
حجت الاسلام والمسلمين دكترعلي اكبر كلانتري
قسمت دوم
تهذيب نفس و نقش سازنده آن در كار و كسب
با به كار بستن اصول اخلاقي و برنامه هاي صحيح تربيتي , انسان به
تهذيب و پرورش نفس توفيق يافته , بدين وسيله راه نيل به كمال انساني و
الهي را هموار مي نمايد. از اين رو عالمان رباني و اسوه هاي اخلاقي به
مناسبتهاي گوناگون , اهميت تهذيب و تزكيه نفس به خصوص در دوران
جواني را گوشزد نموده اند.
امام خميني (ره ) در توصيه هاي اخلاقي خود مي فرمايد :
« تا جواني در دست توست , كوشش كن در عمل و در تهذيب قلب و در
شكستن اقفال و رفع خجب , كه هزاران جوان كه به افق ملكوت نزديك ترند ,
موفق مي شوند , و يك پير , موفق نمي شود. قيد وبندها و اقفال شيطاني اگر در
جواني غفلت از آنها شود , هر روز كه از عمر بگذرد , ريشه دار و قوي تر
مي شوند. از مكايد بزرگ شيطان و نفس خطرناك تر از آن , آن است كه به
انسان وعده اصلاح در آخر عمر و زمان پيري مي دهد و تهذيب و توبه
الي الله را به تعويق مي اندازد و براي زماني كه درخت فساد و شجره زقوم
قوي شده و اراده و قيام به تهذيب , ضعيف بلكه مرده است . » 14
درختي كه اكنون گرفتست پاي
به نيروي شخصي برآيد زجاي
گرش هم چنان روزگاري هلي
به گردونش ازبيخ برنگسلي
مرحوم آيت الله سيدرضا بهاالديني نيز مي گويد :
« ارج و بهاي افراد به خودسازي , تهذيب نفس و توجه به خدا است ,
هرچه تهذيب افزايش يابد , مشكلات و نابساماني ها آسان و قابل تحمل
مي شود و در پي آن , تاييد الهي مسائل را حل مي كند و اگر خداي ناكرده اين
وظيفه اصلي فراموش شد , تمامي زحمات هدر مي رود . » 15
قدم نهادن در مسير تهذيب و تزكيه نفس , گفتار و رفتار انسان را سامان
داده , به زندگي فردي و اجتماعي او معنايي تازه مي بخشد , زيرا با اين كار
مهم و ستودني , نفس سركش انسان , از كاستي ها وزشتي ها پيراسته و به
كمالات و زيبايي ها آراسته مي گردد و بدين ترتيب آحاد جامعه , از سلامت
اخلاقي و امنيت روحي برخوردار گشته , اعتماد عمومي و احترام متقابل در
همه جا از جمله عرصه كار و كسب حاكم مي گردد.
در همين باب , تاكيد بر سه نكته ضروري است . نخست اين كه همان گونه
كه اشاره گرديد , اگر انسان به امر مهم تهذيب و خودسازي بي توجهي كند ,
هرچه از عمر و حيات دنيوي او سپري شود , غرايز و تعلقات مادي و
وابستگي هاي روحي اش بيش تر و راسخ تر گرديده , مقابله با آن ها دشوار وگاه
غيرممكن مي شود.
نكته دوم اين كه در باب راه هاي تهذيب نفس و شيوه هاي دست يابي به
آن بحث هاي گوناگون و احيانا مشرب هاي متعددي وجود دارد كه در اين
مختصر , مجال پرداختن به آنها نيست , ولي آنچه مي توان با اطمينان خاطر
بر آن پاي فشرد و به عنوان نسخه اي مجرب ارائه داد , عمل نمودن به
خواست شرع و اهتمام جدي به اوامر و نواهي الهي و امتثال ان ها و در يك
كلمه « پيشه نمودن تقوا » است , چنان كه امام المتقين علي (ع ) در نامه خود
خطاب به عثمان بن حنيف ـ فرماندار آن حضرت در بصره ـ
مي نويسد :
« انما هي نفسي اروضها بالتقوي لتاتي آمنه يوم الخوف الاكبر وتثبت
علي جوانب المزلق . » 16 « نفس خود را با تقوي و پرهيزگاري رياضت داده
تربيت مي كنم , تا روزي كه ترس و بيم آن بسيار است (هنگامه قيامت ) ايمن
و آسوده باشد و براطراف لغزش گاه استوار ماند. »
يكي از شاگردان آيت الله بهجت (دام ظله ) مي گويد :
« ايشان با تاكيد به من مي فرمود : كي تو بر طبق مسلمات شرع ـ مانند
ترك معاصي , انجام واجبات و نوافل , قرائت قرآن با حضور قلب و... عمل
كرده و نتايج آن را نيافته اي كه اينك از ما براي سيرالي الله , دستورالعمل
مي خواهي ! و يا اين كه گويي منتظر هستي پيري از پشت كوه قاف بيايد و تو
را راهنمايي كند! آيا اين همه مسلمات شرع اطهر كافي نيست به آنها عمل
كني و به جايي برسي ! » 17
و نكته سوم اين كه برخي , با حفظ كردن و به كار بردن اصطلاحاتي چند
از عرفان و پوشيدن لباس اهل معرفت , خود را اهل سلوك و معنا دانسته ,
ديگران ـ حتي عالمان پارسا ـ را به اين بهانه كه راه نيافته و به حقيقت
نرسيده اند , تحقير مي كنند , غافل از آنكه نشان و شرط عرفان , نديدن و به
حساب نياوردن خود و تكريم بندگان خدا به خصوص عالمان است .
چه خبر دارد از حقيقت عشق پاي بند هواي نفساني
بر جويندگان عرفان و سالكان معرفت است كه در كنار عمل نمودن به
ظواهر شرع , راه و رسم سير وسلوك را به درستي آموخته , عارفان حقيقي را
از مدعيان دروغين بازشناسند و براي نيل به اين مقصود به سراغ نفوس پاك
و مهذبي بروند كه بدور از نامجويي و مقام طلبي , درون خود را از تعلقات و
شهوات پيراسته و قلب خود را از عشق به خدا و بندگانش , مالامال كرده اند ,
در اين زمينه مشورت با مراجع و كارشناسان وارسته دين و اخلاق ضروري
است .
صدها هزاران دام و دانه است اي خدا
ما چو مرغان حريص و بينوا
كارآمدترين ابزار اثرگذاري
برخي از آحاد جامعه از جمله كاسبان و تاجران مومن به علت نوع
دوستي و بلندهمتي , بسيار مايلند در شهر و ديار خود , عنصري مفيد و
اثرگذار باشند و همراه با كار و تلاش جهت تهذيب و سازندگي خود , در
جهت سازندگي ديگران به خصوص خويشان و دوستان نيز گامي بردارند.
بايد گفت بي گمان كارآمدترين و نافذترين ابزار براي اين منظور , اخلاق
نيك و رفتار اسلامي است , زيرا تربيت الهي و آراسته شدن به ملكات و
فضايل اخلاقي , نه تنها تاثيري ملموس بر رفتار فردي دارد , پيوندها و روابط
با ديگران را نيز تحت تاثير قرار مي دهد.
اساسا كارآمدترين ابزار رهبران الهي در ساختن و هدايت مردمان خود ,
اعمال صالح همراه با ظرافت ها و ريزه كاري هاي اخلاقي آنان بوده است .
به فرموده امام باقر(ع ) , روزي اميرالمومنين (ع ) , در مسير كوفه با
شخصي ذمي 18 هم سفر گرديد , پس از مدتي , راه آن دو از هم جدا شد , ولي
علي (ع ) هم چنان به همراهي با آن شخص ادامه داد. به همين سبب او از
حضرت پرسيد : مگر شما قصد رفتن به كوفه را نداشتيد فرمود : بله ! عرض
كرد : از راه كوفه گذشتيد. حضرت فرمود : مي دانم , عرض كرد : پس سبب
چيست كه با من همراه شديد امام فرمود :
« هذا من تمام حسن الصحبه ان يشيع الرجل صاحبه هنيئه اذا فارقه و
كذلك امرنا نينا » « نيك همراهي كردن , تمام و كمال آن به اين است كه
شخص , هنگام جدايي از رفيقش , او را مشايعت نمايد. پيامبر ما چنين
دستور داده است . »
آن شخص با (شگفتي ) پرسيد : آيا پيامبرتان چنين گفته ! فرمود : آري .
مرد ذمي با شنيدن اين سخن ابراز داشت : پس بايد پيروان آن پيامبر , به سبب
افعال كريمانه اش از او پيروي كرده باشند... وي به همراه علي (ع ) (به كوفه )
برگشت و پس از اين كه حضرت را شناخت اسلام آورد19.
به گفته همراهان امام خميني (ره ) ايامي كه ايشان در منطقه اي از اطراف
پاريس به سر مي برد شب ميلاد حضرت مسيح (ع ) علاوه بر پيامي كه براي
مسيحيان جهان صادر نمود , دستور داد هدايايي مثل آجيل و شيريني كه از
ايران آورده بودند را بين مردم آنجا تقسيم كنند و هداياي مزبور , همراه با
شاخه هاي گل به خانواده ها داده شد. اين كار , براي مردم آن جا كه به
اقتضاي فرهنگ غرب , كمتر نشاني از محبت و عاطفه ديده اند , بسيار تازگي
داشت و براي آنان , مايه شگفتي بود كه چگونه يك رهبر مسلمان , به مناسبت
ميلاد مسيح پيام مي دهد و يارانش به طور گسترده در ميان مسيحيان , شيريني
و گل تقسيم مي كنند! تاثير اين كار به حدي بود كه بعضي از آنان هنگام
دريافت هديه , هيچان زده اشك مي ريختند. به دنبال اين حركت اخلاقي
امام , يك روز بعد گروهي از اهالي آن محل با خوشحالي فراوان و همراه با
شاخه هاي گل به ديدار ايشان آمدند و بدين وسيله از امام قدرداني
نمودند20.
مرحوم آيت الله بهاالديني , درباره فضايل اخلاقي آيت الله
شيخ ابوالقاسم قمي (ره ) مي گويد :
« مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم قمي (ره ) مانند ديگر بزرگان , اقامه نماز
جماعت مي كرد ولي علاقه من به حضور درنماز ايشان بيش تر بود , زيرا راه
رفتن , حرف زدن , تدريس , نگاه , احترام , رفت وآمد در كوچه و بازار ,
نشست و برخاست و همه كارهاي او , درس عملي براي اخلاق و سازندگي ما
بود ايشان در تواضع و فروتني , انساني نمونه بود ... » 21
اثربخش بودن سخن و موعظه عالمان وارسته نيز بيش از هرچيز , معلول
پاكي نفس و صفاي باطن آنان است , تا جايي كه گفته اند : « نورانيه القول علي
قدر نورانيه القلب . » 22 « نورانيت سخن , به اندازه نورانيت دل است . »
پاورقي :
14 ـ امام خميني (ره ) , ره عشق , ص 28
15 ـ سيدحسن شفيعي , آيت بصيرت , ص 73 ـ74 , با اندكي تلخيص
16 ـ سيدرضي , نهج البلاغه , نامه 45 , ص 416
17 ـ رضا باقي زاده , بهجت عارفان , ص 95 ـ96
18 ـ يهوديان , مسيحيان وزردشتيان را ذمي و اهل ذمه گويند .
19 ـ عبدالله حميري قمي , قرب الاسناد , ص 7
20 ـ محمدرضا اكبري , زيبايي هاي اخلاق , ص 15 , با اندكي تلخيص
21 ـ سيدحسن شفيعي , آيت بصيرت , ص 67 , با اندكي تصرف
22 ـ حسن حسن زاده آملي , هزار ويك نكته , ص 89 ـ90
حضرت امام خميني :
از مكايد بزرگ شيطان و نفس خطرناك تر از آن , آن است كه به
انسان وعده اصلاح در آخر عمر و زمان پيري مي دهد و
« تهذيب » و « توبه الي الله » را به تعويق مي اندازد
تهذيب و تزكيه نفس , گفتار و رفتار را سامان مي دهد , به
زندگي فردي و اجتماعي معنايي تازه مي بخشد , نفس سركش
انسان را از كاستي ها و زشتي ها پيراسته و به كمالات و زيبايي ها
آراسته مي گرداند و به اين ترتيب آحاد جامعه از سلامت
اخلاقي و امنيت روحي برخوردار گشته و اعتماد عمومي و
احترام متقابل در همه جا از جمله عرصه « كار و كسب » حاكم
مي گردد
كاسبان و تاجران مومن , كارآمدترين ابزار اثرگذاري
سازنده در « خود » و « ديگران » را « اخلاق و رفتار اسلامي »
مي دانند و با تربيت الهي و آراسته شدن به ملكات و فضايل
اخلاقي , پيوندها و روابط اجتماعي را مستحكم مي سازند

|
مسجد مهمان كش
|
در زمان قديم , مهمانخانه و هتل و از اين قبيل اماكن نبود. اگر كسي وارد
محلي مي شد و دوست و آشنايي نداشت , معمولا به مسجد مي رفت و در
آنجا مسكن مي گزيد.
مسجد مهمان كش از اين جهت معروف شده بود , زيرا هر كسي شب
آنجا مي خوابيد , صبح , جنازه اش را بيرون مي آوردند و كسي هم نمي دانست
علت چيست .
روزي , شخص غريبي به اين شهرآمد و چون جايي براي ماندن نيافت ,
رفت كه در مسجد بخوابد , مردم نصيحتش كردند كه به اين مسجد نرو , هر
كس در اين مسجد خوابيده است زنده نمانده است .
مرد غريب كه آدم شجاع و دليري بود , گفت : من از زندگاني بيزارم و از
مرگ هم نمي ترسم و مي روم ببينم چه مي شود
بهر حال مرد شب را در مسجد خوابيد. نيمه هاي شب صداهاي هولناك
و مهيبي كه زهره شير را آب مي كرد , از اطراف مسجد بلند شد. مرد با شنيدن
صدا از جا بلند شد و فرياد كشيد :
هر كه هستي بيا جلو! من از مرگ نمي ترسم , من از زندگي بيزارم , بيا هر
كاري دلت مي خواهد بكن .
با فرياد مرد , ناگهان صداي سهمناكي بلند شد و ديوارهاي مسجد فرو
ريخت , و گنجهاي مسجد پديدار شد.
اين داستان را سيد جمال الدين اسدآبادي از مثنوي مولوي نقل مي كند , و در
پايان داستان نتيجه گيري مي كند :
بريتانياي كبير (يا هر قدرت استعمارگر ديگر) چنين پرستشگاه بزرگي است
كه گمراهان , چون از تاريكي سياسي بترسند , به دورن آن پناه مي برند و آنگاه
اوهام هراس انگيز ايشان رااز پاي درمي آورد , مي ترسم روزي مردي كه از
زندگي نوميد شده , وي همت استوار دارد , به درون اين پرستشگاه برود و
يكباره در آن فرياد نوميدي برآورد , پس ديوارها بشكافد و طلسم اعظم
شكسته شود.
(نقل از حكايت ها و هدايتها در آثار استاد شهيد مرتضي مطهري )

|
صفات مردان با ايمان
|
علي عليه السلام در ضمن بيان صفات مردان با ايمان , فرموده
است :
سهل الخليقه لين العريكه , نفسه اصلب من الصلد و هو اذل من
العبد1.
اينان اخلاقي هموار و ملائم و طبيعتي نرم و متواضع دارند ,
روانشان از سنگ سختر محكمتر است و در رفتار با مردم از
بندگان زر خريد , افتاده تر و خاضعتر.
عن ابي جعفر عليه السلام : و بالدرايات للروايات يعلوا المومن
الي اقصي درجات الايمان 3.
امام باقر عليه السلام فرموده است : پيروان اسلام در پرتو
معرفت واقعي و درك حقايق علمي روايات , ميتوانند به
عاليترين مدارج ايمان نائل شوند.
قال اميرالمومنين (ع ) : يا مومن ان هذ العلم و الادب ثمن
نفسك فاجتهد في تعلمه فما يزيد من علمك و ادبك يزيد في
ثمنك و قدرك 3.
علي عليه السلام مرد با ايماني را مخاطب ساخت و فرمود :
علم و ادب ارزش وجود تو است . در تحصيل علم كوشش نما ,
زيرا به هر مقداري كه بردانش و ادبت افزوده شود قدر و قيمتت
افزايش مي يابد.
1 ـ نهج البلاغه فيض صفحه 1234
2 ـ بحار 1 , صفحه 118
3 ـ مشكوه الانوار , صفحه 135

| |
|