روزنامه جمهوري اسلامي 19/03/1384 صفحه مقالات

در كوي وصل
براي لحظه هاي وصل
* آوازه حضرت مهدي (ع ) پيش از ولادت
در كوي وصل


يابن الحسن كجايي مي سوزم از جدايي
مانده بره دو چشمم تاكي زدر درآيي
از ديده خون فشانم بيمار خسته جانم
تنها توام طبيبي تنها توام دوايي
در جاده ي خيالت من دوختم دو ديده
در كوي وصلت اي گل آموختم گدايي
دست از تو برندارم تا جان زتن برآيد
پابست مي نشينم تالحظه ي رهايي
اي جان فداي كويت رفته زهجر رويت
از دل توان و تابم از ديده روشنايي
يكدم بيا و برگرد اي گل كه از قدومت
گردي به رخ نشيند با عطر جانفزايي
برخيزد از وجودم فرياد جانگدازي
زد شعله تاروپودم هجران جانگزايي
بايد چه سازد اين جان گراز تو رخ نبيند
بايد چه سازد اين دل گر نشنود صدايي

براي لحظه هاي وصل


گل خورشيد دارد فرق با چشمت
زند شبنم چو اختر برق با چشمت
ز مغرب ماه ره پيمود با رويت
طلوعي تازه داشت از شرق با چشمت
فراقت مثل درياي پر از توفان
در اين دريا دلم شد غرق با چشمت
شبي رويت گذشت از كوچه ي ذهنم
گرفت اين كوچه برق و زرق با چشمت
دل آيينه ست تا نوري بدست آرد
گرفت اين آينه سرمشق با چشمت
بناي عشق شد ايجاد با دستت
براي لحظه هاي وصل اي « ياسر »
ترا شد همصدا اين حلق با چشمت
محمود تاري « ياسر »

آوازه حضرت مهدي (ع ) پيش از ولادت




محمود مهدوي دامغاني
قسمت اول
از مسائلي كه در خور كمال دقت است , مطرح بودن نام حضرت مهدي عليه السلام از نيمه نخست قرن اول هجرت در تاريخ سياسي و اجتماعي اسلام است .
موضوع مهدويت از لحاظ بررسي در حديث و سنت و استخراج آن از كتب معتبر از ديرباز مورد توجه بوده و بيش از دو هزار كتاب و افزون بر آن شمار كثيري رسالات و مقالات در اين باره فراهم آمده است .
ميان آثار كهن شيعي كتاب « كمال الدين و تمام النعمه » از شيخ صدوق (ره ) , و در آثار ميانه , « جلد سيزدهم بحارالانوار » از مرحوم علامه مجلسي رضوان الله تعالي عليه (كه در چاپ جديد جلدهاي 51 , 52 , 53 و مشتمل بر يكهزار و يكصد و پنجاه صفحه است ) و در آثار متاخران و به نسبت كتاب تازه « المهدي » از مرحوم سيدصدرالدين صدر از اهميت بيشتري برخوردارند. كوشش بزرگان عامه نيز در اين باره چشمگير و در خور ستايش است و به عنوان مثال , رساله اي كه « حافظ ابونعيم اصفهاني » محدث و مورخ نيمه اول قرن پنجم هجري و درگذشته به سال 430 هـ . ق فراهم آورده و چهل حديث را در موضوع مهدويت با سلسله سند بررسي كرده است , از منابع ارزنده شمرده مي شود. اين رساله را « علي بن عيسي اربلي » در كتاب خود « كشف الغمه » آورده و علامه مجلسي نيز از آن كتاب در بحار نقل فرموده است . » (1 )
در اين مقاله با استفاده از منابع استوار تاريخ و حديث , برخي از اسناد تاريخي به خواننده محترم عرضه مي شود تا آشكار گردد كه دويست و بيست سال پيش از تولد حضرت مهدي عليه السلام اعتقاد به وجود مقدس او مايه اميد و آسايش خاطر اهل ايمان بوده است . خوانندگان گرامي توجه دارند كه سيد رضي (ره ) خطبه ها و نامه هاي امام اميرالمومنين علي عليه السلام را به ترتيب تاريخي نقل نكرده , بلكه با در نظر گرفتن مصالحي كه به نظرش مي رسيده , گاهي بخش ها يا عباراتي را حذف فرموده كه خطبه شانزدهم نهج البلاغه از اين نوع است .
« جاحظ » , متوفاي سال 255 هجري در كتاب « البيان و التبيين » از قول « ابوعبيده معمر بن مثني » كه به سال 209 درگذشته است , مي گويد : « اين نخستين خطبه است كه علي عليه السلام در مدينه پس از بيعت با حضرتش ايراد فرموده و امام ابو عبدالله جعفر بن محمد صادق عليه السلام ادامه اين خطبه را به اين صورت بيان فرموده است : « الا ان ابرار عترتي و اطايب ارومتي احلم الناس صغارا و اعلم الناس كبارالله تا آنجا كه مي فرمايد : و بنا يختم لابكم » . (2 )
توجه داريد كه اين فزوني كلام حدود دويست سال پيش از سيدرضي (ره ) وحدود پنجاه سال پيش از تولد حضرت بقيه الله الاعظم (ارواحنا فداه ) نه تنها در دو منبع فوق كه در آثار ديگران چون « عيون الاخبار » از « ابن قتيبه » و نيز در « غريب الحديث » او آمده است .
« ابن ابي الحديد » در شرح اين كلام مي گويد : « اين گفتار امام علي (عليه السلام ) اشاره به حضرت مهدي (عليه السلام ) است كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد و ياران معتزلي ما نه تنها منكر اين حقيقت نيستند , بلكه مشايخ بزرگ ما در آثار خود , نام او را با صراحت آورده و به آن اعتراف كرده اند. »
« ابن ابي الحديد » سپس روايتي از « قاضي عبدالجبار » به نقل از « صاحب بن عباد » آورده كه در آن با اسناد پيوسته به اميرالمومنين علي عليه السلام نقل و تاكيد شده كه مقصود از آن عبارت , امام مهدي عليه السلام است كه از نسل امام حسين (ع ) مي باشد . (3 )
مي بينيد كه اميرالمومنين علي عليه اسلام در نخستين خطبه خود پس از آن كه حكومت اسلام به وجود نازنين اش آراسته شده , در شهر مدينه و در حضور بزرگان مهاجر و انصار و پس از فتنه اي كه به قتل عثمان انجام پذيرفته , بدينگونه از امام مهدي ياد فرموده واين چه اميد و نويدي است كه به آن پرداخته است ; و هرگاه اين خطبه در ماه محرم سال 36 هجري ايراد شده باشد , زمان انشا آن دويست و بيست سال پيش از تولد حضرت بقيه الله عليه السلام بوده است .
همچنين اميرالمومنين علي عليه السلام در خطبه 99 نهج البلاغه چنين فرموده است :
« حتي يطلع الله لكم من يجمعكم ويضم نشركم : تا آنگاه كه خداوند آن كس را بر انگيزد كه شما را جمع كند و پراكندگي تان را پيوند بخشد. » سسپس در ادامه مي فرمايد : « الا ان مثل آل محمد (صلي الله عليه و آله ) كمثل نجوم السما اذاخوي نجم طلع نجم : آگاه باشيد كه آل محمد (عليهم السلام ) همانند ستارگان آسمانند كه هر گاه ستاره اي غروب كند ستاره ديگري طلوع مي نمايد » .
« ابن ابي الحديد » ضمن شرح كلام فوق مي گويد : اين خطبه را امام (عليه السلام ) در سومين جمعه از خلافت خود ايراد فرموده و منظور اين است كه سرانجام خداوند متعال از ميان اهل بيت پيامبر(ص ) كسي را بر مي انگيزد كه پراكندگي مردم را سر و سامان مي دهد و اين اشاره به وجود امام مهدي (عليه السلام ) است كه در آخر زمان ظهور مي كند , و اميرالمومنين بدون آن كه وقت ظهور را مشخص و معين فرمايد , به مردم وعده گشايش و رهايي مي دهد.
مرحوم « محمد دشتي » در كتاب « اسناد و مدارك نهج البلاغه نوشته است : اين خطبه را « جاحظ » نيز درالبيان و التبيين آورده است , ايشان شماره اين خطبه را 100 مي دانندو به نظر مي رسد كه اشتباهي رخ داده باشد زيرا در ص 5 , ج 1 , البيان والتبيين (كه به كوشش عبدالسلام محمدهارون فراهم آمده ) از اين خطبه نشاني نيست .
آنچه در خور توجه و شايسته دقت است , اهتمام حضرت اميرالمومنين به طرح موضوع امام مهدي عليه السلام در نخستين روزهاي حكومت خويش است , به گونه اي كه در كمتر از يك ماه در دو خطبه آن را مطرح فرموده و چنين به نظر مي رسد كه در روزگار حكومت خليفگان پيش از او كوشش بر پوشيده داشتن آن بوده است (4 )
نيز در آن هنگام كه پس از داستان حكميت به سبب سستي ياران و بهانه تراشي آنان , سينه امام تنگي مي گيرد و اندوه , دل دردمند را با تازيانه كلمات در پاره اي از خطبه ها منعكس مي سازد و به عنوان نمونه چنين مي گويد : « فاذا جاالقتال قلتم حيدي حياد » پس چون جنگ فرا مي رسد مي گوييد : ازما دور شود و سپس موضوع جنگ خوارج پيش مي آيد و به لطف خداوند بر آنان پيروز مي شود. امام خطبه اي ايراد مي كند و در آن جمله اي مي آورد كه نشاني از ارزش والاي امام مهدي عليه السلام است و اينكه مصلح شايسته و راستين و برپادارنده قسط و داد و از ميان برنده كفر و ستم فقط وجود مقدس او خواهدبود.
شماره اين خطبه 92 و در پاره اي از نسخه هاي نهج البلاغه 93 است . « ابن ابي الحديد » مي نويسداين خطبه راگروهي از سيره نويسان در قرن سوم هجري آورده اند و در آن جملاتي است كه سيد رضي (ره ) نقل نكرده : از جمله اين عبارت كه امام علي عليه السلام فرموده است , « بابي ابن خيره الامام : پدرم فداي پسر برگزيده ترين كنيزكان باد! » (5 ) آنگاه « ابن ابي الحديد » افزوده كه اماميه را عقيده بر اين است كه مقصود امام , پيشواي دوازدهم شيعه مي باشد كه مادرش كنيزي به نام « نرجس » بوده است .
مولف گران قدر شيعي , ابواسحاق ابراهيم بن محمد ثفقي (در گذشته به سال 283 ) كتبا « الغارات » خود را با اين خطبه آغاز كرده و آراسته است و در پاره اي از منابع ديگر كه اين خطبه را به نقل از « الغارات » آورده اند پس از « خيره الاما » صفت « القائم عليه السلام » ديده مي شود.
« ابواسحاق ثقفي » اين خطبه را باچند سلسله سند كه راويان آنها مقبول دانشمندان حديث و درايه اند , نقل كرده است و مي توان براي آگاهي بيشتر به آن منبع ارزنده مراجعه كرد(6 )
اين خطبه را نعيم بن حماد(مورخ نامي دهه هاي نخستين قرن سوم در گذشته به سال 288 ) در كتاب « الفتن » خود و « ابن واضح يعقوبي » نيز آورده اند و براي آگاهي بيشتر از منابع آن مي توان به صفحه 110 كتاب « روش هاي تحقيق دراسناد و مدارك نهج البلاغه » به قلم مرحوم محمد دشتي , (قم 1368 ش ) مراجعه كرد .
پاورقي :
1 ـ به ص 467 , ج 2 كشف الغمه به كوشش سيدهاشم رسولي محلاتي چاپ 1381 ق , قم و ص 78 , ج 51 بحارالانوار به كوشش محمد باقر بهبودي چاپ 1384 ق تهران مراجعه فرماييد .
2 ـ به ص 51 , ج 2 , البيان و التبيين جاحظ به كوشش عبدالسلام محمد هارون مصر 1388 ق و ص 236 , ج 2 , عيون الاخبار , ابن قتيبه , چاپ مصر مراجعه فرماييد.
3 ـ لطفا به ص 281 , ج 1 , شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد به كوشش محمدابوالفضل ابراهيم , مصر 1378 و ص 138 , ج 1 جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه به قلم اين نگارنده . تهران , نشر « ني » 1367 شمسي مراجعه فرماييد .
4 ـ لطفا به ص 94 , ج 7 , شرح نهج البلاعه ابن ابي الحديد چاپ محمدابوالفضل ابراهيم , مصر 1960 ميلادي و ص 242 اختيار مصباح السالكين , ابن ميثم بحراني چاپ آقاي محمد هادي اميني مشهد 1366 ش مراجعه فرماييد .
5 ـ نهج البلاغه , باترجمه آقايان سيدكاظم محمدي و محمد دشتي , خطبه .29
6 ـ لطفا به ص 12 , ج 1 , الغارات , ثقفي به كوشش مرحوم محدث ارموي چاپ انجمن آثار ملي تهران 1355 ش و به ص 676 همان كتاب مراجعه فرماييد .
به از كتاب نامه « اميد »
براساس منابع استوار تاريخي و حديثي اهل سنت و شيعه آشكار مي شود كه 220 سال پيش ازتولد حضرت مهدي عليه السلام , اعتقاد به وجود مقدس ايشان , مايه اميد و آسايش خاطر اهل ايمان بوده است
اميرالمومنين علي (ع ) در نخستين خطبه خود پس از آنكه به خلافت ظاهري رسيد , در حضور بزرگان مهاجر و انصار از امام مهدي (ع ) ياد فرمودند