
« نقش مساجد و دانشگاهها در پيروزي انقلاب اسلامي »
كتابي است كه مهناز ميزباني , منيژه صدري و حشمت الله
سليمي تاليف كرده اند و مركز اسناد انقلاب اسلامي آن را به
چاپ رسانده است . اين كتاب كه شامل شمار قابل توجهي از
اسناد است , 336 صفحه دارد . در بخشي از كتاب مذكور چنين
مي خوانيم :
مسجد پايگاه مبارزه مردمي در انقلاب
حكومت پهلوي با كنترل و مراقبت چند جانبه ي خود
نتوانست مانع كارآيي مسجد گردد , لذا مسجد در نقش
بازيافته ي خود ظهور كرد و به پايگاه انقلاب و مركز نشر تعاليم
اسلامي مبدل شد. مسجد به محل وحدت نيروهاي انقلاب
تبديل شد و سو استفاده و تفرقه افكني دشمن , ديگر مجال
حضور نيافت . شهيد سعيدي درباره ي ايجاد اختلاف بين دو
مسجد موسي بن جعفر و مسجد نيك عهد , ايستادگي كرد و هر
دو را سنگر امام زمان (عج ) معرفي كرد...
مسجد , كانون حمايت از مردم مظلوم فلسطين نيز بود ,
آيت الله طالقاني در اقدامي شجاعانه در مسجد هدايت ,
فطريه ي آن سال را براي كمك به مردم فلسطين اختصاصي داد.
هم چنين مسجد سنگر مبارزه با فرقه ي ضاله ي بهائيت نيز
بود. پخش راديويي سخنراني هاي حجه الاسلام فلسفي در
مسجد شاه در 1344 عليه بهائيت به تخريب و تعطيلي
حظيره القدس (مركز تجمع بهاييان ) منجر شد.
در دوران انقلاب , سال هاي 1356 ـ 1357 , روحانيون از
مساجد براي سازماندهي و هدايت مبارزه بهره مي بردند و با
تقسيم مناطق و پايگاه قرار دادن هر مسجد در آن منطقه ,
حركات نهضت را هماهنگ مي كردند. هر منطقه , با مركزيت
رهبري (دكتر بهشتي , دكتر باهنر , دكتر مفتح و استاد شهيد
مطهري ) , در رابطه با راهپيمايي ها و پخش اعلاميه ارتباط
داشتند.
در تهران , مسجد قبا مركزيت اين تشكيلات بود كه تحت
نظر دكتر مفتح اداره مي شد. مسجد جليلي به امامت آيت الله
مهدوي كني , مسجد اميرالمومنين به امامت آيت الله موسوي
اردبيلي , مسجد لرزاده به امامت حجه الاسلام عميدي زنجاني ,
مسجد رستم آباد به امامت حجه الاسلام شاه آبادي , مسجد
هدايت , مسجد ارك , مسجد جاويد , مهديه تهران , مسجد
بازار , مسجد صاحب الزمان (عج ) و... از مراكز فعال تجمع و
سازماندهي نيروها و چاپ و نشر اعلاميه ها و نوارهاي انقلاب
بود.
براي مثال مسجد رستم آباد در شميران , از سال 1350
كانون مبارزه و تربيت جوانان بود. امام جماعت آن به ياري
گروه هاي مسلح مبارزه مسلمان مي پرداخت و سازماندهي و
رهبري گروه مسلح حزب الله , در اين مسجد انجام مي شد.
در شيراز مسجد جامع , مركز مبارزه بود كه تحت هدايت
آيت الله دستغيب اداره مي شد.
در اصفهان مسجد سيد از مهم ترين پايگاه هاي انقلاب بود
كه مسئوليت آن را آيت الله طاهري بر عهده داشت . مسجد
مصلي و مسجد امام علي (ع ) از مراكز مبارزه ي اين شهر بود.
سابقه ي مبارزه در مسجد امام علي (ع ) در واقع به سال 1352
باز مي گردد كه كلاس ها و بحث ها و سخنراني هاي استاداني
چون استاد مطهري و دكتر بهشتي , تحت نظر حجه الاسلام
علي اكبر اژه اي در آن برگزار مي شد.
در مشهد , مساجد صديق ها و امام حسن (ع ) از مهم ترين
مراكز انقلاب محسوب مي شدند. هدايت اين مساجد به
عهده ي آيت الله خامنه اي , شهيد حجه الاسلام هاشمي نژاد و
آيت الله واعظ طبسي بود.
در يزد مسجد روضه ي محمديه يا مسجد حظيره , زير نظر
و هدايت آيت الله صدوقي , پايگاه اصلي انقلاب در اين شهر
بود.
گروه همافران مسلمان و مبارزه پايگاه نوژه , كه فعاليت
خود را از سال 1353 با تاسيس مسجد و برقراري نماز
جماعت و نماز عيد فطر آغاز كرده بودند , از طريق ارتباط با
حجه الاسلام علي اكبر رضواني , در متن انقلاب قرار گرفتند و با
روحانيون همدان ارتباط يافتند. اين فعاليت ها در قالب پخش
اعلاميه ها , سخنراني ها و تجهيز و تسليح مبارزان و تدارك
تظاهرات و راهپيمايي ها سازماندهي مي شد و از عوامل تاثير
گذار در تسريع روند پيروزي انقلاب اسلامي به حساب
مي آمد.
مسجد مركز اطلاع رساني
تبادل اطلاعات و جلسه هاي مشاوره ميان مبارزان نيز در
مساجد انجام مي پذيرفت , زيرا پخش اعلاميه در اغلب مساجد
ايران سهل تر و سريع تر صورت مي گرفت . البته اين شيوه
برقراري ارتباط از راه پخش خبر و تجمع مسلمانان , از
سال هاي قبل نيز سابقه داشت .
در آبان ماه 1326 , گزارشي به اين مضمون نقل شده است :
« دو روز قبل روزنامه « ايران ما » را بازاري ها و اعضاي
اتحاديه اسلامي در مساجد و غيره به اشخاص نشان داده و
مي گفتند : دولت از اتحاديه اسلامي و عمليات مشروع مسلمين
جلوگيري مي كند , ليكن از يك نفر بي دين و لامذهب كه به
مسلمين توهين كرده و امر به معروف را بازيچه قلمداد
مي نمايند , ممانعت نمي كند. اين قبيل جرايد در مساجد پس از
نماز جماعت دست به دست اشخاص مي كشت , اغلب به امام
جماعت نشان داده , اظهار مي نمودند تكليف ما چيست اگر
اجازه بدهيد مسلمانان اين روزنامه ها را آتش زده , ديگر
نگذارند چنين توهين هاي بي ديني در شهر انتشار يابد. چند نفر
نيز همين روزنامه ها را نزد بهبهاني بردند تا دستور بگيرند. »
در دوران نهضت امام نيز اين نحوه اطلاع رساني و پخش
اعلاميه در مساجد صورت مي گرفت . سال 1342 پيرامون
حادثه ي مسجد فيل , گزارشي از نصب اعلاميه در مسجد
محراب خان ارسال شد كه ساواك براي شناسايي عاملان
پخش آن , به تكاپو افتاد. اعلاميه ي مذكور براي بزرگ داشت
شهداي اين واقعه در اعتراض به دستگيري روحاني
مسجدشان , شهيد هاشمي نژاد بود.
در گزارشي ديگر چنين آمده است :
« در هفته ي آخر مرداد ماه فعاليت روحانيون شديد بود و
مرتبا از قم و ساير نقاط , عده اي به مشهد آمد و رفت مي كردند
و قمي در منبر اظهارات اهانت آميزي مي نمود و در همين موقع
پنج نوع اعلاميه در مسجد گوهر شاد پخش شد. استاندار و
فرمانده لشكر شديدا عصباني شده بودند. با وجودي كه با
اجراي طرح قديمي , امكان جلوگير از اين فعاليت بود ,
احتياجي به تشكيل كميسيون امنيت نبود. »
به دنبال بروز هر واقعه اي كه مسبب آن رژيم بود و به
نحوي از انحا , تعرضي به اسلام و منافع كشور داشت , اعتراض
مردم و علما و حضرت امام شروع و از طريق پخش اعلاميه در
مجامع مذهبي خصوصا مساجد , همه گير مي شد و بدين ترتيب
اخبار جريان ها و حوادث به مردم انتقال مي يافت . در طول
نهضت اسلامي حضرت امام , مسجد اين نقش خود را به
خوبي ايفا كرد.
گزارش ساواك از الصاق اعلاميه هايي در مسجد سيد
اصفهان كه در تاريخ 1343,3,2 پخش شده است , در اين
راستا است .
در بزرگ داشت شهداي واقعه ي مدرسه فيضيه قم و
يادآوري سال روز اين واقعه , اعلاميه اي از سوي طلاب در
1344,11,28 انتشار يافت .
به مناسبت دو ميلاد بزرگ (تولد حضرت فاطمه زهرا(ع ) و
ميلاد حضرت امام خميني ) اعلاميهاي تهيه و چاپ شده و بر
سر در مساجد و مدارس طلاب نصب شده بود كه البته از سوي
ساواك جمع آوري شد.
همچنين در سال 1354 جشني به مناسبت ولادت حضرت
علي (ع ) در مسجد جليلي تهران بر پا شد. در اين جشن
شعارهايي از جمع حاضران مطرح شد كه ماموران ساواك آن
را شعارهاي « حاد ديني » نام داده اند. از طرفي جملاتي چون
اسلام يعني تحرك , مسلمان , سكوت يعني چه و آيه ي
« فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما » بر ديوارها و
سردر اصلي مسجد نصب شد كه آن را مي توان نوعي تحريك
مردم به قيام و حركت تعبير كرد.
اين حركت چنان فراگير , منظم وگاهي دور از انتظار بود كه
شناسايي و جمع آوري اعلاميه ها در مساجد , براي رژيم دشوار
مي گرديد. در اين مواقع , اغلب به مقام هاي بالا اطلاع داده
مي شد :
« روز 37,1,7 (35 ) وقتي كه جماعت در حال برگزاري
نماز شب در مسجد امير خيزي بودند , پس از نماز مشاهده
مي كنند در مقابل هر كدام يك نسخه اعلاميه گذاشته شده
است . سپس معلوم مي گردد در هنگام سجده , اعلاميه پخش
شده است . موقع ترك مسجد از كفش دار مسجد چگونگي
(ماجرا) استفسار مي شود و اظهار مي دارد من فقط متوجه
توقف پيكاني شدم كه پسر بچه 9 ساله با لباس سبز , پس از
ورود به مسجد مدتي بعد مسجد را ترك نمود.
نظريه رهبر عمليات : با توجه به اينكه مدت سجده نماز
مدتي نيست كه يك پسر بچه 9 ساله بتواند مقابل هر كدام از
نمازگزاران يك نسخه اعلاميه گذاشته باشد , معذلك نظر به
اظهارات كفشدار مسجد و مشاهدات وي در مورد كودك و
پيكان , تحقيق در مورد موضوع مذكور از مشاراليه مفيد به نظر
مي رسد » .
رژيم گاهي از بيم آن كه اعلاميه پخش نشود و مردم تجمع
نكنند , اجازه نمي داد تا خبر كسب مجوز براي تشكيل مجالس
ختم به اطلاع مردم و روحانيون برسد.
يكي از مسئولان امنيتي آن دوران , چنين مي گويد :
« ... مراتب عينا به تيسمار رياست شهرباني اصفهان اعلام
گرديد. ايشان اظهار داشتند بهتر است فعلا اين موضوع بين
خود ما مكتوم بماند و علما از اين مسائل (تشكيل اجتماعات
در مساجد) بي اطلاع باشند , زيرا اگر چنين چيزي حاصل
نمايند دست به تهيه اعلاميه و جمع آوري مردم خواهند زد.
دشوار خواهند نمود و فعلا مسئله اي به آقاي ] را [ بالنتيجه كارها
خادمي گفته نشود. »
مساجد شهرهاي ديگر نيز پذيراي اين نقش شدند. در نهم
خرداد ماه 1357 پس از سخنراني آيت الله صدوقي در مسجد
حظيره ي يزد , اعلاميه هايي پخش شد.
همچنين در يازدهم شهريور ماه 1357 , پس از برگزاري
نماز جماعت و سخنراني آيت الله دستغيب در مسجد جامع
شيراز اعلاميه هايي پخش شد كه گزارش آن ارسال شده است .
از استان خراسان , اخباري با مضامين مشابه به مركز
ساواك رسيده بود.
مسجد درويش ها , محل توزيع اعلاميه هايي بودكه توسط
امام جماعت مسجد وديگر روحانيون چاپ و تكثير شده بود.
از مسجد حجت در تهران و مساجد جعفري و
آذربايجاني هاي تهران , نمونه هايي از همين اخبار واصل شده
است .
در كرج , رضائيه , آبادان , بندرعباس و... نيز اعلاميه هايي
پخش شده است كه توسط ساواك پيگيري گرديده و عده اي نيز
دستگير شدند.
مسجد محل دادخواهي , شعارهاي انقلابي و
سخنراني
مسجد به سبب آن كه خاستگاه توحيد و نفي شرك و باطل
است , جايگاه نداي حق و دادخواهي مظلوم نيز به حساب
مي آيد , همواره مهد قيام و اعتراض بوده است و مردم نيز بر
حسب مقتضيات و شرايط جامعه , از اين مكان مقدس الهام
گرفته اند. گاهي به شيوه ي امام سجاد (ع ) با دعا و همچنين
توسل به ائمه ي هدي , اعتراض خود را نشان مي دادند كه اين
دعاها نيز خود زمينه ي شورش و قيام و تظاهرات مي شد.
در سال 1344 عده اي از طلاب در مسجد بالا سر حضرت
معصومه (س ) , مراسم دعاي توسل برگزار مي كردند كه ضمن
آن براي حضرت امام و بازگشت ايشان به كشور دعا مي كردند.
اين عمل بهترين روش در ابلاغ هدف و پيام انقلاب در آن زمان
بود.
گاهي اين گونه مراسم ها به تظاهرات و سر دادن شعارهاي
انقلابي منجر مي شد. مثل دعاي توسلي كه در ضلع جنوب
غربي حرم حضرت معصومه (س ) در 1343,12,29 برگزار
شد :
خميني شعار ] امام [ « پس از خواندن دعاي توسل , به نفع
وسيله پليس به آنان اخطار شد كه ظرف يك ربع ] به [ دادند كه
] به [ ساعت متفرق شوند. چون به اخطار پليس توجهي نكردند
وسيله مامورين انتظامي (پليس ) متفرق , و طلاب متواري
شدند. »
در واقع اين ويژگي مكتب حسيني است كه شاگرداني
عاشورايي مي آفرينند و در جامعه حركتي سازنده ايجاد مي كنند
و بدان روح حيات مي دمند.
همچنين زماني كه عده اي از ياران امام در مسجد اعظم قم
براي آزادي امام دعا مي كردند و بشدت اشك مي ريختند و
براي آزادي امام خميني صلوات مي فرستادند. مورد هجوم
پاسبان ها قرار گرفتند و بشدت مجروح شدند.
در سيزدهم خرداد 1349 , شيراز نيز شاهد واقعه اي بودكه
در مسجد نو اتفاق افتاد. اعلاميه اي از سوي هسته ي مركزي
مخفي طرف داران نهضت امام تهيه شده بود كه رجوع مردم را
پس از آيت الله سيدمحسن حكيم به امام خميني خواستار شده
بود. پس از آن كه اين اعلاميه خوانده شد و علماي حاضر در
مسجد آن را تاييد كردند , مردم بعد از ذكر نام امام خميني , سه
صلوات فرستادند كه كاسه ي صبر ماموران حاضر درمحوطه
مسجد را لبريز كرد و به سوي مسجد هجوم آوردند و مردم را
در محاصره قرار دادند , اما مردم در خارج از مسجد با
شعارهاي انقلابي و صلوات هاي مكرر خواستار شكسته شدن
محاصره شدند و اعتراض همگاني باعث شد تا دژخيمان از
معركه فرار كنند و مسجد شاهد اين دادخواهي شد.
نيز , مسجد هدايت و مسجد جليلي را رژيم به عنوان
پايگاه عناصر متعصب مذهبي شناخته بود. از آن جا كه در اين
مساجد روحانيون طرف دار امام خميني حضور داشتند ,
تمامي اعمال آن ها تحت كنترل بود , به طوري كه گاهي با
دستگيري امامان جماعت , مساجد تعطيل مي شد , اما همين
گروه مبارز , در مسجد ديگري جمع مي شدند و تشكل خود را
حفظ مي كردند. تعطيلي مسجد هدايت و تجمع مردم در مسجد
جليلي از جمله ي اين موارد بود. ساواك نيز همواره در صدد
بود تا تدابيري انديشيده , از فعاليت انقلابي مردم در اين
مساجد بكاهد.
در سال هاي نزديك به پيروزي انقلاب اسلامي , نقش
برجسته و مثبت مسجد در تهييج و سازماندهي نيروها به
وضوح مشاهده شد. مساجد شهرهاي مختلف كشور , شاهد
شور و هيجان و حركت عليه ظلم و استعمار بودند كه البته اين
امر در بيداري مردم و پيروزي شان موثر بوده است . گزارش هاي
مختلفي در اين باره آمده است :
« در مسجد جامع گرمسار , شخصي به نام جواد
خاتون آبادي سخنراني كرده و واقعه ي كشتار مردم را در قم , به
مردم را به اتحاد و مبارزه ] و [ عاشوراي حسيني تشبيه كرده
» . ] كرده است [ دعوت
در شيروان نيز طلبه اي سخنراني كرد و چنين گفت :
« به پا خيزيد كه دولت استبداد و ظالم تا امروز حدود 85
] كه [ هزار نفر را كشته و ما بايد پاسخگو باشيم , و اضافه كرده
ما هرگز دست از تظاهرات نخواهيم كشيد تا رژيم كثيف را
و به زانو در آوريم » . ] كنيم [ سرنگون
برخي از سخنرانان نيز , مردم را به ايستادگي در برابر پليس
و مقابله با ماموران فرا مي خواندند.
چهره ي دگرگون مساجد در انقلاب به حدي نمايان و
غيرقابل انكار شده بود كه خبرگزاري هاي خارجي نيز اين
مسئله را در اخبار خود انعكاس دادند. روزنامه ي گاردين ,
گزارشي را از خانم ليوز (كه براي ديدار به تهران آمده بود , ) به
شرح زير درج كرده بود :
« ... در خلال ماه هاي اخير , لحن نطق هايي كه در مساجد
شده است . آن ها در ] تر [ ايراد مي شود. روز به روز سياسي
نطق هاي خود از آزادي بيان گرفته تا تكيه ي رژيم بر سلاح
آمريكايي سخن مي گويند. اما خيلي كم از شاه , نامي به ميان
مي آورند. جامعه ي روحانيت كه اينك رنگ سياسي به خود
گرفته است , بزرگترين خطر در ظرف پنج سال اخير براي شاه
محسوب مي شود. اگر دولت با دقت عمل كند , مي توان
اين خطر را گرفت , اما موضوعات چندان در هم ] ي [ جلو
پيچيده شده است كه هر چهلم كوچكي بالقوه ممكن است به
بحران ملي تبديل شود » .
گر چه رژيم پهلوي مراقبت شديدي از مساجد
مي نمود , ولي هرگز كارايي مسجد از ميان نرفت .
در آن زمان , مسجد , كانون بيداري , كانون مقاومت
و ايستادگي , كانون حمايت از ملت مظلوم فلسطين ,
كانون مبارزه با فرقه ضاله بهائي و... بود
در زمان رژيم شاه , مسجد به كانون مهم
اطلاع رساني تبديل شد , اخبار مبارزات , اطلاع از
جنايت هاي رژيم شاه , پخش اعلاميه عليه رژيم شاه
وبسياري از اطلاع رساني هاي ديگر از طريق
مساجد انجام مي گرفت , به طوري كه ارتباط با
مساجد را همه مومنان ضروري مي دانستند

|