روزنامه جمهوري اسلامي 02/03/1384 صفحه مقالات
قرباني اصلاحات




قسمت دوم
نوشته : اكبر مظفري
ترور شخصيت سترگ آيت الله هاشمي رفسنجاني در انتخابات دور ششم مجلس شوراي اسلامي , پديده نادر ديگري بود كه پس از گذشت نزديك به ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي , قصه تلخ مظلوميت شهيد بهشتي (ره )(1 ) را تداعي كرد . (2 )
ترور شخصيت آيت الله مصباح يزدي , متفكر و انديشور بزرگ اسلامي در دوران مختلف تصدي گري اصلاح طلبان , بخش ديگري از اين داستان تلخ و جگرسوز به شمار مي آيد كه در كشور حضرت ولي عصر ـ ارواحناالفدا ـ به وقوع پيوست . (3 )
مدعيان اصلاحات در طول دوران تصدي گري خود , قربانيان زيادي از فرزندان انقلاب گرفتند و شخصيت افراد بزرگ و بزرگوار بسياري را زير آماج تير تهمت بستند و خونابه هاي بسياري از چشمان ياران امام سرازير كردند چه كاسه هاي غم كه جرعه جرعه به آنها نوشاندند و چه غصه ها و اندوه ها كه چاشت ايشان كردند. بي شك دوران حاكميت مدعيان اصلاحات , دوراني پرآشوب و پرفتنه بود. فتنه اي كه با گذشت آن , آفتاب حقيقت دوباره در آفاق ايران اسلامي تجلي يافته و مي رود تا چراغي به تاريك خانه حوادث غم بار دوران تصدي گري مدعيان اصلاحات بياندازد. اميرالمومنين (ع ) در تبين ماهيت فتنه ها مي فرمايد :
« فتنه ها آن گاه كه روي آورند , باحق شباهت دارند و چون پشت كنند , حقيقت چنان كه هست , نشان داده مي شود. فتنه ها چون مي آيند , شناخته نمي شوند و چون مي گذرند , شناخته مي شوند. فتنه ها چون گردبادها مي چرخند , از همه جا عبور مي كنند , در بعضي از شهرها حادثه مي آفرينند و از برخي شهرها مي گذرند . » (4 )
اصلاحات در طي مسير پرفراز و نشيب خود , قرباني هاي زيادي از ياران امام و رهبري گرفت و پيامدهاي زيان بار بسياري بر نظام اسلامي تحميل كرد. قربانياني كه هر كدام به تنهايي سندي زنده برضد اصلاحات شمرده مي شوند; چه هر جرياني را مي توان به اعتبار موانع و دشمنان آن مورد شناسايي قرارداد و اصلاحات از اين حيث , رسواترين جريان سياسي به شمار مي رود; چرا كه موانع آن , ساختارهاي قانوني نظام اسلامي و دشمنانش فدائيان اسلام , انقلاب , مردم و رهبري بودندو اين لكه ننگي است كه به اسم مدعيان اصلاحات يا نفاق جديد برتارك جبين اين جريان سياسي نقش بست .
حجت الاسلام حسني نماينده ولي فقيه و امام جمعه اروميه مردي از اين تبار است . او در دوران وانفساي اصلاح طلبي , بارها مورد حملات سنگين مدعيان اصلاحات قرار گرفت و زخم ها از تيرهاي زهرآلود تهمت , دروغ و افتراي آنان برداشت , ولي هيچ گاه شكايتي از ايشان به دادگاه نبرد و شكوه اي از آنان نكرد.
آقاي حسني را بايد همانند بسياري از فرزندان صديق كشور , قرباني اصلاحات , بلكه مدعيان اصلاحات دانست . وي نمونه كاملي از امتزاج مظلوميت و اقتدار است كه خداوند در ادوار مختلف تاريخي , توفيق خوشه چيني از رحمت خويش را بر او ارزاني داشته است و چه رحمتي برتر از زخمي شدن به تيغ كين منافقان جديد در دوران وانفساي نفاق است كه :
« امروز روزي است كه خدا اين گونه خواسته است و ديروز خدا آن گونه خواسته بود . » (5 )
مدعيان اصلاحات به شيوه هاي گوناگون درصدد ترور شخصيت آقاي حسني برآمدند و با ابزار روزنامه هاي زنجيره اي در سياستي واحد كوشيدند تا وي را چهره اي خشن , عبوس , غير منطقي , مرتجع , ساده انديش و بازي خور جلوه دهند . (6 ) بي شك نشر مستمر اين اكاذيب در شكل گيري افكار جواناني كه از سابقه درخشان ايشان بي اطلاع بودند , موثر بوده است و اين همه , بارگناهي است كه مدعيان اصلاحات بردوش كشيده و بايد بدان پاسخ گويند.
مركز ثقل طراحي ترور شخصيت آقاي حسني , در روزنامه صبح امروز(7 ) با مديريت آقاي سعيد حجاريان (8 ) رقم خورد .
آقاي حجاريان , تئوريسين حزب مشاركت و متخصص جنگ رواني (9 ) , با سانسور و تقطيع سخنان آقاي حسني و مضحك نمودن مطالب او , وي را انساني ساده انديش و بازي خور معرفي كرده و با ياري جرايد ديگر , درصدد القا و تعميق آن برآمد . (10 )
آقاي حسني , از سوي كساني به اتهام خشونت طلبي و ساده انديشي مورد تهاجم قرار گرفته و در افكار عمومي محاكمه مي شد كه مدعيان و ملامت كنندگان وي , به عنوان قاضي محكمه , خود از مصاديق آشكار خشونت طلبي به شمار مي رفتند و در گذشته اي نه چندان دور , بارها نقاب از چهره حقيقي خود برگرفته بودند. آيت الله هاشمي رفسنجاني در تبيين چهره واقعي يكي از داعيه داران اصلاحات مي گويد :
« همين آقاي عبدالله نوري كه اين حرف ها را مي زند و مي گويد : اين حرف از منظر نسل جديد است , خودش درگذشته از فالانژهاي زمان ما به حساب مي آمد و اين قدر خون به دل ما كردند. اما امروز بنابه شرايط جديد سخن از مطالبات جديد مي زنند . » (11 )
حجت الاسلام والمسلمين ناطق نوري در بازشناسي شخصيت جنجالي ترين چهره اصلاح طلبي مي گويد :
« در زمان وزارت كشور با كساني كه ريختند در خيابان ولي عصر و دختران مردم را كتك زدند , برخورد (كردم ). درحالي كه كسي در آن فضا جرئت نمي كرد جلو آنها را بگيرد حالا ما شديم طالبان و اين آقايي كه آن روز زنان و دختران را كتك مي زد , شده است آزادي خواه و اصلاح طلب !... همين آقاي اكبر گنجي , اين آقا جزو كساني بود كه آن روز در خيابان ولي عصر آن كارها را مي كردند و بنده به دستور امام با آنها برخورد كردم . حالا من مي شوم طالبان و اينها مي شوند مظهر آزادي » (12 )
حجت الاسلام والمسلمين هادي غفاري درباره يكي ديگر از داعيه داران اصلاحات مي گويد :
« آن آقايي كه تا ديروز آدم كشي مي كرد , حالا امروز اصلاح طلب شده . من به او نيز معترضم . آن آقايي كه در محاكمه گروه فرقان آن فرد را آن قدر زد كه زير شكنجه طرف درحال مرگ بود و اگر نبود آقاي معاديخواه كه به داد آن بدبخت متهم برسد , طرف مرده بود , حالا آن فرد شده اصلاح طلب . من به اينها معترضم . » (13 )
آقاي نيك آهنگ كوثر كاريكاتوريست دوم خردادي درباره عضو تندرو حزب مشاركت و متهم اصلي پرونده نظرسنجي مي گويد :
« او را به عنوان كسي كه به مردم سالاري به ديد محبت آميز نگاه كند , نمي بينم . به نظر من دگماتيسم سال هاي 58 و 59 در وجود عباس عبدي هنوز زنده است » (14 )
آقاي احسان نراقي مشاور سابق فرح پهلوي درباره عضو افراطي حزب نامشروع مجاهدين انقلاب اسلامي مي گويد :
« هنوز در سخنان بهزاد نبوي بوي استالينيسم مي بينم . » (15 )
هم چنين آقاي رسولي استاندار دولت اصلاحات در خراسان رضوي , با جمع بندي موضوع خشونت ورزي مدعيان اصلاحات مي گويد :
« ما بچه هاي چپ به مردم حرف هاي بي ربطي مي زديم , چون خيلي از اين چماق كشي ها كار ماست . من وقتي سال 57 ـ 58 دانشگاه بودم , آن قدر كتك زدم كه خدا مي داند. اصلا سردسته گروه هاي فشار بوديم ... همين الان كه مي گويم اين كارها بد است , خودمان اين كارها را مي كرديم . » (16 )
كساني كه تا ديروز خشونت طلب ترين چهره هاي كشور بودند , پس از دوم خرداد چنان اهل مدارا و تسامح شدند كه نه تنها از استادان غربي خود (17 ) پيشي گرفتند , (18 ) بلكه براي خوش آيند تروريست هاي به ظاهر انسان دوست و شيطان هاي فرشته نما(19 )نظام اسلامي را به خشونت طلبي (20 ) و قتل هاي زنجيره اي (21 ) متهم كردند و در گردش ايام و تكرار تاريخ , پا بر قدمگاه اصحاب جمل گذاشتند; همانان كه به خون خواهي از كشته خويش , عليه حكومت اميرالمومنين (ع ) شوريدند و انتقام قرباني خود را از او مطالبه كردند. نخستين مظلوم شيعه , درباره اين فراز تلخ و جان سوز تاريخ اسلام مي فرمايد :
آنها حقي را مي طلبند كه خود ترك كردند و انتقام خوني را مي خواهند كه خود ريخته اند . (22 )
برهمين قياس , اصلاح طلبان نيز در دوران تصدي گري خود , به خون خواهي از كشته هاي خويش , نظام اسلامي را متهم به جنايت و خشونت كردند و بار ديگر عرصه تاريخ اسلام را به پيشواز صحنه گرداني ناكثين بردند و اين همه براي آن بود كه خود پشت ميز محاكمه قرار نگيرند و به جرم جنايت خويش بازخواست نشوند . (23 )
پاورقي
1 ـ امام خميني : « مخالفين او (شهيد مظلوم دكتر بهشتي ) را در كوچه و بازار و محله و صحبت هايي كه همه مي كردند , آن طور جلوه دادند. يك مرد صالحي را به صورت يك ديكتاتور در آوردند . » صحيفه امام , ج 14 , ص .15
2 ـ آقاي محمد هاشمي مسئول دفتر سياسي حزب كارگزاران سازندگي : « در انتخابات مجلس ششم , جناح چپ كه از سابقه آقاي هاشمي اطلاع داشت ; او را رقيب خود قلمداد كرد و آتش تبليغات وسيعي را عليه او روشن كرد كه اطلاعات عليه هاشمي در روزنامه هاي آن A 4 انتشار هفت ميليون صفحه زمان , مويد اين امر است . جالب بود , جناحي كه مدعي لزوم حضور مردم در پاي صندوق هاي راي است , عنوان مي كرد در صورت راي آوردن هاشمي , اعتبار نامه او را رد خواهد كرد . » روزنامه جمهوري اسلامي , 27 بهمن 81 , ص .3
3 ـ آقاي ابراهيم نبوي نويسنده روزنامه هاي زنجيره اي : « تئوريسين هاي ترور و خشونت هم چنان تحريك مي كنند و ساده لوحان يا ماموران رسمي و نيمه رسمي كتك مي زنند و زخمي مي كنند. آقايان دانشمند مسلمان ـ آيت الله مصباح يزدي ـ رسما و علنا خشونت را در نمازجمعه به مردم مي آموزند . » روزنامه عصر آزادگان , 23 اسفند 78 , ص .3
4 ـ نهج البلاغه , ترجمه استاد محمد دشتي , خطبه 93 , ص .175
5 ـ صحيفه امام : ج 21 , ص .88
6 ـ آقاي احمد حكيمي پور دبيركل حزب ملت : « روزنامه هاي دوم خردادي ) يك روز به مرحوم موحدي ساوجي گير مي دادند , يك روز به مرحوم عباس عباسي , نماينده بندرعباس و تقريبا هميشه هم به حسني , امام جمعه اروميه پيله مي كردند. خطبه هاي نماز جمعه اروميه به عنوان مانيفست محافظه كاران جا انداخته مي شد. با اين كه مي گفتند : از طيف عاقل جناح راست حمايت مي كنيم و آنها را تشويق مي كنيم , اما با اين حال بيش ترين حمله به لاريجاني صورت گرفت كه جزو عقلاي محافظه كاران محسوب مي گردد. » روزنامه كيهان , 10 دي 81 , ص .14
7 ـ « روزنامه صبح امروز در مورخ 8 ارديبهشت 79 با دستور شعبه 1410 دادگاه عمومي توقيف شد. روابط عمومي دادگستري كل استان تهران طي گزارشي , عدم انجام وظايف صاحب امتيازي و مدير مسئولي ـ بعد از ترور آقاي سعيد حجاريان در اسفندماه سال 1378 ـ روزنامه را كه در قانون مطبوعات مصوب سال 1364 تصريح شده و وجود بيش از 90 فقره پرونده كيفري عليه روزنامه كه در بسياري از جرايم منتسب به اين روزنامه , در قانون مطبوعات مجازات لغو امتياز پيش بيني شده است را علت توقيف موقت آن اعلام كرد . » روزنامه بيان , 10 ارديبهشت 79 , ص .5
آقاي بهروز گرانپايه مديرعامل موسسه ملي افكار سنجي , مدير واحد نظرسنجي حزب مشاركت , متهم رديف اول پرونده نظر سنجي وعضو سابق شوراي سردبيري روزنامه صبح امروز در نخستين مدافعات خود در باره اين روزنامه مي گويد : « در مورد روزنامه صبح امروز كه اين جانب عضو شوراي سياست گذاري و سردبيري روزنامه بودم و هفته اي سه روز هم در شوراي تيتر شركت مي كردم , مي توانم بگويم كه شخصا متعلق به گرايشي بودم كه به خط مشي , شيوه وكنش روزنامه منتقد و معترض بوديم . به نظر اين جانب , صبح امروز , بيش تر يك بولتن سياسي بود تا روزنامه . سياست زدگي در مطالب , عبوس و عصباني در صفحه آرايي و جلوه بيروني و گزندگي در لحن و ادبيات , ويژگي هاي عمومي و عمده اين روزنامه بود و مجموعا از طريق برجسته سازي تيترها , گزارش ها , خبرها و يادداشت ها , با پس زمينه اي از انگيزه هاي سياسي و اقتصادي , به سهم خود در تشديد تنش هاي سياسي سال هاي انتشار در كشور نقشي منفي داشت واين البته گرچه همه نقش آن روزنامه نيست , اما به اعتبار ارزيابي خوانندگان روزنامه ها و نظرسنجي هايي كه همان ايام انجام مي شد , مي توان ادعا و مطرح كرد . » روزنامه اعتماد , 14 دي 81 , ص .7
8 ـ « آقاي سعيد حجاريان از دست اندركاران اطلاعات نخست وزيري واز موسسين وزارت اطلاعات است . وي تا سال 1368 معاونت وزارت اطلاعات را بر عهده داشت و پس از آن به معاونت سياسي مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري رسيد. آقاي حجاريان پس از خرداد ماه سال 1376 به عنوان مشاور سياسي رياست جمهوري انتخاب گرديد . آخرين مسئولين اجرايي او عضويت در شوراي شهر تهران بود , آقاي حجاريان در اين مقطع زماني به صورت جدي وارد عرصه مطبوعاتي شده و با عنوان مديرمسئول روزنامه صبح امروز مشغول فعاليت شد. او از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بوده و مقالات بسياري نيز در هفته نامه عصر ما ـ ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ـ به رشته تحريري درآورده است . مجموعه اين مقالات در كتابي با عنوان جمهوريت , افسون زدايي از قدرت به چاپ رسيده است . وي از نظريه پردازان اصلي جبهه دوم خرداد مي باشد. تئوري هاي « فشار از پايين و چانه زني در بالا » و « فتح سنگر به سنگر » از جانب وي مطرح شده است . » چريك هاي پشيمان , نوشته سيد محسن صالح , انتشارات كيهان , ص .154
9 ـ آقاي سعيد حجاريان عضو حزب مشاركت : « من جنگ رواني را يك دوره در دوره دكتراي جامعه الصادق درس دادم . » روزنامه فتح , 15 فروردين 79 , ص .7
10 ـ انتشارات « جامه دران » دو جلد كتاب با عنوان خطبه هاي
حسني منتشر نموده است كه عمدتا از مطالب چاپ شده در جرايد مي باشد. اين كتاب ها نيز پيرو همان سياست ـ ترور شخصيت ـ به ويترين كتاب فروشي ها راه يافت و بدون مقدمه , پيش گفتار و توضيحات لازم منتشر شد.
11 ـ آقاي قاسم شعله سعدي نماينده سابق مجلس : « مدعيان اصلاح طلبي , به شيوه هاي فاشيستي عمل كردند. اصلاح طلبان كساني بودند كه شيوه هاي فاشيستي و زورمداران اعمال كردند . » هفته نامه پرتو سخن , 13 آبان 81 , ص .2 آقاي ابراهيم اصغرزاده دبيركل حزب همبستگي : « من صداي فاشيسم , پدر سالاري و ديكتاتوري را در بين برخي از دوستان خود و گروه هاي اصلاح طلب مي شنوم . » روزنامه ابرار , 18 شهريور 81 , ص .11
12 ـ روزنامه كيهان , 27 بهمن 79 , ص .9
حجت الاسلام والمسلمين آقاي احمد احمدي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي : « بعضي از همين ها كساني بودند كه بعد از پيروزي انقلاب براي تنبيه زن هاي بي حجاب به دنبال آنها مي افتادند و تعقيبشان مي كردند و آنها هم از ترس به مغازه هاي اطراف خيابان پناه مي بردند. حالا اينها با يك تغيير 180 درجه اي برگشتند و به اصطلاح تجديدنظرطلب شدند . » روزنامه كيهان , 28 آذر 81 , ص .12
13 ـ روزنامه اعتماد , 20 مهر 81 , ص .3
14 ـ ماهنامه يك هفتم , فروردين و ارديبهشت 82 , ص .55
15 ـ روزنامه همبستگي , 21 خرداد .81 ص .2
آقاي بهزاد نبوي عضو حزب مجاهدين انقلاب اسلامي : « من برخوردم با افراد معمولا تند است . يادم مي آيد شهيد بهشتي پشت من دست مي زد و مرا به يك گياه تلخ تشبيه مي كرد... با هر كسي كه اختلاف نظري داريم , كوتاه نمي آييم , دست به يقه مي شويم و كتك كاري مي كنيم , البته كتك كاري لفظي نه يدي ... دو يا سه نفر از همكارانمان (در مجلس ) بودند كه خيلي بدخلقي مي كردند , كار نمي كردند و عليه ما تبليغات مي كردند. ما هم رو دربايستي نكرديم ويك روز گفتيم كه حراست راهشان ندهد . » روزنامه شرق , 2 ارديبهشت 83 , ص .2
16 ـ روزنامه جام جك , 13 مهر 83 , ص .2
آقاي قاسم شعله سعدي نماينده سابق مجلس : « مديريت اصلاحات , اغلب دست افراد متقلب و دروغ گو افتاد كه اين افراد اصلاح طلب نبودند. اينها در هفت , هشت سالي كه خودشان حكومت كردند , بيش ترين فجايع و جنايت ها را مرتكب شدند. همين ها بودند كه گروه هاي چماق و ترور را راه انداختند ... حالا اينها شده اند متوليان اصلاحات . » هفته نامه سپيده , 29 تير 81 , ص .5
آقاي صادق زيباكلام استاد دانشگاه : « دانشجوياني بودند كه حتي با دو واحد مي توانستند فارغ التحصيل شوند , ولي همين ميردامادي و شمس الدين وهابي در دفتر تحكيم وحدت آنها را اخراج كردند. لذا ادعاي اصلاح طلبي از ناحيه اينها قدري دشوار است . نمي شود مزورانه آن چه كه خودتان در دهه 60 انجام داده ايد , به گردن ديگران بيندازيد . » دو هفته نامه فروزش , 10 خرداد 83 , ص .6
17 ـ مادلين آلبرايت وزير امور خارجه سابق آمريكا : « ما بايد دانشگاهيان ورهبران جامعه مدني ايران را در موضوعات مربوط به منافع مشترك درگير كنيم . در واقع بعضي از آنها , در زماني كه من در كالج روابط خارجي جرج تاون تدريس مي كردم , جزو بهترين شاگردانم بودند . » روزنامه هم ميهن , 28 اسفند 78 , ص .3
18 ـ آقاي علي شكوري راد عضو حزب مشاركت : « نگه داشتن يك نويسنده در محيط بدون كتاب , از نظر ما مصداق شكنجه است ... از نظر ما اگر كسي تنها در سلولي نگه داري شود , هر چه اين سلول بزرگ باشد , شكنجه شده است ... ما معتقديم يك نويسنده و محقق را اگر بدون كتاب و نوشت افزار در باغ بزرگ هم نگه داري كنند , باز او را شكنجه كرده اند. » روزنامه انتخاب , 28 خرداد 82 , ص .3
19 ـ گري سيك مشاور سابق امنيت ملي و مامور مستقيم سازمان سيا : « من در ايران روشنفكراني را ديدم كه اشارات ما را دنبال مي كنند. آنها ششلولي بالا برده اند تا هر كسي را و هر چه را كه با ما ناسازگار است , هدف قرار دهند . » روزنامه كيهان , 18 تير 79 , ص .14
20 ـ آقاي حبيب الله پيمان دبيركل مسلمانان مبارز (امت ) : « عوامل خشونت در ايران سه دسته اند : .1 اشراف نو كيسه اي كه از قدرت سياسي خود سو استفاده كردند (بعضي مسئولان مملكتي ) , .2 رزمندگان جبهه ها , .3 گروهي از روحانيون كه در ساختار قدرت امتياز و موقعيت برتري دارند . » هفته نامه مبين , 10 مهر 78 , ص .2
21 ـ آقاي عليرضا رجايي از اعضاي ملي ـ مذهبي : « در مورد قتل هاي زنجيره اي برخي معتقد بودند كه اين داستان بايد تا انتها دنبال شود , ولي انتها كجاست اگر قرار باشد ما به آن نقطه انتهايي برسيم , آيا چيزي از چارچوب هاي نظام سياسي موجود باقي مي ماند يا نه » روزنامه شرق , 4 خرداد 83 , ص .4
22 ـ نهج البلاغه , ترجمه استاد محمد دشتي , خطبه 22 , ص .67
امام علي (ع ) : « به خدا سوگند , طلحه عبيدالله براي خودخواهي عثمان شورش نكرده , جز اين كه مي ترسيد خون عثمان از او مطالبه شود. زيرا او متهم به قتل عثمان است كه در ميان مردم از او حريص تر بر قتل عثمان يافت نمي شود. براي اين كه مردم را دچار شك و ترديد كند , دست به اين گونه ادعاهاي دروغين زد . » همان , خطبه 175 , ص .331
امام علي (ع ) : « خيال كردي (معاويه به خون خواهي عثمان آمده اي در حالي كه مي داني خون او به دست چه كساني ريخته شده است . اگر راست مي گويي از آنها مطالبه كن ! . » همان , نامه 10 , ص .491
23 ـ آقاي محمد نوري زاد نويسنده اصولگرا : « آقاي حجاريان يك مسئول مطمئن , مطيع , فعال , مبتكر و هوشمند اطلاعاتي كشور , تا پيش از دوم خرداد بوده است وباز هم لاجرم , امضايش پاي همه يا بسياري از حادثه ها و فعل و انفعال هاي امنيتي كشور نشسته است . يعني اگر در دستگاه اطلاعاتي ما سنگي جا به جا مي شده , يا بايد آقاي حجاريان خبر مي داشته يا بايد عامل آن مي بوده است ... پس از دوم خرداد... آقاي حجاريان في الفور يك روزنامه به راه مي اندازد و مسئولان برتر سال هاي فعاليتش را به چالش مي خواند. ظهور آقاي اكبر گنجي و اطلاعاتي كه ذره ذره از نوك قلم وي نشت مي كرد , به همين دوران افشاگري مربوط است . عمده تلاش آقاي حجاريان روي همين مقوله متمركز مي شود. كه چه كه يك جاي ديگر را نشان مردم بدهد تا خودش مبرا وبركنار از سال ها همياري و همكاري و مشاركت و عامليت محض در دستگاه اطلاعاتي وامنيتي كشور باقي بماند... نگراني او از برملا شدن حادثه هايي است كه امضاي او پاي آنها حك است . مبادا تقصير ورشكستگي هاي سال هاي اخير و تقصير حادثه ها و ماوقع امنيتي كشور به شانه او احاله شود. مبادا فردا مدعيان آزادي , طومار آقاي حجاريان را از ميان بندها و تبصره ها و بگير و ببندهاي امنيتي بيرون كشند و طوري بپيچند كه راه گريزي پيدا نكند پس چه بايد كرد بايد پيش دستي كرد. » بازي ترور , نوشته سيد عبدالمجيد اشكوري و حميد رسايي , ص .383