روزنامه جمهوري اسلامي 05/03/1384 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
هفته جاري به مناسبت سالروز فتح خرمشهر و « روز ملي مقاومت , ايثار و پيروزي » از جلوه و عظمت خاصي برخوردار شد. اين هفته يادآور سوم خرداد سال 61 و نقش آفريني افتخارآفرين رزمندگاني بود كه بيست و سه سال پيش , خونين شهر قهرمان را با ايثار و مقاومت مثال زدني خود آزاد كرده و نقشه شوم استكبار جهاني براي جدا كردن بخشهايي از خاك عزيز ايران را نقش بر آب نموده و خرمشهر قهرمان را به آغوش ميهن اسلامي بازگرداندند.
اين روزها گرچه سالها از آن يادها و خاطره ها مي گذرد و جاي شهيدان در ميان ما خالي است ولي ياد آن عزيزان هميشه جاويد و آرمانهاي مقدسي كه آنان براي اعتلاي آن جان باختند , در ميان ما هست , و هر لحظه ما را به سوي خود فرامي خواند. امروز شهداي « خونين شهر » با صداي رسا به ما صلا درمي دهند كه اگر شما هم براي ياري دين خدا بپاخيزيد , خدا نيز شما را ياري خواهد كرد و نصرت الهي را در همه ابعاد جامعه مشاهده خواهيد نمود. مگر نه اينكه امروز كه ما سالگرد فتح خرمشهر را جشن مي گيريم , به فضل الهي , شاهد شكست و دريوزگي صدام و حزب بعث عراق هستيم . بنابراين اگر ما وارثان روزهاي دفاع مقدس در برابر زياده خواهي هاي دشمنان انقلاب بايستيم و مقاومت پيشه كنيم , در زماني نه چندان دور شاهد افلاس و درماندگي استكبار جهاني خواهيم بود.
در اين هفته و به همين مناسبت , رهبر معظم انقلاب با جمعي از خانواده هاي سرافراز شهيدان , جانبازان و آزادگان ديدار كردند. ايشان سالروز آزادسازي خرمشهر را نماد ايثار و مقاومت و پيروزي ملي ايران برشمرده و فرمودند : « درس بزرگ و هميشگي حماسه سوم خرداد اين است كه ايمان , عمل صالح و همبستگي و كار و تلاش , پيروزي را در هر ميداني نصيب ملت ايران خواهد ساخت . حضرت آيت الله خامنه اي با تجليل از شهيدان , جانبازان وآزادگان والامقام 8 سال دفاع مقدس , خانواده هاي جسور و پراستقامتشان , آنان را نخبگان معنوي كشور خوانده و افزودند : « حماسه هاي 8 سال پايداري و پيروزي هيچگاه از ياد ملت نمي رود و مردم ايران از گذشته پرافتخار خود و بويژه از پيشرفتهاي مادي و معنوي 26 سال اخير , نردباني براي حركت به سمت آينده روشن و پراميد خود مي سازند. »
از رويدادهاي مهم هفته جاري اعلام اسامي كانديداهاي تاييدصلاحيت شده از سوي شوراي نگهبان بود كه پس از آن درپي درخواست از رهبري , دو نفر ديگر به ليست تاييد صلاحيت شده ها افزوده گشت و به اين ترتيب زمان تبليغات انتخاباتي براي 8 تن از نامزدهاي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري آغاز شد.
رهبر انقلاب در همين زمينه نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري و هوادارانشان را به ايجاد فضايي برادرانه و محبت آميز در عرصه رقابتهاي انتخاباتي و پرهيز كامل از ايجاد فضاي متشنج و همراه با اختلاف و دشمني فراخوانده و خاطرنشان كردند نامزدها بدون تعرض به يكديگر , برنامه ها و حرفهاي خود را با مردم در ميان بگذارند.
از ديگر رويدادهاي هفته جاري , انجام آخرين دور مذاكرات هسته اي ايران و سه كشور اروپايي در ژنو است . اين گفتگوها كه به درخواست طرف اروپايي و در سطح عالي برگزار مي شود , آخرين فرصت براي سه كشور آلمان , انگليس و فرانسه در زمينه راست آزمايي ادعاها و تعهدات خود در قبال ايران است . جمهوري اسلامي ايران كه در طول ماههاي اخير و در مقام عمل , طرف اروپايي را به عنوان عنصري غيرقابل اعتماديافته , با حضور در مذاكرات هسته اي ژنو , اين فرصت آخر را به آنها داده تا اگر استقلال و صداقتي دارند آن را ثابت كنند , در غيراين صورت جمهوري اسلامي ايران خود را آماده كرده براساس پيمان « ان .پي .تي » به تلاش براي دستيابي به چرخه سوخت هسته اي ادامه دهد و راه متوقف شده خود را از سربگيرد. متاسفانه هيات مذاكره كننده ايراني برخلاف ميل مردم , در اين ماهها كه در گردونه فرسايشي مذاكرات هسته اي با اروپائيها قرار گرفت , وقت زيادي را از دست داد ولي بنظر مي رسد امروز حجت بر همه تمام است و بايد با آغاز فعاليتهاي هسته اي تاسيسات اصفهان , اروپائيهاي رياكار را در مقابل عمل انجام شده قرار داد.
اعتراض افكار عمومي جهان اسلام به بي حرمتي نظاميان آمريكائي به ساحت مقدس قرآن كريم , در هفته جاي ابعاد گسترده تري يافت و تعداد زيادي از كشورهاي اسلامي شاهد برپائي تظاهرات خشم آلود و اعتراض آميز مسلمانان عليه توهين آمريكا به اعتقادات و باورهاي اسلامي ملتهاي مسلمان بود. منابع سياسي و نظامي آمريكا با انتشار ابعاد اين رسوائي , تلاش كردند تا با اعمال فشار بر نيوزويك نشريه انتشاردهنده اين اهانت , متصديان آن را وادار به عذرخواهي كنند. اين فشار و عذرخواهي بعدي نيوزويك فقط به منزله تلاش براي پاك كردن صورت يك رويداد بود و نتوانست چيزي از عمق زشتي و خباثت آمريكائيها بكاهد. بويژه آنكه موضوع بي حرمتي نظاميان آمريكائي به قرآن كريم رويدادي بود كه اين هفته در عراق نيز در داخل مسجد قدس شهر رمادي تكرار شد.
به هر حال اين گونه بي حرمتي ها همان گونه كه سخنگوي كه كاخ سفيد و وزير خارجه آمريكا در اين هفته به طور جداگانه بر زبان جاري كردند « تصوير آمريكا را در عرصه بين المللي و بويژه نزد مسلمانان جهان خدشه دار ساخته است » با اين همه اين گونه اهانتها بيان كننده ماهيت واقعي آمريكا نسبت به مقدسات مسلمانان است و لااقل اين نگرش از زمان وقوع حادثه 20 شهريور 1380 آمريكا به اين طرف تشديد و علني شده است . چرا كه آن حادثه نيز رويدادي برنامه ريزي شده براي فراهم سازي زمينه همين گونه خصومت ها عليه دنياي اسلام بود.
از موضوع توهين آمريكائيها به قرآن كريم كه بگذريم , در هفته جاري انتشار خبر شكنجه منجر به مرگ دو افغاني در زندان بگرام توسط نظاميان آمريكائي رويداد ديگري بود كه خشم افكار عمومي جهان اسلام را برانگيخت .
افشا شكنجه مرگبار اين دو تبعه افغاني , تصوير بازداشتگاههاي آمريكا در كشورهاي تحت اشغال اين كشور را نشان داده است . ابعاد اين جنايت در ابتدا توسط روزنامه نيويورك تايمز و به نقل از يك تحقيق 2000 صفحه اي كه ارتش آمريكا آن را تهيه كرده بود انتشار يافت . با اين همه منابع حكومتي آمريكا در مواجهه با اين رسوائي نيز مانند حادثه توهين نظاميان آن كشور به قرآن كريم , به جاي شناسائي عوامل اين رسوائي و جنايت و مجازات آنها به مجازات عوامل نشردهنده اين رسوائي ها پرداختند.
اكنون سه سال است كه جهانيان از سرنوشت فلاكت بار صدها انسان بي دفاع در بازداشتگاههاي مخوف گوانتانامو , بگرام و ابوغريب بي خبر هستند. اگرچند مورد تصاوير هولناك از رواج شكنجه در ابوغريب توسط آمريكائيها و در چهارچوب جنگ قدرت دو جناح اصلي هيات حاكمه يعني پنتاگون و « سيا » عليه يكديگر منتشر نمي شد , مردم جهان از همين اطلاعات محدود درباره شكنجه در بازداشتگاههاي آمريكا در عراق نيز محروم مي ماندند و نمي فهميدند كه چه چهره مخوفي در پس دمكراسي ادعائي آمريكا پنهان شده است .
متاسفانه اختناق حاكم برمنابع خبري و سياسي آمريكا به گونه اي است كه ابعاد ظلم و جنايات پنهان آمريكائيها از ديد افكار عمومي جهانيان , غالبا مكتوم مانده و طبعا هزاران نفر از كساني كه بي دليل توسط نظاميان گردنكش و ميگسار آمريكائي در نقاط مختلف جهان دستگير مي شوند و به بازداشتگاههاي يانكي ها منتقل مي گردند قرباني يك مرگ خاموش هستند و بخش كوچكي از جنايات آمريكائيها كه فاش گرديده است نيز معمولا نمي تواند وجدان خفته مجامع پرادعاي بين المللي را آزار دهد.
هيچ كس از تعداد زنداني هاي اسير سياه چالهاي آمريكا اطلاعي ندارد و تعداد كساني كه در زير شكنجه اين مدعيان آزادي جان مي سپارند نيز طبعا نامشخص مانده است . آمريكائيها در پوشش « ناجي ملت عراق » پاي به اين سرزمين اسلامي نهادند ولي نه تنها پرونده قطوري از تروريسم و مرگ و خون و ويراني عليه ملت عراق براي خود ساختند بلكه حتي به نواميس آنان نيز رحم نكردند و در بازداشتگاههاي عراق حتي به مقياس وسيعي به زنان عراقي نيز تعرض نمودند. سرنوشت زندانيان موجود در بازداشتگاه گوانتانامو كه تعمدا از ميان مليت هاي مختلف كشورهاي اسلامي گزينش شده اند , مظهري از رفتار غرب با دنياي اسلام را به تصوير مي كشد. دولتهاي غربي و بخصوص دولت آمريكا كه پيشينه اي مشحون از تروريسم , دخالت نظامي و سياسي در كشورهاي ديگر و خونريزي و كودتا و آدمكشي در پرونده رفتار خود با ملل جهان دارند , خود را پرچمدار مبارزه عليه تروريسم مي شناسند ولي براي تحقق اين منظور شمشير ظلم و تعدي خود را صرفا در برابر مسلمانان جهان , از رو بسته و از غلاف بيرون كشيده اند. بازداشتگاههاي ابوغريب , بگرام و گوانتانامو و سرنوشت كساني كه گزارش 2000 صفحه اي ارتش آمريكا به نگون بختي دست كم دو نفر از آنها اشاره كرده , در حقيقت نمايشگاهي است كه نوع نگرش و ديدگاه غرب نسبت به جهان اسلام و مسلمانان را نشان مي دهد و ديدگاه آمريكا نسبت به دمكراسي و اصلاحات و آزادي را تبيين مي كند. اين مناطق كشتارگاههاي نظاميان آمريكائي هستند.
فلسطين اشغالي در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم شاهد ازسرگيري جنگ و جنايت صهيونيستها بود. نظاميان اشغالگر صهيونيست با نقض آتش بسي كه مدعي بودند در برابر فلسطينيان آن را رعايت مي كردند , شهرهاي كرانه باختري رود اردن و نوار غزه را مورد حمله قرار داده و عده اي از فلسطينيان را به خاك وخون كشيدند. اين حادثه اگرچه با واكنش گروههاي اسلامي فلسطين همراه بود ولي يكبار ديگر به روشني نشان داد كه صهيونيستها كساني نيستند كه شخصيتها و سازمانهاي فلسطيني تصور كنند مي توانند با آنها همزيستي مسالمت آميز داشته باشند. آتش بس و صلح , پديده اي است كه در مقابل هر دولت و كشوري كه كارآئي داشته باشد , در برابر صهيونيستها كه سرزمين ديگران را اشغال كرده و حيات خود را درهدم آنها جستجو مي كنند , كاربردي ندارد. كساني كه در داخل فلسطين با تن دادن به آتش بس تلاش كردند تا حسن نيت خود را به جهانيان نشان دهند , بيهوده آب در هاون مي كوبند. اين گونه برخوردهاي انفعالي , حتي نزد ملت فلسطين نيز ارزش و اعتباري ندارد و امروز شايد كمتر بتوان كسي را در داخل فلسطين يافت كه معتقد باشد مي توان در سايه حملات يكجانبه اسرائيلي ها و خودداري از مقابله به مثل در برابر آنها , زندگي كرد. اسرائيل موجوديت نامشروعي است كه زباني جز زور نمي فهمد و هر تلقي ديگري غير از اين , خدمت به استراتژي سركوبگرانه و تحقيرآميز صهيونيستها است .