روزنامه جمهوري اسلامي 05/03/1384 صفحه عقيدتي

پرتوي از كلام معصومين
قرض الحسنه در اسلام

* اخلاق و آداب كسب و تجارت
پرتوي از كلام معصومين
قرض الحسنه در اسلام


ث رسولخدا صلي الله عليه و آله و سلم :
« من اقرض اخاه المسلم كان له بكل درهم اقرضه وزن جبل احد من جبال رضوي و طور سينا حسنات و ان رفق في طلبه تعدي به علي الصراط كالبرق الخاطف اللامع بغير حساب و لاعذاب » .
(وسائل الشيعه , ج 13 , ص 88 )
كسي كه به برادر مسلمانش قرض دهد , به اندازه هر درهمي كه به او مي دهد به بزرگي كوه احد از كوههاي رضوي و طور سينا براي او پاداشهايي هست و اگر در موردگرفتن طلب خود با آن مومن مدارا كند همانند برق خيره كننده و درخشان بدون حساب از روي پل صراط بگذرد.
ث رسولخدا صلي الله عليه و آله و سلم :
« الف درهم اقرضها مرتين احب الي من ان اتصدق بهامره » .
(تهذيب , ج 2 , ص 61 )
اگر هزار درهم از مالم را دوبار به برادران ديني قرض الحسنه بدهم , نزد من بهتر از آن است كه همه آن را يك باره در راه خدا انفاق كنم .
ث رسولخدا صلي الله عليه و آله و سلم :
« من اجري الله علي يده فرجا لمسلم فرج الله عنه كرب الدنيا والاخره »
(امالي شيخ طوسي )
كسي كه به دست او گشايش در كار برادر مسلمانش حاصل شود , خداوند غم و غصه دنيا و آخرت او را برطرف خواهد فرمود.
ث امام باقر عليه السلام :
« من اقرض قرضا الي ميسره كان ماله في زكوه و كان هو في صلوه من الملائكه عليه حتي يقضيه »
(من لايحضره الفقيه , ص 361 )
كسي كه به نيازمندي پولي وام بدهد و او رامهلت دهد تا گشايشي در كار او حاصل شود , مالش در حكم زكاه است و فرشتگان به او دعا مي كنند و درود مي فرستند تا روزي كه طلبش را دريافت كند.
ث امام صادق عليه السلام :
« قال ماقضي مسلم لمسلم حاجه الا ناداه الله عز وجل علي ثوابك و لاارضي لك بدون الجنه »
(ثواب الاعمال )
هر مسلماني , حاجتي از برادر ديني خود برآورد ونيازمندي او را برطرف سازد , خداوند مي فرمايد : پاداش تو بامن است و من پاداشي كمتر از بهشت براي تو نمي پسندم .
ث امام صادق عليه السلام :
« من اقرض قرضا و ضرب له اجلا فلم يوت به عند ذلك الاجل كان له من الثواب في كل يوم يتاخر عن ذلك الاجل بمثل صدقه دينار واحد في كل يوم »
(ثواب الاعمال , ص 76 )
كسي كه وام به مسلماني بدهد و براي پرداخت آن زماني تعيين كند ولي بدهكار نتواند در موعد تعيين شده قرض خود را بپردازد و او مهلتش دهد , خداوند در برابر هر روزي كه به وي مهلت دهد صدقه اي در نامه عمل او ثبت مي فرمايد.

اخلاق و آداب كسب و تجارت




حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري
قسمت سوم
فصل دوم : كمالات
در پيوند با موضوع مورد بحث , به امور پسنديده اي برمي خوريم كه شايسته است مورد توجه كاسبان و تاجران مسلمان قرار گيرد. ما زير عنوان كمالات , به توضيح فشرده اين امور مي پردازيم .
انتخاب كسب حلال و ارزشمند
نخستين گام دراين عرصه , آن است كه شخص , با در نظر گرفتن سلايق و توانمندي هاي خود , كسبي انتخاب كند كه از يك سو حلال باشد و از مشاغل نامشروع و حرام مانند خريد و فروش شراب و مواد مخدر نباشد و از سوي ديگر شغلي مفيد وارزشمند محسوب گردد.
در فرازي از سخنان امام علي (ع ) آمده است :
« من توفيق الحراكتسابه المال من حله » (1 ) « از توفيق هاي انسان آزاده آن است كه مال را از راه حلالش به دست آورد. »
و در حديثي زيبا از امام صادق (ع ) مي خوانيم :
« ان الله عزوجل يحب معالي الامور و يكره سفسافها » (2 )
« خداوند عزوجل , كارهاي بزرگ وارجمند را دوست و از كارهاي پست و بي ارزش كراهت دارد. »
در فصل مربوط به كاستي ها , در باره كار و كسب حرام توضيح خواهيم داد.
فراگيري احكام شرعي معاملات
لازم است شخص , پس ازانتخاب كار و كسب حلال و مورد علاقه , مسائل و احكام شرعي آن را به دقت فرا گيرد و در اين زمينه , اهمال و سستي نورزد , زيرا كوتاهي در اين امر , موجب آلوده شدن شخص به برخي گناهان و شبهات شده , بركت را از سرمايه و درآمد او بر مي دارد.
يكي از دوستان علي (ع ) به نام اصبغ بن نباته مي گويد :
« سمعت اميرالمومنين (ع ) يقول علي المنبر : يا معشرالتجار الفقه ثم المتجره الفقه ثم المتجر , الفقه ثم المتجر! والله للربافي هذه الامه اخفي من دبيب النمل علي الصفا , شوبوا ايمانكم بالصدق , التاجر فاجر و الفاجر في النار الامن اخذالحق واعطي الحق » (3 )
« شنيدم اميرالمومنين (ع ) بر فراز منبر مي فرمود : « اي گروه تاجران ! نخست فراگيري احكام شرع , سپس تجارت , (حضرت پس از سه بار تكرار نمودن اين جمله فرمود : ) به خدا سوگند , ورود ربا در اين امت , پنهان تر از حركت مورچه بر سنگ صاف است . سوگندهايتان را به راستگويي بياميزيد! تاجر , گناه كار و گناه كار در آتش است , مگر تاجري كه (تنها به مقدار) حق خود بگيرد و حق ديگران را (بي كم و كاست ) بپردازد. »
در فراز ديگري از سخنان آن حضرت آمده است :
« لايقعدن في السوق الا من يعقل الشرا و البيع » (4 ) « نبايد جز آن كس كه (احكام شرعي ) خريد و فروش را مي داند « در بارار بنشيند (و كار و كاسبي كند.) »
و در حديثي از امام صادق (ع ) مي خوانيم :
« من اراد التجاره فليتفقه في دينه ليعلم لذلك ما يحل له مما يحرم عليه و من لم يتفقه في دينه ثم اتجر تورط الشبهات . » (5 ) « هر كس تصميم به تجارت دارد , بايد در دين خود تفقه نمايد(مسائل ديني مربوط به كار و كسبش را به خوبي فراگيرد.) تا بدين وسيله آنچه براي او حلال و آنچه براي او حرام شده است را بداند. اگر شخص , بدون اينكه در دين خود تفقه نمايد به تجارت بپردازد , دچار شبهات و ابهامات خواهد شد. »
بر همين اساس , فقها و مراجع بزرگ دين , بر كساني كه به معامله و تجارت مي پردازند واجب كرده اند احكام و مسائل مورد نيار در اين باب را فرا گيرند.
امام خميني (ره ) مي نويسد :
« بر هركسي كه عهده دار تجارت و ديگر انواع كاسبي مي شود واجب است احكام و مسائل مربوط به آن را فراگيرد... و قدر لازم اين است كه به اين احكام آگاه باشد , اگر چه آگاهي او از روي تقليد صورت پذيرد . » (6 )
در فصل چهارم , با مهم ترين احكام مربوط به كار و كسب آشنا مي شويم .
اشتغال به كار در آغاز روز
از اموري كه در ميان برخي كاسبان و بازاريان رواج يافته و با فرهنگ و آموزه هاي اسلامي ناسازگار است , دير گشودن مغازه و حاضر نشدن در محل كار در آغاز روز است .
برخي به سبب آن كه شب هنگام تا ديروقت نيز دست از معامله بر نمي دارند , بخش قابل توجهي از ساعات آغازين صبح را به خواب مي گذرانند و بدين ترتيبب از بركات و فوايد سحرخيزي و كار نمودن در آغاز روز محروم مي شوند. شايد نهي از پرخوابي درروايات نيز بر همين اساس باشد. در روايتي از امام صادق (ع ) آمده است :
« ان الله عزوجل يبغض كثره النوم » (7 ) « خداوند عزوجل نسبت به پرخوابي , بغض مي ورزد. »
ناگفته نماند كسب و معامله درفاصله ميان طلوع فجر و طلوع آفتاب نيزناپسند است . در روايتي مي خوانيم :
« نهي رسول الله (ص ) عن السوم ما بين طلوع الفجر الي طلوع الشمس . » (8 ) « پيامبر خدا(ص ) از معامله كردن ميان طلوع فجر و طلوع آفتاب نهي فرمود. »
دعا در آغاز كار
شايسته است كاسب و تاجر مسلمان , كار خويش را با نام و ياد خداوند آغاز كند و از خواندن برخي دعاهاي رسيده غفلت نورزد و بدين وسيله به كار و فعاليت خود رنگ الهي بخشد.
يكي از دوستان امام باقر(ع ) مي گويد : آن حضرت از من پرسيد : « آيا در بازار , مكان خاصي جهت داد و ستد با مردم داري » عرض كردم : آري , فرمود :
« هيچ شخصي نيست كه صبح هنگام به مجلس و بازار خود برود و وقتي در بازار پا مي گذارد بگويد :
« اللهم اني اسالك من خيرها و خيراهلها , و اعوذ بك من شرها و شراهلها. »
مگر اين كه خداوند كسي را براي نگهداري او مي گمارد تا وقتي كه به منزل بر مي گردد...
و اگر هنگام نشستن در جاي خود بگويد :
« اشهدان لااله الاالله و حده لاشريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله , اللهم اني اسالك من فضلك رزقا حلالا طيبا , و اعوذبك من ان اظلم او اظلم و اعوذبك من صفقه خاسره و يمين كاذبه »
فرشته اي كه براي نگهداري او گمارده شده مي گويد :
به تو بشارت مي دهم امروز در اين بازار , كاسبي بيش از توسود نخواهد برد , به سوي حسنات , شتاب كردي و سيئات را از خود محو نمودي , به زودي آنچه خداوند برايت در نظر گرفته , در حد وفور و به صورت حلال و مبارك خواهد رسيد . » 9
در روايت ديگري كه با سند صحيح نقل شده , امام صادق (ع ) فرمود :
« هر گاه در بازار و محل كسب و كار خود وارد شدي بگو :
اللهم اني اسالك من خيرها و خير اهلها و اعوذبك من شرها و شهر اهلها , اللهم اني اعوذبك من ان اظلم او اظلم او ابغي او يبغي علي او اعتدي او يعتدي علي , اللهم اني اعوذ بك من شر ابليس و جنوده و شر فسقه العرب و العجم و حسبي الله لا اله الا هو عليه توكلت و هو رب العرش العظيم » 10
خوف از خدا
از كمالات اخلاقي كه سدي مستحكم در برابر گناهان و لغزشها محسوب مي شود و وجود آن بخصوص براي همه دست اندركاران حقوق الناس از جمله كاسبان و بازاريان ضروري است , خوف از خداوند است .
اين صفت , بسته به ميزان معرفت و آگاهي انسان , درجات و مراتب آن متفاوت است , زيرا هر قدر معرفت انسان به عظمت و كبريايي و قدرت لايزال خداوند و آگاهي او به زشتي و زيان باري گناهان خود بيش تر باشد , خوف او افزون تر خواهد شد. از اين رو در قرآن آمده است :
« انما يخشي الله من عباده العلما » 11 « خشيت خداوند , مخصوص بندگان عالم و داناي او است . »
توضيح آن كه خوف از خداوند , گاه به معناي ترس از كيفر گناهان و تقصيراتي است كه از انسان سرزده و گاه مقصود از آن , خوف از عظمت و جلال خداوند متعال است و نوع دوم را « خشيت » مي نامند12.
با اين بيان , اسباب و موجبات عدم خوف از خداوند نيز تا حدودي روشن مي شود. عالم اخلاق ملا احمدنراقي , در قالب يك مثال مي گويد : هر گاه شير قوي پنجه در راهي خفته باشد , كسي كه از اين امر بي خبر است يا از درندگي شير آگاهي ندارد , از او احتراز نمي كند و بسا باشد كه درباره درنده خو بودن او , چيز اندكي شنيده ولي گذشت زمان موجب فراموشي آن شده باشد , به همين خاطر نمي ترسد. و گاه از همه اين امور آگاهي دارد ولي چون سلاحي نيرومند در اختيار دارد , ترسي به دل راه نمي دهد. حال كسي كه از وجود شير در آن راه , خبر ندارد و يا از نيرومندي و درنده خويي آن بي خبر است , پس از اين كه بر اين امور آگاهي يافت , ترسان شده از او رو برمي گرداند و بسا باشد كه از درندگي شير بي اطلاع باشد ولي مشاهده كند هر گاه انسان هاي عاقل و با فهم به آن جا مي رسند , فرار مي كنند و او نيز به تقليد از ايشان فرار كند و كسي كه حكايت درندگي شير را اندكي شنيده و ليكن چون كم شنيده و التفات كافي ندارد , هر گاه ديگري او را متذكر كند و از حمله هاي خطرناك شير سخن گويد , ترسان شده , خود را محافظت نمايد و كسي كه به سلاح خود مغرور است اگر به اين كار معنا توجه كند كه گاه ممكن است سلاح او خطا كند يا كارگر نشود يا حادثه اي پيش آيد كه نتواند از سلاح خود استفاده به موقع كند , در مقام احتياط برمي آيد.
از اين تمثيل روشن مي شود كه سبب عدم خوف يا كمي خوف از خدا , يكي از سه چيز است :
1 ـ بي خبري از عظمت و جلال خدا و جهل به بازخواست و عقاب او و سستي اعتقاد به اين امور.
2 ـ فراموشي و غفلت نسبت به محاسبه روز جزا و بي توجهي به اهوال و عذاب هاي دهشتناك آن روز.
3 ـ اطمينان خاطر به رحمت پروردگار و مغرور شدن به طاعات و اعمال خود13.
ناگفته نماند , همان گونه كه شايسته نيست انسان به رحمت خداوند مغرور شود , خوف او از خداوند نيز نبايد به افراطگري بيانجامد , به نحوي كه به نااميدي از رحمت و بخشايش خداوند منتهي شود , زيرا اين حالت , خود از گناهان بزرگ محسوب مي شود , براي مومن , بهترين وضعيت آن است كه خود را ميان دو حالت « ترس » و « اميد » حفظ كند.
از امام صادق (ع ) نقل شده است :
« لايكون العبد مومنا حتي يكون خائفا راجيا » 14
« بنده , مومن نخواهد بود مگر اينكه ترسان و اميدوار باشد. »
اگر خوف انسان از خدا , به صورت پايدار و راسخ درآيد , افزون بر اينكه كار و كسب او برخوردار از بركت و ميمنت مي شود , آثار بزرگ ديگري به دنبال خواهد داشت , از جمله اينكه براي شخص , ايجاد مهابت و ابهت مي كند و به او قوت قلب مي بخشد تا جايي كه از هيچ كس جز خدا , خوف و هراس به دل راه نمي دهد.
در حديث ديگري از امام صادق (ع ) مي خوانيم :
« من خاف الله اخاف الله من كل شي و من لم يخف الله اخافه الله من كل شي » 15 « هر كس از خدا بترسد , خداوند همه چيز را از او مي ترساند و هر كس از خدا نترسد خدا او را از همه چيز مي ترساند. »
پاورقي :
1 ـ عبدالواحد آمدي , غرر الحكم , ص 354
2 ـ كشي , رجال كشي , ص 206 , نيز ر . ك : محمد بن اشعث كوفي , جعفريات , ص 196 , راوندي , نوادر , ص 7
3 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 12 , ص 282
4 ـ همان , ص 283
5 ـ مفيد , مقنعه , ص 591 , حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 12 , ص 283
6 ـ امام خميني (ره ) تحريرالوسيله , ج 1 , ص 500
7 ـ كليني , كافي , ج 5 , ص 84
8 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 12 , ص 295
9 ـ حر عاملي , وسائل الشيعه , ج 12 , ص 301
10 ـ همان , ج 12 , ص 301
11 ـ فاطر (35 ) : 28
12 ـ ر . ك : محمد مهدي نراقي , جامع السعادات , ج 1 , ص 209 , احمد نراقي , معراج السعاده , ص 133
13 ـ احمد نراقي , معراج السعاده , ص 139 ـ 140 , با تلخيص و تصرف
14 ـ ابوالفضل طبرسي , مشكاه الانوار , ص 213
15 ـ كليني , كافي , ج 2 , ص 68
حضرت علي (ع ) :
اي گروه تاجران , نخست فراگيري احكام شرع , سپس تجارت . ورود « ربا » در اين امت , پنهان تر از حركت مورچه بر سنگ صاف است . سوگندهايتان را به راستگويي بياميزيد. تاجر گناهكار در آتش است , مگر تاجري كه به مقدار حق خود بگيرد و حق ديگران را بي كم و كاست بپردازد
حضرت امام صادق (ع ) :
هركس تصميم به تجارت دارد بايد در دين خود تفقه نمايد تا به اين وسيله آن چه براي او « حلال » و آنچه براي او « حرام » شده است را بداند
امام خميني :
بر هر كسي كه عهده دار تجارت و ديگر انواع كاسبي مي شود « واجب » است احكام و مسائل مربوط به آن را فرا گيرد