آن روز رودي ديدم كه خاضعانه خورشيد را بر پشت خود
حمل مي كرد
پل بزرگي ديدم كه از فرط مظلوميت كمرش شكسته
بود
كوچه هايي ديدم كه شور مقاومت داشتند
كشتي هايي ديدم كه تا گلو در گل بودند
خانه هايي ديدم كه از هر خشت شان بوي تجاوز مي آمد
و مدرسه هايي كه زنگ شهادت مي نواختند
و جاده اي كه سرود شلمچه مي خواند
و تونلي كه قطارش نعش ستاره بود
و گمركي كه سمساري چلوسوزن شده بود
آن روز جهادگراني ديدم كه با لودرها مي رقصيدند
و پاسداراني كه به مرگ مي خنديدند
و ارتشياني كه ميهمان شقايق بودند
و بسيجياني كه دو ركعت نماز عشق مي خواندند
آن روز باغچه اي ديدم كه تربچه هايش مين بود
بازاري كه آجر پاره مي فروخت
خياطي كه جگر مي دوخت
باشگاهي كه چمنش اجساد متجاوزان بود و توپش كله بعثيان
و جنگلي كه در آن آهن روئيده بود
و مسجدي كه الله اكبر مي گفت
و پرندگاني كه بي ترانه بودند
و نخلهايي كه قتل عام شده بودند
و نيلوفراني كه تبسم پيروزي داشتند
آري آن روز مسلخي ديدم كه وضو مي طلبيد
قطعه زميني ديدم كه بوي فدك مي داد
سرزميني كه رنگ خدا داشت
و خرمشهري كه خونين شهر شده بود.
غلامرضا خاركوهي ـ استان گلستان

روي موج خبر
« پاره هاي پولاد » در فرهنگسراي پايداري
|
همزمان با سوم خرداد سالروز آزادسازي خرمشهر و آزادسازي جنوب
لبنان از سلطه رژيم صهيونيستي نمايشگاهي از تصاوير « حميد داودآبادي »
با موضوع مقاومت تا پيروزي شيعيان لبنان در برابر اشغالگران صهيونيسم با
عنوان پاره هاي پولاد در فرهنگسراي پايداري برگزار مي گردد.
به گزارش روابط عمومي فرهنگسراي پايداري در اين نمايشگاه كه به
مناسبت چهارم خرداد سالگرد آزادسازي مناطق اشغالي جنوب لبنان برگزار
مي گردد دهها عكس از روزهاي مقاومت و شادي و پيروزي مردم لبنان
توسط عكاس به تصويب كشيده شده است .
حميد داودآبادي بعنوان عكاس , محقق و خبرنگار با حضور در مناطق
مختلف لبنان , تصاوير جالب و جذابي از آن ديار تهيه كرده است .
گفتني است نمايشگاه عكس پاره هاي پولاد اول خرداد لغايت دهم
خرداد در فرهنگسراي پايداري برپا خواهد بود علاقمندان جهت بازديد از
اين نمايشگاه مي توانند همه روزه صبحها از ساعت 9 الي 12,30 و
بعدازظهرها از ساعت 14 الي 19 به فرهنگسراي پايداري واقع در خيابان
پيروزي , خيابان شكوفه , خيابان شهيدكاظمي , فرهنگسراي پايداري مراجعه
نمايند.

|
مرواريد اروند
|

نگاهي به تحليل رسانه هاي بيگانه در جريان فتح خرمشهر
صدام حسين , سحرگاه ششم مهر 1359 پس از دريافت
تلگرام يكي از فرماندهان ارتش عراق مبني بر تصرف خرمشهر
و در حالي كه تصور عدم تصرف سريع خرمشهر را نداشت
پيامي فرستاد و اعلام كرد : « نيروهاي مسلح ما هم اكنون محمره
(خرمشهر) , مرواريد شط العرب را به تصرف درآوردند.
شهري كه امروز لباس عزا را از تن بيرون كرد و لباس عربي
يعني لباس پيروزي پوشيد. »
صدام , 20 روز بعد با آگاهي از مقاومت مردم خرمشهر
و با اعتراف به اينكه براي تصرف هر سانتيمتر در خرمشهر بايد
خسارات فراواني را پرداخت . بدون اعتنا به پيام فوق , خطاب
به قواي عراقي گفت : شما برادران من كه مي رزميد
تامحمره (خرمشهر) را آزاد كنيد با نثار خون خود در هر
سانتيمتر به دشمن پيروزي مي آفرينيد. شما با نيروهاي خود
يك صفحه از تاريخ را مي نگاريد.
شمالله(!)
بعد از سقوط خرمشهر , صدام در يك نشست مطبوعاتي
گفت : « حقوق ما روشن است , سرزمين هاي ما روشن است ,
حاكميت ما به سرزمين هاي عربي غصب شده , روشن است .
اكنون لازم است (امام ) خميني بگويد كه مرزهايش كجاست و
نقشه ايران در كجا قرار دارد
تايمز مالي , چند هفته قبل از آزادي خرمشهر توسط
نيروهاي ايراني با تاكيد بر نقش استراتژيك اين شهر در تغيير
معادله جنگ مي نويسد : « خرمشهر كليد پيروزي جنگ است ,
اين شهر تنها نشانه واقعي پيروزي عراق و مظهر مقاومت
سرسختانه ايران به شمار مي رود. »
راديو دولتي انگليس , تبديل خرمشهر به سنگر دفاعي
مستحكم عراق را مانعي در باز پس گيري اين شهر توسط
نيروهاي ايران دانسته و مي گويد : « چنانچه ايرانيان در صدد باز
پس گرفتن خرمشهر برآيند , سخت ترين « گردو » را براي
شكستن برگزيده اند. و اگر در پس گرفتن اين شهر موفق شوند
بزرگترين ضربه را به عراق وارد كرده اند.
روزنامه دويچه سايتونگ چاپ آلمان , يك روز قبل از
فتح خرمشهر با احتمال پيروزي قريب الوقوع ايران به نقل از
خبرنگار خود مي نويسد : « خطر پيروزي ايران و در نتيجه در هم
ريختن عراق , نظام هاي حاكم منطقه را , پس از سقوط رژيم
بعثي بغداد تهديد مي كند و احتمال مداخله ابرقدرتها را نيز به
دنبال دارد. »
مجله استراليايي بوليتن در جريان عمليات بيت المقدس
با اقرار به تغيير توازن سياسي نظامي به سود ايران
مي نويسد : « قوت گرفتن اين اعتقاد كه ايران توانسته است
جريان جنگ را به نفع خود تغيير دهد براي آمريكا و شوروي و
همسايگان عرب ايران تحول شومي است . دولتهاي عرب
خليج فارس نگرانند كه ايران با پيشروي به سوي عراق , با
اعتماد به نفس بيشتري در تدارك سرنگوني آنها برخواهد
آمد. »
كيسينجر و نظريه پردازان سياسي آمريكا به دنبال برتري
مواضع ايران پس از فتح خرمشهر با اعتقاد به اينكه منطقا لازم
است امتيازاتي به ايران داده شود گفتند : « با توجه به اهميتي كه
توازن قوا در اين منطقه دارد اين به نفع ماست كه هر چه زودتر
آتش بس برقرار كرده و بتدريج به رژيم سازشكاري كه در آينده
احيانا جايگزين رژيم ايران مي شود , نزديك شويم » اين ديدگاه
برقراري آتش بس را امري ضروري مي دانست كه در عين حال ,
تقويت گرايش سازشكارانه اي كه در داخل ايران بواسطه تغيير
و تحولات جنگ منزوي شده بودند , را در پي داشت .
وزير خارجه وقت آمريكا و طيفي ديگر از صاحب نظران
آمريكايي , اعطاي امتياز به ايران و برقراري آتش بس را منجر
به گسترش انقلاب اسلامي و بي ثباتي در منطقه مي دانستند و
به شدت با آن مخالفت مي كردند. يك مقام وزارت خارجه
آمريكا در همين زمينه گفته بود : « ما مي خواهيم جلوي صدور
انقلاب آيت الله خميني (ره ) به كشورهاي منطقه مثل شيخ
نشين هاي خليج فارس و پادشاهي سعودي را بگيريم , تغيير
رژيم عراق به يك كشور انقلابي از سوي ايران , داراي عواقبي
به مراتب وخيم تر از حفظ رژيم كنوني عراق براي منافع غرب
است »
روزنامه واشنگتن پست نوشت : مقامات آمريكايي از اينكه
ايران توانسته به فاصله كمي از حمله ماه مارس (عمليات فتح
المبين در فروردين 61 ) چنين ضربه بزرگي بر پيكر عراق وارد
آورد اظهار تعجب نموده و افزودند كه ايران , تاكتيك حمله
زميني را به نحو احسن انجام داده است . طبق محاسبات
پنتاگون , تا بحال ايران چهار حمله عظيم داشته است لكن اين
حمله اخير (عمليات بيت المقدس ) قاطع ترين آنهاست .
از ايران كه دولت عراق آن را « عقب نشيني تاكتيكي »
مي داند ياد كرده و مي گويد : « عقب نشيني تحقيرآميز عراقي ها ,
دوباره در مورد بقاي سياسي صدام حسين , شك و ترديد ايجاد
كرده است . »
روزنامه الاهرام چاپ قاهره ضمن اقرار به اين واقعيت كه :
« هيچكس انتظار نداشت خرمشهر با اين سرعت به دست
ايرانيان بيافتد » بالحني به شدت استفهام آميز نوشت : « اگر قرار
بود نيروهاي عراقي اكنون از خاك ايران عقب نشيني كنند پس
انگيزه حمله به ايران و شروع جنگ چه بود »
خبرگزاري فرانسه از بغداد طي تحليلي گفت : آگاهان نظامي
در پايتخت عراق مي گويند كه احتمالا عراق از نظر تاكتيكي در
جنگي كه 20 ماه پيش شروع كرد , شكست خورده و موقعيت
نظامي ايراني ها , عواقبي را به بار خواهد آورد كه فراتر از روابط
دو كشور رفته و كشورهاي منطقه را نيز در برخواهد گرفت .
روزنامه گاردين : سقوط خرمشهر يعني سقوط آخرين و
مهمترين افتخار جنگ كه ايراني ها با باز پس گرفتن آن , اين
برگ برنده كه بوسيله آن عراق مي كوشد ايران را به پاي ميز
مذاكره بنشاند را از دست بغداد ربودند.
روزنامه دويچه سايتونگ آلمان : بغداد , آخرين تكيه گاهش
را براي مذاكره جهت حفظ آبرويش از دست داده است و از
نظر نظامي , ديگر صدام نجات دادني نيست حتي اگر ايراني هابه
عراق وارد نشوند.
راديو بغداد به منظور تحريك و تقويت روحيه نيروهاي
محاصره شده عراقي لحظه به لحظه اين پيام را تكرار مي كرد :
آبروي امت عرب در گرو دفاع از محمره (خرمشهر) است دفاع
از محمره به معناي دفاع از بصره است .
راديو دولتي لندن دو روز بعد از آزادسازي خرمشهر در
تاريخ پنجم خرداد 61 اقرار كرد : از زماني كه خبرنگاران غربي
از نيروهاي عراق در خرمشهر ديدن كردند و از روحيه خوب
آنان گزارش كردند بيش از سه يا چهار روز نمي گذرد كه ناگهان
همه شهر از دست عراقي ها بيرون كشيده شد.

|
شكاف جگرسوز
|
خرمشهر , بناي مقدسي است كه بر بسيط اين خاك ,
استوار شده است . خرمشهر گلواژه اي است مقدس كه براي
تدوين فصلنامه عشق و ايثار منظور گرديده تا دفتر جهاد و
شهادت به نهايت اوج خود برسد. وقتي كه پاي به دورن شهر
مي گذاري هاله اي از تقدس و گلزاري از عطر شهادت به
استقبال , آغوش مي گشايد. از هر وجب آن قطعه آسمان ,
خورشيدي به كهكشان الهي پر گشوده است و هر نقطه آن
سكوي معراجي جاودانه بوده است .
خرمشهر نامي كه عظمت يادش با نام بزرگ مرداني
سرخپوش گره خورده است . خوب يادداري كه آنروز سهمگين
و آنروز سخت و سنگين كه با خاك خرمشهر وداع كرديم . به ياد
مي آوري كه با خاك كربلايي اش و با روح بزرگ شهيدانش
پيمان غيرت بستيم كه باز مي گرديم و حصار ظلمت را
مي شكنيم . چه روزهايي كه با تمام وجود انتظار كشيديم . 575
روز , خرمشهر ظلمتي ناهنجار را بر دوش تحمل
كرد.
كربلائيان براي بقاي اين گوهر , جان را به نقد تقديم كردند.
كيست كه نام و ياد حضور عاشورائيان را فراموش كند كوچه
كوچه اين شهر صداي آشنا و لهجه شيرين بچه ها را مي شنيد.
از همت بلند بچه ها دشت لاله و شقايق گسترده شد.
جبروت شهر گويا اشك و لبخند و ندبه و توسل , است . هرچند
شكاف فرق مسجد جامع جگرسوز بود اما « فاستقم كما امرت »
را به تصوير مي كشيد.
خرمشهر را دستان بي سلاح آزاد نكرد , خرمشهر را
روحيه هاي سرشار از آبشاريمان نجات داد. « خرمشهر را خدا
آزاد كرد » اين همان نداي ملكوتي امام (ره ) بود.
وقتي كه وارد اين گنجينه ايثار مي شوي ناخودآگاه شكسته
مي شوي و در رودخانه بغض , جريان مي يابي . در جوار
نخل هاي بي سرچشم به گريه مي گشايي . ياد بچه هاي جنگ
بخير! خرمهشر عصاره تلاش همه ايران است . ياد سرخپوشاني
كه با وضوي خون در شب حادثه و آشوب اقامه عشق كردند.
همانهائي كه در سجده هاي خونين به شاهد وصال رسيدند و
شهد شهود را در حضور معبود چشيدند. بال در بال ملائك به
بي كراني آسمانها پرواز كردند. خوشا به حالشان ... ياد
سربندهاي سرخ و سبز « يا سيدالشهدا(ع ) » و « يا زهرا(س ) »
ياد پيشاني نوشته ها كه خط الراس آشكار عشق بود و مرز ايثار
را با آن همه بي انتهايي اش نمودار مي كرد. ياد كوله هاي بچه ها
بخير , توشه هاي اخلاص و پاكي !
ياد تفسير « السابقون السابقون » روي مين ها
بخير!
سالهاست كه خرمشهر در آغوش ميهن است و كبوتران
رميده از آشيانه آن به شهر بازگشته اند اينك مائيم و عرق
غيرت كه خوين شهر را به دامان خرمشهر ـ به خرمي بنشانيم .
ديروز خون ريختيم تا از آن شهر دروازه اي روبه كربلا بگشائيم
و امروز جهد خواهيم كرد تا خرمشهر از رهگذر سازندگي ,
طراوت و خرمي اش را بازيابد.
سعيد سبحاني

|
بازخواني يك حماسه
|

آه چه روز دردناكي بود
آنروزي را كه دشمن به خانه ما آمد
پرستوهاي بي قرار
بانگاههاي ملتمسانه , خانه به دشمن سپردند
مهاجم سفاك در نهايت شقاوت و دنائت
حرث و نسل را هدف قرار مي داد
دود و آتش و خون بهم آمدند
و در آن ميان
قاصدكهاي بي قرار به هر سو پر مي كشيدند
و كسي جز نخلهاي سوخته به مظلوميتشان شهادت نداد
قلك بچه ها , جهيزيه نوعروسان , دستمايه پيرمردان و بالاخره
همه چيزمان به تاراج رفت
طاعون مرگ بر شهر و ديار ما باريدن گرفت
كانون گرم خانواده
به ميدان جنگ مبدل گشت
ناله هاي جانسوز زنان و كودكان
بي پناه هم به جايي نمي رسيد
شهر در اسارت دشمن بي رحم قرار گرفت
578 روز جانكاه از آن حادثه گذشت
تا آنكه مردان حماسه از آنسوي خاطرات آمدند
براق سواران شهادت طلب , عزم پيكار كردند
طوفان مرگ بر متجاوزين وزيدن گرفت
باران فتح و نصر الهي نازل شد
دست خدا از آستين حماسه سازان بيرون آمد
گلوي نحس دشمن در چنگال انتقام
رزمندگان اسلام قرار گرفت
دشمن خيره سر به خاك هلاك افتاد
ترنم خوش پيروزي به صدا درآمد
الله اكبر الله اكبر الله اكبر
خرمشهر آزاد شد
قلب امام شاد شد
رايت فتح و پيروزي برفراز
مسجد جامع خرمشهر به اهتزاز درآمد
صداي زنگ زندگي دوباره به صدا درآمد
و خونين شهر خرمشهر گشت
خرمشهر تنديس استقامت و براي هميشه
مطاف پرستوهاي بي قرار گشت
جان مايه شهيدان مايه آرامش ماندگان شد
و شهيدان شاهدان هميشه تاريخ
معاونت روابط عمومي و انتشارات نيروي زميني سپاه

|
خرمشهر; خونين شهر قديم
|
شب هنگام وقتي به پستوي خاطرات جنگ سرك مي كشم ,
دلم بهانه غزل قصه هاي خرمشهر را مي گيرد بهانه ناله هاي
بي صدا , گريه هاي بي بهانه و طواف خونين شهر را! دل
مي خواهد صنوبرانه بشكند. نمي دانم هنوز در بين جماعت ما
كسي هست كه خرمشهر را « خونين شهر » صدا بزند. اگر نيست
پس ياد آن قديم ترها! نمي دانم هيچ مورخ يا مفسري هست كه
تفسير رنج دل خونين خرمشهر را بنويسد.
دوست عزيز! نمي دانم هيچ گذرت به خونين شهر افتاده
است , پس حتما نام شهيد « محمد جهان آرا » را شنيده اي ,
كاشكي جهان پر مي بود از « جهان آرا » يادش بخير در خونين
شهر همه رنگها رنگ خون بود و همه بوها بوي باروت و زمين
سوراخ سوراخ از آتش خصم و كينه . خدا نكند كسي امروز
بي وضو وارد خرمشهر شود كه ملائك بر او خرده خواهند
گرفت . در بين اهل قلم كسي هست كه تفسير خونهاي ريخته
شده در خونين شهر را با قلم خونين بنگارد كاش هر روز براي
خونين شهر دلمويه بسرائيم بيائيد همچنان خرمشهر را
« خونين شهر » بناميم تا شايد شهيدان نيز ما را فراموش نكنند.
هر كس خونين شهر را فراموش كند مكه رسول الله (ص ) را
انكار كرده است ... »
ث رحمان ميرزايي

|
| |
| | |