روزنامه جمهوري اسلامي 22/03/1384 صفحه سياسي
اتحاديه اروپا در بن بست




با راي منفي مردم فرانسه به قانون اساسي اروپا و متعاقب آن راي منفي مردم هلند به اين قانون , اكنون سرنوشت اتحاديه اروپا به طور جدي در ابهام فرورفته است . اين قانون خرداد سال گذشته به توافق رهبران اتحاديه اروپا رسيد و بايد قبل از اجراي آن به تصويب 25 كشور عضو اين اتحاديه برسد. بسياري از كشورها , پيشتر به اين قانون راي مثبت داده اند. لتوني در آبان ماه گذشته , مجارستان در آذرگذشته , ايتاليا در 16 فروردين ماه , اسپانيا در 30 فروردين ماه , استراليا در 5 ارديبهشت , آلمان در دوم ارديبهشت , يونان در 29 فروردين , اسلووني در 11 بهمن ماه گذشته , اسلواكي در 21 ارديبهشت ماه , بلژيك در 5 خردادماه و استوني در ارديبهشت ماه قانون اساسي اتحاديه اروپا را به تصويب رسانده اند.
در اين راستا , قرار است لوكزامبورك در 20 تير , دانمارك هفتم شهريور , پرتقال در آذرماه آينده , انگليس دي ماه آينده , چك اوايل سال آينده , ليتواني ماه جاري , مالت ماه آينده , فنلاند پائيز آينده و سوئد آذرماه اين قانون را به راي گيري بگذارند. كشورهاي لهستان و ايرلند نيز هنوز تاريخي براي بررسي اين قانون و راي گيري تعيين نكرده اند.
محورهاي قانون اساسي اروپا
قانون اساسي اروپا به عنوان آخرين تلاش براي اصلاح سازمانها و نهادهاي اين اتحاديه تدوين شده است و از يك سيستم پيچيده اي استفاد مي كند. قانون اساسي اروپا به منظور كارآمدساختن تصميم گيري ها , جلوگيري از به بن بست رسيدن در تصميم گيري و با هدف بالابردن وجهه بين المللي اتحاديه اروپا از طريق داشتن يك رئيس و وزير خارجه طراحي شد. يكي از اهداف اين قانون طولاني كردن دوره تصدي رياست براين اتحاديه از دوره 6 ماهه چرخشي فعلي به يك دوره چرخشي دو سال و نيمه است .
انتخاب يك وزير خارجه براي اتحاديه اروپا و جايگزين كردن اين سمت به جاي مسئوليت ها و وظايفي كه « خاوير سولانا » و « بنيتا فررووالدنر » به عهده دارند , يكي ديگر از اهداف اين قانون است . اگر اين قانون اساسي تصويب شود , انتظار مي رود كه سولانا اولين وزير خارجه اتحاديه اروپا باشد.
يكي ديگر از اهداف اين قانون , كاهش تعداد اعضاي كميسيون اروپا از 30 عضو فعلي به اندازه تعداد اعضاي فعلي اين اتحاديه (25 نفر) است . طبق قانون اساسي اتحاديه اروپا , پارلمان اروپا از اختيارات گسترده تري در زمينه تصميم گيري هاي اين اتحاديه برخوردار مي شود.
طبق اين قانون , همه تصميمات به استثناي تصميمات حساس اتحاديه اروپا از طريق يك سيستم جديد موسوم به « اكثريت دو برابر » يا دوسوم آراي اعضا اخذ مي شود. تصميم گيري درباره مسايل خارجي , دفاع و قانون ماليات همچنان مستلزم اتفاق آرا است . اين قانون , اتحاديه اروپا را به عنوان يك نهاد قانوني قدرتمند و مجاز به امضاي معاهدات بين المللي تعيين مي كند.
طبق اين قانون , هر فرد از كشور عضو اتحاديه اروپا , شهروند اين اتحاديه محسوب خواهد شد. اين قانون مي گويد كه اتحاديه اروپا از ميراث فرهنگي , مذهبي و بشري اروپا الهام مي گيرد. با وجود تقاضاي كشورهاي كاتوليك براي گنجاندن مذهب در قانون مذكور , اين قانون اشاره اي به مذهب مسيحيت در اين زمينه نكرده است . هر يك از اعضاي اتحاديه اروپا مي تواند اگر بخواهد اين اتحاديه را ترك كند.
قانون يادشده به عنوان اولين منشور حقوق اساسي و بنيادين تلقي مي شود. در اين ميان با تصويب آن , انگليس موفق شد تا چالش ايجاد اطمينان نسبت به اين مساله را كه اين منشور ناقض قوانين ملي در زمينه مسايل حساسي مانند قانون كار نيست , به نفع خود پايان دهد. در اين ميان مخالفان فرانسوي اين قانون مي گويند كه اين قانون تدابير كافي را براي حفظ الگوي رفاه اجتماعي سخاوتمندانه و ارزشمند فرانسوي ها درنظر نگرفته است .
زلزله سياسي
همانگونه كه پيش بيني مي شد راي منفي مردم فرانسه به قانون اساسي اروپا تبعات شديد سياسي براي پاريس به همراه داشت در نخستين مرحله , « رافرن » نخست وزير راستگرا و يكي از مدافعان قانون اساسي اروپا قرباني پيامد راي فرانسويها شد و « ولاپان » وزير كشور كابينه فعلا به جاي وي نشسته است . در اين ميان موقعيت ژاك شيراك نيز به شدت ضربه خورده است .
سوسياليست ها اعم از موافق و مخالف بااستفاده از موقعيت پيش آمده دولت راست را زير انتقاد گرفته اند و خارج ساختن راست فرانسه از قدرت حاكميت را نشانه رفته اند . كمونيست ها نيز كه از سال 1320 تاكنون بر موضع مخالف خود با هرگونه تشكيلات متحد اروپايي ايستاده اند در واقع با رخدادهاي فعلي , جشن گرفته و بر طبل شعارهاي ضد سرمايه داري مي كوبند.
اين خوشحالي , راست هاي افراطي را نيز دربرمي گيرد زيرا اين جناح كه در حال وهواي فرانسه دوران پيش از جمهوري سير مي كنند و بر اقتدار سنتي فرانسه و مخالفت با حضور مهاجران تاكيد مي كنند از اينكه راي منفي مردم فرانسه احتمالا مانع ورود كشورهاي تازه وارد به خصوص تركيه به اين تشكيلات بشود , شادي مي كنند. به نظر مي رسد چپ فرانسه دوباره جان بگيرد و از زير فشارهايي كه در سالهاي اخير به خصوص در زمان « ژوسپن » دچار آن بود خلاصي يابد.
به موازات همين تغييرات داخلي , سياست خارجي فرانسه نيز نمي تواند از تبعات راي منفي به قانون اساسي در امان باشد. بر اين اساس , با تحول پديدآمده , فرانسه به نوعي به يك انزوا در اروپا دچار شده است . اين انزوا قطعا در مناسبات اين كشور با ساير كشورهاي اروپايي و حتي آمريكا تاثيرگذار خواهد بود.
علل مخالفت فرانسويهاو هلنديها


در مورد انگيزه هاي مردم فرانسه و هلند در رد قانون اساسي عوامل مختلفي وجود دارد. در اين ميان , بحث اتخاذ سياست واحد (ديپلماسي واحد اروپايي ) يكي از بخش هايي است كه بحث « نه » به قانون اساسي را در ميان فرانسوي ها و هلنديها تقويت كرد.
مردم فرانسه و هلند و منتقدين قانون اساسي اروپا در اين قاره از اينكه از يكسو متقبل هزينه سنگين عضويت در اين تشكيلات بشوند و از سوي ديگر از سياست جمعي , كه بعضا با اقتدار و جايگاه و سياسي و بين المللي آنان همخواني ندارد , پيروي كنند , معترض هستند.
بحث مقوله حقوق شهروندي نيز از مسائلي بود كه فرانسويها و هلندي ها را به شدت به قانون اساسي اروپا بي اعتماد ساخته بود. اين بخش از مخالفين از اينكه براساس اين قانون , بايد خود را ملزم به رعايت حقوق شهروندي مشترك و مطابق با قانون مذكور مي ساختند چندان خشنود نبوده اند. به عبارت ديگر فرانسوي ها و هلنديها مايل هستند ملاك ها و ارزش هاي اجتماعي خود را داشته باشند.
رفاه اجتماعي نيز از عوامل اصلي دخيل در اظهارنظر فرانسوي ها و هلندي ها درباره قانون اساسي بوده است . براين اساس , مخالفين اين قانون معتقد هستند كه با اجراي قانون مذكور رفاه اجتماعي آن ها ضربه خواهد خورد زيرا با اتخاذ سياست هاي واحد مالي و پولي بخشي از بودجه كشورهاي قدرتمند اقتصادي اتحاديه اروپا , ازجمله فرانسه و هلند , طبيعتا به نفع كشورهاي ضعيف تر سرازير خواهد شد و نتيجتا عوارض آن بردوش ماليات دهندگان و مردم عادي جامعه تحميل مي شود.
آينده اتحاديه اروپا
با راي منفي فرانسويهاي و متعاقب آن راي مردم هلند , اين تشكيلات ضربه شديدي خورده است و قطعا در آينده با مشكل مواجه خواهد شد. با اينحال در مورد آينده اين اتحاديه پس از تحولات اخير نظرات متفاوتي وجود دارد و برخي نيز معتقدند كه اين اتحاديه خواهد توانست از اين مخمصه جان بدر ببرد.
برخي ديپلمات ها و مقامات اروپايي پس از راي منفي فرانسويها , صراحتا اعلام كردند كه ديگر اين قانون اساسي محكوم به شكست است . بر طبق نظر اين افراد , حتي اگر مردم ديگر كشورهاي باقيمانده نيز به اين قانون راي مثبت دهند اين قانون محكوم به شكست است . شكست اين قانون در 2 كشور از 6 كشور موسس اتحاديه اروپا , اين احتمال را تقويت كرده كه منشور اتحاديه اروپا را نيز به شكست كامل بكشاند.
البته , اين مخالفت ها با قانون اساسي اروپا منحصر به فرانسه و هلند نيست ولي « آنتوني كوگلان » دبير مركز تحقيقات و اطلاعات اتحاديه اروپا گفت : اگر كشورهائي چون هلند و فرانسه قانون اساسي را رد كنند , اين امر به معناي پايان كار قانون اساسي مشترك اتحاديه اروپا خواهد بود.
كوگلان كتابي عليه قانون اساسي اروپا نوشته كه اخيرا به زبان چك و با مقدمه اي به قلم « واسلاو كلاوس » انتشار يافته است . « واسلاوكلاوس » رئيس جمهوري چك نيز از مخالفان سرسخت قانون اساسي فعلي اروپاست .
دبير مركز تحقيقات و اطلاعات اتحاديه اروپا مي گويد : مردم مايل نيستند قوانين آنان در سطوح بالاتري ساخته و پرداخته شود زيرا همين امر نه تنها باعث تشديد تشنج و تفرقه خواهد شد , بلكه به بيگانه ستيزي , ملي گرايي و نفرت ميان مردم دامن خواهد زد.
وي مي افزايد : در اتحاديه اي كه پيمان مشترك قانون اساسي را پذيرفته باشد , بي طرفي نظامي كشورهاي عضو اتحاديه مانند اتريش , ايرلند و سوئد موضعي است كه از نظر منطقي به هيچوجه واقع گرايانه نيست . اين محقق معتقد است , همه كشورها خواستار داشتن واحد پول خاص خود هستند و مي خواهند كه مطابق شرايط و ويژگي هاي خاص خود جاي مانور داشته باشند. به عقيده وي , هرگز تمامي كشورهاي اتحاديه اروپا. يورو را نخواهند پذيرفت . وي مي افزايد : « تلاش براي ايجاد يك قالب تنگ براي 25 كشور كه به زودي شمار آنها به 27 كشور خواهد رسيد .
بي معنا است . » همچنين « واسلاو كلاوس » رئيس جمهوري چك كه به مخالفت جدي با قانون اساسي اتحاديه اروپا شهرت دارد , تصويب اين قانون را به مثابه « پريدن در تاريكي » مي داند. وي معتقد است در صورت تصويب نشدن قانون اساسي اتحاديه اروپا اتفاقي خاصي روي نخواهد داد , زيرا نكته مقابل اين امر , يعني تصويب آن به معناي پريدن در تاريكي است . وي تصريح كرده است , اروپا يك نهاد سياسي نيست و از اين رو نبايد به مثابه يك مجموعه پذيرفته و تلقي شود. كلاوس تاكيد كرد , اروپا اجتماعي از دولت هاي گوناگون بوده و بايد به همين منوال باقي بماند.
بهر صورت با تحولات تازه واقعيت جديدي نيز نمايان شده است . روياي وحدت اروپا كه از 50 سال قبل تلاش هاي گسترده و دامنه داري براي تحقق آن به عمل آمده است آنچنانكه طراحان و مدافعان اين تشكيلات در ذهن داشته اند به موفقيت نرسيده است و يا دست كم مي توان گفت كه تجديدنظر در اصول و مفاد آن اجتناب ناپذير است كه در آنصورت هم بعيد مي توان آن را تشكيلات واحد و پرقدرت به آن معني كه در مخيله معماران وحدت اروپا بود , تعبير كرد.
اتخاذ سياست واحد , بحث حقوق شهروندي , موضوع رفاه اجتماعي و استقلال اقتصادي از جمله عواملي بود كه در راي منفي فرانسويها و هلنديها به قانون اساسي اروپا انگيزه اصلي به شمار مي روند
راي منفي فرانسويها و هلندي ها به عنوان دو قدرت و پايه اصلي تشكيلات اروپاي واحد , آينده اتحاديه اروپا را به شدت زير سوال برده و حتي منشور اين اتحاديه را عملا بي اعتبار كرده است
با تحولات اخير , تجديدنظر اصولي در قانون اساسي اين اتحاديه اجتناب ناپذير است كه در آن صورت نيز بعيد بتوان آن را تشكيلاتي واحد و پرقدرت , آنچنانكه در ذهن بانيان وحدت اروپا بوده است , تعبير كرد