روزنامه جمهوري اسلامي 17/03/1384 صفحه عقيدتي

* اخلاق و آداب كسب و تجارت
* تلاشگر مخلص
اخلاق و آداب كسب و تجارت




قسمت چهارم
حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
احترام به مشتري
بر اساس روايات , مردمان « عيال خداوند » هستند(1 ) , بنابر اين طبيعي است هر كس خداوند را دوست داشته باشد نمي تواند دوست دار مردم نباشد. برخورد متانت آمير و منطقي كاسب بامشتري وداشتن سعه صدر در حين معامله و خوش رويي و مدارا با او , از مصاديق احترام نهادن به مشتري است .
در حديثي قدسي آمده است :
« ليا من غضبي من اكرم عبدي المومن » (2 ) « بي ترديد كسي كه بنده با ايمانم مرا تكريم نمايد از خشم و غضبم در امان است . «
ملاطفت و خوش رويي با مشتري , افزون بر اين كه موجب رونق يافتن كار و روي آوردن مردم مي شود , سبب خشنودي خداوند و پاداش او نيز مي باشد.
درحديثي از امام باقر(ع ) مي خوانيم :
« تبسم المومن في وجه اخيه حسنه ... و ما عبدالله (بمثل ) ادخال السرور علي المومن » (3 ) « تبسم نمودن شخص با ايمان در برابر برادر خود حسنه (و موجب پاداش ) است ... خداوند به چيزي مانند شادكردن مومن عبادت نشده »
احترام وتكريم مشتري , موجب شاد گرديدن او مي شود و در ارجمندي اين كار همين بس كه درروايتي زيبا از رسول خدا(ص ) آمده است :
« من سر مومنا فقد سرني و من سرني فقد سرالله » (4 )
« هركس , شخص با ايماني را شاد كند , مرا شاد كرده است و هركس مرا شادكند , خدا را شادمان كرده است . »
در باب مدارا با مشتري نيز مي توان به اين سخن پيامبرگرامي اسلام (ص ) اشاره كردكه فرمود :
« امرني ربي بمداراه الناس كما امرني بادا الفرائض » (5 )
« پروردگارم فرمان داد با مردم مدارا كنم , همان گونه كه مرا به انجام دادن واجبات فرمان داد. »
در حديثي از امام صادق (ع ) نيز آمده است :
« جا جبرئيل الي النبي (ص ) فقال : يا محمد! ربك يقرئك السلام و يقول لك : دار خلقي » (6 ) « جبرئيل نزد پيامبر(ص ) آمد و عرض كرد : اي محمد , پروردگارت سلام مي رساند و مي فرمايد : بامخلوقم مدارا كن »
احترام ويژه به عالمان و بزرگسالان
از نشانه هاي تعالي جامعه و رشد فرهنگي مردمان , اين است كه اقشار گوناگون از جمله كاسبان و صاحبان حرفه هاي مختلف , براي معلمان , عالمان و دانشوران خود احترامي ويژه فائل شوند. اين امر , از افعال پسنديده اخلاقي و سبب ساز بسياري از توفيقات و بركات الهي است . در حديثي از امام علي (ع ) آمده است :
« من وقرعالما فقد وقر ربه » (7 ) « كسي كه عالمي را احترام كند , به يقين پروردگار خود را احترام نموده است . »
وقتي از مرحوم آيت الله محمدباقر اكمل اصفهاني پرسيدند : عامل دستيابي شما به علم وعزت و سبب مقبوليت يافتن شما در ميان مردم چيست وي متواضعانه گفت :
« در خود چيزي كه به واسطه آن , مستحق اين امور شده باشم سراغ ندارم جز اينكه هيچ گاه خود را چيزي ندانسته و در شمار موجودين به حساب نياورده ام و در تعظيم وتكريم عالمان و به نيكي بردن نام آنان كوتاهي نكرده ام . » (8 )
همچنين شايسته است مشتريان بزرگسال , مورد احترام و تكريم قرار گيرند. بنابر حديثي امام صادق (ع ) فرمود :
« ان من اجلال الله عزوجل اجلال الشيخ الكبير » (9 )
« تجليل از پير بزرگ سال , تجليل از خداوند عزوجل است . »
در روايت ديگري از آن حضرت آمده است :
« ليس منا من لم يوقر كبيرنا و يرحم صغيرنا » (10 ) « از ما نيست كسي كه بزرگ سال ما را احترام نكند و به خردسال ما ترحم ننمايد. »
در اثناي يكي از جلسات علمي كه شماري از دانشمندان از جمله امام خميني (ره )و مرحوم آيت الله زنجاني در آن حضور داشته اند , بحث ميان امام خميني و آيت الله زنجاني , به تندي مي گرايد( كه البته در مباحث و مناظرات علمي اين امر پيش مي آيد و طبيعي است )
امام خميني (ره )گفته است : من (در آن جلسه ) به خاطر سن زياد و عظمت مرحوم زنجاني , دست او را بوسيدم . » (11 )
پس گرفتن جنس در صورت پشيماني مشتري
در بسياري از فروشگاه هاي ما , اين سخن به چشم مي خورد : « جنس فروخته شده پس گرفته نمي شود. » وحال آنكه براساس آموزه هاي فقهي , شايسته است در صورت پشيماني مشتري و درخواست او مبني بر فسخ معامله , خواست او پذيرفته شود.
در حديثي از امام صادق (ع ) آمده است :
« ايما عبد اقال مسلما في بيع اقاله الله عثرته يوم القيامه » (12 )
« هربنده كه درخواست مسلماني براي فسخ معامله را بپذيرد , خداوند , روز قيامت , تقاضاي او براي (درگذشتن از) لغزشش را بپذيرد. »
بنابر حديثي ديگر , آن حضرت فرمود :
« اربعه بنظرالله عزوجل اليهم يوم القيامه . من اقال نادما او اغاث لهفان , او اعتق نسمه او زوج عزبا » (13 ) « خداوند در روز قيامت به چهار كس نظر(رحمت ) مي كند : كسي كه تقاضاي شخص پشيمان را (براي فسخ معامله ) بپذيرد , يا انسان مضطر و گرفتاري را ياري رساند , يا برده اي را آزاد نمايد يا جوان مجردي را همسر دهد(امكان ازدواج او را فراهم آورد.) »
انصاف در معامله
مقابل عصبيت وكتمان حق , يعني ايستادگي برحق و اداي آن را انصاف گويند . (14 )
اين صفت كه از كمالات بزرگ اخلاقي براي كاسبان و تاجران محسوب مي شود و مي توان آن را از آثار عدالت برشمرد , مورد تاكيد فراوان پيشوايان دين است . از جمله بر طبق حديثي , پيامبر گرامي اسلام (ص ) ضمن وصاياي خود به علي (ع ) فرمود :
« ثلاث من حقائق الايمان : الانفاق من الاقتار و انصافك الناس من نفسك و بذل العلم للمتعلم » (15 ) « سه چيز از حقايق ايمان (برخاسته از ايمان حقيقي ) است : انفاق نمودن با وجود تنگدستي , انصاف نشان دادن از خود نسبت به مردم و آموختن دانش به كسي كه خواهان آن است . »
در فرازي ديگري از سخنان آن حضرت آمده است :
« طوبي لمن طاب خلقه و طهرت سجيته وصلحت سريرته و حسنت علانيته و انفق الفضل من ماله و امسك الفضل من قوله و انصف الناس من نفسه » (16 ) « خوشا به حال آنكس كه خلق وخوي او پاك و طاهر است و درونش درست و ظاهرش نيك باشد و زيادي مالش را انفاق نمايد و از سخن زائد خودداري ورزد و نسبت به مردم از خود انصاف نشان دهد. »
بازتاب اين صفت در محيط كار و كسب آن است كه طرفين معامله به حق خود قانع باشند و به يكديگر اجحاف و ستم روا ندارند.
وقار
از صفات پسنديده اي كه در اخلاق اسلامي مورد تاكيد است و شايسته است مورد توجه كاسبان و تاجران مسلمان قرار گيرد , سنگيني و وقار است , به اين معنا كه شخص درگفتار وكردار و حركاتش , سكون و آرامش خود را از دست ندهد و برخوردار از اطمينان نفس باشد . (17 )
بي گمان , خود باوري و پرواپيشگي از عوامل مهم پيدايش اين ملكه اخلاقي است . نيز اموري مانند سكوت و بردباري در به وجود آمدن اين صفت موثرند. به نقل از امام علي (ع ) آمده است : « سبب الوقارالحلم » (18 ) « سبب پيدايش وقار , بردباري است . » نيز از آن حضرت نقل شده است : « بالصمت يكثرالوقار » (19 ) « با سكوت كردن , وقار افزايش مي يابد . »
پاكيزگي و آراستگي
شايسته است بازاريان مسلمان , متناسب با آموزه ها و رهنمودهاي ديني و منطبق با فرهنگ و عادات مورد قبول جامعه , ظاهري پاكيزه و آراسته و در عين حال ساده و متين داشته باشند , به گونه اي كه نحوه پوشش و وضعيت ظاهري آنان , موجب ناراحتي مشتريان و همكاران نشود. سيره نويسان در باره پيامبر گرامي اسلام (ص ) نوشته اند :
روزي آن حضرت مي خواست در جمع اصحاب حاضر شود , از اين رو به ظرف آبي نگاه مي كرد و عمامه و موهاي خود را مي آراست . عايشه كه شاهد اين امر بود عرض كرد : شما نيز چنين مي كنيد ! فرمود : آري , خدا دوست دارد وقتي بنده , به سوي برادران خود مي رود , خود را براي ايشان زينت كند . (20 )
و در روايتي از امام صادق (ع ) آمده است :
« ان الله يحب الجمال و التجمل و يكره البوس و التباوس و ان الله عزوجل اذا انعم علي عبده نعمه يحب ان يري اثر نعمته عليه . قيل : و كيف ذلك قال : ينظف ثوبه ويطيب ريحه و يحسن داره و يكنس افنيته » (21 )
« خداوند , زيبايي و آرايش را دوست مي دارد و تيره روزي و بي چارگي را نمي پسندد , خداوند عزوجل دوست دارد هرگاه به بنده خود نعمتي داد , اثر آن را بر او ببيند , به حضرت عرض شد : چگونه فرمود : لباس خود را پاكيزه , خويشتن را خوشبو , خانه اش را نيكو و جلوي آن را جاروب نمايد , »
البته بانوان فروشنده بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه آراستگي و پاكيزه بودن در محيط كار , بازيباسازي و آرايش ـ كه متاسفانه در ميان بسياري از مسلمانان به تبع اثرپذيري از فرهنگ ناسالم غرب رواج يافته ـ متفاوت است , زير برطبق آموزه هاي صريح اسلامي , آرايش و تزيين بانوان براي محيط بيرون از خانه و براي غير همسرانشان روا نيست .
درروايتي از پيامبر گرامي اسلام (ص ) مي خوانيم :
« اي امراه تطيبت و خرجت من بيتها فهي تلعن حتي ترجع الي بيتها متي ما رجعت . » (22 ) « زني كه خود را خوشبو كرده از خانه بيرون رود . مورد لعنت است تا وقتي كه به خانه برگردد , هر زمان كه برگردد. »
در حديثي ديگر آمده است :
« ... و نهي (ص ) ان تتزين لغير زوجها فان فعلت كان حقا علي الله عزوجل ان يحرقها بالنار . » (23 ) « پيامبر (ص ) از اين كه زن براي غير همسرش تزيين كند , نهي نمود(و فرمود : ) اگر زن چنين كند , بر خداوند حق است او را با آتش بسوزاند. »
درباب بهداشت و پاكيزگي , بايد بر اين نكته تاكيد كنيم كه اين امر , افزون بر اينكه عمر سلولهاي بدن را افزايش مي دهد , از بروز انواع بيماري ها و در نتيجه صرف وقت وهزينه هاي درماني جلوگيري مي كند. علاوه بر اينكه رعايت بهداشت , موجب نشاط و شادابي است كه خود تاثير مطلوب در كم و كيف كارها و نيز بالا رفتن كيفيت عبادت و نيايش دارد.
اين امور موجب شده است اسلام , تاكيد فراوان بر رعايت بهداشت و نظافت كند و در دوران ظلمت و تاريكي كه واژه هايي چون « حمام » و « مسواك » براي عرب جاهلي و برخي ديگر از ملل , واژه هايي نامانوس مي نمود , آن ها را كه مورد اهتمام قرار دهد , صاحب كتاب وسائل الشيعه , در جلد نخست اين كتاب , زير عنوان « آداب الحمام و التنظيف والزينه » به نقل حدود 400 حديث در پيوند با استحمام و بهداشت مي پردازد. نيز در همين جلد , زير عنوان « ابواب السواك » , 82 حديث پيرامون اهميت و آداب مسواك كردن نقل مي كند .
همه اين ها , غير از روايات فراواني است كه مقوله بهداشت را به طور كلي مورد توجه قرار داده اند , مانند اين سخن از پيامبر گرامي اسلام (ص ) كه : « بئس العبدالقاذوره « (24 ) « بد بنده اي است شخص كثيف » .
اهتمام به ورزش و سلامتي
كسب وتجارت در مقايسه با مشاغلي مانند كشاورزي و ساختمان سازي , با فعاليت جسماني اندكي همراه است , و اين امر , در صورتي كه به ورزش توجه كافي نشود , موجب آثار وتبعات زيان بار جسماني و روحي در دوران ميان سالي وپيري مي شود.
و اين در حالي است كه صحت جسماني و سلامت بدني ـ كه در پرتو اموري چند از جمله ورزش به دست مي آيدـ مورد اهتمام پيشوايان دين بوده است .
با وجودي كه عرب هاي صدر اسلام زندگي دشواري داشتند و به اقتضاي زندگي عشايري و بيابان گردي , در پي يافتن آب و علوفه از نقطه اي به نقطه ديگر كوچ مي كردند و به همين سبب , ازفعاليت بدني مناسبي برخوردار بودند , پيامبر اكرم (ص ) آنان را به برخي مسابقات ورزشي مانند اسب سواري و شنا تشويق مي فرمود.
بر اساس روايتي علي (ع ) فرمود : « الصحه افضل النعم » (25 ) « سلامتي , بهترين نعمت ها است . » و در بسياري از دعاها , به اين عبارت يا مضمون برمي خوريم :
« اللهم اعطني السعه في الرزق ... والصحه في الجسم والقوه في البدن » (26 ) « پروردگارا به من گشايش در روزي , صحت در جسم , و نيرومندي در بدن عطا كن . »
بديهي است براي اقشاري مانند بازاريان , ضروري نيست ورزش مورد نياز خود را در قالب بازي هايي مانند فوتبال , واليبال و هندبال انجام دهند. بلكه مي توان براي اين منظور , به پياده روي كه ورزشي بسيار ساده و كم خرج است روي آورد.فعاليتي كه مي توان آن را به دور از هرگونه تظاهرو مسابقه و تنها به منظور راه رفتن وهوا خوري و جذب اكسيژن درفضاي پاك و مصفا انجام داد , به طوري كه انسان را از حالت خمود , انفعال , بي تحركي و فربهي , به تحرك و آمادگي جسمي و روحي شايسته برساند . (27 )
پاورقي :
1 ـ همان , ص 42
2 ـ همان , ص 350
3 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 8 , ص 483
4 ـ كليني , كافي , ج 2 , ص 188
5 ـ حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 8 , ص 540
6 ـ همان , ج 8 , ص 540
7 ـ عبدالواحد آمدي , غررالحكم , ص 47
8 ـ محمدباقر خوانساري , روضات الجنات , ج 2 , ص 98
9 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 2 , ص 466
10 ـ كليني , كافي , ج 2 , ص 165
11 ـ محمدرضااكبري , زيبايي هاي اخلاق , ص 87
12 ـ صدوق , مصادقه الاخوان , ص 72 , حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 12 , ص 286
13 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 12 , ص 287 , صدوق خصال , ج 1 , ص 224
14 ـ ر . ك . محمدمهدي نراقي , جامع السعادات , ج 1 , ص 368 , احمد نراقي , معراج السعاده , ص 233
15 ـ صدوق , من لايحضره الفقيه , ج 4 , ص 358
16 ـ كليني , كافي , ج 2 , ص 144
17 ـ ر . ك : محمد مهدي نراقي , جامع السعادات , ج 1 , ص 279 , احمد نراقي , معراج السعاده , ص 173
18 ـ عبدالواحد آمدي , غررالحكم , ص 287
19 ـ همان , ص 216
20 ـ حسن بن فضل طبرسي , مكارم الاخلاق , ص 96
21 ـ ديلمي , ارشادالقلوب , ج 1 , ص 136 , نيز ر . ك : حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 5 ص 5
22 ـ حرعاملي , وسائل الشيعه , ج 14 , ص 114
23 ـ همان , ج 14 , ص 174
24 ـ كليني , كافي , ج 6 , ص 439
25 ـ عبدالواحد آمدي , غررالحكم , ص 483
26 ـ از باب نمونه , ر , ك : عباس قمي , مفاتيح الجنان , دعاي ابوحمزه ثمالي .
27 ـ براي آشنايي بيش تر با اين ورزش , ر , ك : مهدي نمازي زاده , تربيت بدني عمومي , ص 26 ـ 28
حضرت علي (ع ) :
خوشا به حال آنكس كه خلق و خوي او پاك و طاهر است , و درونش درست و ظاهرش نيك باشد , و زيادي مالش را انفاق نمايد , و از سخن زائد خودداري ورزد , و نسبت به مردم از خود « انصاف » نشان دهد
براساس روايات ائمه دين (ع ) , مردمان « عيال خداوند » هستند. بنابر اين طبيعي است هركس خداوند را دوست داشته باشد نمي تواند دوستدار مردم نباشد
برخورد متانت آميز و منطقي « كاسب » با « مشتري » و داشتن « سعه صدر » در حين معامله و « خوشرويي و مدارا » با او , از مصاديق احترام نهادن به مشتري است

تلاشگر مخلص




به مناسبت سالروز شهادت حجت الاسلام حاج شيخ عباس شيرازي
هفده خرداد سالروز شهادت حجت الاسلام حاج شيخ عباس شيرازي قائم مقام سازمان تبليغات اسلامي است .
شهيد حجت الاسلام حاج شيخ عباس شيرازي در روستاي كوچكي در اطراف رفسنجان بنام « كشكوئيه » پا به عرصه گيتي نهاد و در دامان پاك مادري رنجكشيده و تحت نظر پدري دلسوز و زحمتكش , براي آينده اي روشن قدم برداشت .
با هزار سختي و مشقت دوران ابتدايي را پشت سر گذاشت و با علاقه اي كه به دروس حوزوي و تبليغ دين داشت , رنج هجرت و دوري از پدر و مادر و اقوام و دوستان را بر جان خود خريد و راهي حوزه علميه قم شد.
در آنجا با استفاده از محضر اساتيد بزرگوار و همنشيني با علماي اعلام و آيات عظام , به زودي مراتب بالايي از علوم حوزوي را طي نمود و همزمان با تعليم , بر كرسي تدريس تكيه زد و در منبر و سخنوري نيز مشهور گرديد.
زكاوت و كنجكاوي او , وي را در رشته قلمزني نيز موفق نمود و تقوا و تدين آن شهيد عزيز , محبت به او را در دل اساتيدش جاي داد.
همزمان با آغاز انقلاب اسلامي به رهبر حضرت امام خميني (ره ) در سال 1342 , آن شهيد بزرگوار پا در ركاب , به دفاع از اسلام و حمايت از حضرت روح الله برخاست و با سخنرانيهاي پرشورش , در محدوده وظيفه الهي خويش , راه را براي مشتاقان ترسيم نمود و بر عليه حكومت ستمشاهي فعاليت هاي گسترده اي نمود و براي همان , بارها ممنوع المنبر شد و يكبار نيز در سال 1357 به زندان افتاد .
مشقت و دشواري زندان و ممنوع المنبر شدن , او را سست ننموده و وي همچنان راست قامت مريد مراد و عاشقانه مي گفت و مي نوشت و تبليغ مي كرد و فرياد مي زد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز اين ارادات به حضرت روح الله در وجودش شعله ور بود و او را گرم تر از ديروز به صحنه كشاند و وي نيز در هر مسئوليت با تلاشي بي وقفه , چنان عمل نمود كه متصديان امور انقلاب را وامي داشت تا به او مسئوليت جديد و بالاتري را پيشنهاد نمايند. و آن شهيد عزيز كه همه رياست هاي ظاهري را , پستي براي خدمت بيشتر مي ديد , دست رد بر سينه پيشنهاددهندگان نمي زد و با حضوري گسترده در صحنه جهاد با هواي درون و دشمن برون , خود را وقف نهضت نموده و شبانه روز تلاش مي كرد.
گاهي در منصب امامت جمعه تنكابن و خمين و بعد به عنوان بازرس ويژه دادستاني كل انقلاب و سپس در جايگاه قائم مقامي بازرسي كل كشور و قائم مقامي سازمان تبليغات اسلامي و همزمان با آن به عنوان نماينده حضرت امام در موسسه اسلامي مسجد جامع نارمك و هسته مركزي گزينش سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و شوراي عالي تبليغات و عضو هيئت رئيسه دفتر تبليغات اسلامي قم به اسلام و مسلمين خدمت مي نمود.
و چون حضور در ميدان رزم را نيز براي خود وظيفه ميدانست و دوست داشت دوشادوش رزمندگان پرتوان و سلحشور اسلام به پيش بتازد , پيشنهاد پذيرفتن مسئوليت فرماندهي تبليغات جبهه هاي جنگ را غنيمت شمرد و با پذيرفتن آن , در اواخر عمر , نيمي از روزهاي هفته را با مسافرت به مناطق جنگي غرب و جنوب كشور , باب تازه اي را در زندگي خود گشود و بقيه از هفته را نيز در تهران و قم به خدمت مي پرداخت .
حضور عنصري فعال و قوي از سازمان تبليغات اسلامي در جبهه هاي جنگ , براي كيفيت بخشيدن و سامان دادن تبليغات جبهه بسيار مفيد و ضروري بود و او نيز حقيقتا تلاش بي وقفه اي را آغاز نمود و گامهاي مهمي را در اين مسير برداشت .
وبالاخره فدائي آن تلاش گرديد و در روز جمعه 17 رمضان المبارك و 17 خردادماه 1364 هجري شمسي به سوي معبود بال گشود , از ما جدا شد و بر بالاي دستها تشييع گشت و در كنار حرم حضرت معصومه (س ) آرام گرفت .