بسم الله الرحمن الرحيم
امروز , چهارشنبه چهارم خرداد , آخرين مهلت براي به نتيجه رسيدن
مذاكرات ايران و سه كشور اروپائي در زمينه فعاليت هاي هسته ايست . قرار
است اروپايي ها آخرين حرفهايشان را در جلسه اي كه در سفارت ايران در
ژنو برگزار مي شود مطرح كنند و ايراني ها آنرا با تعهدات اروپائي ها بسنجند و
تصميم خود را اعلام كنند.
طبق اعلام چند باره مسئولان ايراني كه اخيرا سخنگوي وزارت
امورخارجه نيز آنرا تكرار كرده , تصميم ايران به آغاز فعاليت هاي هسته اي
تاسيسات اصفهان برگشت ناپذير است . البته اگر اين اعلام ها نبود , باز هم
اين تصميم برگشت ناپذير بود , زيرا توقف فعاليت هاي هسته اي مورد قبول
مردم ايران نيست و همانطور كه رهبر معظم انقلاب فرموده اند در ايران هيچ
مسئولي حق ندارد برخلاف اين واقعيت كه حق مردم است عمل نمايد.
شايد زيباترين تعبير در اين زمينه سخني باشد كه آيت الله هاشمي
رفسنجاني در مصاحبه با خبرگزاري رويترز گفته است . سخن اينست كه :
توقف فعاليت هاي هسته اي مثل جدا كردن قطعه اي از خاك ايران است .
بدين ترتيب , امروز براي اروپائي ها آخرين فرصت است تا اولا
راست آزمائي شوند و ثانيا براي روابط آينده خود با ملتي كه براي خارج
شدن از زير سلطه بيگانگان پنجه در پنجه ابرقدرتها گذاشته و پيروز شده و
عليرغم همه تحريم ها و محاصره ها به بالاترين سطح علوم در رشته هاي
مختلف از جمله فناوري هسته اي دست يافته , تصميم گيري
نمايند.
تصميم اروپائي ها هرچه باشد , ايران به راه خود خواهد رفت و براي
برخوردار شدن از حق خود معطل اين و آن نخواهد ماند. مسئولان ايراني
برخلاف ميل مردم خود وقت زيادي را صرف چانه زدن با اروپائي ها كرده و
انتقادهاي زيادي را تحمل نموده اند. از اين پس ديگر حتي اگر مسئولان هم
بخواهند , هيچ فرصتي ندارند و چاره اي جز فعال كردن تاسيسات هسته اي و
راه اندازي چرخه سوخت براي آنها باقي نمانده است .
ترديدي وجود ندارد كه اروپائي ها امروز نيز تلاش خواهند كرد سياست
وقت كشي را ادامه دهند و به طرح آمريكا , كه به آنها وعده پايان عمر نظام
جمهوري اسلامي ايران تا چند ماه ديگر را ميدهد , چشم خواهند دوخت .
اين , عامل اصلي شوربختي اروپائي هاست كه تابع سياست آمريكا
هستند و استقلال راي ندارند. ايكاش سران كشورهاي اروپائي به خود
زحمت مروري اجمالي بر تاريخ انقلاب اسلامي ايران را ميدادند و فقط
حوادث 50 سال اخير , كه نيمي از آن به سلطه استعماري آمريكا بر ايران
گذشت و نيم ديگر آن به ناكامي هاي مكرر دولتمردان آمريكائي در باز
گرداندن اين سلطه شكست خورده به ايران سپري شد , را مطالعه مي كردند.
آمريكا در 25 سال اول هر كاري كه براي تحكيم سلطه استعماري خود بر
ايران لازم ميدانست انجام داد ولي با انقلاب اسلامي مردم ايران , با بزرگترين
و فضاحت بارترين شكست تاريخ خود مواجه شد و در 25 سال اخير نيز هر
كاري كه براي مقابله با انقلاب اسلامي ايران و باز گرداندن سلطه استعماري
خود لازم ميدانست انجام داد ولي راه به جائي نبرد و همه توطئه هايش
شكست خورد.
اينكه چرا اروپائي ها اين واقعيت هاي روشن را نميفهمند و باز هم فريب
وعده هاي آمريكا را ميخورند , پاسخي جز اين ندارد كه دولتمردان اروپائي
از درك لازم مسائل جهاني عاجزند و ملت ايران را نيز به درستي
نشناخته اند. هرچند اين موضوع به خود اروپائي ها مربوط است ولي آنها
بايد اين واقعيت را درك نمايند كه دوران رياكاري به سر آمده و اكنون براي
ملت ايران اين حق محفوظ است كه رياكاري يكسال و نيم گذشته اروپائي ها
را در موقع مقتضي به حساب آنها منظور نمايد.

|