علي معصومي (وزوايي )
يكي از علل مهم قيام امام خميني در سال هاي نخست دهه
چهل شمسي , به ويژه قيام مشهور و تاريخ ساز 15 خرداد اين
بود كه صهيونيسم و رژيم اشغال گر قدس , نفوذ و سلطه بسيار
خطرناكي در اركان سياسي , اقتصادي , فرهنگي , نظامي و
امنيتي ايران پيدا كرده بود و اين نفوذ به دليل خيانت ها و
سرسپردگي هاي رژيم پهلوي به جهان استكبار و صهيونيسم ,
هر روز بيشتر مي شد. در واقع , صهيونيسم از طريق زمينه
سازي هاي رژيم پهلوي , در صدد برآمده بود تا ضمن سلطه
سياسي به ايران , فرهنگ و دين و اقتصاد و همه جلوه هاي مادي
و معنوي جامعه اسلامي ايران را از بين ببرد. به همين دليل بود
كه امام خميني در سخنراني بسيار مهم و مشهوري كه در عصر
13 خرداد 1342 ايراد فرمود و همين سخنراني سبب
دستگيري امام و پديد آمدن قيام 15 خرداد شد , به موضوع
نفوذ و تسلط صهيونيسم بر اركان و ابعاد گوناگون جامعه ايران
اشاره كرد و فرمود :
اسرائيل نمي خواهد در اين مملكت دانشمند باشد ,
اسرائيل نمي خواهد در اين مملكت قرآن باشد , اسرائيل
نمي خواهد در اين مملكت علماي دين باشند , اسرائيل
نمي خواهد در اين ممكلت احكام اسلام باشد اسرائيل به دست
عمال سياه خود (رژيم شاه ) مدرسه را كوبيد. ما را مي كوبند.
شما ملت را مي كوبند , مي خواهد اقتصاد شما را قبضه كند ,
مي خواهد زراعت و تجارت شما را از بين ببرد , مي خواهد در
اين مملكت , داراي ثروتي نباشد , ثروتها را تصاحب كند به
دست عمال خود. اين چيزهايي كه مانع هستند , چيزهايي كه
سد راه هستند , اين سدها را مي شكند , قرآن سد راه است , بايد
شكسته شود , روحانيت سد راه است , بايد شكسته شود ,
مدرسه فيضيه سد راه است , بايد خراب شود , طلاب علوم
دينيه ممكن است بعدها سد راه بشوند , بايد از پشت بام بيفتند ,
بايد سر و دست آنها شكسته شود براي اينكه اسرائيل به منافع
خودش برسد , دولت ما به تبعيت اسرائيل به ما اهانت مي كند...
امروز به من اطلاع دادند كه بعضي از اهل منبر را برده اند در
سازمان امنيت و گفته اند شما سه چيز را كار نداشته باشيد ,
ديگر هر چه مي خواهيد بگوييد , يكي شاه را كار نداشته باشيد ,
يكي هم اسرائيل را كار نداشته باشيد , يكي هم نگوييد دين در
خطر است . اين سه تا امر را كار نداشته باشيد , هر چه
مي خواهيد بگوييد. خوب , اگر اين سه تا امر را ما كنار
بگذاريم , ديگر چه بگوييم ما هرچه گرفتاري داريم از اين
سه تاست . تمام گرفتاري ما مربوط به شاه و اسرائيل است .
اسرائيل چيست كه سازمان امنيت مي گويد از اسرائيل حرف
نزنيد , از شاه هم حرف نزنيد , اين دو تا تناسبشان چيست
مگر شاه اسرائيلي است ... (1 )
در توضيح سخنان امام خميني , به اختصار بايد گفت كه
رابطه رژيم شاه و رژيم صهيونيستي اسرائيل , از همان آغاز
تاسيس اين رژيم غاصب , برقرار شد . در سال 1327 هـ . ش كه
دولت غاصب اسرائيل به كمك انگليس , آمريكا و ساير
سردمداران استكبار غرب در سرزمين غصب شده فلسطين
تشكيل شد , موشه شرتوك وزير خارجه اين دولت غاصب فورا
تلگرافي به رژيم شاه فرستاد و خواستار شناسايي و ايجاد
رابطه دوستي شد. بدين ترتيب , رابطه رژيم شاه و رژيم
صهيونيستي به طور نهاني برقرار گرديد . هنوز سال 1328
هـ . ش به سر نرسيده بود كه رابطه نهاني رژيم شاه و رژيم
صهيونيستي آشكار شد و رژيم شاه با صدور اعلاميه رسمي در
اسفند 1328 هـ . ش , شناسايي رژيم صهيونيستي را به
صورت « دو فاكتو » اعلام كرد.
اين خبر موجب نگراني و اعتراض شديد ملت مسلمان
ايران گرديد. همين اعتراضات سبب شد كه با روي كار آمدن
دكتر محمد مصدق در تير 1330 هـ . ش , شناسايي رژيم
اشغالگر صهيونيستي پس گرفته شود . اما بعد از كودتاي 28
مرداد 1332 و مسلط شدن آمريكا و صهيونيسم بر اركان
مختلف كشور , اوضاع ديگري پديد آمد و رابطه مرموز و
پيچيده اي بين رژيم شاه و رژيم صهيونيستي پديدار شد. در
اين زمان رابطه رژيم شاه و رژيم صهيونيستي چنان شد كه
صهيونيست ها به دربار نيز كاملا راه پيدا كردند و مئيرعزري كه
اولين سفير رژيم صهيونيستي در ايران محسوب مي شد , از
شاه نشان درجه 2 دريافت كرد . علاوه بر اين , هيات هاي
سياسي رژيم صهيونيستي و مقامات اين رژيم مثل ديويد
بن گوريون , گلداماير , اسحاق رابين , مناخم بگين و ... پي در پي
به طور مخفيانه به ايران سفر كردند تا نفوذ صهيونيسم را هر
چه بيشتر گسترش بدهند.
در بعد اقتصادي نيز نفوذ رژيم صهيونيستي بعد از كودتاي
28 مرداد به شدت افزايش يافت و نفت ايران با حجم بسيار
بالا به فلسطين اشغالي صادر شد. علاوه بر نفت , رژيم شاه
خود را موظف مي ديد هر نوع كالايي كه مورد نياز رژيم
صهيونيستي است به فلسطين اشغالي صادر كند و در مقابل ,
كالاهايي كه موجب رونق اقتصادي رژيم صهيونيستي مي شد ,
وارد نمايد. در بخش كشاورزي , نفوذ رژيم صهيونيستي در
ايران چنان افزايش يافت كه گلوگاه كشاورزي ايران در دست
اين رژيم قرار گرفت . در اين زمان , بزرگترين و سودآورترين
طرح هاي كشاورزي ايران به صهيونيست ها واگذار شد. به
عنوان مثال , طرح كشت و صنعت قزوين كه از بزرگترين
طرح هاي كشاورزي بود و فوايد كلاني داشت , دراختيار رژيم
صهيونيستي بود. اهميت اين طرح چنان بود كه صهيونيست ها
از آن به عنوان « قزوين , امپراتوري اسرائيلي در ايران » ياد
مي كردند. بعدا امام خميني درباره طرح كشت و صنعت قزوين
فرمودند : الان كه من اين جا نشسته ام و براي شما صحبت
مي كنم , مزارع خوب ايران دست اسرائيل است . دشت عمران
كه اطراف قزوين است , مي گويند بهترين جا براي زراعت
است . تمام مردم آن جا را از آن جا كوچ دادند و آوردند بيرون ,
سپس آن جا را دادند به دست يهودي ها , آن ها الان دارند آن جا
استفاده مي كنند , شركت هاي آمريكايي و صهيونيستي دارند در
آن جا بهره برداري مي كنند و اين زمين ها كه بهترين زمين هاست
از براي كشت و زرع , در دست آن هاست . به اسم ملي كردن ,
جنگل ها , مراتع وتمام جاهاي خوب را به شركت هاي آمريكايي
يا صهيونيستي يا انگليسي دادند . (2 )
در بعد امنيتي و اطلاعاتي نيز نفوذ رژيم صهيونيستي در
ايران چنان افزايش يافت كه اداره ساواك شاه در دست سازمان
اطلاعاتي و جاسوسي رژيم صهيونيستي قرار گرفت و موساد
به فعاليت بسيار گسترده اي دست زد. علاوه بر اين , موساد
سازمان اطلاعاتي مستقلي در ايران تشكيل داد كه نام آن
« سرويس زيتون » بود. سرويس زيتون ماموريت داشت
مخالفان رژيم صهيونيتسي را در ايران شناسايي و با آن ها
مقابله كند. همچنين موظف بود آن دسته از مسئولان را كه
نسبت به رژيم صهيونيستي نظر تاييد آميزي نداشتند , بركنار
كند. ماموران اطلاعاتي و جاسوسي رژيم صهيونيستي , چنان
فعاليت گسترده اي در ايران داشتند كه هيچ بخش از جامعه
خالي از تاخت و تازه هاي آنان نبود و امنيت جاسوسان
صهيونيست چنان بود كه هيچ شخص و هيچ سازماني بركارهاي
آن ها نظارت نداشت .
رابطه رژيم شاه و رژيم صهيونيستي در بعد نظامي به
قدري عميق و شديد بود كه رژيم صهيونيستي احساس مي كرد
افزايش توان نظامي رژيم شاه به منزله افزايش قدرت نظامي
رژيم صهيونيستي است . به همين دليل بود كه رژيم
صهيونيستي , هم در سازمان دهي و برنامه ريزي ارتش شاه
دخالت داشت و هم در آموزش و هم در مسلح كردن آن .
سردمداران رژيم شاه نيز رژيم صهيونيستي را پشتيباني
مي دانستند كه به اصطلاح , آمريكاي كوچكي است كه در بغل
گوششان قرار دارد و هر گاه لازم باشد به سرعت مي تواند
حمايت خود را عملي نمايد , همچنان كه در موارد متعددي كه
رژيم شاه گرفتار مخمصه مي شد , نظاميان كارآزموده رژيم
صهيونيستي خود را به ايران مي رساندند و در سركوب مردم به
نظاميان رژيم شاه كمك مي كردند. البته رژيم شاه نيز هر گاه
لازم مي شد , متقابلا به رژيم صهيونيستي كمك مي رساند , ولي
نوع كمك رژيم شاه با آنچه رژيم صهيونيستي انجام مي داد ,
متفاوت بود. كمك رژيم شاه به اين شكل بود كه انبوهي از
تسليحات و جنگ افزارهاي نظامي رژيم صهيونيستي را با
قيمت بالا خريداري مي كرد و همه آنها را انبار مي نمود و در
موقع لازم اين تسليحات را بدون دريافت هيچ وجهي , دوباره
در اختيار رژيم صهيونيستي قرار مي داد. بدين ترتيب , هم
رژيم شاه باعث رونق گرفتن كارخانه هاي اسلحه سازي رژيم
صهيونيستي مي شد , هم به اقتصاد نظامي و اقتصاد عمومي اين
رژيم كمك مي نمود , و هم به دليل كمبود جا و مكان در فلسطين
اشغالي , ايران به انبار تسليحاتي رژيم صهيونيستي تبديل
مي گرديد , و نهايت اين كه تسليحات مذكور در موقع ضروري
فورا به ارتش رژيم صهيونيستي بازگردانده مي شد. همچنان كه
در جنگ چهارم اعراب با رژيم صهيونيستي , انبوهي از
تجهيزات جنگي كه رژيم شاه از رژيم صهيونيستي خريداري
كرده بود , به اين رژيم بازگردانده شد تا در جنگ عليه
مسلمانان استفاده شود.
امام خميني در همان سال هاي نخست دهه چهل كه عليه
رژيم شاه قيام كرده بود , درباره رابطه نظامي رژيم شاه با رژيم
صهيونيستي چنين فرمود :
مي خواهند ما را با اين نقشه مشئوم , منفور جامعه كنند , تا
با صبر و راحت , تبعيت از اربابها كنند , كاش تبعيت از ارباب
بود , مي خواهند از اسرائيل تبعيت كنند.... ما با فسادها مخالفت
داريم . ما مي گوييم شما برنامه هاي اصلاحي تان را اسرائيل
برايتان درست مي كند , ملت اسرائيل . شما وقتي برنامه هم
مي خواهيد درست كنيد دستتان را پيش اسرائيل دراز مي كنيد ,
شما كارشناس نظامي از اسرائيل به اين مملكت مي آوريد. شما
محصلين را از اينجا به اسرائيل مي فرستيد. اي كاش به جاهاي
ديگر مي فرستادند , اي كاش به انگلستان مي فرستادند , به
آمريكا مي فرستادند , به اسرائيل مي فرستند , ما با اينها
مخالفيم . 3
در بعد فرهنگي نيز تلاش و توطئه صهيونيست ها بسيار
وسيع بود. صهيونيست ها و سردمداران رژيم شاه با تبليغات
آشكار و پنهان , سعي مي كردند چنين وانمود كنند كه روابط
مردم ايران و صهيونيست ها به لحاظ تاريخي و به لحاظ
پيوندهاي ديرينه , بسيار عميق است و مردم ايران پيش از آن كه
با عرب ها همگن و هماهنگ باشند , با صهيونيست ها همگن
هستند. به همين دليل بود كه هم در ميان صهيونيست ها , و هم
در ميان برخي از اقشار جامعه ايران چنين تبليغ مي شد كه
ايراني ها قديمي ترين دوستداران يهوديان و صهيونيست ها
هستند. در آن زمان به آشكار گفته مي شد كه كوروش , اولين
صهيونيست و اولين دوستدار صهيونيسم بود كه اعلاميه اي به
مراتب با اهميت تر از اعلاميه بالفور صادر كرد و بر اين موضوع
كه سرزمين هاي اشغالي فلسطين مال صهيونيست ها است , مهر
تاييد نهاد!
در آن زمان تبليغات فرهنگي صهيونيست ها بر محورهاي
زير استوار بود : تبليغ پيوند تاريخي بين ايرانيان و يهوديان و
دشمني دائم ايرانيان با عرب ها , تبليغ اين موضوع كه قوم يهود
و صهيونيست ها قوم برگزيده اي هستند كه ايراني ها به دليل
هوش و لياقتشان توانسته اند مناسبات خود را با اين قوم
برگزيده تعميق دهند , برگزاري كلاس ها و جشن هايي براي
ترويج فرهنگ و زبان عبري و صهيونيستي , انتشار كتب و
مجلات و نشرياتي به منظور تبليغ دوستي ايراني ها و
صهيونيست ها , تبليغ عليه اسلام و سنن اسلامي و محورهاي
متعدد ديگر.
رژيم صهيونيستي از دو طريق در پديد آوردن فاجعه 15
خرداد و كشتار عمومي مردم در اين روز نقش داشت . اول آن كه
نفوذ و سلطه بي پرواي اين رژيم در اركان و ابعاد مختلف
جامعه , سبب خشم و نگراني امام خميني و اقشار متدين و
متعهد شد و مشاهده حضور صهيونيسم در مناصب و
جايگاه هاي حساس را براي آن ها غير قابل تحمل كرد , ثانيا
هنگامي كه صهيونيست ها احساس كردند امام خميني و ملت
مسلمان ايران با جديت و قاطعيت در برابر نفوذ صهيونيسم
ايستاده اند و امام خميني حمله به صهيونيسم را در راس
اهداف و قيام الهي اش قرار داده است , به سردمداران رژيم شاه
توصيه و تاكيد كردند كه با خشونت هر چه تمامتر دست به
سركوب بزند تا ديگر كسي در ايران جرات حمله به صهيونيسم
نداشته باشد. در واقع رژيم صهيونيستي مي خواست در مقابله
با ملت مسلمان ايران با همان روشي كه با ملت فلسطين برخورد
مي كرد , عمل نمايد و سياست بي رحمانه و مشت آهنين و
سركوب تا مرز نابودي و تخريبي عمومي را پي بگيرد و ملت
مسلمان ايران را در سرزمين خودشان سركوب نموده به
سكوت وادارد. منتها , صهيونيست ها ترجيح مي دادند كه اين
سياست را به طور غير مستقيم انجام دهند و رژيم شاه را از هر
جهت ياري و پشتيباني كنند تا سياست مورد نظرشان را در
ايران به انجام برساند. البته اين سياست مشترك رژيم شاه و
رژيم صهيونيستي نه تنها در ايران به شكست انجاميد و قيام
15 خرداد بعد از مراحلي به پيروزي ملت مسلمان ايران ختم
گرديد , بلكه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي , اركان رژيم
صهيونيستي را در داخل سرزمين هاي اشغالي نيز لرزاند و
اكنون زمينه سقوط و اضمحلال و سقوط قطعي اين رژيم فراهم
كرده است .
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد اول , ص 243 تا 248
2 ـ همان , ص 373 تا 293 , و جلد 3 , ص 404 تا 418
3 ـ همان , و جلد اول ص 285 تا 309
بلافاصله پس از شكل گيري رژيم صهيونيستي ,
وزيرخارجه اين رژيم تلگرافي به رژيم شاه فرستاد
و خواستار شناسايي اين رژيم شد. بدين ترتيب ,
رابطه اين دو رژيم برقرار گرديد و به تدريج كار به
جايي رسيد كه اولين سفير رژيم صهيونيستي , از شاه
نشان درجه 2 دريافت كرد و صهيونيست ها در
حساس ترين مراكز نفوذ يافتند
نفوذ رژيم صهيونيستي در اقتصاد و كشاورزي
ايران تا آن جا پيش رفت كه صهيونيست ها , مركز
كشت و صنعت قزوين را مقر امپراتوري اسرائيل در
ايران ناميدند
امام خميني درباره نفوذ رژيم صهيونيستي در
اقتصاد و كشاورزي ايران در زمان شاه , فرمود :
اكنون همه مزارع خوب ما در دست اسرائيل است .
در دشت قزوين كه بهترين محل زراعت است , تمام
مردم آن جا را از محل سكونت خود كوچ دادند و
جاي آن ها را به يهودي ها سپردند. به اسم ملي
كردن , تمام مراتع , جنگل ها و زمين هاي خوب را در
اختيار شركت هاي صهيونيستي و آمريكايي و
انگليسي قرار دادند
امام خميني در سخنراني 13 خرداد 1342 كه
منجر به قيام 15 خرداد شد , فرمود : اسرائيل
نمي خواهد در اين مملكت دانشمند باشد , اسرائيل
نمي خواهد در اين مملكت قرآن باشد , اسرائيل
نمي خواهد در اين مملكت علماي دين باشند ,
اسرائيل نمي خواهد در اين مملكت احكام اسلام
باشد. اسرائيل مي خواهد اقتصاد كشور را قبضه كند
و زراعت و تجارت را از بين ببرد. مي خواهد
ثروت هاي اين مملكت را تصاحب كند. به ما
مي گويند از اسرائيل و از شاه حرف نزنيد. تناسب
بين شاه و اسرائيل چيست مگر شاه اسرائيلي است

|