دكتر حيدررضا ضابط قسمت اول جهان غرب از قرن هفدهم و حتي پيش از آن , از دوره به اين سو , در جهت غير ديني كردن ) Renaissance رنسانس نگاه و نگرش مردم و سست كردن علايق ديني در زندگي روزمره ايشان تلاش كرده است . جهان غرب در اين دوران به به ) Individualism ( و فردگرايي ) Humanism ( نام اومانيسم مخالفت با استيلاي دين به طور كلي برآمد. در جهان غرب بعد از جنگ جهاني دوم و مخصوصا از دهه 1960 به اين سو , شمار زيادي گروههاي مذهبي غيرمتداول خارج از چارچوب اديان سنتي و قديمي به وجود آمده است كه هدف آنها دنيوي و سكولار نمودن دين است , هر چند بنيانگذاران اين نهضتها خود را به عنوان معلمان روحاني و ديني معرفي مي كنند. اين گروههاي غيرمتداول را گاه كشيشهايي كه از يك كليساي سنتي موجود گسسته و در صدد ايجاد « ادياني » خاص خودشان بوده اند , تاسيس كرده اند. ظهور اين پديده در غرب تا حدود زيادي برخاسته از ترويج بوده وطي چند دهه اخير ) Occultism ( مرموزات و علوم غريبه كارهاي همچون سحر و جادو كه از سوي كليساهاي سنتي تحريم شده بود , مجددا رشد يافته است و طرفداران سحر و جادو در آمريكا و اروپا , از اديان كهن پيش از مسيحيت اروپا , ترويج ) Celts ( و سلتها ) Druids ( همچون اديان درويدها مي كنند. اين آيينها كه به عنوان « جنبشهاي جديد ديني » بخصوص در ايالات متحده ) New Religious Movements ( آمريكا , كانادا و اروپاي شمالي معروف شده اند , با تضعيف اديان سنتي در اين كشورها نفوذ مي كنند.1 در آمريكا و اروپا از (گروههاي مذهبي بيگانه و Cult اين آيينهاي جديد با عنوان غيرمتداول ) ياد مي كنند. تنها در انگلستان بعد از جنگ جهاني دوم تا 1987 م , بيش از چهار صد گروه از اين گروههاي بيگانه مذهبي به وجود آمده اند كه تعداد آنها در ايالات متحده آمريكا بيش از انگلستان مي باشد2 رهبران اين گروههاي غيرمتداول مذهبي ترويج مي كنند كه هيچ كتاب مقدس در جهان ابدي نيست و انسان اين شايستگي را دارد كه ديني جديد را خلق نمايد. از ديدگاه آنها روشهاي عقلي مانع كشف و حصول حقايق ديني مي باشد و رستگاري بشر با كنار گذاشتن روشهاي عقلي و پيروي مطلق از بنيانگذاران اين گروهها حاصل خواهد شد. اين گروههاي مذهبي بر محور شخصيت رهبران و بنيانگذاران خود استوارند و از اين رو بيشتر آنها با مرگ بنيانگذارانشان محو و نابود شده اند.3 اكثر بنيانگذاران اين گروهها ترويج مي كنند كه انسان با پيروي مطلق از رهبران اين گروههاي مذهبي بيگانه مي تواند « خدا » شود. بيشتر بنيانگذاران اين گروهها از تحولات نهايي در هزاره سوم سخن مي گويند و چنين تبليغ مي نمايند كه دنيا به پايان خود رسيده است و آنها منجي جامعه بشري در آخرالزمان هستند و انسانيت با پيروي از آنها به رستگاري خواهد رسيد.4 علل پيدايش اين گروهها امروزه در غرب رويكرد به دين نسبت به گذشته , رشد قابل توجهي يافته است و اين عمدتا برخاسته از درهم شكستن و فرو ريختن بسياري از ايدئولوژيهاي ذهني جهان غرب است كه از بطن انديشه قرون هجدهم و نوزدهم اروپا , سربرداشته وجاي دين در تمدن مدرن غرب را گرفته بود. اين ايدئولوژيهاي غرب به تدريج رنگ باختند و خطر و قدرت تخريبشان به گونه اي بي سابقه هويدا گشت . امروزه در جهان غرب با برچيده شدن بساط مكاتب فلسفه توسط پست ) Modern Philosophical Sshools ( جديد كه با شالوده شكني ) Post - MOdernism مدرنيسم و منهدم كردن همه ساختارهاي ) Deconstructionalism ( معنايي موجود از قبل , مكاتب فلسفه جديد غرب را به پايان خود رسانده است . بيشتر فلاسفه معاصر در غرب معتقدند كه دوران مشغله فلسفي , به آن معنايي كه تاكنون در غرب فهميده مي شده , پايان يافته و ديگر , مكاتب فلسفه جديد غرب نمي توانند گره اي از كار غرب و انسانهاي تشنه و نيازمند هدايت معنوي در آن سامان بگشايند. تمدن غرب براي مردم جهان , تناقضاتي بي شمار پديدآورده است كه انواع بي عدالتيها در جامعه و تخريب محيط زيست از آن جمله است . براي جوانان در غرب زندگي معناي خود را از دست داده است و آنان به بيراهه طلب لذتهاي آني جسماني از طريق روابط جنسي يا استفاده از مواد مخدر و يا گاهي خشونت و جنايت افتاده اند. از اين رو , بعد از جنگ جهاني دوم مخصوصا در ربع قرن گذشته , جنبشي در آمريكا و اروپا براي كسب تجارت روحاني و معرفت ديني به وجود آمده است . قدرتهاي سكولار در جهان غرب كه تاكنون به نام تجدد و رنسانس , با دين مبارزه مي كردند و در همين راستا مكاتب اومانيسم , ليبراليسم و فردگرايي را به وجود آوردند , احساس خطر كردند كه مردم غرب براي نجات خود به دين مبين اسلام گرايش پيدا مي كنند , چرا كه در درون مسيحيت معنويتي وجود ندارد و مسيحيت در مقابل يورش گرايشهاي دنياگرايانه سكولار عقب نشيني كرده و حتي آموزه هاي مسيحيت كه اساس انديشه ديني آن را تشكيل مي دهد , بر اثر اصلاحات و نوسازي به وجود آمده در آن , به تدريج غير ديني شده است . براي جلوگيري از گرايش مردم تشنه حقيقت و معنويت در غرب به دين اسلام , بعد از جنگ جهاني دوم و به ويژه در ربع قرن گذشته , نزديك به 2500 گروه از اين گروههاي بيگانه و غيرمتداول به نام گروههاي مذهبي در آمريكا و اروپا به وجود آمده است .5 بيشتر اين گروههاي غير متداول مذهبي به نام معنويت و رستگاري , پيروان خود را به انجام كارهاي مبتذل و غيراخلاقي وادار نموده اند و در حقيقت , اين مكاتب غيرمتداول مذهبي حفظ و امتداد سكولاريسم و اباحي گري در جهان غرب مي باشند. در اين راستا , در ربع قرن گذشته افرادي از هند به نام در آمريكا و اروپا تبليغاتي گسترده انجام ) Guru ( « گورو » مي دهند و به نام ترويج عرفان هندوئيسم پيروان را به سوي خود جذب مي نمايند. همچنين بعضي از مرشدهاي صوفي از كشورهاي اسلامي نيز تعاليم افراطي صوفيانه را در جهان غرب آموزش مي دهند كه آنها هم از سوي دولتها و رسانه هاي گروهي در كشورهاي غرب حمايت مي شوند. قدرتهاي استكباري و استعمارگران نو براي جلوگيري از نفوذ اسلام در جهان غرب از اين گروههاي مذهبي غير متداول ترويج مي كنند , چرا كه دين اسلام امروزه سريع ترين رشد را در ميان اديان در جهان غرب , آفريقا و برخي از مناطق شناخته شده ديگر جهان دارد. چنان كه ياد شد , اين گروههاي غير متداول و نوظهور , بنيادهاي اعتقادي وعملي خود را به شكلهاي گوناگون از اديان سنتي بزرگ اخذ اقتباس كرده , به شكل تحريف شده آن را Mixpick عرضه مي نمايند . اين گروهها را در انگليسي « » (مخلوط ) مي نامند كه ويژگيهاي نسبي گرايي , هيچ انگاري , & شالوده شكني , فردگرايي , سكولاريسم و اباحي گري را كه بر جوامع مدرن غربي حاكم است , در پوششي از مسائل معنوي و عرفاني معرفي مي نمايند. و آن را به عنوان معنويت فردگرايي و يك مذهب خصوصي عرضه مي كنند.6 طالع بيني , جادوگري , غيب گويي , ورزشهاي معنوي , ارتباط با ارواح و موجودات ساير سيارات , روشهاي درماني و معالجه بيماريها با داروهاي طبيعي يا اعمال با مواد بلورين , كاركردهاي اين گروههاي غيرمتداول مذهبي را شكل مي دهد.7 اين گروهها شماري از موسسات فرهنگي و تجاري را در جهان غرب تاسيس كرده , كتب و مجلات متعددي را منتشر مي كنند.بيشتر اين گروهها با مرگ بنيانگذاران آنها منقرض مي گردند و با گذشت زمان تضعيف و محو مي شوند. تمامي افعال و مناسك ظاهرا مذهبي آنها در جهان غرب توسط روان شناسان و جامعه شناسان برجسته و علماي مسيحيت شديدا تكذيب و ابطال گرديده است . بيشتر رهبران اين گروهها به تشكيلات فراماسونها وابسته اند . بر اساس آمار , در جهان 33700 ) Freemasons ( فراماسونها وجود دارد . قبل ) Lodges ( مكان برگزاري جلسات از دهه 1980 م , فراماسونها اين مطلب را تبليغ مي كردند كه « خدا مرده است » ليكن در ربع قرن گذشته . با آغاز جنبش احياي ديني در سراسر جهان , فراماسونها ـ كه با صهيونيستها ) Kabbalah ( مخصوصا گروه مرموزي در ميان آنها به نام قباله رابطه اي بسيار نزديك دارند ـ در راستاي اهداف گروههاي بيگانه و غيرمتداول مذهبي تبليغ مي كنند كه پيروان اين گروهها با اطاعت از رهبرانشان مي توانند خدا شوند.8 اعتقادات اين گروههاي بيگانه بر رموز و اسرار استوار است و آنها جوانان هجده تا بيست و پنج سال را هدف تبليغات سازمان يافته خود قرار مي دهند. ويژگيهاي برجسته اين گروهها چنان كه ياد شد , در يك ربع قرن گذشته , نزديك به 2500 گروه از اين گروههاي غير متداول به نام دين در ايالات متحده آمريكا و اروپا به سرعت به وجود آمدند. اين گروهها تغييراتي اساسي در اعتقاداتشان به وجود آوردند تا خود را با فرهنگ حاكم بر جامعه غربي كاملا تطبيق نمايند. روش اين گروهها آن است كه اعضاي خود را ـ كه بيشتر از جوانان جذب مي نمايند ـ زير نفوذ رواني رهبر ) Brain - Washing ( با شست وشوي مغزي گروه قرار مي دهند. بعد از جذب كامل اعضا از آنها خواستار پرداخت پول مي شوند و حتي آنها را براي گردآوري اعانه استخدام مي كنند . از آنجا كه شمار اعضاي ) Fund Raising ( اين گروهها خيلي محدود مي باشد روابط و تعامل عاطفي ميان آنها به وجود مي آيد و اكثرا روابط نامشروع جنسي دربين اعضاي اين گروهها گزارش شده است . اين گروهها با توزيع مجلات , كتب , نوارهاي سمعي و بصري و ايراد سخنراني در هتلها و مراكز شهري از ايده خود ـ كه مسائل مادي و رواني را تشكيل مي دهد ـ با روشهاي متعدد درماني ترويج مي كنند.9 گفتني است اين گروهها مسائل رواني و درماني را كه با واقعيت قطعي علوم پزشكي و روان شناسي ناسازگار است , به عنوان حقيقت علمي القا مي كنند , كه نتايج زيانبار و معكوسي براي اعضاي آنها در پي داشته است .10 بيشتر اين گروهها به باورهاي مذهبي تمدنهاي قديم جهان به ويژه دوران فراعنه مصر توجه خاص دارند و در كشورهاي اروپا وآمريكا كه كليسا و مسيحيت در آنها تضعيف شده است , نفوذ مي كنند.11 اين گروههاي بيگانه فرهنگ حاكم بر جوامع غربي را منعكس مي نمايند و بدين سبب نتوانسته اند حتي با تبليغات گسترده خود , تاثيري در جوامع غربي داشته باشند.12 گروههاي مزبور به دليل در اختيار نداشتن معيارهاي معين و به خاطر ويژگي التقاطي آن همواره از درون خود تجزيه و شاخه شاخه مي گردند. اين گروهها فقط به خواهشهاي فردي توجه دارند و مسائل و تحولات اجتماعي را كاملا نفي مي كنند.13 پروفسور برايان ويلسون استاد برجسته جامعه شناسي دانشگاه آكسفور انگلستان ـ كه مطالعاتي گسترده درباره گروههاي بيگانه ديني انجام داده است , اين گروهها را مظهر فردگرايي , اصالت فايده و تضادهاي دروني مي داند.14 پروفسور استيو بروس استاد جامعه شناسي دانشگاه ابردين اسكاتلند بريتانيا ـ كه آثاري درباره سكولاريسم در جهان غرب نوشته است ـ اظهار مي دارد كه اين گروهها اعتقاداتي روشن و مشخص ندارند و در حاشيه جوامع غربي قرار گرفته , ابعاد جوامع سكولار معاصر غربي را تاويل معنوي مي نمايند.15 بيشتر پيروان اين گروهها قبلا عضو يكي از اين گروهها بودند.16 بنيانگذاران و رهبران اين گروهها بر پيروان خود تسلط و كنترل مطلق دارند و خود و پيروانشان را خير مطلق و ديگران را گمراه و شر مطلق معرفي مي كنند.17 دهه 1960 م را (اباحي گري ) مي نامند و از Hippie در جوامع غربي دهه هپي اوائل دهه 1970 م بيشتر اعضاي سابق هپي ها ـ كه به دليل اباحي گري و تضعيف روابط خانوادگي در جوامع غربي از جامعه گسسته بودند ـ عضو اين گروههاي نوظهور ديني گرديدند و با عضو شدن در اين گروهها احساس عضويت در يك خانواده مصنوعي پيدا كردند. بجز اينها افرادي كه مبتلا به شرابخواري و استفاده از موادمخدر و سرخورده از زندگي خانوادگي و محصول خانواده هاي متلاشي شده طلاق هستند , عضو اين گروههاي غير متداول ديني مي شوند.18 از ويژگيهاي اين گروهها آن است كه رهبرانشان اين عقيده را ترويج مي نمايند كه پيروان آنها از ارتكاب گناه و خلاف نبايد در خود هيچ گونه احساس حقارت وندامت كنند و براي جذب جوانان در رده بندي تشكيلاتي گروه از زنان بهره مي گيرند. در جوامع غربي , زن در رسانه هاي عمومي براي فروش كالا به عنوان يك ابزار استفاده مي شود و گروههاي غير متداول ديني هم براي جذب جوانان از وجود زن استفاده مي نمايند. بعضي از اين گروهها ـ كه فقط جادوگري را ترويج مي كنند ـ اكثر زناني را كه طرفدار نظريه فمينيسم مي باشند در اين گروههاي خود جذب (زنان جادوگر) Witchcraft مي نمايند و اين گروهها را مي نامند و عمل جادوگري براي زنان را فمينيسم معنوي مي نامند19 . در غرب پيروان اين گروه ) Spiritual Feminism ( هم مي نامند كه توسط يك نويسنده ) Wicca ( جادوگري را ويكا انگليسي به نام جرالد گارنر (1964 ـ1884 م ) در اواخر دهه 1940 م ترويج گرديد . وي يك فراماسون بود و در موضوع جادوگري دو كتاب با عنوان جادوگري امروز 20 و كتاب سايه ها21 را تاليف نمود . فراماسونها براي مبارزه با دين هميشه از خرافات به عنوان جنبه هاي معنوي ترويج نموده اند و در اين زمينه « باشگاه آتش جهنم » را در قرن هيجدهم ميلادي در سراسر انگلستان تاسيس كرده بودند كه در آن , اعمال منافي فت توسط اعضاي آن صورت مي گرفت .22 .1 Hunt , Stephen J . , Alternative Religion . s , Ashgate Hampshire U.K , 3002 , p .32 2 . Suthertand , Stewart and others . ed . The World ' s Religion , Routledge , London , 8891 . pp .709 -809 .3 Alternative Religions , pp .732 -832 .4 Hall , John Re . ed , Apocaypse Obserived , Routledge , London , 0002 , pp 31 -41 . .5 Wilson . B & Cresswell J . ) eds ( , New Religious Movements : Challenge and Response , London : Routledge , 9991 , p .61 . .6 Wuthnow . R . Christianity in the Twenty - First Century , oxford , oxford university Press , 3991 , PP 93 -04 .7 Alternative Religions , pp 2 , 4 , 6 , 41 , 331 . .8 Malachi Martin , The Keys of This Blood , New York , Simon & Schuster , 0991 pp 915 -025 . .9 Alternative Religions , p .531 .10 Bruce . S , Cathedrals to Cylt . Oxford : oxford University Press , 6991 , p .522 .11 Bainbridge , W , The Sociotogy of Religioys Movements . New York , 7991 , p 193 . .12 Barker , Eileen . New Religioys Movements , London , Routledge , 9991 , p 51 . .13 Alternative Religions , p 041 . .14 Wilson . Bryan . Contemporary Transformations of Religion Oxford : Clarendon Press , 9791 ; p , 69 . 15 - Cathedral to Cults , p .54 , 16 - Alternative Religions , p .22 . 17 - Jbid . p .42 . 18 - Wulthnow , R . Christianity in the Twenty - First Century Oxford : OXford University Press , 3991 , pp 93 -.04 19 - Alternative Religions , p .99 . 20 - Witchcraft Today . 21 - Book of Shadows . 22 - Harun Yahya , Global Freemasonry . Istanbul : Golbal Publishing , 3002 , pp 551 -161 . براي جلوگيري از گرايش مردم تشنه حقيقت و معنويت در غرب به دين اسلام , بعد از جنگ جهاني دوم و به ويژه در ربع قرن گذشته , نزديك به 2500 گروه از فرقه ها و گروه هاي مذهبي غيرمتداول و نوظهور در آمريكا و اروپا به وجود آمده است گروه هاي مذهبي غيرمنداول در غرب , به نام معنويت و رستگاري , پيروان خود را به انجام كارهاي مبتذل و غيراخلاقي وادار مي نمايند و در مسير سكولاريسم و اباحي گري به حركت وامي دارند 
|