بسم الله الرحمن الرحيم
درحاليكه همه احزاب و فعالان سياسي و مسئولان كشوري و لشكري در
هفته هاي گذشته هر يك به نحوي مشغول و سرگرم فعاليت هاي انتخاباتي
بودند , در منطقه خاورميانه و در مرزهاي غربي و جنوبي و شرقي ما وقايعي
جريان يافته است كه بي توجهي به آنها ميتواند خطرآفرين باشد.
دولت افغانستان , فردي را به عنوان سفير خود در ايران پيشنهاد داده
است كه مهره آمريكاست و همچون ماموري مستقيم براي آمريكا كار خواهد
كرد و در واقع ميتوان گفت در نقش سفير آمريكا عمل خواهد نمود.
در عراق , تلاش آمريكا براينست كه از يكطرف دولت جديد را وادار به
كج خلقي با ايران كند , زنداني هاي ايراني را پس ندهد و مراودات با ايران را
به حداقل برساند. در داخل خود عراق نيز جبهه اي جديد درحال شكل
گرفتن است كه هدف آن , مبارزه با دولت ابراهيم جعفري و جلوگيري از
بازگشت آرامش به اين كشور بحران زده و زخمي شده است . سرنخ همه اين
ماجراها در دست آمريكاست كه با حضور اشغالگرانه خود در عراق اصولا
در پي همين هدف است و از مهره هاي خود نيز براي دست يابي به آنچه
ميخواهد با تمام توان حمايت مي كند.
عراق , اكنون در آستانه بحراني عميق است كه يادآور حوادث بعد از قيام
استقلال 1298 هجري (1920 ميلادي ) مي باشد . بعد از فروپاشي حكومت
عثماني و سلطه انگليس بر عراق , مبارزات ضداشغالگري در اين كشور
جريان يافت كه در سال 1298 هجري به نتيجه رسيد و با خارج شدن
نظاميان انگليسي از عراق , دور جديد تحولات آغاز شد. كودتا بعد از كودتا و
تغيير رژيم حكومتي از سلطنتي به جمهوري و از جمهوري به جمهوري
سوسياليستي بطوريكه عراق به كشور كودتاها معروف شد. حزب بعث در
دهه 50 هجري با استفاده از همين ناآرامي ها و بي ثباتي ها , توانست بر عراق
مسلط شود و ديكتاتوري صدام را پايه گذاري كند و تا سال 1380 دوام يابد .
جنايات صدام , عراق را آبستن حوادث جديد كرد و آمريكا قبل از آنكه
مبارزان و معارضان عراقي به عمر رژيم ديكتاتور خاتمه دهند وارد صحنه
شد و با زيركي و موقعيت شناسي و با يك تباني تاريخي با خود صدام و
حزب بعث , رژيم بعثي را سرنگون كرد و تبليغات سنگيني به راه انداخت كه
عراق آزاد شده و طعم دموكراسي را خواهد چشيد. مردم عراق در روزهاي
اول پس از سقوط صدام , بسيار خوشحال بودند و با سربازان آمريكائي
عكس يادگاري ميگرفتند و چاي مي خوردند و سيگار مي كشيدند ولي بعد از
مدت كوتاهي متوجه شدند از چاله به چاه افتاده اند زيرا آمريكا برخلاف
تصور آنها براي ماندن آمده و ديكتاتوري شديدتري بر كشورشان حاكم كرده
است كه « ابوغريب » نماد آنست .
آمريكا نيازمند ظاهرسازي هائي از قبيل تحمل انتخابات و تشكيل دولت
برآمده از آن در عراق است , اما در كنار آن اهرم هائي را نيز بكار ميگيرد تا
همواره عنان دولت را در اختيار داشته باشد و دموكراسي هدايت شده اي را
به جسم نحيف و رنجور عراق تزريق كند. اين طرح , نيازمند يك جبهه فشار
است تا اجازه ندهد دولت جديد خارج از چارچوب مورد نظر آمريكا عمل
كند.
جهبه جديد , براساس اخبار و اطلاعات موجود , تركيبي از افراطيون
اسلامي , بعثي ها , ليبرال ها و سكولارها شكل يافته و عناصري همچون
« ايادعلاوي » نخست وزير دولت سابق را نيز در خود جاي داده است . ناامن
ساختن عراق , ترور دولتمردان , حذف روحانيون مبارز از صحنه و از كار
انداختن تاسيسات حياتي كشور از اقداماتي است كه اين جبهه در برنامه
خود دارد.
برآيند اقدامات اين جبهه , ايجاد نارضايتي در مردم و ناكارآمد ساختن
دولت و در نتيجه ترتيب دادن كودتاي پياپي و هدايت اوضاع در مسيري
مشابه دهه هاي بعد از قيام استقلال خواهد بود. هدف اصلي آمريكا جلوگيري
از تدوين قانون اساسي عراق برمبناي خواست مردم مسلمان اين كشور و
ايجاد ترتيباتي براي تحقق خواسته هاي دولتمردان واشنگتن در قانون
اساسي و تشكيلات دائمي حكومت عراق است .
اكنون , اين مائيم و ترفندهاي حساب شده آمريكا در افغانستان و عراق
كه ملت هاي آنها تحت تاثير انقلاب اسلامي و افكار امام خميني , خواهان
حاكميت اسلام در كشورهاي خود هستند ولي آمريكا با حضور نظامي خود
در اين هر دو كشور , چيز ديگري را بر آنها تحميل كرده و مي كند.
مسائل عراق و افغانستان , با امنيت ملي كشور ما ارتباط مستقيم دارند.
ما نميتوانيم از كنار آنچه در اين دو كشور همجوار كه قسمت اعظم
مرزهايمان را با آنها داريم بي تفاوت بمانيم . آيا چشم هاي تيزبين درحال
تعقيب و مراقبت اين تحولات هستند

|