روزنامه جمهوري اسلامي 12/03/1384 صفحه عقيدتي

* هشدارهاي امام خميني درباره توطئه هاي دشمنان اسلام
* تكرار عاشورا
* پانزده خرداد , فصل نوراني در تاريخ مبارزات مردم مسلمان ايران
هشدارهاي امام خميني درباره توطئه هاي دشمنان اسلام




دشمنان اصلي اسلام ناب
مهمترين و دردآورترين مساله اي كه ملت هاي اسلامي و غيراسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمريكاست . دولت آمريكا به عنوان قدرتمندترين كشورهاي جهان براي بيشتر بلعيدن ذخاير مادي كشورهاي تحت سلطه , از هيچ كوششي فروگذار نمي كند.
آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است . آمريكا براي سيطره سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي خويش بر جهان زير سلطه , از هيچ جنايتي خودداري نمي نمايد. او مردم مظلوم جهان را با تبليغات وسيعش كه به وسيله صهيونيسم بين الملل سازماندهي مي گردد , استثمار مي نمايد. او با ايادي مرموز و خيانتكارش , چنان خون مردم بي پناه را مي مكد كه گوئي در جهان هيچ كس جز او و اقمارش حق حيات ندارند.
در نهاد و سرشت آمريكا و شوروي كينه و دشمني با اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ موج مي زند.
اين سازمان ها(1 ) دستاورد ابرقدرت هائي هستند كه مي خواهند مردم مستضعف جهان را چپاول كنند و به همين جهت با شما مخالفند.
خداوندا! امروز تمامي قدرت ها و ابرقدرت ها مصمم شده اند تا ريشه اسلام ناب رسول گرامي مان ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ را قطع كنند. بارالها! امروز صداميان با كينه اي كه از دين تو دارند , دست در دست تمامي شياطين جهان داده اند تا صداي اسلام محمدي را خاموش سازند.
مسلمانان حاضر در مواقف كريمه از هر ملت و مذهب كه هستند بايد به خوبي بدانند كه دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم الشان صلي الله عليه وآله وسلم , ابرقدرت ها خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است كه چشم طمع به كشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زيرزميني و روي زميني اين كشورها از هيچ جنايت و توطئه اي دست بردار نيستند و رمز موفقيت آنان در اين توطئه شيطاني تفرقه انداختن بين مسلمانان به هر شكل كه بتوانند مي باشد. در مراسم حج ممكن است اشخاصي از قبيل ملاهاي وابسته به خود را وادار كنند كه اختلاف بين شيعه و سني ايجاد كنند و آن قدر به اين پديده شيطاني دامن زنند كه بعض ساده دلان باور كنند و موجب تفرقه و فساد شوند. برادران و خواهران هر دو فرقه بايد هشيار باشند و بدانند كه اين كوردلان جيره خوار با اسم اسلام و قرآن مجيد و سنت پيامبر مي خواهند اسلام و قرآن و سنت را از بين مسلمين برچينند يا لااقل به انحراف كشانند. برادران و خواهران بايد بدانند كه آمريكا و اسرائيل بااساس اسلام دشمنند , چرا كه اسلام و كتاب و سنت را خار راه خود و مانع از چپاولگري شان مي دانند , چرا كه ايران با پيروي از همين كتاب و سنت بود كه در مقابل آنان بپاخاست و انقلاب نمود و پيروز شد.
ضربه به اسلام به نام اسلام
مكتب هاي الهي ـ توحيدي از اولي كه در بين بشر بوده است مع الاسف به واسطه كارشكني هاي مستكبرين , آنطور كه بايد پياده نشده است بخصوص مذهب حضرت عيسي سلام الله عليه كه به دست يك طايفه هائي افتاده است . يك تحريف هايي شده است و يك چيزهائي كه سزاوار حضرت مسيح نيست ذكر شده است و بدتر از او سلاطيني كه خودشان را به مذهب مسيح بسته اند و مسيحي نبوده اند , مانع شدند از اينكه تعليمات حضرت مسيح تحقق پيدا بكند. اگر تعليمات انبيا حضرت مسيح در مسيحيين , حضرت موسي در كليميين , حضرت رسول اكرم (ص ) در مسلمين , آنطوري كه آنها مي خواستند تحقق پيدا مي كرد , اين گرفتاري هائي كه الان براي همه بشر در همه جا هست پيش نمي آمد. الان شما مي بينيد كه دولتهاي بزرگ با اسم مسيحيت , با اسم انتساب به مكتب حضرت مسيح سلام الله عليه چه جنايت ها در عالم مي كنند , چنانكه سران ممالك اسلامي هم با اينكه مسلمان هستند و با اسم اسلام بلكه چه جناياتي كه نمي كنند. شما ديديد كه محمدرضا در اينجا اظهار اسلاميت مي كرد و قرآن طبع مي كرد و اظهار تعهد به اسلام مي كرد , معذالك با اسلام آنطور كه همه ديديد. و امثال كارتر هم , نظير او در مسيحيت مي رود دعا مي خواند , در كليسا مي رود وادار مي كند كه دعا بخوانند , لكن بر خلاف تعليمات حضرت مسيح , آنهمه ظلم , آنهمه جنايت در دنيا مي كند , مذهب ها از اول گرفتار اين طاغوت ها بودند.
مبارزه با توطئه هاي فرهنگي شرق و غرب
علماي بلاد و كشورهاي اسلامي بايد راجع به حل مشكلات و معضلات مسلمين و خروج آنان از سيطره قدرت حكومت هاي جور با يكديگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و براي حفظ منافع مسلمين سينه ها را سپر كنند و جلوي تهاجم فرهنگ هاي مبتذل شرق و غرب را كه به نابودي نسل و حرث ملت ها منتهي شده است را بگيرند , و به مردم كشورهاي خود آثار سو و نتايج خودباختگي در مقابل زرق و برق غرب و شرق را بازگو نمايند و به مردم و به دولت ها خطر استعمار نو و شيطنت ابرقدرت ها كه جنگ و مسلمان كشي در جهان به راه انداخته اند , گوشزد كنند.
من مجددا تاكيد مي كنم كه دنيا امروز تشنه حقايق و احكام نوراني اسلام است و حجت الهي بر همه علما و روحانيون تمام گرديده است , چرا كه وقتي جوانان كشورهاي اسلامي براي دفاع از مقدسات ديني خود تا سر حد شهادت پيش رفته اند و براي بيرون كردن متجاوزان , خود را به درياي حوادث و بلازده اند و زندان ها و شكنجه ها را به جان خريده اند و همچون مسلمانان شجاع و مبارز و عزيزان حزب الله لبنان و ساير كشورها مقاومت كرده اند و به جهاد عليه متجاوزان برخاسته اند , چه حجتي بالاتر از اين و چه بهانه اي براي سكوت و مماشات و در خانه نشستن و تقيه كردن هاي بي مورد مانده است
يكي از مسائل بسيار مهمي كه به عهده علما و فقها و روحانيت است , مقابله جدي با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادي شرق و غرب و مبارزه با سياست هاي اقتصاد سرمايه داري و اشتراكي در جامعه است , هر چند كه اين بليه دامنگير همه ملت هاي جهان گرديده است و عملا بردگي جديدي بر همه ملت ها تحميل شده و اكثريت جوامع بشري در زندگي روزمره خود به اربابان زر و زور پيوند خورده اند و حق تصميم گيري در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و علي رغم منابع سرشار طبيعت و سرزمين هاي حاصلخيز جهان و آب ها و درياها و جنگل ها و ذخاير , به فقر و درماندگي گرفتار آمده اند و كمونيست ها و زراندوزان و سرمايه داران با ايجاد روابط گرم با جهانخواران , حق حيات و ابتكار عمل را از عامه مردم سلب كرده اند و با ايجاد مراكز انحصاري و چندمليتي , عملا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راه هاي صدور و استخراج و توزيع و عرضه و تقاضا و حتي نرخ گذاري و بانكداري را به خود منتهي نموده اند و با القاي تفكرات و تحقيقات خودساخته , به توده هاي محروم باورانده اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگي كرده و الا راهي براي ادامه حيات پابرهنه ها , جز تن دادن به فقر باقي نمانده است و اين مقتضاي خلقت و جامعه انساني است كه اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان در حسرت يك لقمه نان بسوزند و بميرند و گروهي اندك هم از پرخوري و اسراف و تعيش ها جانشان به لب آيد. به هر حال اين مصيبتي است كه جهانخواران بر بشريت تحميل كرده اند و كشورهاي اسلامي به واسطه ضعف مديريت ها و وابستگي , به وضعيتي اسف بار گرفتار شده اند كه اين به عهده علماي اسلام و محققين و كارشناسان اسلامي است كه براي جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام , طرح ها و برنامه هاي سازنده و دربرگيرنده منافع محرومين و پابرهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به درآورند البته پياده كردن مقاصد اسلام در جهان خصوصا برنامه هاي اقتصادي آن و مقابله با اقتصاد بيمار سرمايه داري غرب و اشتراكي شرق , بدون حاكميت همه جانبه اسلام ميسر نيست و ريشه كن شدن آثار سو و مخرب آن چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حكومت اسلامي همچون جمهوري اسلامي ايران نيازمند به زمان باشد , ولي ارائه طرح ها و اصولا تبيين جهتگيري اقتصاد اسلام در راستاي حفظ منافع محرومين و گسترش مشاركت عمومي آنان و مبارزه با اسلام با زراندوزان , بزرگترين هديه و بشارت آزادي انسان از اسارت فقر و تهيدستي به شمار مي رود. (برگرفته از كتاب اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني )
پاورقي :
1 ـ مراد سازمان هاي بين المللي است .
دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم الشان (ص ) , ابرقدرت ها خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است كه چشم طمع به كشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زيرزميني و روي زميني اين كشورها از هيچ جنايت و توطئه اي دست بردار نيستند و رمز موفقيت آنان در اين توطئه شيطاني تفرقه انداختن بين مسلمانان به هر شكل كه بتوانند مي باشد
دنيا امروز تشنه حقايق و احكام نوراني اسلام است و حجت الهي بر همه علما و روحانيون تمام گرديده است
علماي بلاد و كشورهاي اسلامي بايد راجع به حل مشكلات و معضلات مسلمين و خروج آنان از سيطره قدرت حكومت هاي جور با يكديگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و براي حفظ منافع مسلمين سينه ها را سپر كنند

تكرار عاشورا




چيست اين شيون , مگر باغ پيمبر سوخته است
يامگر جبريل را در عرش شهپر سوخته است
چيست اين غوغا , مگر تكرار عاشوراست اين
كز شررها خيمه آل پيمبر سوخته است
مجتبي را باز خوناب جگر در تشت ريخت
يا كه باديوار ودر , زهراي اطهر سوخته است
باز در محراب , فرق مرتضي (ع ) از هم شكافت
نخلهاي كوفه در اندوه حيدر سوخته است
چيست اين ماتم مگر محشر پديدار آمده ست
يامگر زين شعله خورشيد منور سوخته است
العطش مي گويد اكنون حنجر افلاكيان
قامت عباس را زخم مكرر سوخته است
پيكر قاسم به ميدان , خيمه ها درانتظار
يادگار مجتبي در پيش منظر سوخته است
برنمي گردد مگر ديگر سوار ذوالجناح
كاين چنين جان حرم را شعله يكسر سوخته است
باز در باغ شقايق رسته داغ تازه اي
جان مادر شعله هاي زخم ديگر سوخته است
يارب آن پير قلندر , در شب آخر چه گفت
كز دعايش خرمن قوم دلاور سوخته است
تسليت بادا شما را , اي شهيدان رشيد
در فراق لاله هامان , جان رهبر سوخته است
لاله هاي باغ زهرا را بگو : كاي لاله ها
باغبان مي آيد و جانش در آذر سوخته است
با يتيمان باز هم دركوفه شبها همدمم
كس نمي گويد كجا خورشيدمان پرسوخته است
جست و جو را بس كن اي دل , اي يتيم بينوا
كزپي آن مقتدا عالم سراسر سوخته است
عرصه مردي قرق شد , قوت بازو شكست
هم يلان گودرا , زين شعله , پيكرسوخته است
هم شرف در خون نشست و هم فتوت شد يتيم
در حريم اين گذر , روح قلندر سوخته است
حسين اسرافيلي

پانزده خرداد , فصل نوراني در تاريخ مبارزات مردم مسلمان ايران





پانزده خرداد سالروز قيام شكوهمند مردم مسلمان ايران عليه ستم شاهنشاهي است .
برخورد اوليه شاه با روحانيت به رهبري امام خميني (ره ) زماني روي داد كه رژيم در پوشش اصلاحات آمريكائي به مبارزات عليه اسلام و تضعيف پايه هاي مذهبي جامعه پرداخت .
رژيم شاه تا زمانيكه آيت الله بروجردي حيات داشتند از پرداختن به اصلاحات ديكته شده از سوي آمريكا ومقابله با اسلام هراسان بود زيرا آيت الله بروجردي در ميان مسلمانان داخل و خارج از چنان اقتدار , شهرت و محبوبيتي برخوردار بود كه برخورد منفي ايشان باسياستهاي رژيم شاه مشكلات اساسي براي رژيم پيش مي آورد و چه بسا سبب قيام و انقلاب ميگرديد لذاشاه تا زمان رحلت آيت الله بروجردي (فروردين 1340 ه' ش ) ازمبادرت به عملي كردن نيات خويش خودداري ميكرد. اما بعد از رحلت آيت الله بروجردي رژيم به تصور اينكه ديگر شخص مقتدري درراس روحانيت نيست تا عموم مردم از اوتبعيت داشته و سبب پيدا شدن مسائل غيرقابل كنترل در جامعه بشود , تصميم به پياده كردن نيات خويش در جامعه گرفت . ازاين پس بود كه اتفاقاتي زنجيروار رخ داد و اين اتفاقات زنجيره اي بطور طبيعي روحانيت و رژيم را مقابل يكديگر قرار داد.
اولين برخورد در ماجراي انجمن هاي ايالتي و ولايتي پيش آمد و روحانيت به رهبري امام خميني (ره ) بطور فعال به صحنه مبارزه و سياست گام نهاد. سرانجام نيز با پيروزي روحانيت , مساله انجمنهاي ايالتي و ولايت خاتمه يافت .
اززمان ختم ماجراي انجمن هاي ايالتي و ولايتي تا زمان قيام پانزده خرداد , دو موضوع و به عبارت ديگر دو برخورد ديگر بين روحانيت و مردم از يك سو و رژيم حاكم ازسوي ديگر , پيش آمد , برخورد نخست در پيرامون طرح قضيه رفراندوم از سوي شاه در بهمن 1341 , شكل گرفت وبرخورد دوم با حمله عوامل رژيم به مدرسه فيضيه بوقوع پيوست .
در برخورد نخست با وجود مخالفت و اعتراض روحانيت , شاه بالاخره رفراندوم را (هرچند با فضاحت تمام ) به انجام رساند.
اما روحانيت به رهبري امام خميني (ره ) كه اصلي ترين جناح مخالف اصلاحات آمريكايي شاه ورفراندوم كذايي بود ساكت ننشسته و به بيان حقايق و واقعيتها در مورد رفراندوم پرداختند و اهداف رژيم را از اصلاحات بيان ميكردند تا مردم را كه زير فشار تبليغاتي قرار گرفته بودند با حقيقت امر واقعيتهاي موجود آن زمان آشنا كنند.
بنابر اين , برخورد تبليغي , سياسي ولفظي بطور مستمر بين رژيم و روحانيت ادامه پيدا كرد به گونه ايكه به راحتي استنباط ميشد كه طولي نخواهد كشيد كه اين برخورد تبليغي ولفظي بالاخره به تصادم فيزيكي نيز منجر خواهد شد زيرا رژيم شاه با تمام امكانات تبليغي كه داشت , هرگز نمي توانست در برابر نفوذ كلامي روحانيت در جامعه دوام بياورد و بالاخره با تبليغاتي كه روحانيت مي نمود و حقايق را بيان ميكرد , ذهن جامعه هر روز بيش از پيش متوجه نيرنگها واهداف رژيم ميشد و اين امر براي دستگاه حاكمه فوق العاده خطرناك بود. به همين خاطر بود كه رژيم چاره كار را در آن ديد كه به خشونت وزور متوسل بشود تا شايد از گرداب موجود خلاصي يابد لذا جهت ترساندن روحانيت به رهبري امام خميني و عقب زدن آنها از صحنه , در اول فروردين 42 مدرسه فيضيه را مورد هجوم قرارداد اما حوادث بعدي نشان داد كه اين هجوم نيز موثر واقع نشد و روحانيت همچنان در مقابل شاه ايستادگي ميكرد.
نوع حركت امام خميني (ره ) بعد ازفاجعه دلخراش مدرسه فيضيه و چگونگي عكس العمل ايشان در برابر اين قضيه و مسائل ديگري كه در جامعه آن روز ايران مطرح ميشد , حكايت از آن داشت كه رژيم شاه به هدفي كه بخاطر رسيدن به آن , مدرسه فيضيه ومركز روحانيت رامورد هجوم قرار داده بود , نرسيده است . بالاتر اينكه رژيم نه تنها به هدف نرسيد بلكه اين موضوع بخودي خود يك عامل منفي عليه رژيم شاه تبديل شد. زيرا دستگاه شاه با انجام اين جنايت , هم ماهيت خودش را بهتر روشن كرد وهم براي مخالفين رژيم يعني روحانيت , يك ميدان تبليغي وسيع و مهم را فراهم ساخت تا از اين زاويه نيز دستگاه حاكمه را مورد حمله تبليغي قرار دهند وبا آوردن نمونه عيني (كه ملموس همگان و قابل فهم براي افراد عادي و توده مردمي بود كه معمولا از پشت پرده سياست ستمكاران و ظاهر فريبان دغلباز كمتر اطلاع دارند ولذا در بسياري از موارد فريب ظواهر را ميخورند) يعني فاجعه مدرسه فيضيه , ماهيت سفاكانه و اسلام ستيزانه رژيم را براي مردم روشن سازند.
به خاطر همين مساله بود كه امام خميني (ره ) دربياناتي كه بلافاصله بعد از وقوع فاجعه مدرسه فيضيه ايراد نمودند آن را يك پيروزي قلمداد كردند (نه شكست ) و به اثر مثبت اين امر درروند مبارزات اسلامخواهي بطور مكرر و در موارد مختلف تاكيدنمودند. امام در بيانات فوق الذكر خود فرمودند :
دستگاه حاكمه با ارتكاب اين جنايت , خود را رسوا ومفتضح ساخت و ماهيت چنگيزي خود را به خوبي نشان داد. دستگاه جبار با دست زدن به اين فاجعه , شكست ونابودي خود را حتمي ساخت . ما پيروز شديم , ما از خدا مي خواستيم كه اين دستگاه ماهيت خود را بروز دهد و خود را رسوا كند ... (صحيفه نور جلد اول ص 63 )
به هر حال رژيم شاه به هدفش ازانجام فاجعه مدرسه فيضيه كه مرعوب كردن روحانيت و از بين بردن نطفه قيام و مخالفت بود (تا برنامه هاي اسلام ستيزانه ونوكرمآبانه خويش را در جاده هموار سكوت و سكون ادامه دهد) , نرسيد و امام خميني (ره ) همچنان استوار و مقاوم ايستاده و خروش مينمود وعرصه رابر دستگاه حاكمه هر لحظه تنگتر ميكرد. و همين امر بالاخره رژيم شاه را به جنوني ديگر كشاند تا فاجعه اي به مراتب گسترده تر وعميق تر از فاجعه مدرسه فيضيه يعني 15 خرداد را بوجود آورد .
تصميم امام خميني (ره ) مبني بر ادامه مبارزه با دستگاه شاه و سياستهاي ضد اسلامي و ضد ملي اين رژيم , عامل اصلي جنون هيات حاكمه شد. سردمداران رژيم شاه ازهمان زماني كه (ارديبهشت 42 و در آستانه چهلم مدرسه فيضيه ) تصميم قاطع امام را به ادامه مبارزه دريافتند بتدريج خود را براي يك فاجعه جنايت بار ديگر آماده كردند.
به هر حال با اتخاذ اين شيوه مبارزه جويانه ازسوي امام خميني (ره ) , دستگاه حاكمه در صدد برآمد تا با امام به هر نحو ممكن مقابله كند و مردمي را هم كه به تبع اين مقابله , عليه دستگاه جبار وارد عمل ميشوند با بي رحمي تمام سركوب كند و جوي خون جاري سازد يعني جنايات 15 خرداد را بيافريند .
بالاخره مرحله حساس فرارسيد وامام خميني (ره ) در عصر عاشورا (13 خرداد 1342 ) با سخنراني تاريخي خويش در مدرسه فيضيه , ضربه مهلك را به پيكر رژيم شاه وارد كردند , البته لازم به يادآوري است كه با حلول محرم سال 42 , امام , هم خودمصمم به استفاده از اجتماعات مذهبي اين ماه براي افشاگري بيشتر در مورد رژيم شاه شدند وهم ديگران را به اين كارتشويق كردند.
در مقابل اين تصميم امام , ساواك نيز مصمم به ايجاد محدوديتهايي براي هياتها و اجتماعات مذهبي و سوگواري شد و بسياري از سخنرانان و وعاظ را احضار كرد و آنان را ملزم نمود تا در محافل و مجالسي كه در طي محرم و صفر تشكيل ميشود , پيرامون سه چيز سخن نگويند : اول آنكه عليه شخص شاه اظهاراتي نكنند , دوم آنكه عليه اسرائيل چيزي نگويند و سوم آنكه به مردم پي در پي نگويند اسلام در خطر است .
امام خميني (ره ) در برابر اين اقدامات رژيم , عكس العمل تندي نشان داد و طي پيامي كه به وعاظ , سخنرانان ديني و هيات هاي مذهبي فرستاد , در آن التزامات ساواك را غيرقانوني و بي اثر و التزام گيرندگان را مجرم و قابل تعقيب دانست .
و بالاخره ساعت 4 بعدازظهر روز عاشورا مصادف با 13 خرداد 1342 فرا رسيد و امام با گامهاي استوار خويش (بدون اعتنا به تهديدات فراواني كه ميشد) به سوي مدرسه فيضيه حركت كردند تا فصل نوراني ديگري را در تاريخ مبارزات تشيع عليه ظلم و ستم , بگشايند. و الگوي مبارزه , شجاعت , شهامت و غيرت ديني براي پيروان محمد(ص ) , رهروان علي (ع ) و حسين (ع ) باشند.
امام خميني (ره ) در سخنراني فوق الذكر بسياري از مفاسد و اعمال ضد اسلامي و ضد مردمي رژيم را با صراحت بيان كردند و درست از همان چيزهايي سخن به ميان آوردند كه رژيم نسبت به آنها حساسيت داشت و از وعاظ و سخنرانان التزام گرفته بود كه پيرامون آنها سخني نگويند , امام در اين بيانات تاريخي : شاه و اسرائيل را اساس گرفتاري ذكر كردند , رفراندوم شاه را به باد استهزا گرفتند , حمله به اسلام و نهادهاي ديني را به شدت محكوم نمودند , آلت دست اسرائيل بودن حكومت را براي مردم روشن ساختند و بالاخره تمام آن چيزهايي را كه به خاطر آنها كمر به مبارزه عليه دستگاه حاكمه بسته بودند , در قالب آن سخنراني ريخته و همچون گلوله آتشيني بر پيكر پوسيده رژيم شاه كوبيدند.
بعد از سخنراني مهم و تاريخي امام خميني (ره ) در عاشوراي سال 42 (13 خرداد) جامعه كه در پرتو سخنان امام به آگاهي بيشتر , رسيده متشنج تر و ناآرام تر از گذشته شد و در حقيقت آمادگي يك قيام عمومي و برپا كردن انقلاب را پيدا كرد بطوريكه نشانه هاي اين قيام عمومي بصورت تظاهرات و اجتماعات سياسي مذهبي از شهرهاي مختلف نمودار شد. عكس العمل رژيم در برخورد با وضعيت مذكور كه امام خميني (ره ) با سخنراني خويش مسبب آن شناخته ميشد , همانا تصميم به دستگيري امام (كه از مدتها پيش به عنوان يك راه حل براي ساكت كردن آن بزرگوار مطرح بود) و ياران نزديك ايشان و همچنين سركوب شديد مخالفين بود.
بنابراين رژيم به عنوان نخستين و اساسي ترين عكس العمل , شبانه افراد ويژه خود را مامور دستگيري امام كرد و بالاخره در نيمه شب 15 خرداد ناجوانمردانه به منزل امام يورش و آن بزرگوار دستگير گرديدند.
خبر دستگيري امام خميني (ره ) جامعه مضطرب و ناآرام ايران را به مرحله انفجار رساند و شعله هاي قيام از شهرهاي مهم ايران زبانه كشيد.
قم , تهران , مشهد , شيراز , اصفهان و... از شهرهايي بودند كه بطور فعال قيام عمومي 15 خرداد را آغاز كرده و عليه رژيم حاكم به پا خاستند. متعاقب اين امر , رژيم نيز با تمام توان به ميدان آمد تا مرحله بعدي طرح خود را كه سركوب خونين مردم و معترضين بود به مورد اجرا بگذارد. در نتيجه تقابل خونين بين طرفداران جبهه حق و باطل آغاز شد. تقابلي كه در يك سوي آن مردم و روحانيوني قرار داشتند كه شعارشان اسلامخواهي , عدالت طلبي , سعادت خواهي براي ملت و رهايي از سلطه بيگانگان بر كشور و سلاحشان مشتهاي بهم فشرده بود و در سوي ديگر آن رژيمي تا دندان مسلح كه مصمم بود تا با تكيه بر كمك و حمايت بيگانگان جبهه مقابل را در خون بنشاند و موجب رضايت اربابان شود.
به هر حال 15 خرداد با حماسه آفريني كم نظير مردم از يك سو و جنايت وحشيانه رژيم از سوي ديگر , جامه وقوع به تن كرد و بر تارك تاريخ معاصر ايران بدرخشش نشست .
درحماسه آفريني 15 خرداد همه اقشار و طبقات مردم به سهم خويش شريك شدند. از روستائيان ورامين تا كسبه خيابانها و بازاريان تهران , از روحانيون حوزه علميه تا دانشجويان دانشگاه , از مردان حقيقت جو تا زنان و كودكان و...
در روز 15 خرداد بسياري از شهرهاي ايران حالت شهر جنگي بخود گرفت و رژيم شاه تمام افراد ارتش و پليس را با سلاحهاي سنگين و سبك به ميدان آورد در شهرهايي كه قيام بوقوع پيوسته بود اعلام حكومت نظامي كرد.
در هر حال 15 خرداد با كشتار وسيع و بازداشت هاي جمعي روحانيون و ساير مخالفين كه در مجراي اين قيام قرار داشتند , خاتمه يافت ولي شعله اعتراض و حقيقت خواهي و اسلام طلبي همچنان در دل مردم باقي ماند و سرانجام كاخ ستم شاهنشاهي را دركام خود فرو برد.
15 خرداد از آن جهت كه يك قيام گسترده عمومي به رهبري روحانيت و در راستاي عدالت طلبي , اسلام خواهي , استعمارستيزي و... بود اهميت فوق العاده اي در تاريخ معاصر ايران دارد.