گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمين جواد اژه اي ;
داماد شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
قسمت دوم
گفت و گو از : حسين زكريائي عزيزي
اشاره : بخش اول گفت و گو با جناب حجت الاسلام
والمسلمين جواد اژه اي ; داماد بزرگوار شهيد مظلوم آيت الله
بهشتي (ره ) را ديروز چهارشنبه 84,4,9 مطالعه فرموديد . از
آنجا كه اين گفت و گو به درازا كشيد بخشي از آن را براي شما
جدا نموده و در زير از نظر شما مي گذرانيم . اميد آنكه خداوند
ما را از رهروان واقعي اين شهيد بزرگوار و همه خدمتگزاران و
ياران واقعي حضرت روح الله (ره ) قرار دهد. انشاالله .
ثامروزه در محافل مختلف سياسي كشور ما بحث مذاكره با آمريكا
مطرح مي شود , به نظر شما كه از نزديكان شهيد بهشتي هستيد , اگر
امروز ايشان , در بين ما بود , در اين زمينه چه نظريه هايي را مطرح
مي نمود
موضعي كه اكنون آمريكا و به خصوص خانم « رايس » و
بالتبع استكبار دارد همان موضعي است كه در سال 56 آنها
نسبت به ايران داشتند و موضع فعلي آمريكا را هيچ كس حتي
فردي كه از نظر باورهاي ديني ضعيف ولي به ايران عزيز
مي انديشد نمي تواند بپذيرد. پس بطور حتم چنين موضعي
نمي تواند موضع آقاي بهشتي , باشد. البته آنها سعي دارند يك
گورباچف پيدا كنند و يا افرادي مانند رئيس جمهور سابق
گرجستان را پيدا كنند كه حركت بازگشت به سال هاي قبل از
57 را تكرار نمايند . ترديدي وجود ندارد . حضرت امام (ره ) در
بيانات خويش (نقل به معني در مورد ليبرالهاي مذهبي )
مي فرمايند كه « اينها افرادي مانند شما را كه با خدا هستيد و
نماز مي خوانيد را نمي خواهند و قبول ندارند ولي براي گذر , از
شما استفاده مي كنند.
خيلي كودكانه است كه آمريكا اين افراد واسطه را براي
خودش نگه دارد. توجه كنيد « شواردنادزه » رئيس جمهور سابق
گرجستان از همين قبيل است .
همينطور « طالبان » و « بن لادن » هم كه تحت نظر مستقيم
« سيا » آموزش ديدند.
با وجودي كه در 11 سپتامبر برجهاي دو قلوي آمريكا
منفجر شدند خانواده بن لادن مهمان خصوصي رئيس جمهور
آمريكا بودند. براساس گزارشهايي پس از بسته شدن مرزهاي
هوايي آمريكا , تنها هواپيمائي كه از آمريكا خارج شد ,
هواپيماي حامل همين خانواده بود , بطور مثال به حسني
مبارك در مصر فشار مي آورند و بعد از گرفتن امتيازات لازم به
او اجازه هر نوع جنايتي مي دهند. صاحب منصبان عربستان ,
پاكستان و قطر نيز از همين قبيل هستند. يعني كساني را كه خود
آنها روي كار آورده اند و يا حمايت كرده اند در هيچ جا , آمريكا
به هيچ كس رحمي نكرده و نمي كند بنابراين شهيد بهشتي به
هيچ وجه و تحت هيچ شرايطي با اين شيوه واسطه گري كه محل
گذر آمريكا باشد و واسطه انقلاب نارنجي مثل (اوكراين ) سابق
شود موافق نبودند و آن چيزي كه مديريت نظام هم اكنون مطرح
مي كنند كه با آمريكا , زمانيكه خلق و خوي استكباري اش از بين
رفته باشد ارتباط برقرار مي كنيم امري ساده نيست بطور مثال
يك هويج به ما بدهند و دل ما را به تجارت جهاني خوش كنند ,
تجارت جهاني حق ما بوده و اين يك هديه تقديم شده به ما
نيست . حدود 13 سال ما را از تجارت جهاني بازداشتند و از
طرف ديگر با توجه به ساختار صنعتي امروز در همين مورد هم
معلوم نيست كه آيا عضويت در تجارت جهاني به نفع ما هست
يا خير ولي امر مسلم اين است كه اينها نمي توانند حق قانوني
ما را به ما بدهند و سپس آن را نوعي امتياز محسوب نمايند ,
زيرا اين امتيازي نيست كه حق طبيعي است , و اگر چنين نيست
140 كشور موجود بر چه اساسي جز اين مجموعه هستند و
آنها چه چيزي بيشتر از ما دارند , البته نظر كارشناسان
اقتصادي براي اثرات مثبت و منفي عضويت در اين سازمان
قايل به نوعي موازنه هستند.
بنابراين شهيد بهشتي اگر امروز هم بودند حاضر نبود يك
گام از دستاوردهاي انقلاب 22 بهمن , را در جهت بازگشت به
دوران قبل از انقلاب , بردارد. ولي اينكه آنها بيايند حق
حاكميت ما را محترم بشمرند و پولهاي بلوكه شده ما را به ما
پس دهند كه حق مسلم ماست , ارتباط با آمريكا مشكلي ندارد
ولي آنها از ما انتظار دارند كه , اسرائيل را به رسميت بشناسيم .
چون مشكل آمريكا همان مواردي است كه به تبعيد امام منجر
شد. آنها خواهان حق كاپيتولاسيون بودند كه مطالبي كه دولت
شاه با امام مطرح كرد 3 محور داشت , اول اينكه در رابطه با
اسرائيل حرفي نزنيد. دوم اينكه راجع به نفوذ آمريكا در ايران
حرفي زده نشود و سوم اينكه نگوئيم اسلام از دست رفت .
امروزه هم انقلاب ما با همين 3 مشكل روبرو است و همين 3
مشكل به تبعيد امام و سپس انقلاب مردم منجر شد و اگر اين 3
مشكل از بين برود رابطه نيز مي تواند به شكل قبلي خويش
ادامه يابد. يعني بازگشت به دوران طاغوت و اينكه آمريكا قصد
داشته باشد با افراد خاصي , بطور خصوصي مذاكره نمايد و
اميدهايي در دل آنها بكارد , اين غيرقانوني است و من اميدوارم
همان جوابي كه شهيد بهشتي در گفتگو با دانشگاهيان
« هاروارد » ارائه دادند اين افراد خاص كه آمريكا با آنها براي
گرفتن برخي از جايگاهها و امتيازات بطور محرمانه مذاكره
مي كنند نمايان شود و آنها قدرت واقعي مردم را نتوانند درك و
به دشمن منتقل كنند و آنها در گيجي ندانستن قدرت و نظر
مردم ايران بمانند.
آنچه مسلم است با برخي از اين افراد از اول انقلاب
مذاكرات مختلفي صورت گرفته است مذاكرات سازمان
منافقين با شورويها يا مذاكرات با آمريكائيها در الجزاير حضور
منافقين در كشور فرانسه نيز مذاكرات اين گروه با آمريكا ,
انگليس و صدام و داشتن پايگاه در عراق فرقي نمي كند. و امر
مسلم اين است كه منافع ملي ما فراتر از همه بحثها است . اگر
منافع ملي ما حفظ شود , ما آمريكا راي كشور مانند بقيه
كشورها به حساب مي آوريم , البته اگر آمريكا بخواهد حرفي از
اسرائيل نزنيم من اطمينان دارم نه تنها مقام معظم رهبري بلكه
شهيد بهشتي نيز اگر در قيد حيات بودند نگاهي مانند نگاه
امام (ره ) داشتند و روزي مشكل موجود حل شود , در
صورتيكه آنها حريم انقلاب را حفظ كنند و نگاهي متعادل
نسبت به روابط با ايران داشته باشند و هيچ طمعي براي
حاكميت دوباره بر ايران نداشته باشند. اگر رهبري نظام از
چنين موردي اطمينان لازم را كسب كند , قطعا ايجاد رابطه
همانند آنچه با اروپايي ها داريم مشكل بزرگي نيست ولي
احساس مشخصي (چون در مقام مسئول نيستم ) به من
مي گويد كه آمريكا هيچ گاه به اين ذهنيت نمي رسد.
ث شهيد بهشتي حفظ هويت فكري و فرهنگي دين مبين اسلام در
مقابل مكاتب شرق و غرب را چگونه ارزيابي مي فرمودند و چگونه با
آنها بحث و مقابله مي كردند
آقاي بهشتي از بحث فرار نمي كردند و در فن سخن
قدرتمند بودند , چه در مناظره اي كه با « كيانوري » در تلويزيون
داشتند , چه در بحثهايي كه با كاردينالهاي اروپايي در مدت 5
سال زندگي در اروپا داشتند و چه در جلساتي كه با بچه هاي
كنفدراسيون دانشجويان ايراني در اروپا داشتند , ايشان به هيچ
وجه تسليم نمي شدند. بحثها را در يك فضاي منطقي و معقول
پيش مي بردند. در يك جلسه در اينسبروك (اتريش ) كه فكر
مي كنم در سال 1348 و آقاي دكتر نمازي آن زمان دانشجو و
مسئول آن جلسه بودند و خانم بنده نيز در آن زمان 15 ساله
بودند كه همراه آقاي بهشتي در جلسه حضور داشتند و اين
جلسه در يك كافه برگزار شده بود. بحث بر سر اين بود كه آقاي
بهشتي با تشكيل انجمن هاي اسلامي در اروپا , به جبهه متحد
كنفدراسيون ضربه زده اند , آقاي بهشتي به اين تهاجم پاسخ
قشنگي دادند . ايشان گفتند كه ما از نظر زيربنايي داراي 2 نوع
نگرش ولي يك هدف هستيم , نگرش ما متفاوت است ولي
داراي هدف مشتركي هستيم و آن هدف براندازي شاه و
حكومت وابسته به آمريكا است . ما احساس مي كنيم به تنهايي
مي توانيم شاه را بركنار كنيم . بنابراين اگر ما اين كار را انجام
داديم در صورتيكه شما بعد از پيروزي مسلحانه با ما درگير
نشويد در امان هستيد ولي اگر شما به قدرت برسيد , مشخص
است فرصت نفس كشيدن به ما نمي دهيد و قابل ذكر است كه
اين گفتگو در سال 48 يعني 9 سال قبل از پيروزي انقلاب
صورت گرفته است . شما به اتفاقات رخ داده در سال 58 و 59
توجه كنيد طبق پيش بيني شهيد بهشتي چندين ترور صورت
گرفت . جبهه متحد اين جريانات در انتخابات شركت كردند و
كانديدا معرفي كردند. بطوريكه غير از دوره نهم رياست
جمهوري ما بيشترين داوطلب را در دوره اول داشتيم . حدود
130 داوطلب داشتيم و در دوره هاي بعد تعداد كانديداها كم
بود.
شهيد بهشتي دراين زمينه با برخورد عقلايي و منطقي
مسير خويش را انتخاب مي كرد و براي ديگران اين حق را قائل
بودكه مسير خودشان را انتخاب كنند ولي مي گفتند ما با التقاط
نمي توانيم به توافق برسيم . يكي از كساني كه بعدها به جبهه
بني صدر پيوست و از فرماندهان اول سپاه بود. قبل از انقلاب
در خارج مي گفت كه شما قصد داريد حماقت سيد قطب را
انجام دهيد , زيرا هيچ كس نمي تواند همزمان هم با ابر قدرت
شرق بجنگد و هم با ابرقدرت غرب , سيد قطب با هر دو جنگ
نمود و كشته شد. من به او گفتم كه شما اعتقاد داريد كه ما از
چاله غرب به چاه كمونيسم شرق بيافتيم !
آن فرد و نظاير او با مجموعه هاي كمونيستي رابطه داشتند
و از آن به عنوان ابزاري براي رسيدن به اهداف خويش استفاده
مي كردند , بعدها روياروي انقلاب قرار گرفتند اما آقاي بهشتي
هيچ زماني از چنين شيوه اي استفاده نمي كردند.ايشان اعتقاد
داشتند كه ما بايد در بين همرزمان خود اطمينان ايجاد نمائيم
كه داراي يك هدف متعالي هستيم و اين هدف متعالي همان
حاكميت مستضعفين بر مستكبرين و تحقق حكومت عدل
اسلامي است .
ث يكي از مسائلي كه امروزه جوامع بشري را در رنج فرو مي برد ,
بحث عدالت اجتماعي است , و به عبارتي عدالت محوري است , خوب
است عقيده شهيد بهشتي را چه از نظر تئوري و چه از نظر عملي دراين
رابطه بدانيم .
خاطره اي دارم كه فكر مي كنم گفتن آن خالي از لطف
نباشد. يكبار به آقاي بهشتي گفتم اين صندوق هاي
قرض الحسنه موجود با تورم روز افزون و بدون گرفتن سود
سرمايه خودشان را از دست مي دهند . يعني اگر سالي 10
درصد تورم داشته باشيم ظرف 10 سال ارزش واقعي خود را
ازدست مي دهند. آيا به نظر شما با اين نحوه كار قرض الحسنه
مي توان كارها را پيش برد
ايشان گفتند كه من قبول دارم كه به فرض شما اين سرمايه
10 درصد ارزش خود را از دست مي دهد ولي زمانيكه صندوق
اين پول را به فردي قرض مي دهد كه با آن خانه اي بخرد اين ده
درصد در جيب او مي رود و عملا جبران مي شود. بنابر اين ما
ضرر نكرده ايم .نگاه ايشان در تدوين بخش اقتصادي قانون
اساسي هم در همين چارچوب بود كه در واقع در بخش مهم
قانون اساسي كه همان بخش تعاوني است , از همين ذهنيت
كمك مي گرفتند. اگر آقاي بهشتي امروزه حضور داشتند.
نمي دانم كه چگونه مي توانستيم ايشان را به وجود بانكهاي
خصوصي و با اين رقابت در ثمردادن و به طور مضاعف در
كارمزد و بهره گرفتن متقاعد نمائيم . اما ايشان نسبت به
سرمايه گذاريهاي بالا كه سود سرشار و بادآورده اي داشت و نيز
در قبال ندادن سرويس به افرادتحت تعهد خويش , اعتقادي به
خصوصي سازي نداشتند و يا اگر كاري به بخش خصوصي
واگذار مي كردند آن مجموعه بايد به سودعادلانه راضي مي شد.
در ارتباط با كسانيكه خمس مي دادند , مي فرمودند كه من برخي
دوستان را قانع كرده ام كه 20 درصداز درآمد شما به خودتان
تعلق دارد و نه اينكه 20 درصد خمس آن را بدهيد و الباقي به
شما تعلق دارد آقاي بهشتي آنها را قانع كرده بودند كه اگر
بخواهيم بي عدالتي را از بين ببريم بايد آنها به همان مقدار 20
درصد سود مانده قناعت مي كردند و اين نگاه به سختي صورت
مي پذيرد. و چندين سال طول كشيد تا افراد معدودي را راضي
به چنين عملي نمودند . ياد دارم در سال 50 كه ما در تامين
هزينه هاي برنامه هاي فرهنگي اصفهان مشكل داشتيم , از آقاي
بهشتي گله كردم كه شما كمك نكرديد و ايشان گفتند كه من در
آن زمان نتوانسته بودم دوستان را راضي نمايم تا اين درصد از
درآمد خود را صرف برنامه هاي انقلاب نمايندو از اين كار لذت
ببرند. نگاه آقاي بهشتي نگاهي وسيع و همه جانبه بود و قطعا
مباحث قرآني ايشان در تدوين قانون اساسي و در مجلس
خبرگان به وضوح ديده مي شود كه عدالت اجتماعي با
راهكارهاي عيني ونه با شعارهاي مضحك كه افراد بدون هيچ
نگاه عمقي سر مي دهند در نظر گرفته مي شد و به گونه اي
برنامه ريزي كرده بودند كه فرد قبل از اينكه به تكدي گري روي
بياورد حالا چه از طريق دولت و چه از طريق افراد , از نظر مالي
تامين شود. بايك نگاه اجمالي به بخش اقتصادي قانون اساسي
متوجه مي شويم كه اگر به هر قسمت آن عمل كنيم بخش
عمده اي از مشكل فاصله طبقاتي برطرف خواهد شد. دراوايل
انقلاب تقسيم ثروت كمي بصورت عادلانه مطلوب بود ولي
بعدا نامناسب و نادرست شد فعلا از درصدها ودهكهاي تقسيم
ثروت اطلاع دقيقي ندارم . ولي برخي از ارقام دهكهاي بالا و
پائين جاي تعمق و تامل دارد.
ث شما در پاسخ تان به سوال قبل اشاره اي به خصوصي سازي داشتيد ,
از مرحوم شهيد بهشتي كتابي تحت عنوان « اقتصاد اسلامي » وجود
دارد كه مورد استفاده بسياري از كارشناسان و صاحب نظران مباحث
اقتصادي قرار گرفته و مي گيرد , خالي از لطف نيست كه در مورد تفكر
اقتصادي ايشان نيز مطالبي بفرمائيد , بويژه آنكه در 26 سال گذشته
خط اقتصادي كشور ما , بين اقتصاد دولتي و آزاد سرگردان بوده و
اكنون نيز بحث خصوصي سازي مطرح است .
ايشان به هيچ وجه موافق دولتي كردن كارها نبودند , منتها
در موارد سرمايه گذاريهاي كلان اگر اين تضمين باشد كه تحت
نظارت دولت عمل نمايند , هيچ مشكلي وجود نداشت . بطور
مثال ما شركت اتوبوسراني را در دست بخش خصوصي داريم
كه دولت به آنها يارانه مي دهد تا حال مسافران رعايت گردد ,
هم بر كيفيت خودروها نظارت مي كند و هم داراي دفترهاي
دولتي نيستند. پس در بحث عدالت اجتماعي ضرورت بر
دولتي بودن نيست قطعا مصوبات مجمع تشخيص مصلحت
درباره خصوصي سازي اگر با نگاه به اجراي عدالت اجتماعي
باشد اشكالي ندارد و بار دولت سبك مي شود در واقع در كشور
ما خصوصي سازي صورت نگرفته است بلكه راحت سازي
انجام گرفته است . مثلا در اخراج شركتي ها تا حد زيادي دست
آنها باز است . درست است كه امتيازات خاصي در اين زمينه
دارد ولي شكل و تعداد نيروهاي آنها با بخش دولتي فرقي
ندارد.
وقتي هزينه يك عمل جراحي , زندگي يك فرد را فلج
مي كند و آن فرد در پرداخت هزينه ايمن نيست دولت در اينجا
بايد يارانه دهد. البته در خارج از كشور نيز براساس حق بيمه
پرداختي به اشخاص سرويس مي دهند , اماپرداخت ايمني
هزينه ها در اروپا بيشتر است . امروزه ما دو نوع ناامني در جامعه
داريم , يكي مسكن و اجاره نشيني است كه البته در روستاها و
شهرهاي كوچك بسيار كم است و ديگري هزينه درمان كه در
براي همه وجود دارد و ما بايد با سرمايه گذاريهاي لازم
ناايمني در اين دو زمينه را از بين ببريم , بطوريكه هم شخص
ايمن باشد درمورد مسكن و هم بتواند هزينه خدمات درماني را
بپردازد. البته در مورد بيماريهاي خاص , كارهايي صورت
گرفته است كه قابل تقدير است .
اينكه فردي دختر 22 ساله خويش را در ازاي يك ميليون
تومان به فرد متاهل مي فروشد , وجود هر انسان متعهد با
شنيدن چنين خبري مي لرزد. اين فقدان عدالت اجتماعي را
مي رساند. واقعا شنيدن چنين خبري بدن انسان را مي لرزاند.
نظير اين موارد نبايد در جمهوري اسلامي وجود داشته باشد.
اگر بسوي ريشه كني اينها برويم به اهداف اقتصاد اسلامي و
عدالت اجتماعي رسيده ايم . و اگر به اين اهداف نرسيم , ربا
خواري و فقر در مملكت رشد بسياري خواهد داشت . نگاه
اقتصادي آقاي بهشتي اكنون غريب است .
ث اين موردي را كه شما فرموديد عينا همان بي بند و باري اجتماعي
است كه به اقتصاد برمي گردد اگر از يك سو به اقتصاد جزئي و كلان
نگاهي داشته باشيم . به نظر شما شهيد بهشتي در مقابل چنين وضعيتي
چگونه رفتار مي كردند
البته در كليات , نظام را مغاير ذهن آقاي بهشتي نمي بينيم .
ولي در اجرا در برخي از نقاط شتاب آلود پيش مي رود كه
مخاطب مورد نظر , مستحق نيستند. مسائل فرهنگي و ارزشي
نيز به امكانات مادي ارتباطي ندارد , يعني فردي ممكن است
هم از نظر ارزشي و هم از نظر مالي مستضعف باشد. مادر اداره
بهزيستي به اين پديده , چند معلوليتي مي گوئيم . كه فرد هم
معلوليت اقتصادي دارد و هم معلوليت ارزشي در عين حال
ممكن است كسي بسيار پايبند به مسائل اخلاقي باشد ولي
نتواند در مقابل مشكلات مقاومت كند , خود ما زمانيكه دچار
مشكلي مي شويم فرياد مي زنيم , پس چگونه مي خواهيم
ديگران را در برابر مشقات تحمل داشته باشند. پس نسخه اي
كه گفته اند براساس خداترسي شما اين كار را انجام ندهيد ,
نسخه اي نيست كه همه جا جواب بدهد. در بخشهايي در
معامله با خدا , افراد با تحمل روزه مي گيرند و با يك وعده نان
و پنير و سبزي افطار مي كنند. ولي آيا بايد حكومت با چنين
انتظاري به ياري مردم كم در آمد نشتابد , هر چند كارهاي
زيادي انجام داده باشد . به ياد دارم در سال 55 , در اروميه
جلسه دبيران ديني بود و مابا شهيد بهشتي در حال برگشت به
تهران از طريق راه زميني در استان كرمانشاه بوديم من
روستاهاي بين راه را به آقاي بهشتي نشان مي دادم و مي گفتم
ببينيد كه وضع زندگي مردم چگونه است . اينها همه از
ستمشاهي است !
ايشان فرمودند : فكر نكنيد اگر ما پيروز شديم و حكومت را
دردست گرفتيم ظرف 20 ـ30 سال اول مي توانيم تغييرات
بنيادي دهيم . اصل اين است كه اينها را آزاد كنيم و تصميم
گيري را به خود اينها واگذار نمائيم . ما در آن زمان بيشتر با
جوانان فعال و پر جنب و جوش روبرو بوديم , و هر زمان
مي خواستيم جنايات شاه رابازگو كنيم آقاي بهشتي مي گفتند
كه اين تبعات استكبار است كه اختيار رشد را از جوانان گرفته
است و اگر ما به اين جوان رشد و تعالي بدهيم باز مدتها طول
مي كشد كه ما همه نيازهاي او را برطرف كنيم , البته در اوايل
انقلاب ما امكاناتي مانند آب , برق , گاز... به روستاها داديم .
ولي وقتي شما نيازهاي اوليه را برطرف كنيد نوبت به نيازهاي
بعدي مي رسد. و اگر فردي احساس كند نظام براي يك عده
بيشتر از ديگران سرمايه گذاري كرده است , ديگر از آن نظام
دفاع نمي كند. من اهداف كلي نظام را امروزه در همين راستا
مي بينم ولي اينكه در مرحله اجرا اين مصوبات تا چه حد
عملي مي شوند , تا حدودي دچار ترديد هستم . من به ياد دارم
در زمان آقاي هاشمي قرار بود به زوجهاي جوان مبلغ 150
هزار تومان وام ازدواج دهند , در رياست جمهوري با مشقت
فراوان توانستيم اين مصوبه دولت را از بانك ها بگيريم و به
زوج هاي جوان بدهيم . چون اين پول بدون بهره بود و بانك
اصلا رغبتي به پرداخت اين پول نداشت و اكنون نيز همان گونه
است . يعني در ارتباط با مصوباتي كه عدالت اجتماعي را مطرح
مي كند به شدت نگاه اقتصاد دانان مسلمان را غير علمي
مي دانند در صورتيكه بنده به يكي از همين روساي بانكها گفتم
چطور زمانيكه مردم براساس همين باور ديني ميلياردها تومان
بصورت حساب قرض الحسنه در بانك قرار مي دهند و هيچ
بهره اي از شما نمي خواهند , ديد آنها غير اقتصادي نيست ولي
زمانيكه مي خواهيد بخشي از اين پول ها را با بهره هاي كم به
زوجهاي جوان يا ديگران وام دهيد ديوارهاي بسياري روبروي
افراد نمودار مي شود و يا از طريق كانالهاي مورد علاقه خود ,
اين بودجه را صرف مي كنيد. و يك مسئول اقتصادي مي گفت
كه شما كلي گويي مي كنيد. ولي كافي است فردي وامهاي كم
بهره اي را كه دولت تصويب كرده از بانكها درخواست كند
متوجه مي شود كه چه كسي راست مي گويد.
اگر شهيد بهشتي امروز حضور داشتند ,
نمي دانم كه چگونه مي توانستيم ايشان را به
وجود بانك هاي خصوصي و با اين رقابت
در ثمر دادن و به طور مضاعف در كارمزد و
بهره گرفت متقاعد نمائيم
شهيد بهشتي اعتقاد داشتند كه ما بايد در
بين همرزمان خود اطمينان ايجاد نمائيم كه
داراي يك هدف متعالي هستيم و اين هدف
متعالي همان حاكميت مستضعفين و تحقق
حكومت عدل اسلامي است

|