بسم الله الرحمن الرحيم
در اولين ماه هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , تهاجم تبليغاتي
شديدي عليه سه نفر از چهره هاي پيشتاز انقلاب شروع شد كه بسيار
سئوال برانگيز بود. اين سه نفر , حضرات آيات بهشتي , خامنه اي و هاشمي
رفسنجاني بودند.
مردم , بسيار زود متوجه توطئه شدند و دقيقا احساس كردند كه دشمن با
اين تهاجم درصدد برداشتن موانع راه براي رسيدن به هدف اصلي و تهاجم
نهائي به شخص امام خميني است .
به همين دليل , بسيار سريع عكس العمل نشان دادند و براي اين سه چهره
برجسته روحاني و انقلابي تعابيري از قبيل « سه ياور خميني » و « هاشمي و
دو سيد حسيني » را ابداع كردند و با تكرار همين تعابير كاملا رسا , به جنگ
شايعات ساخته شده توسط دشمنان رفتند و توطئه را خنثي
كردند.
ترور شخصيت , كه اولين راهكار دشمنان انقلاب و روحانيت بود , به
نتيجه مطلوب نرسيد و دشمنان درصدد حذف چهره هاي موثر پيشتاز
انقلاب برآمدند . در هفته اول تيرماه 1360 ترور آيت الله خامنه اي در
جنوب تهران , آغاز عمليات حذف بود. سپس فاجعه هفتم تير كه اكنون در
آستانه بيست و چهارمين سالگرد آن قرار داريم , برنامه ريزي شد و اجراي
آن به منافقين واگذار گرديد. در اين فاجعه , علاوه بر تعداد زيادي از
خدمتگزاران انقلاب و اسلام , آيت الله بهشتي به شهادت رسيد. برنامه
بگونه اي تنظيم شده بود كه آيت الله هاشمي رفسنجاني نيز كه معمولا در
جلسه مورد نظر شركت مي كرد ترور شود ولي ايشان به دليل جلسه اي كه
همزمان در جماران و در بيت حضرت امام داشتند نتوانستند در اين جلسه
شركت كنند. البته آقاي هاشمي رفسنجاني دو سال قبل از آن در خرداد سال
1358 يعني فقط سه ماه و نيم بعد از پيروزي انقلاب اسلامي توسط گروهك
فرقان ترور شده بود ولي مثل آيت الله خامنه اي كه از ترور تيرماه 1360
جان به در بردند , ايشان نيز جان به در برد.
در طول سالهاي دهه هاي اول و دوم بعد از پيروزي انقلاب , اين دو
مجاهد بازمانده از شكنجه هاي دوران ستم شاهي و دو جانباز بازمانده از
ترورهاي سال 1360 همواره آماج تهاجمات پياپي دشمنان داخلي و
خارجي از جنس شايعات , تهمت ها , دروغ ها , و زخم زبانها بودند ,
تهاجماتي كه قطعا زخم هاي برجاي مانده از آنها بر روح و جان اين دو يار
امام , دردآورتر از شكنجه هاي درون زندان هاي ستم شاهي بود. منشا مشترك
اين تهاجمات , كينه توزي هوشيارانه دشمنان و غفلت سنگين دوستان بود.
شگفتا كه امروز نيز چنين است . در اين سالها به هنگام انتخابات مجلس
ششم , هاشمي مورد شديدترين تهاجم رسانه هاي بيگانه و سرانگشتان
داخلي آنها قرار ميگيرد تا نتواند مانع موضعگيري مجلس ششم در برابر
رهبري شود و امروز هاشمي به جرم كانديدا شدن براي رياست جمهوري كه
اگر رئيس جمهور شود , بازوي توانائي براي رهبري در حل مشكلات داخلي
و خارجي خواهد بود , مورد شديدترين تهاجمات خارجي و داخلي قرار
گرفته است . شگفت انگيزتر آنكه آنروز حملات داخلي از جناح چپ صورت
ميگرفت و راست تماشاگر ساكت بود و امروز از جناح راست صورت ميگيرد
و چپ شاهد ساكت اين صحنه است !
فلسفه اين حملات و آن سكوت ها كاملا روشن است . هاشمي , اگر
شكسته شود , از آن « سه ياور خميني » فقط يكي ميماند و تشنگان قدرت در
آنصورت بسيار راحت تر ميتوانند به هدف خود برسند. به عبارت روشن تر ,
هاشمي اكنون خاكريز اول است همانطور كه بهشتي و خامنه اي و هاشمي در
سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب , خاكريز اول بودند. آنروز هدف اصلي
خود رهبري بود , امروز نيز هدف اصلي خود رهبري است و جرم هاشمي
اينست كه در طول 26 سال گذشته همواره فدائي ولايت فقيه بوده و در برابر
هيچكس جز رهبري سرخم نكرده است . البته اين جرم كوچكي
نيست .
شايد اندكي دير شده باشد ولي لازم است اين واقعيت تلخ با نيروهاي
حزب اللهي و حتي بعضي از طلاب پاكدل , كه اين روزها تحت تاثير تبليغات
فريبكارانه دشمنان , تصور مي كنند هاشمي يك خطر است و نميدانند كه
دشمن براي پنهان ساختن خطر واقعي , خدمتگزارترين دوست را خطر
جلوه ميدهد , در ميان گذاشته شود كه تاريخ مظلوميت ها و مظلومان را لااقل
در يك قرن اخير مرور كنيد تا دريابيد كه دستهاي آلوده دست اندركار چه
خيانت بزرگي به اسلام و انقلاب و ملت ايران هستند. مظلوميت آيت الله
شيخ فضل الله نوري , مظلوميت آيت الله سيدحسن مدرس , مظلوميت
آيت الله كاشاني , مظلوميت آيت الله بهشتي و امروز تكرار همان مظلوميت ها
و باز هم براي ضربه زدن به اسلام به دست كساني كه دركمند فريب دشمنان
زيرك اسير شده اند , دشمناني كه با چهره اي آراسته و بظاهر ديندار و مدعي
پيروي از ولايت فقيه جلوه گر شده اند ولي صريح ترين نهي ولي فقيه زمان
خود را كه فرياد برميآورد تخريب كانديداها حرام است , ناديده ميگيرند و از
احساسات پاك جوانان مذهبي سواستفاده مي كنند. آيا همين سرپيچي از
دستور ولي فقيه كافي نيست كه بفهميد هدف چيز ديگري است و هاشمي
خاكريز اول است

|