روزنامه جمهوري اسلامي 10/03/1384 صفحه عقيدتي

ديدگاههاي امام خميني در باره اهداف و ضرورت مبارزه با قدرتهاي سلطه جوي جهاني
بي جمال تو
آتشفشان خشم
ديدگاههاي امام خميني در باره اهداف و ضرورت مبارزه با قدرتهاي سلطه جوي جهاني


من فقط يك موعظه مي كنم و آن اين است كه براي خدا قيام كنيد , هم قيام كنيد , هم قيامتان براي خدا باشد , اگر بخواهيد قيام شما يك قيام مثمر باشد.
ما تحت رهبري پيغمبر اسلام اين دو كلمه را مي خواهيم اجرا كنيم نه ظالم باشيم و نه مظلوم . ما در طول تاريخ مظلوم بوديم , از همه جهات مظلوم بوديم , و ما امروز مي خواهيم كه مظلوم نباشيم و ظالم هم نباشيم . ما تعدي به هيچ كشوري , به واسطه دستوري كه به ما رسيده است از اسلام نخواهيم كرد و تجاوز به هيچ فردي نخواهيم كرد و نبايد بكنيم وتجاوز به هيچ كشوري نخواهيم كرد و نبايد بكنيم لكن از تجاوز ديگران هم بايد جلوگيري كنيم و مردم ما امروز از زن و مرد , صغير و كبيرعازم اين هستند كه در مقابل تجاوزهائي كه تاكنون به آنها شده است و امروز جلوگيري شده است بايستند و جان خودشان را فداي آزادي و استقلال و فداي بيرون رفتن از زير بار ظلم كنند و ما از همه ملت ها و از همه دولت ها اين توقع انساني را داريم . (467 )
جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدني نيست جنگ ما جنگ فقر و غنا بود جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد.
ما مي خواهيم از زير بار آمريكا و انگلستان و روسيه بيرون برويم , البته فداكاري مي خواهد , جوان دادن مي خواهد , حبس مي خواهد , ده سال حبس مي خواهد. لازم است اين امور , همه چيز لازم دارد و ما اصلا در اين معنا ناراحت نيستيم كه داريم حبس مي رويم , داريم جوان هاي ما دارند از بين مي روند , براي اينكه در مقابل حق است , براي خداست , وقتي يك امري براي خدا شد و مقابل ظالم شد , ما چه غمي داريم , ديگر اين غمي ندارد كه ما براي خدا داريم كار مي كنيم و جوان هاي ما براي خدا دارند فداكاري مي كنند.
ما بايد همه چيز خودمان را از او ( : خدا) بدانيم . شما نه افراد زياد داريد و نه سلاح و ساز و برگ جنگي زياد , ولي طرف مقابل شمااز همه دنيا به او كمك مي شود , وقتي اينطور شد , آن كسي كه هيچ ندارد بايد با جهات معنوي مقابله كند , با جهات صوري كه نمي شود. شما خوب مي دانيد كه شاه سابق مجهز بود به جهاز بسيار و امريكا بود كه ايران را پر از سلاح و مهمات كرد براي اينكه مي خواست ايران پايگاه آنها باشد و شاه همه چيز داشت , پشتيباني تمام ابر قدرت ها , لشكر منظم تا دندان مسلح ولي مردم ايران هيچ نداشتند. از مدرسه فيضيه شروع شد و وقتي مردم ديدند كه اختلافي نيست , مجتمع شدند و با نيروي ايمان پيروز گرديدند. مردم ايران كه سلاح نداشتند , آنها با مشت گره كرده و فرياد بر دشمن پيروز شدند , اينقدر فرياد كشيدند كه دشمن تا بن دندان مسلح را شكست دادند بعد هم خود مردم , كميته ها و سپاه را تشكيل دادند , امروز ايران وضعي الهي دارد.
ملت ايران امروز , براي همين معنا كه اسلام را زنده كند و احكام اسلام را زنده كند قيام كرده است و قيامي كرده است كه در تاريخ اسلام در تاريخ ايران سابقه ندارد.
از هيچ يك از اين قدرت هائي كه در عالم هستند و ارعاب مي كنند ملت ما را , ما نمي ترسيم براي اينكه ما براي خدا قيام كرديم , ملت ما براي خدا قيام كرده است و ملتي كه براي خدا قيام كند از هيچ چيز نمي ترسد و آسيب نمي بيند و خدا با شماست و نگهدار شما.
با قبول و اجراي صلح كسي تصور نكند كه ما از تقويت بنيه دفاعي و نظامي كشور و توسعه و گسترش صنايع تسليحاتي بي نياز شده ايم , بلكه توسعه و تكامل صنايع و ابزار مربوط به قدرت دفاعي كشور از اهداف اصولي و اوليه بازسازي است و ما با توجه به ماهيت انقلابمان در هر زمان و هر ساعت احتمال تجاوز را مجددا از سوي ابر قدرت ها ونوكرانشان بايد جدي بگيريم .
جمهوري اسلامي ايران نبايد تحت هيچ شرايطي از اصول و آرمان هاي مقدس و الهي خود دست بردارد.انشاالله مردم سلحشور ايران كينه و خشم انقلابي و مقدس خويش را در سينه ها نگه داشته و شعله هاي ستم سوز آن را عليه شوروي جنايتكار و آمريكاي جهانخوار و اذناب آنان به كار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه وآله و سلم ـ بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنكان و صالحان , وارثان زمين گردند.
سيدالشهدا(سلام الله عليه ) وقتي مي بيند كه يك حاكم ظالمي , جائري در بين مردم دارد حكومت مي كند , تصريح مي كند حضرت كه اگر كسي ببيند كه , حاكم جائري در بين مردم حكومت مي كند , ظلم دارد به مردم مي كند بايد مقابلش بايستد و جلوگيري كند هر قدر كه مي تواند. با چند نفر , با چندين نفر كه در مقابل آن لشكر هيچ نبود لكن تكليف بود آنجا كه بايد قيام بكند و خونش را بدهد تا اينكه اين ملت را اصلاح كند , تا اينكه اين علم يزيد را بخواباند و همين طور هم كرد و تمام شد. خونش را داد و خون پسرهايش را داد و اولادش را داد و همه چيزهاي خودش را داد براي اسلام .
آياتي كه در قتال وارد شده در قرآن , در مقاتله و جنگ وارد شده يكي دوتا نيست . آياتي كه در جنگ وارد شده و دستور به اينكه برويد جنگ بكنيد , برويد. قيام بكنيد , برويد اينها را سرجاي خودشان بنشينيد. همه ـ باهمه ـ قتال بكنيد , با همه , منحرفين قتال بكنيد , دستوري است كه حالا هم براي ما هست , منتها حالا مااسباب قتال به آن معنا نداريم , اما اسباب اين معنا كه ما ملتها را بيدار بكنيم , ملتها را آشنا بكنيم به وضع مسلمين , به وضع روحانيين (داريم ).
خداي تبارك و تعالي مي فرمايد فقط يك موعظه من دارم . پيغمبر اكرم واسطه , خدا واعظ , ملت متعظ , من فقط يك موعظه , بيشتر از يك موعظه ندارم , « انما اعظكم بواحده ان تقوموالله » اينكه براي خدا قيام كنيد وقتي كه ديديد كه دين خدا در معرض خطر است براي خدا قيام كنيد , اميرالمومنين مي ديد كه دين خدا در خطر است معاويه دارد و ارونه مي كند دين خدا را , براي خدا قيام كرد , سيدالشهدا هم همين طور براي خدا قيام كرد. اين يك مطلبي است كه براي يك وقت نيست , موعظه خدا هميشگي است هر وقت ديديد كه بر ضد اسلام , بر ضد رژيم انساني اسلامي الهي خواستند كه قيام كنند , خواستند وارونه كنند مسائل اسلام را , به اسم اسلام , اسلام را بكوبند اينجا لله بايد قيام كرد و نترسيد از اينكه شايد نتوانيم , شايد شكست بخوريم , شكست تويش نيست .
همين است سيره انبيا همين بوده است كه اگر چنانچه يك سلطان جائر بر مردم حكومت مي خواهد بكندبايستيد در مقابلش و او به هر جا مي خواهد منتهي بشود بايد برويم سراغش و نهي از منكرش و امر به معروفش كنيم و بكشيم او را پائين از آن تخت باطل . پس ما مبالاتي نداريم در اينكه كشته مي دهيم , كشته بدهيم , البته بايد هم بدهيم .
اگر اين طور بود پيغمبر هم مي نشست توي مسجدش و نماز مي خواند. چرا از اول عمرش تا آخر زحمت كشيد , جنگ كرد , زد و خورد كرد , شكست خورد , شكست داد تا مسائل را آن قدري كه مي توانست عمل كرد. اميرالمومنين هم همين طور , ديگران هم همين طور , صلحا هم همين طورند , اشخاص بيدار اين طورند. اين طور نيست كه بنشينند توي مسجد و كار به اين كارها نداشته باشند. بنشينند توي خانه هايشان و كار به كسي نداشته باشند. بي طرف باشند. كاري مابه اين كارها نداريم اگر اين منطق انبيا بود كه فرعون نمي رفت سراغ موسي , موسي نمي رفت سراغ فرعون , اگر منطق انبيا اين بود كه ابراهيم نمي رفت هجمه كند بر آنها , پيغمبر اين كار را نمي كرد , منطق انبيا اين نيست , منطق انبيا اين است كه « اشدا » بايد باشند بر كفار و بر كساني كه برضد بشريت هستند , بين خودشان هم رحيم باشند , و آن شدت هم رحمت است برآنها.
ما مفتخريم كه ائمه معصومين صلوات الله و سلامه عليهم در راه تعالي دين اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكي از ابعاد آن است در حبس و تبعيد بسر برده و عاقبت در راه اندازي حكومتهاي جائرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند.
شما اي مستضعفان جهان و اي كشورهاي اسلامي و مسلمانان جهان بپا خيزيد و حق را با چنگ و دندان بگيريد و از هياهوي تبليغاتي ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسيد و حكام جنايتكار را كه دسترنج شما را بدشمنان شما و اسلام عزيز تسليم ميكنند از كشور خود برانيدو خود و طبقات خدمت گزار متعهد زمام امور را بدست گيريد و همه در زير پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان بدفاع برخيزيد و بسوي يك دولت اسلامي با جمهوريهاي آزاد و مستقل به پيش رويد كه باتحقق آن همه مستكبران جهان را بجاي خود خواهيد نشاند و همه مستضعفان را بامامت و وراثت ارض خواهيد رساند.
(برگرفته از كتاب آئين انقلاب اسلامي , گزيده انديشه هاي امام خميني , از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني )
از هيچ يك از اين قدرت هايي كه در عالم هستند و ارعاب مي كنند ملت ما را , ما « نمي ترسيم » , براي اين كه ما براي « خدا » قيام كرديم , ملت ما براي خدا قيام كرده است و ملتي كه براي خدا قيام كند از هيچ چيز نمي ترسد
توسعه و تكامل صنايع و ابزار مربوط به « قدرت دفاعي كشور » , از اهداف اصولي و اوليه « بازسازي » است
شما اي مستضعفان جهان و اي كشورهاي اسلامي و مسلمانان جهان , بپاخيزيد و حق را با چنگ و دندان بگيريد و از هياهوي تبليغاتي ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسيد

بي جمال تو


تيره شد آينه صبح درخشان بي تو
تار شد مشرق روحاني ايمان بي تو
نزهت اين چمن از نكهت انفاس تو بود
زرد شد سبزي احسان بهاران بي تو
جنگل سبز قيام از تو برافراشته بود
مي رود قوت زانوي درختان بي تو
ضجه ها مي زند از داغ جگرسوز فراق
در و ديوار غم آلود جماران بي تو
بي جمال تودل آينه و آب گرفت
آتشين شد نفس باد پريشان بي تو
پاره شد رشته منظومه نوراني شوق
گشت آفاق همه كلبه احزان بي تو
من چه گويم كه چه سان آينه روز گرفت
رنگ دلگيرترين شام غريبان بي تو
كاش پيش از شب اندوه سفر مي كرديم
تا نبوديم در اين باغ غزلخوان بي تو
زكريا اخلاقي

آتشفشان خشم


شفق از سوگ بر سرخاك كرده
غمت را سنگ هم ادراك كرده
فلق با داغ تو همچون شقايق
گريبان از مصيبت چاك كرده
شكستي اي فلك آيينه ما
به غارت داده اي گنجينه ما
فتاده گريه در چشم ملائك
زناي هفت بند سينه ما
كسي چون تو ستم سوزي نياموخت
بهين آيين پيروزي نياموخت
چنين آتشفشاني خشم خورشيد
به شبها شعله افروزي نياموخت
صبا داغ تو را تا آگهي كرد
مرا تا كوي محنت همرهي كرد
فغان از ناي دل برخاست كي واي
امير قافله خرقه تهي كرد
اكبر بهداروند