روزنامه جمهوري اسلامي 10/03/1384 صفحه جبهه و جنگ

چه روزهاي زيبايي
* فاصله از عالم ...
يادها و يادمانها
* شعر
* فتح خرمشهر; 10 نكته از هزاران
چه روزهاي زيبايي


سيد حبيب حبيب پور ـ دزفول
آن روزها كه بوي باروت دامنه هاي رزم را دربرمي گرفت و برق سرنيزه ي اشغالگران , چشم ديدن ما را نداشت .
آن روزها كه از قامت رشيد رزمندگان دستها به آسمان مي رسيد. آن روزها كه عكس ماه روي پيشاني فرزندان خميني (ره ) مي نشست , شكوه ايمان , ديدني بود.
آن روزها كه رودها نام رزمندگان ما را هجي مي كردند و كوهها و تخته سنگها در برابر اراده ي جوانان ما نرمترين بودند. آن روزها كه رملهاي تشنه ي فكه و بيابان سوزان شلمچه , عطش عشق را در جانهاي بسيجي هاي بزرگ جاري مي كردند.
آن روزها كه ترنم يارب ! يارب , سكوت جزيره را مي شكست و نجواي السلام عليك يا اباعبدالله نخلها را به تعظيم وامي داشت !
آن روزها كه پيشاني بندهاي يا زهرا(س ) سرقفلي بيشتري داشت و نوجوانان عاشق , بر پشت خود مي نوشتند : « مي روم تا انتقام سيلي زهرا(س ) را بگيرم »
آن روزها كه جانبازان بر ويلچرهاي خود در گردانها مي چرخيدند و پيشاني شان بوسه گاه رزمندگان بود.
آن روزها كه پيران روشن ضمير , محاسن سفيد خويش را شانه مي كردند تا در تكرار حماسه ي حبيب بن مظاهر , به خون خضابشان كنند. آن روزهالله تصوير زندگي چه ديدني بود!
به راستي خاكريز چه صفايي داشت و شبهاي حاكم بر جبهه چه شوري !
يكدلي و يكرنگي را در هر جاي جبهه مي ديدي , رود مهرباني در جاي , جاي آن جريان داشت .
در جبهه , جان , آرامشي ديگر داشت و در آن اسمان آبي ملكوتي , دل , هر شب از خاك كنده مي شد و روح در عرش به پرواز درمي آمد.
جبهه صفاي ديگري داشت , در جبهه مي توانستي به خدا نزديكتر باشي . دعايت رنگ و لعاب ديگر داشت و نيمه شبهاي تو به عطر اخلاص خوشبو مي شد.
در جبهه , نوازش نسيم لطف حق را درك مي كردي و هر بامداد چون غنچه مي شكفتي .
جبهه همه چيزش خدايي بود , صبح هاي زيبا و شبهاي بيادماندني اش .
گويا جبهه از جنس اين دنيا نبود. از دنيايي ديگر بود و خاكش از جنسي ديگر و آسمانش حتي .
چه زيبا حنجره ي « حاج صادق » اين صفا و شور را در برادران مي انگيخت كه :
« اين جبهه اسلام است . دل شور دگر دارد
حقا كه بر اين محفل , الله نظر دارد »

فاصله از عالم ...




تمام لحظات جنگ خاطره است اما داغ بعضي از خاطرات هميشه با ماست . مثلا جا دارد از بهروز مرادي بگويم كه به مفسر سياسي و تاريخ جنگ در جبهه معروف بود شهيدي كه وقتي به شوخي به او مي گفتيم بهروز تو يا به دانشگاه برس يا به جبهه , مي گفت : به خدا نيرويي قوي مرا به سمت جبهه مي كشاند طوري كه نمي توانم در دانشگاه درس بخوانم . بهروز سومين شهيد خانواده بود و غريبانه شهيد شد و به خاك سپرده شد. نظرش اين بود كه اگر جنگ تمام شود و من زنده مانده باشم مي ميرم . جا دارد از شهيد ديگري به نام حميد ربيعي كه فرمانده گردان خط شكن بود ياد كنم . بعد از فتح خرمشهر او ماموريت داشت كه به كشور لبنان برود و در آن جا يك روز كه در جاده رانندگي مي كرده , اسراييلي ها او را اسير و با پتك تمام بدنش را خرد و خمير كردند و سپس او را در همان ماشين قرار دادند و از بالاي كوه به دره پرت كردند و گفتند كه تصادف كرده است . اما وقتي جسدش را به ايران آوردند جاي ضربات پتك مشخص بود و حيفم مي آيد كه از شهيد نوجوان بهنام محمدي يادي نكنم بهنام در مقاومت 34 روزه خرمشهر شهيد شد. چند روز قبل از شهادتش خبرنگاري از تهران به خرمشهر آمده بود كه فيلمش هم هنوز هست . سوال كرد كه اين جا چكار مي كني بهنام هم گفت : دفاع مي كنم و وقتي كه از او پرسيدند چه پيامي داري گفت : به بچه هايي كه كنار مادرشان هستند مي گويم كه كمي از عالم سوسولي فاصله بگيرند و بيايند اين جا و دفاع كنند. من هم الان بايد كنار مادرم باشم ولي اين جا به ما نياز دارد. بياييد و خدا را ببينيد. بالاخره هم در كوچه آرش شهيد شد. او اولين نوجوان شهيد جنگ تحميلي است . روحش شاد.
راوي برادر غلامعلي كويتي پور

يادها و يادمانها


در آستانه سالگرد ارتحال ملكوتي حضرت امام خميني (ره ) و در سال همبستگي ملي و مشاركت عمومي , يادواره 9 شهيد گرانقدر روستاي « نوچمن » از توابع شهرستان گرگان در روز چهارشنبه 84,3,11 (فردا) همراه با نماز مغارب و عشا با حضور گسترده مردم و خانواده هاي معظم شهدا , ايثارگران و جانبازان در مسجد صاحب الزمان (عج ) روستاي نوچمن برگزار مي گردد. در اين مراسم علاوه بر مداحي , حجت الاسلام « رضايي » امام جمعه موقت گرگان نيز سخنران مراسم خواهد بود. ستاد يادواره شهداي روستاي نوچمن شهرستان گرگان با صدور اطلاعيه اي از مردم و مسئولين جهت شركت در اين يادواره دعوت بعمل آورده است .

شعر




خرمشهر
شبهاي دراز , گريه كرديم تو را
صد قبله نماز , گريه كرديم تو را
هر بار , كه نخل بي سري را ديديم
با ياد تو , باز گريه كرديم تو را
ث منيژه درتوميان
نخل هاي مقاوم
آن زماني كه سوي دخمه شب
نعش صدها ستاره مي بردند
خيل فانوسهاي روشن شهر
پشت قاب دريچه مي مردند
اختري زورق شكسته ماه
مضطرب تا كرانه ها مي راند
باد در گوش نخل هاي بلند
شعر سرخ مقاومت مي خواند
قلب ها پر طپش چون ثانيه ها
ليك لب ها فسرده و خاموش
شهر در انتظار حادثه اي
باز مي كرد مضطرب آغوش
كودك آهسته از پدر پرسيد
پس چرا توي خانه تاريك است
گفت با طفل « نازنين » آنك
منتظر باش صبح نزديك است
دشمن ما ز نور مي ترسد
همچو خفاش در سياهي هاست
دشمن روشنايي و نور است
قلبش آكنده از تباهي هاست
مادر آرام كودكش خواباند
زير لب خواند شعر لالايش
گوييا داشت در كفن مي كرد
با دو دستش اميد فردايش
چشم در چشم كودكش افكند
غرق درياي آرزوها شد
غنچه سرخ گونه اش بوسيد
قلبش اميدوار فردا شد
طفل بر روي سينه اش چسباند
دستهاي عروسك خوابش
تا كه آرام گيرد از اين كار
لرزش قلب پاك بي تابش
شهر خاموش بود و مردم خواب
ناگهان سقف آسمان لرزيد
واي مادر بلند , فرزندم !
كودكش در ميان خون غلطيد
ث شهيد عليرضا فيروزي
قله افتخار
باز آمده ايم و سرفراز آمده ايم
از دشت خطر , حماسه ساز آمده ايم
اي قله افتخار ما , خرمشهر!
پيروز به دامن تو باز آمده ايم .
ث حميد سبزواري
هنوز خرمشهري
با منطق آرامش و لذت قهري
درياي فراهم شده از صد نهري
با آنكه هزار بار ويران شده اي
در خاطر من هنوز خرمشهري !
ث نادر بختياري
جاودانه
اي خاطره خون خدا , خرمشهر
همسنگر زمين كربلا , خرمشهر
يك واژه جاودانه است « آزادي »
درباور لاله هست تا خرمشهر!
ث علي عدالتي

فتح خرمشهر; 10 نكته از هزاران




نگاهي كوتاه به عمليات الي بيت المقدس و فتح خرمشهر
اشاره : عمليات پيروزمندانه الي بيت المقدس كه با رمز راهگشاي ياعلي ابن ابيطالب (ع ) در منطقه اي به وسعت 5400 كيلومتر مربع از كرخه نور تا خرمشهر طي چهار مرحله انجام و به پيروزي رسيد , داراي نكات بيشماري است كه به 10 نكته اشاره مي گردد. چرا كه به قول شاعر :
آب دريا را اگر نتوان كشيد
همه به قدر تشنگي بايد چشيد
و اما نكات :
1 ـ عنايت الهي : بي شك دست عنايت الهي در پيدايش و تداوم انقلاب اسلامي بويژه در هشت سال دفاع مقدس و مخصوصا در فتح خرمشهر بوضوع نمايان بود. حضرت امام (ره ) در جمله اي بسيار كوتاه اما پرمعنا فرمودند : « خرمشهر را خدا آزاد كرد. »
2 ـ فاصله كوتاه بين دو عمليات : از مشخصات بارز اين عمليات فاصله كوتاه يك ماه پس از عمليات بزرگ فتح المبين بود.اين فاصله براي نيروي دشمن كه بيش از 1,5 سال در منطقه استقرار داشته و استحكامات عجيبي را بوجود آورده بود. بسيار مناسب واز آن طرف مدت يك ماه براي رزمندگان اسلام كه مي بايست حمله كرده و دشمن را در سنگرها و دژهاي مستحكمش منهدم نموده و پيشروي نمايند. فرصت كوتاهي بود.
3 ـ شناسايي و طراحي باتفكر انقلابي : فرماندهان در زمان كوتاهي با بهره گيري از دانش نظامي و توكل بر خدا و روحيه سلحشوري و استفاده از انديشه دفاعي خود كه به حق در جهان بي نظير بود. شناسايي , سازماندهي , طراحي عمليات , تامين تجهيزات , ادوات نظامي و مهمات را براي يك عمليات بزرگ آماده نموده اند و اين ميسر نبود مگر با انديشه انقلابي .
4 ـ اوضاع طبيعي و استراتژيك منطقه عملياتي : وسعت عمليات منطقه بيت المقدس نزديك به سه برابر منطقه عمليات فتح المبين بود( يعني 5400 كيلومتر مربع )اين منطقه از شمال كرخه نور هويزه , از جنوب به شط العرب و خرمشهر , از شرق به رود كارون واز غرب به هورالعظيم و دژ مرزي عراق محدود مي شد. از عوارض مهم و نقاط حساس و استراتژيك منطقه مي توان به بندر خرمشهر كه از لحاظ اقتصادي و سياسي مهم بود. شط العرب , كرخه نور , جفير , جاده آسفالته اهواز ـ خرمشهر و رودخانه كارون با عرض بيش از 150 متر نام برد .
متجاوزين عراق طي 19 ماه اشغال با بهره گيري از مستشاران غربي و شرقي و امكانات گسترده مهندسي و نظامي سرتاسر اين مناطق را با انواع مناطق و استحكامات از قبيل كانال هاي دو جداره خاكريزها , ميادين مين , تله هاي انفجاري و موانع مصنوعي به ويژه در خرمشهر و اطراف آن با استفاده از آهن آلات و خودروهاي مختلف موانع گسترده اي را بوجود بياورند. اما رزمندگان اسلام با توكل بر خدا و هدايت فرماندهان توانستند طي چهار مرحله عمليات و در مدت 24 روز از خطوط سخت دشمن عبور كنند و با آزادسازي خرمشهر و ديگر مناطق , خود را به مرزهاي بين المللي برسانند.
5 ـ مقاومت و پيروزي : خونين شهر كه در ساعت 16,30 روز 59,8,4 پس از 34 روز مقاومت سقوط كرده بود بالاخره پس از 575 روز در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد سال شصت و يك به دامان ميهن اسلامي بازگشت , حادثه اي كه از نظر همه جهانيان يك امر غير ممكن بود! اما يكبار ديگر تفكر پيروزي خون بر شمشير به رخ جهانيان كشيده شد.
6 ـ شكست سنگين : صدام با توجه به موانع , استحكامات متعدد و استقرار انبوهي از نيروهايش گفته بود : اگر نيروهاي مسلح ايران توانستند اين مناطق و خرمشهر را بازپس گيرند من كليد بغداد را به آنان خواهم داد!! بايد گفت : « او نامردي كرد و به قولش وفا نكرد!! » اما شكست مفتضحانه لشكريان صدام بار ديگر قدرت لشكريان الهي را به نمايش گذاشت و دشمنان اسلام را در سكوتي مرگبار فرو برد . در اين عمليات بيش از 16500 نفر كشته و 19000 تن نيز به اسارت درآمدند و دهها لشكر , تيپ و گردانهاي مستقل رژيم عراق از 20 تا 80 درصد منهدم گرديد .
7 ـ روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان : حضرت امام (ره ) روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت طلبي را فتح الفتوح ناميدند. همان كه خستگي عمليات فتح المبين , هواي گرم منطقه , سختي عمليات و ديگر مشكلات را آسان نمود و آنان را سراپا گوش به فرمان رهبر و مقتداي خود كرده بود واز شهيد شدن خود و كشتن دشمن واهمه اي نداشتند و تنها رضاي حق مدنظر آنان بود. اين روحيه عنصر مهم وحدت بين نيروهاي مختلف ارتش و سپاه پاسداران را صدچندان كرده بود.
8 ـ پاسخ كوتاه به شبهه علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر : برخي افراد و گروها از جمله نهضت آزادي كه ستون پنجم دشمن در جنگ بودند. اين شبهه را در اذهان برخي جوانان ايجاد كردند كه چرا پس از فتح خرمشهر كه قدرت برتر در دست ايران بود و دنيا و صدام به دنبال صلح بودند , ايران زير بار صلح نرفت ! در پاسخ بايد گفت به طور كلي زمينه صلح شرافتمندانه وجود نداشت زيرا :
اولا شرايط ايران را نمي پذيرفتند
ثانيا به دنبال آتش بس فوري براي گريز از شكست بودند.
حال سئوال اين است كه شرايط به حق ايران چه بود
دنيا مي بايست متجاوز را مشخص نموده و سپس تنبيه مناسب براي او در نظر بگيرد.
خسارت هاي سنگيني كه بر ايران وارد شده را تعيين و بپردازند كه نه سازمان ملل , آن را قبول داشت و نه عراق !!
هنوز حدود 5000 كيلومتر مربع و نقاط حساسي مانند : مهران , شلمچه , طلائيه و نفت شهر در دست عراقيها بود و ايران در دور پيروزي قرار داشت و آنها دنبال فرصت براي تجهيز مجدد عراق بودند.

از طرفي اصولا بصورت رسمي از سوي عراق مسئله صلح درخواست نشده بود. در اين راستا يكي از مسئولين وقت مي گويد « وقتي خرمشهر فتح شد شايعاتي در مورد پيغام صلح يا دادن پول در كشور مطرح شد ولي ما كه مسئول بوديم مي دانستيم اين تبليغات دروغ است » و يا اينكه يكي از فرماندهان رده بالاي جنگ مي گويد « بايد بگويم هيچ پيشنهاد صلحي تا چهار سال بعد از آزادي خرمشهر به ايران نشد و فقط چند طرح آتش بس ارائه شد كه اگر قبول مي كرديم جنگ 50 سال به درازا مي كشيد! » يا نماينده وقت ايران در سازمان ملل مي گويد « مذاكراتي در سازمان ملل داشتيم و آنها به ما مي گفتند قدم اول و قبل از هرگونه بحث و مذاكره ايي بايد آتش بس را بپذيريد. البته دلايل و مستندات زياد ديگري نيز وجود دارد كه بنده به همين اندازه بسنده مي كنم .
9 ـ نكته مهم : نكته مهم ديگر اين كه سوم خرداد امسال را بايد به 27 خرداد پيوند زنيم و با حضور پرشور ملت وفادار و سلحشور ايران اسلامي و انتخاب هوشمندانه , بار ديگر دشمنان را مايوس نموده و فتحي بزرگ كه حساسيت آن چيزي كمتر از حماسه سوم خرداد نيست را رقم زنيم .
10 ـ ياد حماسه : در پايان به روان پاك شهداي اسلام , دفاع مقدس بويژه شهداي بيت المقدس درود مي فرستيم و ياد و خاطره امام راحلمان را گرامي داشته و ضمن اعلام ميثاق با فرماندهي كل قوا حضرت آيت الله العظمي خامنه اي لزوم گراميداشت روز مقاومت را در طول تاريخ يادآوري نموده و با اين كلام گهربار امام بزرگوارمان (ره ) در آستانه چهارمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي كه خطاب به مردم فرمودند , « ما نبايد فتح هاي بزرگ مثل خرمشهر را از ياد ببريم ... و رزمندگان عزيز ما نبايد اين پيروزي معجزه آسا را جز با مددهاي الهي ببينند » مطلب خود را به پايان مي بريم .
محمدتقي حيدري خورميزي