روزنامه جمهوري اسلامي 02/03/1384 صفحه حوزه
انتخابات در نظام اسلامي




قدرت آرا
در نظامي كه متكي به قدرت مردم است و با پشتيباني و حمايت مردم به پيش مي رود , « آرا » در استحكام نظام , نقش اساسي دارد و هر راي علاوه بر آن كه در سرنوشت نماينده مجلس يا رئيس جمهور كشور تاثيرگذار است , در تحكيم موقعيت حكومت و تثبيت جايگاه آن در ميان دولت ها , موثر است .
اگر « انتخابات » را با « بيعت » مقايسه كنيم , مي توانيم كاركرد « بيعت » را در موقعيت هاي حساس و بويژه در مواقع خطر از سوي دشمنان , در « انتخابات » نيز سراغ بگيريم . مثلا در سال ششم هجرت , پيامبر اسلام از مدينه , به قصد انجام مناسك عمره , آهنگ مكه كرده و در ذوالخليفه , همراه ساير مسلمانان , محرم شدند , ولي در نزديكي مكه , اخباري كه حكايت از فتنه مشركان و سردمداران قريش داشت , به گوش مسلمانان رسيد. دراين شرايط همراهان حضرت كه در حدود يك هزار و پانصد نفر بودند , با پيامبر بيعت كردند. (بيعت رضوان ) و متعهد شدند كه رسول خدا را هرگز در برابر مشركان تنها نگذارند با اين بيعت , آيات سوره فتح نازل شد و از ثبات و پايداري مسلمانان را موجب رضايت خداوند , آرامش روحي آنان , و پيروزي شان , دانست :
« لقد رضي الله عن المومنين اذيبايعونك تحت الشجره فعلم ما في قلوبهم فانزل السكينه عليهم و اثابهم فتحا قريبا »
انتخابات براي كشوري كه در معرض تهاجمات سياسي , اقتصادي و نظامي قرار دارد , در حكم يك « مانورسياسي » است و اگر در مانورهاي نظامي , ادوات و تجهيزات جنگي به نمايش گذاشته مي شود , در اين مانور ملي , « قدرت مردمي » و پشتوانه انساني آن به نمايش گذاشته مي شود.
حقي توام با تكليف
« راي دادن » و حضور در انتخابات , مي تواند به عنوان يك « حق » و يا يك « تكليف » مطرح شود. در فلسفه سياسي غرب , اين تفاوت از فروع بحث حاكميت « مردم » يا حاكميت « ملي » شمرده شده است . از اين رو , بر مبناي حاكميت « مردم » , هر « فرد » داراي حقي خاص و امتيازي ويژه است دليل آن هم اينست كه خود , يك « جز » از حاكميت را در اختيار دارد و نسبت به آن بخش , مي تواند آن را اعمال كند , ولي بر مبناي حاكميت « ملي » چون حاكميت به « اراده عمومي ملت » تعلق دارد و « فرد » از راه راي دادن , اين اراده را ابراز مي كند , در حقيقت وظيفه خود را انجام مي دهد.
در عين حال , اين مباحث نظري , كاركرد چنداني در وضع انتخابات ندارد و حتي در كشورهايي هم كه از حاكميت ملي دفاع مي شود , راي دادن , « اجباري » تلقي نمي شود. البته در برخي از كشورها « راي اجباري » كاملا قانوني است و شهروندان مكلفند بر سر صندوق هاي راي حاضر شوند. در اتريش ـ برخي ايالت ها ـ در بلژيك و لوكزامبورك , راي دادن اجباري است , و در هلند , كافي است كه شهروند فقط در برابر صندوق راي حاضر شود. استدلالي كه براي اين گونه اجبارها وجود دارد اين است كه اگر اجبار وجود نداشته باشد , ممكن است عده زيادي از مردم , به دليل عدم علاقه , بي تفاوتي , بدبيني به سياستمداران و يا عده اي ديگر , از امور سياسي كناره گيري كنند , و سرنوشت حكومت بامخاطره مواجه شده و يا عده اي از بازيگران صحنه را بدست گيرند. در اين كشورها , كناره گيري از صندوق راي , « جريمه نقدي » دارد. در نگاه اسلامي , « راي دادن » صرفا استيفاي يك حق براي اشخاص نيست تا صرف نظر از آن قابل توجيه باشد. بلكه اين « حق » مانند « حق حضانت مادر » آميخته با « تكليف » است . هر مادري به لحاظ علاقه شخصي به فرزند خويش از اين حق برخوردار است ولي به لحاظ مسئوليتي كه در قبال فرزند دارد , حضانت وظيفه اوست . البته اشخاص به لحاظ حقوق خود مي توانند , استيفا آن را ناديده بگيرند , ولي آنان مجاز نيستند كه با عدم مشاركت , نسبت به سرنوشت جامعه اسلامي بي اعتنا باشند. و بخصوص در شرايطي كه راي ندادن , به تضعيف نظام اسلامي منجر شود و يا به روي كارآمدن و به قدرت رسيدن افراد نالايق بيانجامد , اين وظيفه از اهميت مضاعفي برخوردار است . از جملات حضرت امام دراين باره است كه :
بايد همه شما , همه ما , زن و مرد , « هرمكلف » همان طور كه « بايد » نماز بخواند , همان طور « بايد » سرنوشت خودش را تعيين كند. (صحيفه امام 28,15 )
پس از پيروزي انقلاب اسلامي , هر بار كه فصل انتخابات فرامي رسيد , رهبر فقيد انقلاب , به تبيين تكليف مردم براي حضور و مشاركت مي پرداختند مثلا مي فرمودند :
امروز شركت در انتخابات رياست جمهور نه فقط يك وظيفه اجتماعي و ملي است , بلكه يك وظيفه شرعي اسلامي و الهي است كه شكست در آن , شكست جمهوري اسلامي است كه حفظ آن بر عموم مردم از بزرگترين واجبات و فرائض است و وسوسه آن از شيطان , بلكه عمال شيطان بزرگ است . (صحيفه 164,15 )
حوزه آرا
امروزه « حق راي » مبتني بر « حق حاكميت » تلقي مي شود و به خصوص در ماده 21 اعلاميه جهاني حقوق بشر , پس از آنكه از « اراده مردم » به عنوان اساس حكومت نام برده شده است , افزوده اند كه اين اداره بايد به وسيله « انتخابات آزاد » ابراز شود :
اساس و منشا قدرت حكومت , اراده مردم است , اين اراده بايد به وسيله انتخاباتي ابراز گردد كه از روي صداقت و به طور ادواري صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد كه آزادي راي را تامين نمايد.
قهرا كساني كه به « مبدالهي » براي حاكميت اعتقاد دارند , حاكميت انسانها را در طول حكميت خداوند و « ناشي » از آن مي دانند. لازمه چنين نظريه اي آن است كه حاكميت انسانها , صرفا در قلمرويي كه از سوي خدا وند مجاز و مشروع شناخته شده است , پذيرفته مي شود. در حاليكه در نظريات ديگر , چنين محدوديتي وجود ندارد.
براي برخي نويسندگان « حاكميت مردم » در تضاد با « حاكميت الهي » است زيرا نظريه حاكميت مردم , هر منبع ديگري , جز خواست و رضايت مردم را نفي مي كند و در نهايت , به هيچ اقتدار غائي و ديگري , باور ندارد (بشريه , آموزش دانش سياسي , ص 178 ) در نزد اين گروه , حاكميت مردم وقتي تحقق مي يابد كه مردم « در مقابل خداوند » از حاكميت برخوردار باشند . (همان 179, )
اين تفسير از حاكميت مردم , آشكارا با اسلامي بودن جمهوري ناسازگار است و آن را نفي مي كند در نزد اينان , براي داشتن « جمهوري » بايد « اسلاميت » را حذف كرد , و تا وقتي احكام خداوند در جامعه اعتبار دارد , نمي توان « نظام جمهوري » داشت . با اين تلقي , « جمهوريت » علاوه بر « شكل نظام » , « محتواي نظام » را نيز مشخص مي كند و هر دو به يك اندازه از « خواست مردم » نشات مي گيرند.
تركيب « جمهوري اسلامي » با توجه به تفكيك « شكل » از « محتوا » ارائه شده است . امام خميني كه مي فرمود جمهوري اسلامي , نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد , « جمهوري اسلامي » را چنين تبيين مي كرد :
« جمهوري » , « فرم و شكل » حكومت را تشكيل مي دهد و « اسلامي » يعني « محتواي » آن فرم قوانين الهي است . (صحيفه امام 398,5 )
جمهوري اسلامي به اين معني است كه قانون كشور را قوانين اسلامي تشكيل مي دهد ولي « فرم » حكومت اسلامي , « جمهوري » است به اين معني كه متكي بر « آراي عمومي » است (همان ص 240 )
« جمهوري » , براي اينكه به آراي اكثريت مردم متكي است , و اما « اسلامي » براي اينكه قانون اساسي اش عبارت است از قانون اسلام . اسلام در همه ابعاد قانون دارد و به همين جهت احتياج به قوانين ديگري نداريم .(همان , ص 170 )
شكل حكومت , جمهوري اسلامي است , « جمهوري » به معناي اينكه متكي بر آراي اكثريت است , و « اسلامي » براي اينكه متكي به قانون اسلام است . ديگر حكومت ها اينطور نيستند كه تكيه بر قانون اسلام داشته باشند. (همان ص 181 )
اين تاكيدات و تصريحات , كه همه قبل از رفراندوم جمهوري اسلامي , انجام گرفته است , نمايانگر آن است كه در اين نوع جمهوري , آرا عمومي به « حوزه تشريع الهي » وارد نمي شود , و در عين آنكه نظام اسلامي , متعهد به قانون خداوند است , ولي چنين قانوني , از « آرا مردم » , « كسب اعتبار » نمي كند.
تنفيذ آرا
در نظام اسلامي , انتخابات « آخرين مرحله » در فرايند تعيين رئيس جمهور و آغاز به كار او نيست , بلكه پس از انتخاب مردم , برطبق اصل يكصد و دهم قانون اساسي , « حكم رياست جمهوري » نيازمند « امضاي رهبري » است . مرحله اي كه از آن به « تنفيذ » حكم رياست جمهوري تعبير مي شود.
البته برخي از گروههاي سياسي كه اساسا اعتقادي به مبناي ولايت فقيه و به خصوص ديدگاههاي حضرت امام خميني ندارند تلاش كرده اند تا « انتخابات » را به عنوان يك « پيمان » و عقد لازم الاجرا بين « مردم » و « رئيس جمهور » تلقي نموده كه منشا « ولايت » رئيس جمهور , و در عرض ولايت فقيه مي باشد , وحتي گفته اند كه امضاي رهبري « كاشف » از نصبي است كه قبلا توسط مردم صورت گرفته است و رهبري با امضاي خود به اين نصب « اقرار » مي كند . (حجاريان , عصر ماـ شماره 77 )
با اين تفسير , اساسا « تنفيذ » جنبه « صوري و تشريفاتي » دارد و به طور كلي بايد آن را بيهوده و لغو دانست , زيرا اگر « نصب » قبلا صورت گرفته است و مجريان و ناظران انتخابات بر آن صحه گذاشته اند , به امضاي رهبري , براي « كشف نصب » چه نيازي وجود دارد
چنين تفسيري , نه تنها از نظر فقهي و حقوقي , قابل قبول نيست , بلكه به صراحت با احكامي كه از سوي حضرت امام در تنفيذ رياست جمهوري صادر شده است منافات دارد و اگر به ديدگاه حضرت امام در زمينه ولايت فقيه و تاثير آن در تدوين قانون اساسي توجه كنيم , بر انحراف اين تفسير بيشتر واقف مي شويم . حضرت امام در تنفيذ حكم رياست جمهوري شهيد رجائي آورده اند : « و چون « مشروعيت » آن بايد با « نصب فقيه ولي امر » باشد , اين جانب راي ملت شريف را تنفيذ و ايشان را به سمت رياست جمهوري اسلامي ايران منصوب نمودم » . (صحيفه امام 67,15 )
قابل توجه است كه « يك هفته » قبل از بررسي اصل يكصد و دهم قانون اساسي در مجلس بررسي نهائي قانون اساسي , امام خميني , طي يك سخنراني در جمع اعضاي آن مجلس , به صراحت فرمودند :
اگر رئيس جمهور با « نصب فقيه » نباشد , « غيرمشروع » است . وقتي غيرمشروع شد , طاغوت است و وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است , طاغوت وقتي از بين مي ورد كه به امر خداي تبارك و تعالي يك كسي نصب بشود. شما نترسيد از اين چهار نفر آدمي كه نمي فهمند اسلام چه است , نمي فهمند كه ولايت فقيه يعني چه . (صحيفه امام 221,10 )
آيا ممكن است كسي به مباني جمهوري اسلامي اعتقاد داشته باشد , و در عين حال براي در هم شكستن اصول بنيادين آن , به چنين توجيهات غير منطقي روي آورد
طرح مساله تنفيذ آرا رئيس جمهور كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است , حكايت از تفاوت نقش مردم در نظام اسلامي , با ديگر نظام هاي سياسي دارد , تفاوتي كه براي طرفداران سكولاريسم , هرگز قابل فهم نيست .
مبارزات انتخاباتي
« مبارزات انتخاباتي » از لوازم برگزاري انتخابات است . و افرادي كه داوطلب كسب قدرت اند , در اين « مبارزه » وارد مي شوند. مبارزات انتخاباتي , اهداف وروش هاي مختلفي دارد , در كشورهايي مانند آمريكا و هند كه نيمي از مردم راي نمي دهند , مبارزات , عمدتا براي به صحنه آوردن مردم است و هر حزب و گروهي كه در فعال كردن راي دهندگان , توفيق بيشتري داشته باشد , به پيروزي در انتخابات نزديك تر است . ولي آنچه در اين ميان تاسف بار است , يكي فعاليت هاي تخريبي است كه بر عليه رقبا صورت مي گيرد , و ديگري مفاسد فراوان مالي است كه با اين مبارزات توام است . برخي از محققان غربي در زمينه انتخابات , اعتراف كرده اند كه « در تمامي كشورها ارتشا اجبار , هزينه بيش از حد , و يا روش هاي ديگر در مبارزات اتفاق افتاده است » از همين رو است كه برخي از كشورها , محدوديت هايي را براي هزينه هاي مبارزاتي در نظر گرفته و نظارت وكنترل را قانوني كرده اند. همچنين به گفته نويسندگان دائره المعارف دموكراسي , « سياستمداران از ديرباز مي دانسته اند كه « تشريح گناهان حريف » ساده تر از « اثبات محاسن خودشان » است و از آنجا كه راي مخالف بيشتر است تا راي موافق , نسبت « تبليغات منفي » به مثبت , در سالهاي اخير افزايش محسوسي داشته است (ج 251,1 )
اگر از دو مشكل « تخريب حريف » و « فساد مالي » كه امروزه از لوازم لاينفك مبارزات انتخاباتي است , صرف نظر كنيم , باز هم با يك سئوال اساسي مواجه مي شويم كه از ديدگاه اسلام , « مبارزه انتخاباتي » چه توجيهي دارد و آيا آنچه مبارزه انتخاباتي ناميده مي شود با ارزش هاي اسلامي سازگار است
در مكتبي كه « رياست طلبي » به شدت مذموم است , چه جائي براي مبارزه انتخاباتي وجود دارد
و وقتي مردم از « رياست طلبان » بر حذر داشته مي شوند , و « حب رياست » علامت عدم شايستگي براي رياست است چگونه مي توان از طريق مبارزات انتخاباتي , به انتخابي شايسته دست يافت
تلقي موجود از مبارزه انتخاباتي آن است كه داوطلبان به مانند اسب سواراني كه در ميدان مسابقه هر يك براي سبقت از ديگري تلاش مي كند و همه , همه توان خودرا براي پيشي گرفتن به كار مي برند , به رقابت مي پردازند , در اين رقابت كه شرط پيروزي , احراز « راي بيشتر » است , هر اقدامي براي كسب آرا بيشتر , موجه است در حالي كه در نظام ارزشي اسلام , حتي در مواردي كه داوطلب شدن موجه است , مبارزه انتخاباتي , صرفا در محدوده « ارائه ديدگاهها و عرضه تواناييهاي خود » قابل قبول است . مگر نه اين است كه منطق امام علي « منافسه في سلطان » , مسابقه براي دست يابي به قدرت , محكوم است , و مگر نه اين است كه امام (ع ) مردم را از حضور در ميدان كينه توزي و فخر فروشي بر حذر مي دارد. « عرجوا عن طريق المناضره و ضعوا تيجان المفاخره » پس چه جائي براي در هم شكستن رقيبان و ساقط كردن آنها وجود دارد
افتخار شيعه آن است كه پيشوايش به حقيقت اعلام مي كند ميلي به رياست نداشته است و با اصرار مردم آن را بدست گرفته است : « والله ما كانت لي في الخلافه رغبه و لا في الولايه اربه ولكنكم دعونموني اليها و حملتموني عليها »
و بجاي اينكه او به سراغ مردم برود و در صدد جذب نظر و جمع راي آنها باشد , آنان به سراغ وي رفته اند :
« اني لم اردالناس حتي ارادوني و لم ابا يعهم حتي بايعوني »
آيا با تاسي به سيره پيشوايان اسلامي , مبارزه براي رسيدن به قدرت معني و مفهوم دارد آيا انسان با تقوي , در چنين مبارزه اي شركت مي كند !
تبليغات انتخاباتي
در انتخابات , راهكار جذب آرا « تبليغات » است و از همين رو , هم اينك حضور در صحنه انتخابات براي داوطلبان هزينه هاي بسيار سنگين دارد مثلا در انتخابات اخير رياست جمهوري آمريكا , سه ميليارد دلار , هزينه شد , و در سال 1375 هزينه هاي انتخاباتي بالغ بر 2,2 ميليارد دلار بوده است . در گذشته هم آبراهام لنيكن يكصد ميليون دلار در سال 1860 ميلادي براي رياست جمهوري هزينه كرد. از همين روست كه در شرايط عادي , امكان رقابت افرادي كه از پشتوانه اقتصادي برخوردار نباشند , وجود ندارد و شبكه فعال تبليغاتي به عنوان يك عامل كاملا موثر عمل مي كند.
در كشورهايي كه احزاب سياسي , رقابت هاي انتخاباتي را برعهده دارند , تامين اين هزينه ها چندان دشوارنيست ولي در كشورهايي كه انتخابات جنبه « نامزد محوري » دارد , پيروزي نامزدها حتي اگر از بهترين امتيازات هم برخوردار باشند , بدون تمكن مالي براي تبليغات , غيرممكن است يكي از نويسندگان در اين باره مي گويد : « در انتخابات سال 1988 (1367 ) كره جنوبي , نامزدهاي حزب حاكم , بين 1,5 تا 7 ميليون دلار از سرمايه هاي شخصي براي پيروزي در انتخابات هزينه كردند » در چنين شرايطي انتخابات مظهر « مردم سالاري » نيست , بلكه بايد آن را نمودي از « پول سالاري » به حساب آورد و گاه اوضاع به آنجا مي رسد كه به قول يكي از جامعه شناسان , كرسي هاي نمايندگي آشكارا خريد وفروش مي شود و اگر نامزدي حدود سه ميليون دلار سرمايه گذاري كند , مي تواند مطمئن باشد كه به مقام نمايندگي مي رسد »
اگر در گذشته اين گونه هزينه ها براي سير كردن عده اي و پهن كردن سفره ها , صرف مي شد , ولي امروزه تبليغات , فن بسيار پيچيده اي است كه توسط گروهي از روان شناسان و جامعه شناسان مشاور نامزد طراحي مي شود , اينكه نامزد با چه لباسي در تلويزيون ظاهر شود. نوع آرايش سر , رنگ لباس , و بسياري از مسائل ديگر توسط متخصصان از قبل ديكته مي شود.
در كشورهايي مانند آمريكا , كه مردم هر روز بيشتر از گذشته از صندوق هاي راي كناره مي كنند , ولذا از سال 1345 تا 1367 شركت كنندگان از 73 درصد به 54 در صد كاهش داشته است , سعي مي شود اين خلا با تبليغات سرسام آور بيشتر پر شود و لذا بر اساس يك پژوهش , از سال 1359 ـ 1379 در انتخابات مجالس نمايندگان آمريكا , 91,3 در صد از برندگان انتخابات را كساني تشكيل مي دهند كه بيشترين مخارج را در تبليغات داشته اند. بر اين اساس چگونه مي توان ادعا كرد كه با انتخابات , قدرت در اختيار منتخبان ملت قرار مي گيرد. و « آرا » از گرايشات فكري و سياسي مردم , حكايت دارد آشفتگي وضع انتخابات در نظام هاي مردم سالار , بگونه اي است كه همه مدافعان دموكراسي رابه انفعال و انتقاد واداشته است .
روشن است كه در نظام اسلامي , انتخابات نمي تواند با چنين كيفيتي برگزار شود و سرنوشت امت اسلامي را بدست قدرت پرستاني كه با امكانات مادي خود , آرا را مصادره مي كنند نمي توان سپرد. ممانعت از تاثيرگذاري حيله ها و تزويرها , جلوگيري از نفوذ ارباب ثروت و مكنت در تبليغات انتخاباتي , نظارت دقيق بر كيفيت تبليغات انتخاباتي و بالاخره حسابرسي بر منابع مالي كانديداها , از ضرورت هاي برگزاري يك انتخابات سالم در نظام اسلامي است چگونه مي توان از يك سو شركت در انتخابات را وظيفه شرعي و تكليف الهي شمرد , و از سوي ديگر راههاي فريب و نيرنگ را براي جذب آرا مردم باز گذاشت چگونه مي توان از يك سو از احترام به « آرا » سخن گفت , و از سوي ديگر شيوه هاي « راي سازي » بر اساس تبليغات شيطنت آميز را مجاز دانست

بدون شك نظام اسلامي , نيازمند « انتخابات اسلامي » است يعني انتخاباتي كه : انگيزه هاي حضور مردم در پاي صندوق هاي راي , شرايط انتخاب شوندگان , شيوه هاي تبليغات انتخاباتي , و... منطبق با ارزش هاي اسلامي باشد.
در نظامي كه متكي به قدرت مردم است و با پشتيباني و حمايت مردم به پيش مي رود , « آرا » در استحكام نظام , نقش اساسي دارد و هر راي علاوه بر آن كه در سرنوشت نماينده مجلس يا رئيس جمهور كشور تاثيرگذار است , در تحكيم موقعيت حكومت و تثبيت جايگاه آن در ميان دولت ها , موثر است
انتخابات براي كشوري كه در معرض تهاجمات سياسي , اقتصادي و نظامي قرار دارد , در حكم يك « مانور سياسي » است و اگر در مانورهاي نظامي , ادوات و تجهيزات جنگي به نمايش گذاشته مي شود , در اين مانورهاي ملي , « قدرت مردمي » و پشتوانه انساني آن به نمايش گذاشته مي شود
حضرت امام خميني :
بايد همه شما , همه ما , زن و مرد , « هر مكلف » همان طور كه « بايد » نماز بخواند , همان طور « بايد » سرنوشت خودش را تعيين كند
بدون شك نظام اسلامي , نيازمند « انتخابات اسلامي » است يعني انتخاباتي كه انگيزه هاي حضور مردم در پاي صندوق هاي راي , شرايط انتخاب شوندگان , شيوه هاي تبليغات انتخاباتي , و... منطبق با ارزش هاي اسلامي باشد