ما ترديد داريم كه حكومت ايران تمايلي به پاسخگوئي به تمايلات قانوني مردم خود و يا نگرانيهاي جامعه بين المللي داشته باشد. »
« جك استراو » وزيرخارجه انگليس هم با اشاره به نتايج انتخابات گفت : انگليس تهران را براي اقدامات فوري به منظور پرداختن به نگرانيهاي فزاينده بر سر آنچه برنامه مظنون هسته اي است , تحت فشار قرار خواهد داد » ! استراو با انتشار بيانيه اي در اين زمينه افزود : اميدواريم ايران در اين دوره اقداماتي فوري براي رفع نگرانيهاي بين المللي درباره برنامه هسته اي خود انجام دهد! »
آنچه غربي ها بويژه دولتمردان آمريكائي و انگليسي نميدانند و بايد بدانند , نكاتي هستند كه ميتوان آنها را اينگونه فهرست كرد.
1 ـ خطوط اساسي سياست هاي نظام جمهوري اسلامي با تغيير دولت ها تغيير نمي كند و حضور چشمگير مردم در انتخابات رياست جمهوري , قبل از هر چيز تاكيدي برهمين واقعيت بود.
علاوه بر اين , حتي نتايج انتخابات اخير رياست جمهوري نيز همين واقعيت را تقويت كرد. بنابر اين آمريكا و اروپا بايد بدانند كه نمي توانند براي ملت و دولت ايران خط و نشان بكشند و بايدها و نبايدها را فهرست كنند.
2 ـ انگليسي هاي شرور درگذشته هم بارها سعي كرده اند شانس خود را امتحان كنند اما هرچه بيشتر تلاش كرده اند , كمتر نتيجه گرفته اند. انگليس , فرانسه و آلمان از ابتدا بعنوان « ميانجي » وارد مذاكرات هسته اي با ايران شدند ولي تدريجا ژست « مدعي » به خود گرفتند و حتي اين اواخر , طلبكار هم شدند كه البته بسيار مضحك به نظر مي رسد.
3 ـ در روزهاي اخير بيانيه ها و اظهاراتي هم درخصوص ضرورت كنار گذاشتن هرگونه فعاليت هسته اي جمهوري اسلامي ايران مطرح شد كه اين اظهارات نيز تكرار مكررات بود و حتي ارزش پاسخگويي و واكنش جديد را هم نداشت لكن تاكيد براين نكته ضرورت دارد كه قرار نيست با تغيير دولتها , استراتژي نظام جمهوري اسلامي دستخوش تغيير و تجديدنظر شود. اين بدان معني است كه فناوري هسته اي ايران يك « فناوري بومي » است و تحت هيچ شرايطي , قرار نيست كنار گذاشته شود.
فناوري هسته اي ما بعنوان يك دستاورد ارزشمند علمي ـ تخصصي , متعلق به ملت است و از افتخارات نظام مقدس جمهوري اسلامي محسوب مي شود و منطقي نيست كه بخاطر خوشايند اين و آن , خود را از اين فناوري محروم سازيم .
4 ـ پيش از اين تصور مي شد كه آمريكا و زائده سياسي آن انگليس , تا حدودي توانسته اند فضاي سياسي ايران را درك نمايند و ادبيات مورد انتظار براي سخن گفتن درباره ايران را فرا گرفته اند. مهملات اخير آمريكا و انگليس اگر به حساب كودن بودن ديپلماتهاي آمريكائي و انگليسي گذاشته نشود , قاعدتا بايستي وسيله اي براي اثبات شرارت آنها تلقي گردد. چرا كه نشان مي دهد آنها هنوز هم حاضر نيستند به واقعيت هاي عيني و ملموس درباره ايران , تمكين كنند و در اين زمينه از عقل و منطق كمك بگيرند.
5 ـ اينكه دولتمردان آمريكائي در اظهارات و مواضع رسمي خود , انتخابات پرشور ايران را نفي مي كنند و در عوض از دمكراسي در عراق و افغانستان سخن بميان مي آورند , از جنون عناصر جنگ افروز آمريكائي خبر مي دهد كه جنايات شرم آور خود را نشانه دمكراسي معرفي مي كنند و با فراموش كردن فجايع و شكنجه هاي رايج در زندان هاي ابوغريب و گوانتانامو , هنوز هم هذيان مي گويند.
اين براي آمريكا يك ننگ بزرگ و ابدي خواهد بود كه بعنوان « فرشته نجات » وارد عراق شد ولي با جنايات خود , حتي روي صدام جنايتكار را هم سفيد كرد. مقامات واشنگتن بايد احساس شرم كنند كه در عراق و افغانستان , با چنين پرونده پرننگ و نكبتي , رسوا شده اند ولي هنوز هم با گستاخي سعي مي كنند ملتهاي آزاد را به تمسخر بگيرند تا بلكه بر جنايات و فجايع روزافزون خود در عراق , سرپوش بگذارند.
6 ـ از آمريكا و مزدورانش هرگز انتظار نمي رفت و نمي رود كه از هشياري ملت ايران و از دستاوردهاي انقلابي كه سلطه بيگانه در ايران را ريشه كن ساخت , استقبال كنند و به حقانيت ملت ايران اعتراف نمايند. ولي ساير ملتها و دولتها با مقايسه ميان واقعيت هاي عيني در ايران و مواضع جنون آميز آمريكا و انگليس , حقايق را بهتر درك مي كنند و به اين جمع بندي واقع گرايانه مي رسند كه آمريكا هنوز هم از انقلاب اسلامي ملت ايران عصباني است و نمي تواند خشم و ناكامي خود را پنهان كند. جمهوري اسلامي ايران در فضاي تازه اي كه انتخابات پرمشاركت اخير بوجود آورده , با قدرت بيشتري ميتواند از مواضع خود دفاع كند و در برابر مطامع دشمنان بايستد. در اين انتخابات مردم آمدند تا بگويند ما يك ملت انقلابي متكي بر مكتب عزت بخش اسلام هستيم و مسئولان ما بايد با قدرتهاي جهاني فقط از موضع قدرت سخن بگويند و در همه زمينه ها فقط از موضع قدرت تصميم بگيرند.