بسم الله الرحمن الرحيم
امام خميني , كه اكنون در آستانه شانزدهمين سالگرد ارتحال آنحضرت
هستيم , آشناترين و قدردان ترين فرد نسبت به جايگاه جامعه مدرسين حوزه
علميه قم بود. قطعا اين ويژگي , با آگاهي امام از خاستگاه اين نهاد معتبر
علمي و معنوي و روحاني و عملكرد افتخارآفرينش در دوران نهضت
روحانيت تا پيروزي انقلاب اسلامي و نقش بنيانگذاران جامعه مدرسين در
مبارزات ضد رژيم ستمشاهي و خدمات ارزنده آنان در سالهاي بعد از
پيروزي انقلاب اسلامي , رابطه مستقيم داشت .
درست به همين دليل بود كه امام خميني همواره در نشيب و فرازهائي كه
براي جامعه مدرسين پيش ميآمد مدافع اين نهاد معتبر و موثر بود و از
برخورد ناصحانه و حتي تنبيه گرايانه با جريانهائي كه قصد ضربه زدن به
جامعه مدرسين را داشتند خودداري نميكرد.
اين جريانها دو دسته بودند; يك دسته جريانهائي كه با كينه توزي و
دشمني درصدد بي اعتبار ساختن جامعه مدرسين بودند تا خود بتوانند حوزه
علميه را قبضه كنند و اهداف انحرافي خود را تحقق بخشند و دسته ديگر
جريانهائي بودند كه همواره از در دوستي و دلسوزي وارد ميشدند و درصدد
سواستفاده از جايگاه معتبر جامعه مدرسين براي رسيدن به اهداف سياسي
خود بودند. نتيجه كار اين هر دو جريان آلوده و زياده خواه يكي بود زيرا هر
دو در پي تامين منافع خود بودند و هر دو به اعتبار جامعه مدرسين ضربه
ميزدند , اولي ضربه آشكار و دومي ضربه پنهان .
علاوه بر هوشياري بنيانگذاران جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه در
برابر اين هر دو جريان توطئه گر ميايستادند و به آنها باج نميدادند , امام
خميني نيز در موارد لازم به صحنه ميآمدند و هر جا كه ضرورت ايجاب
ميكرد هشدارهاي لازم را ميدادند و جامعه مدرسين را تقويت مي كردند.
ورود امام به صحنه , معمولا هنگامي ضرورت پيدا ميكرد كه مقاومت جامعه
مدرسين در برابر اين دو جريان به تبليغات سو آنها عليه اين نهاد آبرومند
حوزه منجر ميگرديد و يا مسائل پشت پرده طوري ترتيب داده ميشد كه منجر
به ضربه وارد آمدن به جامعه مدرسين گردد. امام , براي حفظ اعتبار جامعه
مدرسين حوزه علميه قم اهميت زيادي قائل بودند و به همين دليل بموقع
وارد صحنه ميشدند و آنچه لازم بود ميگفتند و يا انجام ميدادند.
در سيره امام سري نهفته بود كه براي اهل نظر مكشوف است ; اعتبار
جامعه مدرسين حوزه علميه قم براي حراست از حوزه هاي علميه و نظام
جمهوري اسلامي و آرمانهاي انقلابي و ارزشهاي اسلامي , لازم
است .
مقطع انتخابات رياست جمهوري هميشه براي كشور و نظام مهم بود و
اكنون از زمانهاي گذشته مهم تر است . شرايط داخلي بعد از گسيختگي هائي
كه در 8 سال گذشته بوجود آمد و شرايط خارجي با توجه به موضوع بسيار
مهم انرژي هسته اي و حضور اشغالگرانه آمريكا در عراق و افغانستان و
تهديدهائي كه متوجه ايران است , اين انتخابات را از اهميت و حساسيت
ويژه اي برخوردار كرده است . نقش نهادهاي معتبري همچون جامعه
مدرسين حوزه علميه قم در تشريح وضعيت موجود ترسيم راه درستي كه در
اين مقطع بايد پيموده شود از اهميت ويژه اي برخوردار است . از تلاشهائي
كه در داخل و خارج و حتي در قم براي تخريب چهره هاي خدمتگزار و
انقلابي صورت ميگيرد , ميتوان اطمينان يافت كه دشمنان نظام جمهوري
اسلامي حساسيت اين انتخابات را درك كرده اند و براي تامين اهداف شوم
خود دست بكار شده اند. استفاده از ابزارهائي همچون جهل و تحجر و
جمود , از جمله شگردهاي دشمنان براي پيشبرد اهداف خود در داخل كشور
است و درست در همين مقطع حساس است كه جامعه مدرسين بايد رسالت
خود را عملي كند , رسالتي كه امام وجود جامعه مدرسين را براي آن
ميخواست .
برخورد جامعه مدرسين حوزه علميه قم با اقدامات تخريبي , كه در
بيانيه ديروز جامعه آمده بسيار ارزشمند است . اين , نشانه هوشياري جامعه
مدرسين است و اين هوشياري هنگامي كامل ميشود كه سكوت خود را
بشكند و نظر روشن خود را درباره نامزدهاي رياست جمهوري بيان كند.
شايد سكوت جامعه مدرسين در مواردي لازم باشد ولي از بديهيات است كه
در شرايط كنوني سكوت ميتواند مورد سواستفاده همان جريان هائي قرار
گيرد كه خود را پشت صحنه تخريب ها پنهان كرده اند و از جريان تاريخي
سواستفاده گر تغذيه مي كنند.
كافي است اعضا محترم جامعه مدرسين به سه چهار نكته انديشه
نمايند و پاسخ چند سئوال را پيدا كنند و با جمع بندي همين پاسخها به
نتيجه قطعي برسند و آنرا اعلام نمايند.
اول آنكه هدايتگر بخش فرهنگي نظام , كسي است كه در راس شوراي
عالي انقلاب فرهنگي قرار ميگيرد. راستي چه كسي ميتواند جمع حاضر در
اين شورا را به سوي مباني فرهنگي اسلامي هدايت كند
دوم آنكه جامعه ما نيازمند كم كردن فاصله خود با خط امام است ,
فاصله اي كه در اين سالها به جامعه تحميل شد. چه كسي با فكر و خط امام
آشناتر است و ميتواند با ساماندهي امور اجرائي كشور از عهده اين كار بزرگ
برآيد
سوم آنكه هدايت سياست خارجي كشور به فردي شناخته شده در سطح
بين المللي و مجرب و مسلط به رموز سياستهاي جهاني كه در راس دستگاه
اجرائي كشور باشد نيازمند است . چه كسي داراي اين
ويژگيهاست
چهارم آنكه حل مشكلات داخلي به فردي قوي , مسلط به قوانين و آشنا
با لايه هاي مختلف و صاحب تجربه نيازمند است تا با بهره گيري از همه
نيروهاي كاردان بر اين مشكلات غلبه كند و با اسير شدن در پيچ و خم يك
جمع و يك جناح , كشور را از نيروهاي كاردان محروم نكند. چه كسي از اين
امتيازات برخوردار است
پنجم آنكه رهبري را نبايد خرج ندانم كاري هاي رئيس اجرائي كشور
كرد. فردي بايد در راس دستگاه اجرائي كشور قرار گيرد كه در عين هماهنگ
بودن با رهبري , بازوي توانائي براي رهبري باشد نه آنكه از رهبري براي
جبران كمبودهاي خود مايه بگذارد. چه كسي بجاي آنكه از رهبري كمك
بگيرد ميتواند به رهبري كمك كند

|