
از جدايي چمران تا اتصال حزب مشاركت
با نهضت آزادي , به مناسبت سالروز شهادت
دكتر مصطفي چمران
علي معصومي (وزوايي )
بعد از شهادت سردار رشيد اسلام دكتر مصطفي چمران در
تاريخ 31 خرداد 1360 , امام خميني پيامي فرستادند كه بسيار
قابل تامل بود و اشارات ظريفي داشت . امام خميني در بخشي
از پيام خود چنين فرمود : ملت شهيدپرور ما سربازي از دست
داد كه در جبهه هاي نبرد با باطل , چه در لبنان و چه در ايران ,
حماسه مي آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پيروزي حق
بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزكار و معلمي متعهد بود كه
كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت . چمران
عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروههاي
سياسي و عقيده به هدف بزرگ الهي , جهاد را در راه آن از آغاز
زندگي شروع و با آن ختم كرد. او در حيات با نور معرفت و
پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و
جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست و با سرافرازي
شهيد شد و به حق پيوست . هنر آن است كه بي هياهوهاي
سياسي و خودنمايي هاي شيطاني براي خدا به جهاد برخيزد و
خود را فداي هدف كند نه هوي , و اين هنر مردان خداست . او
در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت . روانش شاد و يادش بخير.
و اما , ما مي توانيم چنين هنري داشته باشيم با خداست كه
دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند . (1 )
در همان روز كه امام خميني اين پيام را فرستادند (صبح
اول تير 1360 ) , در جمع اقشار مختلف مردم نيز سخنراني
كردند. امام در اين سخنراني , بار ديگر از شهيد چمران ياد
كردند و در همان حال كه به ليبرال ها نصيحت مي كردند ,
فرمودند : عبرت بگيريد! عبرت بگيريد از اين حوادث تاريخ .
تاريخ معلم انسان است . تعليم بگيريد از اين حوادثي كه در دنيا
واقع مي شود. شماها چند سال ديگر نيستيد در اين عالم ,
چمران هم نيست ; چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام ,
جان خودش را فدا كرد و در اين دنيا شرف را بيمه كرد و در آن
دنيا هم رحمت خدا را بيمه كرد , ما و شما هم خواهيم رفت .
مثل چمران بميريد . (2 )
گرچه آن هايي كه شهيد چمران و سير زندگي و مبارزات او
را مي شناختند , اشاره هاي معنادار پيام امام خميني را متوجه
شدند ولي هنگامي كه بعد از پخش پيام امام خميني ,
سخنراني اش نيز پخش شد , معنا و مفهوم اشاره هاي امام
خميني , وضوح بيشتري يافت و همه فهميدند كه اشاره هاي
امام , بازتاب يك مقايسه ارزشي در ذهن معظم له بوده است ;
يعني مقايسه بين شهيد چمران و اعضاي گروهك به اصطلاح
نهضت آزادي (ليبرال ها)
شايد براي بعضي اين سئوال پيش بيايد كه علت اين
مقايسه چه بوده است و منش و شخصيت و رفتار ديني و
سياسي و مبارزاتي شهيد چمران چه نسبتي به رفتار اعضاي
گروهك نهضت آزادي داشته است كه سبب اين مقايسه شده
است
پاسخ اين پرسش را بايد در سوابق همكاري شهيد چمران
با نهضت آزادي و آشنايي ايشان با اعضاي اين گروه پيدا كرد.
شهيد چمران كسي بود كه در دوره دانشجويي از شاگردان مورد
علاقه مهندس بازرگان (رئيس گروه نهضت آزادي در دوره
حيات ) بود. به همين دليل , شهيد چمران در دهه چهل , اكثر
مبارزات و فعاليت هاي سياسي اش را در چارچوب و بستر
نهضت آزادي پي گرفت . با اين كه شهيد چمران ديدگاه ها و
رفتار و منش متفاوتي با سران نهضت آزادي داشت و از روحيه
و بنياد قوي مذهبي برخوردار بود , ولي تا سال اول پيروزي
انقلاب اسلامي با آن ها كنار آمد. به همين دليل بود كه مدتي در
دولت موقت , مسئوليت وزارت دفاع را برعهده داشت . اما بعد
از آن كه دولت موقت و ليبرال ها و سران نهضت آزادي و
ملي گراها نتوانستند با انقلاب و ارزش ها و اصول آن كنار بيايند
و راه ديگري انتخاب كردند , شهيد چمران از آن ها به كلي جدا
شد و بدون در نظر گرفتن تعصبات حزبي و بدون اعتنا به
محاسبات دنيايي , حقيقت و اصول و ارزش هاي حق و خدايي
را در نظر گرفت و همان طور كه طبع پاك او اقتضا مي كرد , قرار
گرفتن در خط امام و خط اصيل اسلام و انقلاب را بر آن راهي
كه گروهي خودخواه و ناآگاه به حق , در پيش گرفته بودند ,
ترجيح داد و با اخلاص كم نظير به خدمت انقلاب و اسلام , كمر
بست . به همين دليل بود كه امام خميني با مقايسه اي كه بين
مدعيان گروه نهضت آزادي و شهيد چمران به عمل آورد ,
درباره آن سردار دانشمند سپاه اسلام , سخناني بيان فرمود كه
بخشي از آن را خوانديد. برعكس , از مدعيان گروه نهضت
آزادي خواست , راه چمران را در پيش بگيرند و در نهايت , مثل
چمران زندگي و مثل چمران بميرند تا شرف را بيمه كنند.
ليبرال ها و سران گروهك نهضت آزادي و همفكران آن ها , نه
تنها به نصيحت الهي امام خميني گوش نسپردند , بلكه هر روز
بر زاويه انحراف خود از حق افزودند و با اصول و ارزش هاي
اسلام و انقلاب دشمني بيشتر كردند و با استكبار و دشمنان
دين و ميهن , هر روز بيشتر از گذشته همصدا شدند. اين روند تا
آنجا ادامه يافت كه امام خميني در مواقع مختلف درباره آن ها
فرمودند : سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف
انقلاب از تمامي اصولش و حركت به سوي آمريكاي
جهانخوار قناعت نمي كنند , در حالي كه در كارهاي ديگر نيز
جز حرف و ادعا هنري ندارند .... (3 ) اگر مهلت داده بود خدا به
اين ها (ليبرال ها) , خدا مي داند كه با اسلام مي خواستند چه
بكنند. اسم اسلام , اما اسلام را چه جوري معرفي كنند , اسلامي
كه با مشروبات مخالف نيست , اسلامي كه با حدود شرعيه هم
سر و كار ندارد , اسلامي كه با مراكز فحشا هم نبايد دخالت
بكند , اسلام شاهنشاهي هم همين بود ديگر , اسلام بود اما مراكز
فحشا سرتاسر ايران پر بود , اسلام بود اما فحش به اسلام
مي دادند , فحش به پيغمبر اسلام دادند و كسي آن وقت نگفت
چرا , زمان رضا شاه ملعون و اين زمان بدتر از او شده بود ,
اين ها (ليبرال ها) شيطان تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پيدا
كرده بودند اين ها , خدا مي داند كه اين ملت را به كجا
مي رساندند ..... (4 ) من بايد متاسف باشم از اين كه غيب
نمي دانم , نمي دانستم در چنته اين ها (ليبرال ها) چه هست . من
بعضي از اين ها را مي پذيرفتم . به ايشان محبت هم مي كردم .
ليكن نمي دانستم كه اين ها ائتلاف پيدا مي كنند , مركز ائتلافشان
يكجا است و ائتلاف پيدا مي كنند با منافقين . با اين ها ما چه
بكنيم با اين مقدس هايي كه از اين ها پشتيباني مي كنند و با هم
ائتلاف كردند و با منافقين هم از اول ائتلاف داشتند. شما
ريشه هايتان از ريشه ها خراب بودند. يك قدري اصلاح كنيد
خودتان آقا , چرا براي دنيا اين قدر دست و پا مي زنيد .... (5 )
نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران
به آمريكا است , و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده
است . اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت
موقت باقي مانده بودند , ملت هاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما
اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشارانش دست و پا مي زدند.
نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور
دولتي يا قانونگذاري يا قضايي ندارند; و ضرر آن ها , به اعتبار
آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه , جوانان عزيز ما را
منحرف خواهند كرد و نيز دخالت بي مورد در تفسير قرآن كريم
و احاديث شريفه و تاويل هاي جاهلانه موجب فساد عظيم
ممكن است بشوند , از ضرر گروهك هاي ديگر , حتي منافقين
اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان , بيشتر و بالاتر است ...
از نظر امام خميني , خطر ليبرال ها (گروهك نهضت آزادي
و همفكران و متحدان اعتقادي و سياسي آن ها) و انحراف آنها
به حدي شديد است كه ايشان اولين و مهم ترين دليل بركنار
كردن منتظري از قائم مقام رهبري را نزديكي و ارتباط او با
ليبرال ها اعلام كردند و خطاب به منتظري فرمودند : از آنجا كه
روشن شده است شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم
مسلمان ايران پس از من به دست ليبرال ها و از كانال آن ها به
منافقين مي سپاريد , صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام
را از دست داده ايد. شما در اكثر نامه ها و صحبت ها و
موضع گيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين
بايد بر كشور حكومت كنند.....
اگر امام خميني در حيات پربركت و نوراني اش , مجموعه
سخناني كه از ايشان درباره ليبرال ها , گروهك نهضت آزادي ,
منتظري و.... نقل شده بيان نمي كردند , واقعا بسيار افراد
نمي توانستند از برخي حوادثي كه در حال حاضر اتفاق
مي افتد , تحليل درستي داشته باشند و حركت هاي اصيل و حق
را از حركت هاي باطل و انحرافي تشخيص بدهند.
اكنون ما شاهد هستيم كه گروهي از افراد كه قبلا خود را به
اصول انقلاب , اسلام ناب و راه امام خميني معتقد نشان
مي دادند , ماهيت سياسي و اعتقادي خود را تغيير داده اند و با
ليبرال ها و گروهك نهضت آزادي متحد و همصدا شده اند و هم
جهت با خواست استكبار , جبهه اي موسوم به جبهه
دموكراسي خواهي تشكيل داده اند تا با قوت بيشتري در برابر
اصول و معيارهاي اصيل انقلاب اسلامي بايستند و مردم و
ميهن را در چارچوب سياست ها و خواست هاي استكباري و
در بستي خارج از اصول و معيارهاي اصيل انقلاب بيندازند.
جالب اين است كه پيش بيني حيرت انگيز امام خميني هم به
وقوع پيوسته و منتظري نيز با ذوق زدگي از تشكيل اين جبهه
استقبال كرده است .
حركت اخير (تشكيل جبهه دموكراسي خواهي ) را به دو دليل
عمده , بايد حركتي ناسالم , انحرافي , مخالف با اصول و
معيارهاي انقلاب و همجهت با خواستها و منافع و اراده آمريكا
و استعمار و استكبار غرب و خلاف راه امام خميني دانست .
دليل اول اين كه اكنون حتي كودكان دبستاني هم مي دانند
دموكراسي خواهي به مفهومي كه غرب , آمريكا و طرفداران و
وابستگان آن ها در داخل , از آن دارند , فقط ابزاري براي سلطه
غرب و عمال غرب است . به همين دليل است كه اكنون همه
ضد انقلاب و همه آن هايي كه عاشق سلطه آمريكا و فرهنگ و
آمريكايي و غربي بر جامعه هستند , به دستور آمريكا اين شعار
را برگزيده اند , زيرا نيرنگي غير از اين در چنته ندارند تا از آن
طريق راه سلطه غرب و فرهنگ غرب را بر جامعه هموار كنند و
بادين و معيارها و اصول اصيل ديني و ميهني جنگ كنند.
همچنانكه همه واقف هستند , ابزار و شعاري به نام « دموكراسي
خواهي » را غرب و آمريكا فقط براي سلطه بر ايران و به قدرت
رساندن عوامل خود در ايران علم نكرده اند بلكه اين شعار و
ابزار , جنبه عمومي دارد و آمريكا و غرب از اين ابزار در سراسر
جهان استفاده مي كنند و حتي با سو استفاده مداوم از اين
ابزار و به بهانه دموكراسي خواهي , استقلال ساير كشورها را
ناديده مي گيرند و آن ها را تحت اشغال خود در مي آورند ,
فرهنگ و سنت ها و باورهاي ديگر ملتها را منكوب مي كنند و
صدها و هزاران جنايت ديگر به نام دموكراسي انجام مي دهند و
همه دارايي هاي مادي و معنوي ملت هاي ديگر را به منظور
فربه تر شدن خود چپاول مي كنند.
دليل دوم اين كه امام خميني , ليبرال ها و جلوه مشخص و
سياسي آن , يعني گروهك نهضت آزادي را همچنانكه
خوانديد , ريشه خرابي مي دانند كه طرفدار جدي وابستگي
ايران به آمريكا است و در اين راه نهايت كوشش خود را
مي نمايد تا ميهن ما زير چنگال آمريكايي ها قرار بگيرد. علاوه
بر اين , طبق ديدگاه امام , گروهك مذكور , مخالف اصول و
معيارهاي اصيل انقلاب اسلامي , مخالف حدود شرعيه ,
منحرف كننده جوانان , موافق عادي شدن فساد و بي بندباري و
مشروبات الكلي و ده ها حرام ديگر است , و در يك كلام ضرر
آن ها از همه گروه ها بيشتر مي باشد.
اكنون جامعه ما , به ويژه اهل دين و مذهب و عموم مردمي
كه به دين , استقلال و عزت ميهن , استمرار رهايي از اسارت
استكبار و استعمار , سنت ها و آداب اصيل ديني و ميهني , و به
طور كلي به راه امام خميني مي انديشند , بايد تحولات سياسي
گسست ها و پيوست هاي سياسي در عرصه جامعه را به خوبي
زير نظر داشته و طبق اصول و معيارهايي كه از امام خميني در
دست داريم , اين تحولات و اين جدايي ها و پيوست ها را
تحليل و ارزيابي كنند تا همچنان راه امام و انقلاب را از راهي
كه به آمريكا و دامان استكبار ختم ميشود , بازشناسند و متوجه
شوند كه اگر در سال اول پيروزي انقلاب اسلامي , كسي مثل
شهيد چمران , از ريشه هاي خراب و خلاف به طور كلي وجود
خودش را بريد و شرف را بيمه كرد , اكنون كار براي عده اي
برعكس شده و تازه به هوس افتاده اند كه وجود خود را با
ريشه ها و بنيادهاي خلاف و خراب پيوند بزنند و مثل آن
ريشه هاي خراب , به آغوش استكبار چشم بدوزند.
ماخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 14 , ص 478 و 479
2 ـ همان , ص 491
3 ـ همان , ج 21 , ص 273 تا 294
4 ـ همان , ج 17 , ص 526 تا 534
5 ـ همان , ج 14 , ص 448 تا 464
6 ـ همان , ج 20 , ص 481 و 482
شهيد چمران بعد از آن كه به باطل بودن و
آمريكايي بودن و انحرافات ليبرال ها و نهضت
آزادي پي برد , از آن ها جدا شد تا راه خدا را برود
و شرف را بيمه كند , ولي امروز , كساني كه تا ديروز
خود را معتقد به خط امام مي دانستند و عليه
ليبرال ها تندترين شعارها را مي دادند , به اين
گروهك پيوسته اند و با اين ريشه هاي خراب , پيوند
برقرار كرده اند تا مردم و ميهن را در چارچوب
سياستها و خواست هاي استكبار آمريكا و در بستري
خارج از اصول و معيارهاي اصيل انقلاب بيندازند.
جالب اين است كه طبق پيش بيني حيرت انگيز امام
خميني , منتظري هم با ذوق زدگي از اين پيوند
(تشكيل جبهه دموكراسي خواهي ) استقبال كرده
است
امام خميني : چمران باعزت و عظمت و باتعهد به
اسلام جان خودش را فدا كرد و در اين دنيا شرف را
بيمه كرد و در آن دنيا هم رحمت خدا را بيمه كرد , ما
و شما هم خواهيم رفت . مثل چمران بميريد
امام خميني : سخت معتقدم كه آنان (ليبرال ها)
به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و
حركت به سوي آمريكا جهانخوار قناعت نمي كنند ,
در حالي كه در كارهاي ديگر نيز جز حرف و ادعا
هنري ندارند. اگر مهلت داده بود خدا به اين ها ,
خدا مي داند كه با اسلام مي خواستند چه بكنند
امام خميني : من بايد متاسف باشم از اين كه غيب
نمي دانم , نمي دانستم در چنته اين ها (ليبرال ها)
چه هست . من بعضي از اين ها را مي پذيرفتم . به
ايشان محبت هم مي كردم . ليكن نمي دانستم كه
اينها ائتلاف پيدا مي كنند , مركز ائتلافشان يكجا است
و ائتلاف پيدا مي كنند. با منافقين . با اينها ما چه
بكنيم با اين مقدس هايي كه از اينها پشتيباني
مي كنند و باهم ائتلاف كردند و با منافقين هم از اول
ائتلاف داشتند. شما ريشه هايتان از ريشه ها خراب
بودند. يك قدري اصلاح كنيد خودتان آقا , چرا
براي دنيا اين قدر دست و پا مي زنيد. نهضت به
اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور
ايران به آمريكا است , و در اين باره از هيچ كوششي
فرو گذار نكرده است . اگر خداي متعال عنايت
نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده
بودند , ملت هاي مظلوم به ويژه ملت عزيز ما اكنون
در زير چنگال آمريكا و مستشارانش دست و پا
مي زدند
از نظر امام خميني , خطر ليبرال ها (گروهك
نهضت آزادي و همفكران و متحدان , اعتقادي و
سياسي آن ها) و انحراف آنها به حدي شديد است
كه ايشان اولين و مهم ترين دليل بر كنار كردن
منتظري از قائم مقام رهبري را نزديكي و ارتباط او
با ليبرال ها اعلام كردند و خطاب به منتظري
فرمودند : از آنجا كه روشن شده است شما اين كشور
و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از
من به دست ليبرال ها و از كانال آن ها به منافقين
مي سپاريد , صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده
نظام را از دست داده ايد

|