روزنامه جمهوري اسلامي 02/03/1384 صفحه سرمقاله
پرونده سياه دخالتهاي آمريكا


بسم الله الرحمن الرحيم
كميته روابط خارجي سناي آمريكا در يك موضع گيري صريح و رسمي عليه شوراي نگهبان , از كمبود آزادي در ايران بعنوان مهمترين نگراني واشنگتن نام برد.
شركت كنندگان در اجلاس « ايران , ترويج سلاحها , تروريسم و دموكراسي » كه از سوي كميته روابط خارجي سناي آمريكا سازماندهي شده , همچنين ضمن تكرار ادعاهاي هميشگي واشنگتن , ايران را به ايجاد بي ثباتي در عراق و افغانستان متهم و خاطرنشان ساختند كه ايران براي پيوستن به جامعه جهاني بايد 3 محور نگراني هاي آمريكا را برطرف كند . اين سه محور عبارتند از :
1 ـ كمبود آزادي در ايران
2 ـ فعاليتهاي هسته اي
3 ـ حمايت از تروريسم
شايد براي كسانيكه از پرونده سياه دخالتهاي آمريكا در ايران و منطقه درگذشته و حال بي خبرند , اين اظهارات مقامات واشنگتن تازگي داشته باشد اما آنها كه از كارنامه پرننگ و سياه آمريكا آگاهند , به تناسب دامنه و عمق آگاهيها و اطلاعاتشان , بر ناداني طراحان سياست خارجي به گل نشسته آمريكا گواهي مي دهند.
فراموش نكنيم كه اگر قرار بر انتخاب و تصميم آمريكا درباره ايران و عراق بود , هنوز بايستي رژيم ستم شاهي در ايران برقرار مي بود و رژيم بعثي در عراق , زمام كشور را دردست داشت . آمريكا تا آنجا كه توانست از بقاي رژيم مفلوك ستم شاهي حمايت كرد و در طول اين دوره 26 ساله هم تا توانست , با شكل گيري , پيروزي و استمرار انقلاب اسلامي مقابله كرد و در اين راه نيز از هيچ جنايت و خيانتي فروگذار نكرد.
اينكه آمريكا بعنوان عامل كودتاي ننگين 28 مرداد 1332 كه باعث بازگرداندن مجدد شاه خائن به ايران شد , ناگهان عاشق سينه چاك ملت ايران شده باشد و حتي براي كمبود آزادي آنها اشك تمساح بريزد , حتي اگر يك تغيير رويه باشد و فرض آنكه اين جملات هم توسط مقامات واشنگتن , از روي صداقت و اخلاص بيان شده باشد , اين تغيير رويه آمريكا را بايستي جزو آثار و تبعات انقلاب اسلامي و نهضت جهاني اسلام بدانيم .
ناگفته پيداست كه حتي در اين موضع جديد آمريكا در قبال دنياي اسلام هم اثري از صداقت و خلوص ديده نمي شود. اگرچه آمريكا مجبور شده است كه دستكم در ظاهر قضايا و در قلمرو تبليغات و لفاظي هاي سياسي , از ديكتاتورها و رژيم هاي خونريزي همچون صدام فاصله بگيرد و حتي براي سرپوش گذاشتن بر همكاري هاي گذشته با جنايتكاران , عليه صدام و طالبان وارد عمل شود اما در عين حال حتي در عراق و افغانستان هم جز كارنامه سياه و مطلقا غيرقابل دفاع آمريكا , چيز ديگري را دنياي معاصر به چشم خود نديده است .
قرار بود عراق , بهشت دمكراسي در خاورميانه شود كه ساير ملتها با ديدن اين بهشت دمكراسي دچار حسرت شوند و هر لحظه آرزو كنند تا بلكه آمريكا آنها را هم نجات دهد ولي جنايات ضدانساني ارتش آمريكا در كوچه و خيابانهاي عراق و شكنجه و تجاوز جنسي دژخيمان آمريكا عليه مردان و زنان و حتي كودكان عراقي در زندانهاي قرون وسطائي اين كشور آنچنان باعث رسوائي آمريكا و مزدورانش گرديد كه حتي همدستان آمريكا هم براي رهائي از آثار و تبعات اينهمه شرارت , حساب خود را يكي پس از ديگري از اشغالگران شرور جدا ساختند.
ديگر كسي از اشرار آمريكائي باور نمي كند كه آنها به آزادي و حقوق بشر و دمكراسي مي انديشند و كمبود آزادي در ايران , مهمترين نگراني آمريكا باشد!
با وجود پرونده هاي مستندي كه پرده از روي سياهكاريهاي واشنگتن در راه شكل دادن به تشكيلات جهنمي « ساواك » شاه , پرده برمي دارد , ديگر جائي براي قبول دلسوزي آمريكا براي آزادي ملت ايران باقي نمي ماند. ابعاد شرارت شبكه جهنمي ساواك و آموزشهائي كه « سيا » و « موساد » به دژخيمان و شكنجه گران ساواك مي داده اند , بقدري چندش آور است كه گاهي قلم در بيان آنها ناتوان است و بقدري وقيح و تكان دهنده است كه مخاطبين به سختي مي توانند آنهمه وقاحت را درك و هضم كنند. اما با ديدن همان رويه و روحيه نزد اشرار آمريكائي در عراق و افغانستان , كاملا احساس مي كنند كه انقلاب و امام و شهدا , چه خدمت بزرگي به آنها كرده اند كه اين سرزمين اسلامي را از لوث وجود آمريكا و مزدورانش پاكسازي نموده اند.
كسانيكه مي خواستند ريشه ملت ايران را بسوزانند , كسانيكه تهاجم وحشيانه نظامي به ايران , هنوز هم جزو آرزوهاي مهم و اصلي آنها محسوب مي شود كه حتي به راحتي آنرا اظهار مي كنند , ديگر چنان آبروئي را ندارند كه براي كمبود آزادي در ايران , اشك تمساح بريزند و كسي به آنها اهميت بدهد. موضوع بعدي , خرده گرفتن بر شوراي نگهبان توسط آمريكا است . البته شوراي نگهبان در چارچوب قانون اساسي بايستي به وظايف و مسئوليت هاي تعطيل ناپذير خود عمل كند , خدا را در نظر بگيرد و با در اختيار داشتن پشتوانه عظيم مردمي , در چارچوب مصالح اسلام و انقلاب و كشور حركت نمايد ولي خوب و بد شوراي نگهبان به خود اين ملت مربوط مي شود و ملت ما به هيچكس اجازه نداده و نخواهد داد كه براي اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي تعيين تكليف كند , برآن خرده بگيرد و يا به جوسازي و شانتاژ عليه آن بپردازد. ظاهرا آمريكا سعي دارد اشتباه ديروز سران اتحاديه اروپا در آستانه انتخابات مجلس هفتم را تكرار كند. ملت ما فراموش نكرده است كه در آن ماجرا هم سران اتحاديه اروپا براي شوراي نگهبان « خط و نشان » كشيدند و براي آن , « بايدها و نبايدها » را فهرست كردند. البته بعضي از مدعيان اصلاح طلبي هم براي بيگانگان كف زدند و با نمايش مضحك تحصن در مجلس , با بيگانگان همدستي و همراهي كردند تا بلكه شوراي نگهبان را « منفعل » و « مرعوب » كنند ولي هم شوراي نگهبان بر مواضع روشن خود استوار ايستاد و هم آحاد ملت در انتخاب خود , باقيمانده آن جناح دشمن پسند را مورد بي اعتنائي خود قرار داد و كنار گذاشت . مردم هوشيارند و همه چيز را دقيقا زيرنظر دارند. اين ملت مي داند كه در صحنه هاي تعيين سرنوشت خود , چگونه عمل كند. اين ملت مي داند كه اگر به « عناصر دشمن پسند » گرايش پيدا كند , چه بسا باز هم مجبور باشد تاوان سنگين تري را بپردازد و احيانا در مسير بدون بازگشتي , او را از آرمانهايش جدا سازند كه البته چنين اشتباهي هرگز تكرار نخواهد شد. مگر مردم ما دوران اهانت به مقدسات را در اين سالها تجربه نكردند مگر مردم ما تلاش عده اي مدعيان اصلاح طلبي براي امام زدائي و حتي دين زدائي را فراموش مي كنند و مگر آنهمه انحراف و كج انديشي و گستاخي مدعيان اصلاح طلبي كه اتفاقا چهره هاي بيگانه پسندي تلقي مي شدند , قابل فراموشي است
ملت بيدار است و هرگز به عناصر بيگانه پسند فرصت نخواهد داد كه از يك سوراخ , دو بار او را بگزند كه اين عين شناختي است كه صفوف مومنين را از مدعيان دروغ پرداز , جدا مي كند.