روزنامه جمهوري اسلامي 30/03/1384 صفحه عقيدتي

اخلاق و آداب كسب و تجارت
فخر فضيلت
اخلاق و آداب كسب و تجارت


قسمت هفتم
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
اهتمام به عبادات فردي و جمعي
آن چه كاسبان و بازاريان مسلمان را از كاسبان غير مسلمان متمايز مي كند آن است كه دادوستد و كار و تلاش روزانه , آنان را از عبادت و پرستش الهي غافل نمي كند , به فرموده قرآن : « رجال لا تلهيهم تجاره و لابيع عن ذكر الله ... » 1 « مرداني كه تجارت و دادوستد , آنان را از ياد خدا باز نمي دارد... »
برطبق روايتي كه در ذيل اين آيه نقل شده , مقصود از اين مردان , تاجراني هستند كه اشتغال به كار , مانع آنان از ياد خدا نمي شود و هرگاه وقت نماز فرا رسد , حق خدا را ادا مي كنند2.
مي توان عبادت و دعا را مهم ترين كمك كار انسان در فرايند تهذيب و عمده ترين پشتيبان او در طي نمودن مراحل خودشناسي , خداشناسي و خودسازي و نيل به كمال دانست . پرستش و نيايش , نه تنها در معرفت دهي انسان موثر است , عمل او را نيز جهت و رفتارش را سامان مي بخشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد :
« هيچ حجابي ميان بنده و خداوند , تاريك تر و وحشتناك تر از نفس و هواي نفس نيست و هيچ سلاحي براي رويارويي با آن , برنده تر از نياز به درگاه خداوند و خشوع براي او و گرسنگي و تشنگي در روز , و شب زنده داري نيست . پس اگر در مجاهده (با نفس ) بميرد , به شهادت نايل مي گردد و اگر زنده بماند و استقامت پيشه كند سرانجام به « رضوان اكبر » مي رسد3.
البته عبادت , مراتب و درجاتي دارد , پايين ترين درجه آن , انجام دادن آن است به گونه اي كه باطل نباشد و ورفع تكليف كند. اين نحوه پرستش , اگرچه آدمي را از كيفر الهي مي رهاند , ولي روح سرگشته انسان را ارضا نمي كند و از موجبات تقرب به حساب نمي آيد , و به ديگر سخن اين سنخ عبادت , « صحيح » است , ولي معلوم نيست « مقبول » باشد.
برترين و عالي ترين درجه پرستش , « عبادت عاشقانه » است و بايد آن را در انسان هاي برجسته اي سراغ گرفت كه موقعيت و جايگاه انساني خود را شناخته و با صفاي باطن و انگيزه الهي , در پي تهذيب نفس برآمده باشند.
اين گونه بندگان , محبوب خود را عاشقانه پرستيده , شيفته نيايش او مي گردند و مصداق اين سخن امام صادق (ع ) هستند كه فرمود :
« افضل الناس من عشق العباده فعانقها . » 4 « برترين مردم كسي است كه به عبادت عشق ورزد و با آن هم آغوش گردد. »
چنين پرستشي كار آزادگان و رهاشدگان از تعلقات و دل بستگي هاي دنيوي و حتي اخروي است . چنان كه در سخنان امام علي (ع ) آمده است :
« گروهي خدا را به رغبت (رسيدن به بهشت ) پرستيدند , اين عبادت تاجران است و گروهي خدا را به خاطر ترس (از كيفر او) پرستيدند , اين عبادت بردگان است , و گروهي او را به انگيزه شكر و سپاسگذاري پرستيدند , اين عبادت آزادگان است . » 5
فاش مي گوييم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
كه در اين دامگه حادثه چون افتادم
بندگان صالح الهي و جويندگان كوي دوست , بهشت راستين و آرامش حقيقي را در ذكر و ياد خدا مي جويند و اكسيري گران بها تر و كيميايي ارجمندتر از آن سراغ ندارند.
يكي از عالمان عابد مي گويد :
« اگر سلاطين عالم مي دانستند انسان در حال عبادت چه لذت هايي مي برد , هرگز به دنبال امور مادي نمي رفتند . » 6
و در ميان اسباب و مقدمات , آن چه بيش از همه , دست يابي به اين مرتبه عالي از پرستش را ممكن مي سازد , توجه و حضور قلب در انجام آن است . عالم وارسته مرحوم آيت الله شيخ محمدعلي اراكي , در بيان اهميت اين عنصر در نماز مي گويد :
« در نماز , براي هر عضوي ازاعضاي بدن , وظيفه اي است , براي چشم , گوش , كف دست ها , سرزانو , كمر و حتي نوك انگشت ها , براي همه , وظيفه و حكمي است , و بالاتر از همه , مخ و مغز انسان است كه آن هم بايد خيلي متوجه باشد , بايد متوجه باشد مقابل چه كسي ايستاده است , مقابل خانه اي ايستاده كه خانه خداست , بايد متوجه باشد كه تمامي اعضا از مغز سر تا نوك پا در عبادت و بندگي و در خضوع و خشوع او باشد , بايد بفهمد با كسي حرف مي زند كه آفريدگار آسمان و زمين است ... » 7
شاهد آن وقت بيايد كه تو حاضر گردي
مطرب آن گاه بگويد كه تو خاموش كني
البته طبيعي است در اثر اشتغالات ذهني و تعلقات مادي و روحي , حضور قلب و تحصيل خشوع در نماز براي نوع افراد , به آساني امكان پذير نيست , ولي مي توان با امور ديگر مانند حضور در جماعت و نماز اول وقت , تا حدودي اين كاستي را جبران كرد.
از اين رو شايسته است كاسبان و تاجران , برنامه كاري خود را به گونه اي تنظيم كنند كه حتي المقدور , نمازهاي خود را در مساجد به جا آوردند و به قيمت كاسبي بيش تر , فضيلت نماز اول وقت را از دست ندهند , امر مهمي كه عالمان رباني و عارفان الهي بر آن تاكيد فراوان كرده اند , براي نمونه از مرحوم آيت الله قاضي طباطبايي اين سخن نقل شده است كه :
« اگر كسي نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد , مرا لعن كند . » 8
مرحوم آيت الله بهاالديني نيز گفته است :
« اگر مي خواهيد بركاتي نصيبتان شود , نماز اول وقت شما ترك نشود . » 9
يكي از نوه هاي امام خميني (ره ) مي گويد :
« امام , تقيد فراواني به نماز اول وقت داشت , در آخرين روز حيات كه در حالت بي هوشي به سر مي برد و تقريبا اميدي به زنده بودن او نمانده بود و پزشكان , كار را تمام شده مي دانستند , يكي از پزشكان به اين منظور كه شايد بتوان به وسيله نماز ايشان را به هوش آورد , بالاي سر او رفت و گفت : آقا! وقت نماز است . با اين سخن , امام لحظه اي چشمان خود را تكان داد و در همان حالت نيمه بي هوشي , نماز خود را با اشاره خواند. از صبح آن روز هم چون توانايي نگاه كردن به ساعت را نداشت , مرتب از ما مي پرسيد : چقدر به ظهر مانده و اين سوال را هر ربع ساعت , تكرار مي كرد , نه خاطر اين كه نمازش قضا نشود , بلكه به اين هدف كه آن را اول وقت به جا آورد . » (10 )
در اين زمينه بايد بر اهميت شركت در نمازجمعه نيز تاكيد نمود چرا كه شخص , با حضور در اين برنامه مهم هفتگي , هم عبادتي بزرگ انجام داده و هم در جريان مسائل سياسي و اجتماعي روز قرار گرفته است , نيز بدين وسيله با دوستان و برادران ديني و هم فكران خود ديدار كرده و از اين رهگذر , كسب روحيه نموده است .
اهميت نماز عبادي سياسي جمعه به حدي است كه در روايات از قول امام باقر(ع ) آمده است :
« من ترك الجمعه ثلاث جمع متواليه طبع علي قلبه » (11 )
« هر كس سه , جمعه پي درپي , (بدون عذر موجه ) نمازجمعه را ترك نمايد , خداوند بر قلبش مهر مي زند (و بدين وسيله از او سلب توفيق مي شود). »
به طور كلي تاكيد بر پرستش و نيايش در مورد كاسبان و تاجران , بدان جهت است كه اين قشر , به اقتضاي طبيعت كارشان , سر و كار بيش تري با رزق و برق مادي و مظاهر دنيوي دارند و روزانه با افراد مختلف با گرايش هاي گوناگون روبرو مي شوند. بنابراين بيش از ديگر اقشار در معرض غفلت و خدافراموشي قرار دارند.
از سوي ديگر طبيعي است اگر شخص بتواند در چنين محيطي , اعضا و جوارح خود را كنترل كرده از ذكر و ياد خدا غافل نشود , اجر و پاداش بزرگي در انتظار او است .
براساس حديثي , امام صادق (ع ) فرمود :
« من ذكرالله عز و جل في الا سواق غفر له بعدد اهلها » (12 )
« هر كس در بازار , خداي عزوجل را ذكر گويد , به عدد اهل آن بازار , از گناهانش بخشيده مي شود » .
بنا بر حديث ديگري از آن حضرت :
« من قال في السوق : اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله , كتب الله له الف حسنه . » (13 )
« هر كس در بازار , ذكر اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله را بگويد , خداوند براي او , هزار حسنه بنويسد. »
بايد گفت مقصود از ياد خدا , تنها نماز خواندن و ذكر زباني نيست , بلكه اين مهم , گاه در حالات معمولي انسان , مانند رو به قبله نشستن در هنگام معامله نيز قابل تحقق است . در روايات مي خوانيم :
« خير المجالس ما استقبل به القبله » (14 ) « بهترين مكان براي نشستن , جايي است كه رو به قبله باشد. »
توسل به خاندان عصمت و طهارت (ع )
از سنت هاي حسنه اي كه از ديرباز در بسياري از بازارها و اماكن تجاري ما رواج داشته و شايسته است آن را تداوم بخشيم , برگزاري جلسات مرثيه خواني و توسل به ذيل عنايات خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام ) است . بي شك اين گونه مجالس , افزون بر اين كه محيط كار و كسب را نور و معنويت مي بخشد و به فعاليت انسان بركت مي دهد , سبب دست يابي انسان به توفيقات الهي در زمينه تهذيب و خودسازي نيز مي شود.
يكي از شاگردان محقق اردبيلي (ره ) در كنار مرقد مطهر اميرالمومنين (ع ) از او پرسيد : انجام كدام عمل , شما را به اين موقعيت و مقام رسانيد وي پاسخ داد :
« ان سوق الاعمال رايناه كاسدا ولا نفعنا الا ولايه صاحب هذا القبر و محبته » (15 ) « بازار اعمال را كساد ديديم و جز ولايت و دوستي صاحب اين قبر , ما را سود نبخشيد. »
يكي از دوستان نزديك آيت الله شهيد سيد محمدباقر صدر(ره ) مي گويد :
« در مدينه منوره همواره او به زيارت قبور مطهر ائمه بقيع (عليهم السلام ) رفتم آن شهيد , پابرهنه و با حالت خشوع و خضوع , وارد قبرستان گرديد و به گونه اي به زيارت آنان پرداخت كه گويي امامان معصوم (عليهم السلام ) , روبروي او هستند و آنها را مي بيند , در موقع زيارت , همواره اشك هايش جاري بود و روحش در عالمي ديگر پرواز مي كرد . » (16 )
پاورقي :
1 ـ نور (24 ) : 27
2 ـ كليني , كافي , ج 5 , ص 154
3 ـ فيض كاشاني , مهجه البيضا , ج 8 , ص 170
4 ـ ابوالفضل طبرسي , مشكاه الانوار , ص 233
5 ـ سيد رضي , نهج البلاغه , ص 510 , حكمت 237
6 ـ رضا باقي زاده , بهجت عارفان , ص 59 , به نقل از حضرت آيت الله بهجت مدظله
7 ـ رضا استادي , آيينه صدق و صفا , ص 111
8 ـ محسن غرويان , در محضر بزرگان , ص 99
9 ـ حسن صدري , حيات عارفانه فرزانگان , ص 26
10 ـ حسن صدري , حيات عارفانه فرزانگان , ص 39 , با اندكي تلخيص .
11 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 5 , ص 5
12 ـ همان , ج 12 , ص 303
13 ـ همان , ص 303
14 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 8 , ص 475
15 ـ محمدباقر خوانساري , روضات الجنات , ج 1 , ص 84
16 ـ عباس سماواتي , روزنامه جمهوري اسلامي , 1382,1,19
قرآن كريم يكي از صفات بندگان خالص خدا را اينگونه معرفي مي نمايد : آنان مرداني هستند كه تجارت و داد و ستد , از ذكر و ياد خدا بازشان نمي دارد
امام صادق (ع ) :
هيچ حجاب و مانعي ميان بنده و خداوند , تاريك تر و وحشتناك تر از نفس و هواي نفس نيست
تاكيد بر پرستش و نيايش كاسبان و تاجران به آن جهت است كه اين قشر به اقتضاي طبيعت كارشان , سر و كار بيشتري با زرق و برق مادي و مظاهر دنيوي دارند و روزانه با افراد مختلف با گرايش هاي گوناگون روبرو مي شوند و لازم است با ياد خدا به غفلت و فراموشي و خطا گرفتار نيايند

فخر فضيلت


به مناسبت سالروز شهادت صديقه كبرا حضرت زهرا سلام الله عليها
در سوگ زهراي اطهر سلام الله عليها , فضيلت سوگوار است و طهارت گريبان مي درد , زيرا او فخر فضيلت و طهارت بود و عصمت , زيباترين تجلي خويش را در قامت زهراي اطهر يافته بود.
در سوگ او , حقيقت باران اشك مي بارد و شكوفه هاي راستي و صداقت پژمرده و افسرده اند زيرا زهراي مرضيه , حقيقتي به بلنداي تاريخ و صداقتي به زيبايي همه ي شكوفه هاي رنگارنگ بود.
در سوگ او ايمان مي نالد و سلحشوران صحنه ي ايمان و ديانت , بي تابند. زيرا او قهرمان ايمان و ديانت بود و وجود مقدسش به زيور ايمان چنان آراسته بود كه غبار قطور گذر زمان نيز نتوانسته آن زيبايي را بپوشاند.
آري , در سوگ او , انسان و همه ي آن چه كه جامه خلقت به تن كرده اند , مي گريند و جامه مي درند زيرا زهراي مرضيه , بهترين و زيباترين نمونه ي خلقت و پاره اي از وجود قدسي سرور كائنات بود.
همان طور كه وجود مقدس زهراي مرضيه سلام الله عليها , نمونه ي اعلاي پاكي , صداقت و فضيلت بود , تمام لحظه هاي حيات پاك و پرثمرش نيز حد اعلاي يك زندگي پاك و الهي را به مردم همه ي اعصار تاريخ نشان مي دهد.
زندگي زهراي مرضيه از آغاز تا پايان به زيور ايمان و سادگي و شكيبايي و تحمل مصايب آراسته بود و اين عناصر دست به دست هم داده بودند تا در يك مقطع كوتاه تاريخ , زندگي نمونه اي بسازند كه براي همه ي نسل هاي بشر سرمشق خوب زيستن , و حيات متعالي داشتن , باشد.
سراسر زندگي زهراي اطهر , انباشته از انبوه مصايب و ناگواري ها بود. گويي ابر مصيبت همواره بر فراز زندگي اين بانوي بزرگ قرار داشت و حصاري از مشكلات گرداگرد بوستان پرطراوت زندگي او را فراگرفته بود.
عكس العمل زهراي مرضيه در برابر اين مصايب و ناگواري ها چيزي جز استقامت و شكيبايي و اميد و اتكا به نصرت خداوند تبارك و تعالي نبود.
مصايب و مشكلات حضرت صديقه كبري , گذشته از آن كه از نظر زماني سراسر زندگي آن بزرگوار را فراگرفته و تا پايان عمر همراهش بود , از نظر گوناگوني هم ويژگي خاصي داشت و ابعاد مختلف زندگي اجتماعي , سياسي و اقتصادي اين بانوي بزرگ را دربرگرفته بود. صديقه كبري سلام الله عليها از همان دوران كودكي با مصايب خوگرفت و همپاي پدر بزرگوارش دوره ي سخت ابلاغ دين خدا در مكه را با استواري و شكيبايي پشت سرنهاد.
مشكلات و مصايب حضرت صديقه كبري (س ) در مكه زماني به اوج رسيد كه مادر بزرگوارش حضرت خديجه و عموي رسول اكرم حضرت ابوطالب وفات يافتند. در اين زمان حضرت صديقه ي كبري از يك سو در اندوه از دست دادن مادر بود و از سوي ديگر اوج گرفتن آزار قريش نسبت به رسول خدا را با قلبي آكنده از رنج مشاهده مي كرد.
در اين زمان , سير حوادث , مسئوليت سنگيني بر دوش حضرت زهرا نهاد و ايشان مي بايست جاي خالي مادر را نيز پركند و وظيفه ي او را در خانه به عهده گيرد. بنابراين در آن ايام ناگوار تنها نقطه ي اميد حضرت رسول اكرم در داخل خانه نبوت شد. نقطه ي اميدي كه مامن رسول خدا در آن روزهاي سخت بود.
همان طور كه حضرت صديقه ي كبري سلام الله عليها در راه رسالت پدر بزرگوارش به استقبال مصايب و ناگواري ها شتافت و همپاي رسول اكرم دوره ي تبليغ رسالت و شكوفاكردن دين خدا را پشت سر نهاد , در راه امامت و تبيين خط راستين ولايت نيز با تمام توان كوشيد و همسر بزرگوارش امام علي (ع ) را در اين راه ياري كرد.
هم چنان كه صديقه ي كبري سلام الله عليها بعد از فوت مادر بزرگوارش , مصايب دوره ي رسالت را با صبر و شكيبايي تحمل كرد , بعد از رحلت رسول خدا نيز در اوج مصايب دوره ي امامت و ولايت قرار گرفت . آن بانوي بزرگوار در دوره ي رسالت , پدر بزرگوارش را غمخوار و محرم اسرار بود و در اوج مصايب دوره ي امامت نيز همسرش را فداكارانه ياري مي كرد و در همه ي مصايب تيمار دار او بود. تيمار داري كه در آن ايام محنت , تنها ستاره اي بود كه شب علي (ع ) را روشن نگه داشته بود. آن گاه كه اين ستاره ي درخشان عصمت و عفت و ديانت غروب كرد , امام علي (ع ) فرمود : ديگر اندوه من پاياني نمي گيرد و ديگر در شب هاي من , ستاره اي نخواهد شكفت ....
سالروز شهادت حضرت زهراي اطهر را تسليت مي گوييم .