
قسمت چهارم
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
احترام به مشتري
بر اساس روايات , مردمان « عيال خداوند » هستند(1 ) , بنابر اين طبيعي است
هر كس خداوند را دوست داشته باشد نمي تواند دوست دار مردم نباشد. برخورد
متانت آمير و منطقي كاسب بامشتري وداشتن سعه صدر در حين معامله و
خوش رويي و مدارا با او , از مصاديق احترام نهادن به مشتري است .
در حديثي قدسي آمده است :
« ليا من غضبي من اكرم عبدي المومن » (2 ) « بي ترديد كسي كه بنده با ايمانم مرا
تكريم نمايد از خشم و غضبم در امان است . «
ملاطفت و خوش رويي با مشتري , افزون بر اين كه موجب رونق يافتن كار و
روي آوردن مردم مي شود , سبب خشنودي خداوند و پاداش او نيز
مي باشد.
درحديثي از امام باقر(ع ) مي خوانيم :
« تبسم المومن في وجه اخيه حسنه ... و ما عبدالله (بمثل ) ادخال السرور
علي المومن » (3 ) « تبسم نمودن شخص با ايمان در برابر برادر خود حسنه (و
موجب پاداش ) است ... خداوند به چيزي مانند شادكردن مومن عبادت نشده »
احترام وتكريم مشتري , موجب شاد گرديدن او مي شود و در ارجمندي اين
كار همين بس كه درروايتي زيبا از رسول خدا(ص ) آمده است :
« من سر مومنا فقد سرني و من سرني فقد سرالله » (4 )
« هركس , شخص با ايماني را شاد كند , مرا شاد كرده است و هركس مرا شادكند ,
خدا را شادمان كرده است . »
در باب مدارا با مشتري نيز مي توان به اين سخن پيامبرگرامي اسلام (ص )
اشاره كردكه فرمود :
« امرني ربي بمداراه الناس كما امرني بادا الفرائض » (5 )
« پروردگارم فرمان داد با مردم مدارا كنم , همان گونه كه مرا به انجام دادن واجبات
فرمان داد. »
در حديثي از امام صادق (ع ) نيز آمده است :
« جا جبرئيل الي النبي (ص ) فقال : يا محمد! ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار
خلقي » (6 ) « جبرئيل نزد پيامبر(ص ) آمد و عرض كرد : اي محمد , پروردگارت
سلام مي رساند و مي فرمايد : بامخلوقم مدارا كن »
احترام ويژه به عالمان و بزرگسالان
از نشانه هاي تعالي جامعه و رشد فرهنگي مردمان , اين است كه اقشار
گوناگون از جمله كاسبان و صاحبان حرفه هاي مختلف , براي معلمان , عالمان و
دانشوران خود احترامي ويژه فائل شوند. اين امر , از افعال پسنديده اخلاقي و
سبب ساز بسياري از توفيقات و بركات الهي است . در حديثي از امام علي (ع )
آمده است :
« من وقرعالما فقد وقر ربه » (7 ) « كسي كه عالمي را احترام كند , به يقين پروردگار
خود را احترام نموده است . »
وقتي از مرحوم آيت الله محمدباقر اكمل اصفهاني پرسيدند : عامل دستيابي
شما به علم وعزت و سبب مقبوليت يافتن شما در ميان مردم چيست وي
متواضعانه گفت :
« در خود چيزي كه به واسطه آن , مستحق اين امور شده باشم سراغ ندارم جز
اينكه هيچ گاه خود را چيزي ندانسته و در شمار موجودين به حساب نياورده ام و
در تعظيم وتكريم عالمان و به نيكي بردن نام آنان كوتاهي
نكرده ام . » (8 )
همچنين شايسته است مشتريان بزرگسال , مورد احترام و تكريم قرار گيرند.
بنابر حديثي امام صادق (ع ) فرمود :
« ان من اجلال الله عزوجل اجلال الشيخ الكبير » (9 )
« تجليل از پير بزرگ سال , تجليل از خداوند عزوجل است . »
در روايت ديگري از آن حضرت آمده است :
« ليس منا من لم يوقر كبيرنا و يرحم صغيرنا » (10 ) « از ما نيست كسي كه بزرگ
سال ما را احترام نكند و به خردسال ما ترحم ننمايد. »
در اثناي يكي از جلسات علمي كه شماري از دانشمندان از جمله امام خميني
(ره )و مرحوم آيت الله زنجاني در آن حضور داشته اند , بحث ميان امام خميني و
آيت الله زنجاني , به تندي مي گرايد( كه البته در مباحث و مناظرات علمي اين امر
پيش مي آيد و طبيعي است )
امام خميني (ره )گفته است : من (در آن جلسه ) به خاطر سن زياد و عظمت
مرحوم زنجاني , دست او را بوسيدم . » (11 )
پس گرفتن جنس در صورت پشيماني مشتري
در بسياري از فروشگاه هاي ما , اين سخن به چشم مي خورد : « جنس فروخته
شده پس گرفته نمي شود. » وحال آنكه براساس آموزه هاي فقهي , شايسته است
در صورت پشيماني مشتري و درخواست او مبني بر فسخ معامله , خواست او
پذيرفته شود.
در حديثي از امام صادق (ع ) آمده است :
« ايما عبد اقال مسلما في بيع اقاله الله عثرته يوم القيامه » (12 )
« هربنده كه درخواست مسلماني براي فسخ معامله را بپذيرد , خداوند , روز
قيامت , تقاضاي او براي (درگذشتن از) لغزشش را بپذيرد. »
بنابر حديثي ديگر , آن حضرت فرمود :
« اربعه بنظرالله عزوجل اليهم يوم القيامه . من اقال نادما او اغاث لهفان , او اعتق
نسمه او زوج عزبا » (13 ) « خداوند در روز قيامت به چهار كس نظر(رحمت )
مي كند : كسي كه تقاضاي شخص پشيمان را (براي فسخ معامله ) بپذيرد , يا انسان
مضطر و گرفتاري را ياري رساند , يا برده اي را آزاد نمايد يا جوان مجردي را
همسر دهد(امكان ازدواج او را فراهم آورد.) »
انصاف در معامله
مقابل عصبيت وكتمان حق , يعني ايستادگي برحق و اداي آن را انصاف
گويند . (14 )
اين صفت كه از كمالات بزرگ اخلاقي براي كاسبان و تاجران محسوب مي
شود و مي توان آن را از آثار عدالت برشمرد , مورد تاكيد فراوان پيشوايان دين
است . از جمله بر طبق حديثي , پيامبر گرامي اسلام (ص ) ضمن وصاياي خود به
علي (ع ) فرمود :
« ثلاث من حقائق الايمان : الانفاق من الاقتار و انصافك الناس من نفسك و
بذل العلم للمتعلم » (15 ) « سه چيز از حقايق ايمان (برخاسته از ايمان حقيقي )
است : انفاق نمودن با وجود تنگدستي , انصاف نشان دادن از خود نسبت به مردم و
آموختن دانش به كسي كه خواهان آن است . »
در فرازي ديگري از سخنان آن حضرت آمده است :
« طوبي لمن طاب خلقه و طهرت سجيته وصلحت سريرته و حسنت علانيته و
انفق الفضل من ماله و امسك الفضل من قوله و انصف الناس من نفسه » (16 )
« خوشا به حال آنكس كه خلق وخوي او پاك و طاهر است و درونش درست و
ظاهرش نيك باشد و زيادي مالش را انفاق نمايد و از سخن زائد خودداري ورزد
و نسبت به مردم از خود انصاف نشان دهد. »
بازتاب اين صفت در محيط كار و كسب آن است كه طرفين معامله به حق
خود قانع باشند و به يكديگر اجحاف و ستم روا ندارند.
وقار
از صفات پسنديده اي كه در اخلاق اسلامي مورد تاكيد است و شايسته است
مورد توجه كاسبان و تاجران مسلمان قرار گيرد , سنگيني و وقار است , به اين
معنا كه شخص درگفتار وكردار و حركاتش , سكون و آرامش خود را از دست
ندهد و برخوردار از اطمينان نفس باشد . (17 )
بي گمان , خود باوري و پرواپيشگي از عوامل مهم پيدايش اين ملكه اخلاقي
است . نيز اموري مانند سكوت و بردباري در به وجود آمدن اين صفت موثرند. به
نقل از امام علي (ع ) آمده است : « سبب الوقارالحلم » (18 ) « سبب پيدايش
وقار , بردباري است . » نيز از آن حضرت نقل شده است : « بالصمت يكثرالوقار »
(19 ) « با سكوت كردن , وقار افزايش مي يابد . »
پاكيزگي و آراستگي
شايسته است بازاريان مسلمان , متناسب با آموزه ها و رهنمودهاي ديني و
منطبق با فرهنگ و عادات مورد قبول جامعه , ظاهري پاكيزه و آراسته و در عين
حال ساده و متين داشته باشند , به گونه اي كه نحوه پوشش و وضعيت ظاهري
آنان , موجب ناراحتي مشتريان و همكاران نشود. سيره نويسان در باره پيامبر
گرامي اسلام (ص ) نوشته اند :
روزي آن حضرت مي خواست در جمع اصحاب حاضر شود , از اين رو به
ظرف آبي نگاه مي كرد و عمامه و موهاي خود را مي آراست . عايشه كه شاهد اين
امر بود عرض كرد : شما نيز چنين مي كنيد ! فرمود : آري , خدا دوست دارد وقتي
بنده , به سوي برادران خود مي رود , خود را براي ايشان زينت كند . (20 )
و در روايتي از امام صادق (ع ) آمده است :
« ان الله يحب الجمال و التجمل و يكره البوس و التباوس و ان الله عزوجل اذا
انعم علي عبده نعمه يحب ان يري اثر نعمته عليه . قيل : و كيف ذلك قال : ينظف
ثوبه ويطيب ريحه و يحسن داره و يكنس افنيته » (21 )
« خداوند , زيبايي و آرايش را دوست مي دارد و تيره روزي و بي چارگي را
نمي پسندد , خداوند عزوجل دوست دارد هرگاه به بنده خود نعمتي داد , اثر آن را
بر او ببيند , به حضرت عرض شد : چگونه فرمود : لباس خود را پاكيزه , خويشتن
را خوشبو , خانه اش را نيكو و جلوي آن را جاروب نمايد , »
البته بانوان فروشنده بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه آراستگي و
پاكيزه بودن در محيط كار , بازيباسازي و آرايش ـ كه متاسفانه در ميان بسياري از
مسلمانان به تبع اثرپذيري از فرهنگ ناسالم غرب رواج يافته ـ متفاوت است ,
زير برطبق آموزه هاي صريح اسلامي , آرايش و تزيين بانوان براي محيط بيرون از
خانه و براي غير همسرانشان روا نيست .
درروايتي از پيامبر گرامي اسلام (ص ) مي خوانيم :
« اي امراه تطيبت و خرجت من بيتها فهي تلعن حتي ترجع الي بيتها متي ما
رجعت . » (22 ) « زني كه خود را خوشبو كرده از خانه بيرون رود . مورد لعنت است
تا وقتي كه به خانه برگردد , هر زمان كه برگردد. »
در حديثي ديگر آمده است :
« ... و نهي (ص ) ان تتزين لغير زوجها فان فعلت كان حقا علي الله عزوجل ان
يحرقها بالنار . » (23 ) « پيامبر (ص ) از اين كه زن براي غير همسرش تزيين كند ,
نهي نمود(و فرمود : ) اگر زن چنين كند , بر خداوند حق است او را با آتش
بسوزاند. »
درباب بهداشت و پاكيزگي , بايد بر اين نكته تاكيد كنيم كه اين امر , افزون بر اينكه
عمر سلولهاي بدن را افزايش مي دهد , از بروز انواع بيماري ها و در نتيجه صرف
وقت وهزينه هاي درماني جلوگيري مي كند. علاوه بر اينكه رعايت بهداشت ,
موجب نشاط و شادابي است كه خود تاثير مطلوب در كم و كيف كارها و نيز بالا
رفتن كيفيت عبادت و نيايش دارد.
اين امور موجب شده است اسلام , تاكيد فراوان بر رعايت بهداشت و نظافت
كند و در دوران ظلمت و تاريكي كه واژه هايي چون « حمام » و « مسواك » براي
عرب جاهلي و برخي ديگر از ملل , واژه هايي نامانوس مي نمود , آن ها را كه مورد
اهتمام قرار دهد , صاحب كتاب وسائل الشيعه , در جلد نخست اين كتاب , زير
عنوان « آداب الحمام و التنظيف والزينه » به نقل حدود 400 حديث در پيوند با
استحمام و بهداشت مي پردازد. نيز در همين جلد , زير عنوان « ابواب السواك » ,
82 حديث پيرامون اهميت و آداب مسواك كردن نقل مي كند .
همه اين ها , غير از روايات فراواني است كه مقوله بهداشت را به طور كلي
مورد توجه قرار داده اند , مانند اين سخن از پيامبر گرامي اسلام (ص )
كه : « بئس العبدالقاذوره « (24 ) « بد بنده اي است شخص كثيف » .
اهتمام به ورزش و سلامتي
كسب وتجارت در مقايسه با مشاغلي مانند كشاورزي و ساختمان سازي , با
فعاليت جسماني اندكي همراه است , و اين امر , در صورتي كه به ورزش توجه
كافي نشود , موجب آثار وتبعات زيان بار جسماني و روحي در دوران ميان سالي
وپيري مي شود.
و اين در حالي است كه صحت جسماني و سلامت بدني ـ كه در پرتو اموري
چند از جمله ورزش به دست مي آيدـ مورد اهتمام پيشوايان دين بوده است .
با وجودي كه عرب هاي صدر اسلام زندگي دشواري داشتند و به اقتضاي
زندگي عشايري و بيابان گردي , در پي يافتن آب و علوفه از نقطه اي به نقطه ديگر
كوچ مي كردند و به همين سبب , ازفعاليت بدني مناسبي برخوردار بودند , پيامبر
اكرم (ص ) آنان را به برخي مسابقات ورزشي مانند اسب سواري و شنا تشويق
مي فرمود.
بر اساس روايتي علي (ع ) فرمود : « الصحه افضل النعم » (25 ) « سلامتي ,
بهترين نعمت ها است . » و در بسياري از دعاها , به اين عبارت يا مضمون
برمي خوريم :
« اللهم اعطني السعه في الرزق ... والصحه في الجسم والقوه في البدن » (26 )
« پروردگارا به من گشايش در روزي , صحت در جسم , و نيرومندي در بدن عطا
كن . »
بديهي است براي اقشاري مانند بازاريان , ضروري نيست ورزش مورد نياز
خود را در قالب بازي هايي مانند فوتبال , واليبال و هندبال انجام دهند. بلكه مي
توان براي اين منظور , به پياده روي كه ورزشي بسيار ساده و كم خرج است روي
آورد.فعاليتي كه مي توان آن را به دور از هرگونه تظاهرو مسابقه و تنها به منظور
راه رفتن وهوا خوري و جذب اكسيژن درفضاي پاك و مصفا انجام داد , به طوري
كه انسان را از حالت خمود , انفعال , بي تحركي و فربهي , به تحرك و آمادگي
جسمي و روحي شايسته برساند . (27 )
پاورقي :
1 ـ همان , ص 42
2 ـ همان , ص 350
3 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 8 , ص 483
4 ـ كليني , كافي , ج 2 , ص 188
5 ـ حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 8 , ص 540
6 ـ همان , ج 8 , ص 540
7 ـ عبدالواحد آمدي , غررالحكم , ص 47
8 ـ محمدباقر خوانساري , روضات الجنات , ج 2 , ص 98
9 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 2 , ص 466
10 ـ كليني , كافي , ج 2 , ص 165
11 ـ محمدرضااكبري , زيبايي هاي اخلاق , ص 87
12 ـ صدوق , مصادقه الاخوان , ص 72 , حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 12 , ص
286
13 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 12 , ص 287 , صدوق خصال , ج 1 , ص
224
14 ـ ر . ك . محمدمهدي نراقي , جامع السعادات , ج 1 , ص 368 , احمد نراقي ,
معراج السعاده , ص 233
15 ـ صدوق , من لايحضره الفقيه , ج 4 , ص 358
16 ـ كليني , كافي , ج 2 , ص 144
17 ـ ر . ك : محمد مهدي نراقي , جامع السعادات , ج 1 , ص 279 , احمد نراقي ,
معراج السعاده , ص 173
18 ـ عبدالواحد آمدي , غررالحكم , ص 287
19 ـ همان , ص 216
20 ـ حسن بن فضل طبرسي , مكارم الاخلاق , ص 96
21 ـ ديلمي , ارشادالقلوب , ج 1 , ص 136 , نيز ر . ك : حر عاملي , وسائل الشيعه ,
ج 5 ص 5
22 ـ حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 14 , ص 114
23 ـ همان , ج 14 , ص 174
24 ـ كليني , كافي , ج 6 , ص 439
25 ـ عبدالواحد آمدي , غررالحكم , ص 483
26 ـ از باب نمونه , ر , ك : عباس قمي , مفاتيح الجنان , دعاي ابوحمزه
ثمالي .
27 ـ براي آشنايي بيش تر با اين ورزش , ر , ك : مهدي نمازي زاده , تربيت بدني
عمومي , ص 26 ـ 28
حضرت علي (ع ) :
خوشا به حال آنكس كه خلق و خوي او پاك و طاهر است , و درونش
درست و ظاهرش نيك باشد , و زيادي مالش را انفاق نمايد , و از
سخن زائد خودداري ورزد , و نسبت به مردم از خود « انصاف »
نشان دهد
براساس روايات ائمه دين (ع ) , مردمان « عيال خداوند »
هستند. بنابر اين طبيعي است هركس خداوند را دوست داشته
باشد نمي تواند دوستدار مردم نباشد
برخورد متانت آميز و منطقي « كاسب » با « مشتري » و داشتن
« سعه صدر » در حين معامله و « خوشرويي و مدارا » با او , از
مصاديق احترام نهادن به مشتري است

|
تلاشگر مخلص
|

به مناسبت سالروز شهادت حجت الاسلام حاج شيخ عباس شيرازي
هفده خرداد سالروز شهادت حجت الاسلام حاج شيخ
عباس شيرازي قائم مقام سازمان تبليغات اسلامي
است .
شهيد حجت الاسلام حاج شيخ عباس شيرازي در
روستاي كوچكي در اطراف رفسنجان بنام « كشكوئيه » پا به
عرصه گيتي نهاد و در دامان پاك مادري رنجكشيده و تحت
نظر پدري دلسوز و زحمتكش , براي آينده اي روشن قدم
برداشت .
با هزار سختي و مشقت دوران ابتدايي را پشت سر گذاشت
و با علاقه اي كه به دروس حوزوي و تبليغ دين داشت , رنج
هجرت و دوري از پدر و مادر و اقوام و دوستان را بر جان خود
خريد و راهي حوزه علميه قم شد.
در آنجا با استفاده از محضر اساتيد بزرگوار و همنشيني با
علماي اعلام و آيات عظام , به زودي مراتب بالايي از علوم
حوزوي را طي نمود و همزمان با تعليم , بر كرسي تدريس تكيه
زد و در منبر و سخنوري نيز مشهور گرديد.
زكاوت و كنجكاوي او , وي را در رشته قلمزني نيز موفق
نمود و تقوا و تدين آن شهيد عزيز , محبت به او را در دل
اساتيدش جاي داد.
همزمان با آغاز انقلاب اسلامي به رهبر حضرت امام
خميني (ره ) در سال 1342 , آن شهيد بزرگوار پا در ركاب , به
دفاع از اسلام و حمايت از حضرت روح الله برخاست و با
سخنرانيهاي پرشورش , در محدوده وظيفه الهي خويش , راه را
براي مشتاقان ترسيم نمود و بر عليه حكومت ستمشاهي
فعاليت هاي گسترده اي نمود و براي همان , بارها ممنوع المنبر
شد و يكبار نيز در سال 1357 به زندان افتاد .
مشقت و دشواري زندان و ممنوع المنبر شدن , او را سست
ننموده و وي همچنان راست قامت مريد مراد و عاشقانه
مي گفت و مي نوشت و تبليغ مي كرد و فرياد مي زد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز اين ارادات به حضرت
روح الله در وجودش شعله ور بود و او را گرم تر از ديروز به
صحنه كشاند و وي نيز در هر مسئوليت با تلاشي بي وقفه ,
چنان عمل نمود كه متصديان امور انقلاب را وامي داشت تا به
او مسئوليت جديد و بالاتري را پيشنهاد نمايند. و آن شهيد
عزيز كه همه رياست هاي ظاهري را , پستي براي خدمت بيشتر
مي ديد , دست رد بر سينه پيشنهاددهندگان نمي زد و با حضوري
گسترده در صحنه جهاد با هواي درون و دشمن برون , خود را
وقف نهضت نموده و شبانه روز تلاش مي كرد.
گاهي در منصب امامت جمعه تنكابن و خمين و بعد به
عنوان بازرس ويژه دادستاني كل انقلاب و سپس در جايگاه
قائم مقامي بازرسي كل كشور و قائم مقامي سازمان تبليغات
اسلامي و همزمان با آن به عنوان نماينده حضرت امام در
موسسه اسلامي مسجد جامع نارمك و هسته مركزي گزينش
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و شوراي عالي تبليغات و عضو
هيئت رئيسه دفتر تبليغات اسلامي قم به اسلام و مسلمين
خدمت مي نمود.
و چون حضور در ميدان رزم را نيز براي خود وظيفه
ميدانست و دوست داشت دوشادوش رزمندگان پرتوان و
سلحشور اسلام به پيش بتازد , پيشنهاد پذيرفتن مسئوليت
فرماندهي تبليغات جبهه هاي جنگ را غنيمت شمرد و با
پذيرفتن آن , در اواخر عمر , نيمي از روزهاي هفته را با
مسافرت به مناطق جنگي غرب و جنوب كشور , باب تازه اي را
در زندگي خود گشود و بقيه از هفته را نيز در تهران و قم به
خدمت مي پرداخت .
حضور عنصري فعال و قوي از سازمان تبليغات اسلامي در
جبهه هاي جنگ , براي كيفيت بخشيدن و سامان دادن تبليغات
جبهه بسيار مفيد و ضروري بود و او نيز حقيقتا تلاش
بي وقفه اي را آغاز نمود و گامهاي مهمي را در اين مسير
برداشت .
وبالاخره فدائي آن تلاش گرديد و در روز جمعه 17
رمضان المبارك و 17 خردادماه 1364 هجري شمسي به سوي
معبود بال گشود , از ما جدا شد و بر بالاي دستها تشييع گشت و
در كنار حرم حضرت معصومه (س ) آرام گرفت .

|
|