روزنامه جمهوري اسلامي 28/02/1384 صفحه كتاب و كتابخواني
تاملي بر كارآمدي و دستاوردهاي انقلاب اسلامي




معرفت
شماره 89 مجله علمي و تخصصي « معرفت » با عناوين زير منتشر شده است : بعد اقتصادي حيات معقول در آيات و روايات , اخلاق و عرفان اسلامي , اقتصاد اسلامي و نيم نگاهي به بانكداري اسلامي در ايران , سيماي اقتصادي امام هفتم , ابن خواه و انديشه هاي اقتصادي , زن و استقلال اقتصادي , ساختار پولي و مالي اقتصاد بدون بهره , نظام اقتصادي از منظر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران , نگاهي به سند چشم انداز 20 ساله از منظر اقتصادي , كارآمدي انقلاب اسلامي و...
بخشي از مقاله اخير مجله معرفت كه مروري بر دستاوردهاي اقتصادي انقلاب اسلامي است و نويسنده آن علي رضا محمدي مي باشد , جهت بهره برداري خوانندگان درج مي نماييم .
تعريف « كارآمدي »
اصطلاح « كارآمدي » بيشتر در سه قلمرو مديريت , اقتصاد و سياست كاربرد دارد و در فرهنگ علوم سياسي , اين اصطلاح به اثربخشي , نفوذ , كفايت , قابليت و لياقت معنا مي شود. در تعريفي ديگر , « كارآمدي » يا كارآيي مترادف گرفته شده و اين گونه تعريف گرديده است : قابليت و توانايي رسيدن به هدف هاي تعيين شده و مشخص , سنجش مقدار كارآيي از طريق مقايسه مقدار استاندارد با هدف يا مقدار كيفيتي كه عملا به دست آمده است صورت مي گيرد; مثلا , توليد واقعي با توليد مورد هدف و يا زمان مصرف شده با زمان پيش بيني شده مقايسه مي شوند.
از ديدگاه سيمور ليپست , « كارآمدي » عبارت است از : تحقق عيني يا توان نظام در تحقق كاركردهاي اساسي يك حكومت , به گونه اي كه اكثريت مردم و گروه هاي قدرتمند درون نظام آن را عينا مشاهده كنند.
از مجموع تعريف متعددي كه در اين زمينه وجود دارند , مي توان « كارآمدي » را به معناي « موفقيت در تحقق اهداف با توجه به امكانات و موانع » تعريف نمود. از اين رو , كارآمدي هر پديده براساس سه شاخصه « اهداف » . « امكانات » و « موانع » آن پديده مشخص مي گردد. هرقدر پديده اي با توجه به سه شاخصه مذكور در تحقق اهدافش موفق تر باشد , به همان مقدار كارآمدتر است .
نظريه هاي عمده در باب كارآمدي
نظريه « توفيق » : در اين نظريه , با ملاك رسيدن به اهداف , مي توان كارآمدي نظام ها را سنجيد.
نظريه « رضايت » : در اين نظريه , بدون توجه به توانايي حكومت در تحقق اهداف , تنها به اين وجه توجه مي شود كه حكومت تا چه حد توانسته است رضايت مجموعه كساني را كه با آن ها ارتباط دارد جلب كند. در اين رويكرد , هر مقدار كه حكومت بتواند رضايت مردم را بيشتر جلب كند , كارآمدتر تلقي مي شود.
نظريه « تكليف مداري » : اين نظريه با دو رويكرد مزبور تعارضي ندارد , ولي فراتر از آن ها , به مسئله كارآمدي نگاه مي كند; به اين معنا كه كارآمدي يك نظام با ميزان تعهد و التزام حكومت به تكاليف شرعي موردنظر جامعه سنجيده مي شود در واقع , هر مقدار حكومت كنندگان به تكاليفي كه از يك منبع فرابشري گرفته اند بيشتر عمل كنند , كارآمدتر تلقي مي شوند.
از سوي ديگر , در فهم , قضاوت و ارزيابي در باب كارآمدي پديده ها , توجه به نكات ذيل حايز اهميت است :
.1 به دليل آنكه هر پديده اي اهداف , امكانات و موانع خاص خود را دارد , به راحتي مي توان دريافت كه كارآمدي امري نسبي است و كارآمدي هر پديده مخصوص خود آن است . از سوي ديگر , باتوجه به اينكه اهداف , امكانات و موانع يك پديده خاص نيز مي توانند تغيير كنند , كارآمدي هر پديده خاص در حالات و شرايط گوناگون متفاوت است . از اين رو , كارآمدي نظام سياسي را بايد در شرايط و مراحل گوناگون جاي گزيني , استقرار , تثبيت اوليه , گذار و ثبات به صورت جداگانه بررسي و ارزيابي كرد. البته كارآمدي كل برابر با حاصل جمع (جبري ) كارآمدي هاي مراحل گوناگون است . اين رابطه را مي توان چنين بيان نمود :
حاصل جمع كارآمدي مراحل گوناگون = كارآمدي كل يك پديده زمانمند
.2 در مقام ارزيابي كارآمدي يك پديده مركب همچون نظام سياسي , به هيچ وجه نمي توان براساس كارآمدي يا ناكارآمدي يك جز , آن پديده را كارآمد يا ناكارآمد دانست . براي مثال , نمي توان از كارآمدي يكي از اجزاي نظام سياسي ليبرال , كارآمدي كل اين نظام را نتيجه گرفت و يا از ناكارآمدي يكي از اجزاي نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران , ناكارآمدي كل اين نظام را استنتاج كرد; زيرا كارآمدي يك پديده مركب امري است مجموعي كه از حاصل جمع (جبري ) كارآمدي اجزا به دست مي آيد.
.3 اهداف يك پديده مي توانند از نظر كمي و كيفي متفاوت باشند . از اين رو , در برآورد كارآمدي آن پديده بايد به تفاوت ميان آن اهداف و سهم و ارزش هر يك توجه داشت . دليل تفاوت اهداف نيز به نوع ارزش آن ها باز مي گردد. از اين رو , بايد گفت : نظام ارزشي تعيين كننده اهداف است و مقدار ارزش اهداف هر نظام , ازجمله نظام سياسي , تابع نظام جهان شناسي آن مي باشد. براي مثال , در يك نظام سياسي مبتني بر اصالت انسان و اصالت سود , مانند ليبراليسم , ارزش سود , رفاه و امنيت مادي انسان بر هر ارزش ديگري برتري دارد. از اين رو , كارآمدي را با مقدار سود , رفاه و امنيت مادي برابر مي گيرند. و هر نظام سياسي و حكومتي كه نتواند اين سه هدف را تامين كند , نظامي ناكارآمد خواهد بود. در مقابل , نظام هاي سياسي الهي , كه بر پايه جهان بيني ديني قرار يافته اند , به ارزش هاي معنوي بيش از ارزش هاي مادي بها مي دهند. از اين رو , در تعيين مقدار كارآمدي اين گونه نظام ها , مقدار تحقق اهداف معنوي از اهميت بيشتري برخوردارند , تا آنجا كه گاه تحقق اين نوع اهداف عدم تحقق برخي اهداف مادي را جبران مي كند. بديهي است برپايه آموزه هاي نظام هاي ديني , آن دسته از نظام هايي كه دغدغه اهداف معنوي را ندارند و به ارزش هاي ديني و اخلاقي بي اعتنا هستند , نظام هايي ناكارآمد خواهند بود , هرچند در تحقق اهداف مادي موفق باشند. بر اين اساس , كارآمدي هر نظام با توجه به جهان بيني و نظام ارزشي آن مشخص مي شود.
البته نظام ارزشي علاوه بر اهداف به طور مستقيم يا غيرمستقيم , بر برخي امكانات و موانع نيز تاثيرگذار است . براي مثال , در نظام ارزشي توحيدي , همكاري و همدلي با كفار و مشركان معاند , به مثابه يك امكان , فرصت و ابزار را در صورتي كه با اساس نظام توحيدي و اهداف آن در تعارض باشد , جايز نمي شمارد و در چنين نظامي نمي توان از هر وسيله اي به مثابه امكان و ابراز رسيدن به اهداف سود جست . نظام ارزشي توحيدي حمايت از مظلومان و كمك به آنان را از اهداف بسيار مهم خود مي داند , هرچند چنين حمايتي به مستمسكي قوي براي دشمني دشمنان تبديل شود و از اين رهگذر , موانعي جدي و بزرگ براي نظام توحيدي پديد آيد.
در نهايت مي توان گفت : نظام ارزشي دست كم , از پنج جهت مي تواند بر نظر و عمل فرد , گروه , سازمان و حكومت تاثير بگذارد : .1 هدف گذاري ; .2 تعيين روش و ابزار; .3 هنجارآفريني ; .4 نيازآفريني ; .5 رفتار و عمل .
كارآمدي انقلاب اسلامي
در بررسي ميزان كارآمدي انقلاب اسلامي , مي توان از سه نظريه مزبور و يا تلفيقي از آن ها استفاده كرد و نتايج و دستاوردهاي انقلاب را به بوته آزمايش , نقد و بررسي سپرد. در اين زمينه , ملاك هاي ذيل به كارگرفته مي شوند :
.1 مقايسه نتايج و آثار با اهداف انقلاب اسلامي ;
.2 مقايسه نتايج و آثار با امكانات دولت و كشور;
.3 سنجش نتايج و آثار انقلاب اسلامي با اهداف و امكانات به طور همزمان ;
.4 مقايسه وضع موجود نظام جمهوري اسلامي با كشورهاي پيشرفته ;
.5 مقايسه وضع موجود نظام جمهوري اسلامي با كشورهاي همطراز;
.6 مقايسه وضع موجود نظام جمهوري اسلامي با قبل از انقلاب .
مسلما بررسي ميزان كارآمدي و ارزيابي دستاوردهاي انقلاب اسلامي در تمامي ابعاد سياسي , فرهنگي و اقتصادي نيازمند ارائه مباحث علمي دقيق مبتني بر شواهد , مدارك و آمار كافي و گسترده اي است كه از حوصله اين نوشتار خارج مي باشند. از اين رو , بررسي ميزان كارآمدي و ارزيابي دستاوردهاي انقلاب اسلامي در حوزه اقتصادي پي گيري مي شوند :
اهداف اقتصادي
هرچند انقلاب اسلامي , انقلابي صرفا اقتصادي نبوده و به هيچ وجه با نظريه هايي كه از منظر اقتصادي به آن مي نگرند ـ نظير الگوهاي ماركسيستي ـ قابل تفسير نمي باشد , در عين حال , آرمان هاي آن شامل ابعاد اقتصادي ذيل نيز هستند :
.1 جلوگيري از غارت بيت المال توسط خاندان شاهنشاهي و وابستگان آن ;
.2 حفظ ذخاير زيرزميني ;
.3 تلاش در راه پيشرفت صنعتي كشور از طريق برنامه ريزي اقتصادي , استفاده از علوم و فنون , تربيت افراد ماهر و...;
.4 استقلال و خودكفايي اقتصادي ;
.5 تامين خودكفايي در علوم و فنون , صنعت و كشاورزي ;
.6 پي ريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي براي ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هرنوع محروميت در زمينه هاي تغذيه , مسكن , كار , بهداشت و تعميم بيمه ;
.7 ريشه كن كردن فقر و محروميت ;
.8 تامين نيازهاي اساسي , شامل مسكن , خوراك , پوشاك , بهداشت , درمان , آموزش و پرورش و امكانات لازم براي تشكيل خانواده ;
.9 تامين شرايط براي اشتغال كامل ;
.10 تنظيم برنامه اقتصادي كشور به صورتي كه شكل و محتوا و ساعات كار چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلي , فرصت و توان كافي براي خودسازي معنوي , سياسي و اجتماعي و شركت فعال در اداره كشور و افزايش مهارت و ابتكار داشته باشد;
.11 عدم اجبار افراد به كار معين و جلوگيري از بهره كشي از كار ديگري ;
.12 منع اضرار به غير , انحصار , احتكار و ربا;
.13 منع اسراف و تبذير;
.14 جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد كشور;
.15 تاكيد بر افزايش توليدات كشاورزي , دامي و صنعتي ;
.16 عدالت اقتصادي و كم كردن فاصله طبقاتي ;
.17 رسيدگي به روستاهاي كشور و محروميت زدايي از آن ها .
امكانات و موانع
انقلاب اسلامي براي تحقق اهداف اقتصادي خود و برآوردن خواسته ها و نيازهاي مردم داراي برخي امكانات بوده و با برخي موانع نيز روبه رو بوده است ; امكانات معنوي عمدتا شرط لازم براي تحقق اهداف هستند; يعني براي تغيير و تحول و نيل به وضع مطلوب لازم است مردمي با روحيه و با ايمان و با عزم و اراده در صحنه حاضر شوند. اما اين كافي نيست , بلكه بايد امكانات و ابزار مادي هم موجود باشند. از سوي ديگر ـ همان گونه كه در تعريف « كارآمدي » گذشت ـ امكانات مادي و معنوي در صورتي سبب تحقق اهداف مي شوند كه موانعي در اين زمينه وجود نداشته باشند , و گرنه چنانچه عمده امكانات صرف دفع آفات و موانع انقلاب و حفظ اصل نظام و انقلاب و آب و خاك شوند , تحقق اهداف را تحت الشعاع قرار خواهند داد; چنان كه در انقلاب اسلامي , آشوب ها و درگيري هاي داخلي , محاصره اقتصادي , حمله نظامي , تهاجم فرهنگي , امواج تروريسم , رشد شديد جمعيت , مهاجرت وسيع از روستاها به شهرها , و فقدان تجربه مديريت كافي در بعضي زمينه ها همه آفات و موانعي هستند كه توان و انرژي فوق العاده سنگيني براي دفع آن ها صرف شده و در نتيجه , تحقق كامل اهداف دچار ركود و تاخير شده است .
واقعيت اين است كه انقلاب اسلامي از امكانات مادي و معنوي قابل ملاحظه اي برخوردار بوده است ; ايمان به خداوند , روحيه انقلابي , رهبري توانا و نيرومند , اراده و عزم ملي , علم و هوش و استعداد بالا از يك سو , و منابع طبيعي غني , سرمايه و فناوري در حد متوسط از سوي ديگر , ازجمله اين امكانات مي باشند. يكي از مهم ترين و اصلي ترين امكاناتي كه در اختيار نظام قرار داشته درآمدهاي حاصل از فروش نفت است . ايران قريب يكصد ميليارد بشكه ذخيره نفت در اختيار دارد. همچنين ظرفيت توليد ايران قريب 5,4 ميليون بشكه مي باشد و نسبت به توليد بالفعل خود قريب يك ميليون بشكه اضافه ظرفيت توليد دارد. اما با اين همه , درآمدهاي نفتي به جهات متعددي پس از انقلاب نسبت به پيش از انقلاب , به شدت كاهش يافته اند; يعني ميزان توليد نفت تقريبا نصف شده , ميزان صادرات نفتي بيش از دو برابر كاهش يافته , قيمت متوسط نفت در اين مدت افزايش نيافته , درآمد نفتي سالانه كشور قريب دو برابر كاهش پيدا كرده و در مجموع , سرانه درآمد نفتي كشور براساس محاسبه با دلار , بيش از چهار و نيم برابر (دقيقا 4,6 برابر) كاهش يافته است .
از سوي ديگر , باتوجه به اينكه در سال هاي پس از انقلاب , ارزش برابري دلار در مقابل ديگر ارزهاي معتبر جهاني بيش از يك و نيم برابر (دقيقا 1,66 برابر) كاهش يافته است و چون كشورهاي نفت خيز ازجمله ايران در مقابل نفت , دلار دريافت مي كنند , كاهش و افزايش دلار در حقيقت , كاهش و افزايش درآمد نفتي آنان محسوب مي شود. از اين رو , مي توان نتيجه گرفت كه سرانه درآمد نفتي كشور قريب هفت و نيم برابر (دقيقا 7,63 =1,66 * 4,6 ) نسبت به پيش از انقلاب كاهش پيدا كرده است . در مقابل , هزينه هاي اقتصادي كشور به جهات متعددي , در سال هاي پس از انقلاب به شدت افزايش يافته اند; بدين صورت كه مصرف داخلي نفت سه برابر شده , قريب 1000 ميليارد دلار در اثر جنگ تحميلي به كشور خسارت وارد شده (تقريبا معادل درآمد نفتي 70 سال كشور) , تورم جهاني در اين مدت افزايش يافته , جمعيت كشور قريب دو برابر شده و تركيب جمعيتي آن از اكثريت روستايي (با توقعات پايين ) به اكثريت شهري (با توقعات بالا) تغيير پيدا كرده و علاوه بر آن , الگوي مصرف كل جامعه , بخصوص از دهه دوم انقلاب , به شدت بالا رفته و سطح توقعات اقتصادي , اجتماعي و رفاهي جامعه كه پيش از انقلاب اگر نگوييم پايين , قطعا ـ متوسط بود , پس از انقلاب به شدت افزايش يافته است .
براي تشديد مسئله مزبور , در سطح بين المللي , قدرت هاي بزرگ ازجمله آمريكا , در جهت هضم انقلاب اسلامي و نظام برخاسته از آن در روند نظام بين المللي , همواره از نفت به عنوان اهرم فشار استفاده كرده اند; مثلا , در موارد متعدد و مقاطع حساس , خريد نفت ايران تحريم شده , يا طي طرح « داماتو » , سرمايه گذاري در بخش هاي مهم و افزايش ظرفيت توليد ايران , تحريم گرديده , يا از طريق تقويت بازارهاي بورس , تلاش در جهت كاهش و تثبيت قيمت نفت به عمل آورده است .
در سطح داخلي نيز از سال 56 تا 76 مصرف داخلي نفت از نيم ميليون بشكه به 5,1 ميليون بشكه رسيده است ; يعني علي رغم آنكه جمعيت قريب دو برابر شده , اما مصرف نفت سه برابر شده است . اين افزايش از نظر ارزيابي آثار و نتايج انقلاب اسلامي از يك سو , نشانه مثبتي است و نشان مي دهد كه نفت به عنوان يك كالاي مهم و ضروري كه در كنترل و مالكيت دولت مي باشد , به طور وسيع در سطح كشور و بين اقشار مردم توزيع مي شود و اين امر مي تواند به رشد و توسعه اقتصادي كشور كمك كرده و رضايتمندي عامه را نيز افزايش دهد. اما از سوي ديگر , افزايش مصرف نفت بيش از افزايش جمعيت مي تواند حامل پيامي منفي باشد , به اين صورت كه احتمالا نفت به صورت غيربهينه و صرفا به صورت سوخت مصرف مي شود كه باتوجه به نقش بنيادي اين ماده در اقتصاد ملي كشور , اين امر يك نتيجه منفي است . همچنين آمار و قراين دال بر آن هستند كه توزيع و مصرف اين ماده ارزشمند نيز نامناسب و ناعادلانه است , به گونه اي كه سهم يك روستايي از اين ماده چند ده ليتر نفت سفيد در سال است .
دستاوردها
در ارزيابي دستاوردها , بايد ضمن توجه به اهداف , امكانات و موانع , به شاخص ها و آمارهاي رسمي و معتبر رجوع شود. در غير اين صورت , ضمن سلب اعتماد مردم , امكان برنامه ريزي صحيح را نيز سلب خواهد كرد. در اينجا , به برخي از مهم ترين دستاوردهاي (عمدتا اقتصادي ) انقلاب اسلامي اشاره مي شود :
.1 رشد اقتصادي براساس آمار متوسط نرخ رشد اقتصادي , كه به دليل تحولات مربوط به انقلاب , جنگ تحميلي و محاصره هاي بين المللي به شدت كاهش يافته بود (دوره 58 ـ67 , 9,1 و 5,6 درصد) . در دوران سازندگي و پس از آن , علي رغم بسياري مشكلات داخلي و خارجي روبه افزايش داشت , به گونه اي كه در هشت سال گذشته , رشد اقتصادي 7 درصدي داشته ايم . روند تغييرات نرخ رشد سرمايه گذاري و توليد ناخالص داخلي حكايت از ثبات و بهبود شرايط اقتصادي كشور دارد.
بنابربرخي آمارها , رشد توليد ناخالص داخلي با احتساب نفت در سال 79 قريب 5 درصد , در سال 80 قريب 2,3 درصد و در سال 81 حدود 7,4 درصد بوده كه بدون نفت , به ترتيب 4,5 و 5,1 و 7,8 برآورد شده است . ارقام و آمار بيانگر آن هستند كه رشد توليد ناخالص داخلي در سال هاي 1380 و 1381 بيشتر از رشد با محاسبه نفت بوده است . علت آن اين است كه دولت عملا در مسير اقتصاد بدون نفت حركت مي كند.
.2 در دوران گذشته اقتصاد كشور وابستگي شديدي به نفت داشت و درآمد حاصل از فروش آن بدون ضابطه و ارزان در جهت سياست كشورهاي غربي و در راس آن ها , آمريكا , صرف خريد روزافزون تسليحات نظامي مي شد تا ايران نقش خود را به عنوان ژاندارم منطقه به خوبي ايفا كند. اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي , سياست كشور به سوي كاهش وابستگي به نفت و فروش ضابطه مند آن در چارچوب اوپك متمايل گرديد.
مسئله افزايش صادرات غيرنفتي يك توفيق راهبردي است كه مي تواند در آينده آرمان استقلال اقتصاد از نفت را تحقق بخشيده , آسيب پذيري امنيت اقتصادي كشور را مانع شود . در حالي كه در سال هاي 1356 و 1357 صادرات غيرنفتي ايران قريب نيم ميليارد دلار و معادل يك چهلم صادرات نفت ارزش داشت , در برخي از سال هاي اخير , صادرات غيرنفتي تا مرز 58 ميليارد دلار پيش رفت ; يعني ده برابر نسبت به پيش از انقلاب . اين رقم معادل يك سوم ارزش صادرات نفت بود كه اگر با يك چهلم قبل از انقلاب مقايسه شود , نشانه افزايش توان اقتصاد كنوني كشور است . البته افزايش صادرات غيرنفتي , كه يك شاخص مثبت در اقتصاد كلان ماست , به دليل فراهم نبودن برخي از زمينه ها , در سطح اقتصاد خرد آثار ناخوشايندي داشت , به گونه اي كه قيمت عمده اقلام صادراتي براي مصرف كننده داخلي افزايش يافت . اما با تمام اين مشكلات , نشان داده شد كه در صورت فراهم كردن شرايط , اقتصاد ملي توان بسط صادرات غيرنفتي را تا حد بالايي دارد و اين نشانه اميدواركننده اي بر رشد و استقلال اقتصادي ماست .
.3 افزايش سهم گاز در الگوي مصرف انرژي كشور از اهداف قابل توجه اقتصادي انقلاب بوده و حصول آن به عنوان يكي از آثار و نتايج مثبت انقلاب اسلامي قابل ارزيابي است . آمار نشان مي دهند كه سهم گاز در الگوي مصرف انرژي طي دو دهه از انقلاب به قريب 80 درصد رسيده است . بنابراين , گاز , كه يك ثروت عظيم خدادادي است و ساليان درازي بي مصرف مي سوخت , اينك جايگزين نفت مي شود و وابستگي صنعت و اقتصاد كشور به نفت را كم مي كند و اين فرصت را نيز فراهم مي سازد كه سهم بيشتري از نفت به جاي مصرف داخلي , صادر شده و براي اقتصاد ما ارز فراهم شود.
.4 در زمينه صنعتي , كشوري كه پيش از انقلاب تقريبا تمامي كالاهاي صنعتي خود را از خارج وارد مي كرد و معدود كالاهاي ساخت داخل آن نيز عموما از كيفيت و مرغوبيت پاييني برخوردار بود , اكنون در بيشتر زمينه ها خود به توليدكننده تبديل شده است و توليداتش نيز در بسياري از موارد , از لحاظ كيفيت و استاندارد قابل رقابت با مشابه خارجي مي باشند و در برخي از صنايع (همچون صنايع ساختماني ) , به مرز خوداتكايي كامل رسيده است . در سال هاي اخير , شاهد رشد بالاي 12 درصد در صنعت بوده ايم .
.5 در زمينه كشاورزي و دامداري نيز طبق آمار رسمي دولت , در سال 1356 دولت ايران فقط قدرت تامين مواد غذايي مردم خود براي 33 روز را داشت و مجبور بود باقي مواد غذايي خود را از خارج وارد كند. براي مثال , مرغ را از فرانسه , تخم مرغ را از اسرائيل , سيب را از لبنان , پنير را از دانمارك و... وارد مي كرده , اما اكنون علي رغم دو برابرشدن جمعيت , بيش از 300 روز در سال موادغذايي خود را در داخل تامين مي كند و در بيشتر زمينه ها خوداتكا شده است . رشد بالاي ده درصد در كشاورزي و خودكفايي در برخي محصولات كشاورزي ازجمله گندم گواهي بر اين مدعاست . در روستاها , درآمدها بالاتر رفته و تا حد زيادي مشكلاتشان حل شده اند. اكنون كمتر روستايي وجود دارند كه فاقد برق باشند دفتر « مناطق محروم » زحمت زيادي كشيده و تنها در دولت اخير , هشت هزار روستا از مرز توسعه نيافتگي خارج شده و اكنون تنها تعداد كمي توسعه نيافته هستند.
.6 يكي از مهم ترين بحران هاي زيست محيطي آينده , مسئله كمبود آب است كه حكومت ها را با چالش هاي مهمي مواجه خواهد ساخت . اين موضوع زماني براي ايران اهميت مي يابد كه بدانيم متوسط بارندگي سالانه در كشور ما قريب 250 ميلي ليتر و نزديك يك سوم ميانگين جهاني است . با اين همه , پيش از انقلاب تنها 13 سد با نظارت و طراحي مستقيم مهندسان خارجي ساخته و 5 سد ديگر به حالت نيمه تمام رها شده بودند . بحمدالله , پس از انقلاب , با سياست گذاري هاي صحيح و اصولي توانسته ايم ـ علي رغم بسياري از مشكلات و محدوديت ها , ـ خود را از خطر كمبود آب نجات دهيم ; با تكيه بر توانايي هاي كشور و تلاش مهندسان داخلي , اكنون 157 سد بتني و خاكي تكميل شده و به بهره برداري رسيده اند و تعداد سدهاي دردست اجرا از 6 سد در سال 1375 به 84 سد در سال 1383 افزايش يافته اند . 160 سد نيز در حال بررسي و مطالعه قرار دارند كه 25 ميليارد متر مكعب آب را مهار كرده و يك و نيم ميليون هكتار از اراضي كشاورزي را زير پوشش دارند.
.7 تاكيد بر ايجاد عدالت اجتماعي همواره يك سياست محوري در برنامه هاي اقتصادي پس از انقلاب اسلامي بوده است . براساس آمار , در كل كشور و نسبت ده درصد مرفه ترين دهك به ده درصد فقيرترين دهك در مناطق شهري و روستايي با يك حركت نوساني روبه كاهش بوده است . براي نمونه , طي دوره سال هاي 89 ـ81 اجراي سياست هاي حمايتي از اقشار آسيب پذير , ايجاد اشتغال و افزايش مناسب نرخ خريد تضميني محصولات كشاورزي , موجبات كاهش نابرابري در مناطق شهري و روستايي گرديده , به طوري كه نابرابري در مناطق مذكور به ترتيب از 1,15 و 6,20 به 2,14 و 7,18 كاهش يافته , كه اين خود حاكي از موفقيت نسبي سياست هاي اقتصادي دولت با محوريت بهبود توزيع درآمد و كاهش نابرابري هاست .
.8 يكي از شاخص هاي متعارف توسعه يافتگي « كاهش نرخ مرگ و مير كودكان » است . مرگ كودكان زير يك سال در يك هزار تولد زنده از 111 نفر در سال 1356 به حدود 26 نفر در سال 1381 رسيده و به عبارت ديگر , 4 برابر كاهش داشته است . به همين دليل . طي سال هاي اخير , سازمان بهداشت جهاني دو بار ايران را به عنوان موفق ترين كشور جهان در كاهش نرخ مرگ ومير مورد تقدير قرار داده است .
.9 موفقيت و دست يابي هر ساله دانش آموزان ايراني به مقامات جهاني در المپيادهاي علمي در رشته هاي گوناگوني ازجمله فيزيك , رياضي , شيمي و رايانه در رقابت با كشورهاي پيشرفته علمي , يكي ديگر از شواهد رشد و توسعه علمي كشور در سال هاي پس از انقلاب است . ما در اين مسابقات با كشورهاي بزرگ و صنعتي دنيا رقابت مي كنيم . براي نمونه , در المپياد سال 1380 در فيزيك مقام پنجم , در رياضي مقام هفدهم , در زيست شناسي مقام ششم , در شيمي مقام دوم و در رايانه مقام يازدهم را به خود اختصاص داده و در مجموع , 5 مدال طلا , 9 مدال نقره و 9 مدال برنز كسب نموديم . در المپياد سال 1381 هم در فيزيك مقام دوم , رياضي مقام يازدهم , زيست شناسي مقام ششم , شيمي مقام هفتم و در رايانه مقام هفتم را احراز و در مجموع , 7 مدال طلا , 10 مدال نقره و 6 مدال برنز را به خود اختصاص داديم . همچنين در المپياد فيزيك سال 1382 نفر اول و دوم جهان در بخش نظري و همچنين نفر سوم جهان در مجموع امتيازات از جمهوري اسلامي ايران بودند و در مسابقه روبوت هاي امدادگر سال 2002 در بين 12 تيم از مراكز علمي معتبر جهان , به مقام اول دست يافتيم .
.10 طي دهه اخير , مركز فرهنگي سازمان ملل (يونسكو) چندين بار ايران را به عنوان يكي از موفق ترين كشورهاي جهان در مبارزه با بي سوادي معرفي كرده است .
.11 رشد كمي دانشجويان كشور يكي ديگر از شاخص هاي توسعه علمي در سال هاي پس از انقلاب مي باشد. در حالي كه تعداد دانشجويان دانشگاه هاي كشور پيش از انقلاب از مرز 150 هزار نفر تجاوز نمي كرد , امروزه اين تعداد به قريب يك ميليون و هشتصد هزار نفر بالغ شده است و در خصوص رشد كيفي دانشگاه ها نيز بايد يادآور شد در حالي كه در سال تحصيلي 1358 ـ1359 تعداد دانشجويان دوره هاي دكتري 452 نفر بودند , اين عدد در سال تحصيلي 80 ـ1381 به بيش از 12 هزار نفر بالغ شده است . به عبارت ديگر , ميزان رشد دانشجويان مقطع دكتري در اين دوره 5,26 برابر بوده است .
(موسسه بين المللي اطلاعات علمي ) تعداد ISI 12 . براساس گزارش مقالات علمي چاپ شده محققان ايراني در مجلات معتبر بين المللي در طول 10 سال اخير (از سال 1993 ـ2003 م ) 600 درصد (يعني 6 برابر) رشد داشته كه اين ميزان 3 برابر متوسط رشد جهاني در اين دوره بوده است .
.13 همچنين درخصوص رشد سطح تخصص در كشور بايد اشاره نمود كشوري كه در سال 1356 با 33 ميليون جمعيت , نيازمند ورود پزشك از خارج (از كشورهايي همچون هند , بنگلادش و پاكستان ) بود , اكنون با جمعيتي بيش از دو برابر , پزشك مازاد دارد و خود به ديگر كشورها پزشك صادر مي كند , دستاوردهاي بزرگ علمي در برخي دانش هاي نوين , همانند « سلول هاي بنيادين » ايران را در سطح مترقي ترين كشورها در اين زمينه قرار داده است .
.14 مولفه مهم ديگر در ارزيابي قدرت كشورها , فناوري پيشرفته است . خوشبختانه نظام جمهوري اسلامي ايران علي رغم تمامي موانع و محدوديت ها , در اين زمينه نيز داراي توانمندي قابل ملاحظه اي است . در ) و در بخش فناوري اطلاعات و I.T بخش فناوري اطلاعات ( ) , به ويژه در زمينه نرم افزار رايانه , ظرفيت لازم براي I.C.T ارتباطات ( پيشرفت داريم و اگر در اين بخش درست برنامه ريزي شود و همت لازم گماشته شود , مي توانيم در رديف كشورهاي پيشرفته جهان در زمينه فناوري اطلاعات باشيم .
در بخش فناوري مهم و قابل ملاحظه هسته اي , باتوجه به اينكه ايران داراي معادن غني اورانيوم است , در سال 1382 توانست به فناوري غني سازي اورانيوم در زمينه هاي صلح آميز دست يابد و اين امر نشان داد كه جمهوري اسلامي ايران مي تواند جايگاه مناسبي از لحاظ فناوري در جهان داشته باشد.
.15 جمهوري اسلامي ايران , هم به دليل ماهيت انقلابي و اسلامي اش و هم به دليل قرارگرفتن در يكي از نقاط استراتژيك جهان , همواره مورد تهديد بوده است . از اين رو , مسئله تامين امنيت و امكانات دفاعي نقش عمده اي مي يابد. امروزه جمهوري اسلامي ايران از لحاظ قدرت نظامي , داراي قدرت قابل ملاحظه و بازدارنده اي است , به ويژه آنكه داراي قدرت بسيج چندميليوني آموزش ديده و آماده مي باشد. ايران داراي يك ارتش قوي و سپاه قدرتمند است كه داراي تجربه 8 سال دفاع و جنگ هستند و بزرگ ترين قدرت نظامي منطقه را تشكيل مي دهند. از لحاظ صنايع نظامي هم كشوري پيشرفته هستيم و اقلام فراواني را امروزه به كشورهاي ديگر صادر مي كنيم . در زمينه ساخت انواع موشك , نفربر زرهي و حتي تانك , هلي كوپتر و هواپيما و ناوچه , پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي داشته ايم و در بسياري از نيازمندي هاي دفاعي , خودكفا و بي نياز از ديگران مي باشيم . در تعيين ميزان قدرت نظامي ايران , همين بس كه نظريه پردازان آمريكايي همواره راه كار نظامي در مقابله با ايران را باديده شك و ترديد نگريسته و آن را در اولويت قرار نمي دهند.
.16 ساخت دولت قوي به مجموعه اي از مولفه ها نيازمند است كه عمده ترين آن ها مشاركت سياسي , توسعه اقتصادي و وفاق اجتماعي است كه اين مولفه ها در سه اصل كلي « مشروعيت » , « ظرفيت سياسي در مديريت و مواجهه با موضوعات گوناگون » و « وحدت ملي » تبلور دارند.
بحمدالله , در مولفه هاي مزبور , جمهوري اسلامي ايران از امتيازات خوبي برخوردار است ; يعني داراي حكومت مردمي است و مجموعه كلان نظام آن گونه كه تاكنون نشان داده , توانايي حل و مديريت مسائل و بحران ها و مواجهه با تهديدات را در بعد داخلي و خارجي دارد و از وحدت ملي خوبي برخورداريم . البته در مورد همه اين ها آسيب هايي وجود دارند كه مسئولان به شدت به دنبال حل اساسي آن ها مي باشند.
.17 و بالاخره . موضوعاتي همچون جهش صادراتي , جذب سرمايه خارجي , بسط و توسعه فعاليت هاي عمراني و رفاهي در سطح روستاها از قبيل تاسيس خانه بهداشت , ساخت راه , حمام بهداشتي , برق , آب لوله كشي , تلفن , تاسيس مدارس تا سطح دبيرستان , تقويت امكانات زيست شهري , تقويت زيربناهاي توسعه مانند تربيت نيروي انساني ماهر , انرژي , سدسازي , توسعه ارتباطات و راه ها و بنادر توسعه ظرفيت پالايشگاه ها و خودكفايي در تامين فرآورده هاي نفتي , علي رغم افزايش شديد مصرف و جمعيت , جلوگيري از اتلاف گاز و پوشش دادن صدها شهر و ميليون ها نفر , افزايش قابل توجه ظرفيت توليد برق تا حد رفع خاموشي ها , توسعه ظرفيت پتروشيمي و افزايش توليد آن تا بيش از بيست برابر و مانند آن از ديگر دستاوردهاي ارزشمند انقلاب اسلامي است .
نتيجه گيري
توجه به مفهوم « كارآمدي » و مولفه هاي آن و در نظرگرفتن دستاوردهاي انقلاب اسلامي در زمينه هاي گوناگون , مبين كارآمدي , و موفقيت نسبي انقلاب اسلامي است كه با اتكا به خداوند و حمايت هاي گسترده مردمي , توانسته شرايط و مراحل گوناگون جاي گزيني , استقرار , تثبيت اوليه , گذار و ثبات را به خوبي پشت سر بگذارد كه در مجموع , در ميان تمامي انقلاب هاي جهان بي نظير است . در عين حال , چالش هاي داخلي و خارجي انقلاب اسلامي نيز همواره آرمان ها و دستارودهاي انقلاب را با مشكل روبه رو ساخته اند و برخي كاستي هاي راهبردي يا ضعف هاي مديريتي موجب ايجاد ناهماهنگي هايي در تنظيم اهداف , نارسايي هايي در تخصيص منابع و امكانات , اختلالاتي در روابط اجتماعي و به تبع آن ها , نارضايتي در ميان گروه هايي از جامعه شده اند كه اين امر مبين درصدي از ضعف و ناكارآمدي كارگزاران نظام جمهوري اسلامي مي باشد. از اين رو , دست يابي به اهداف تعيين شده از سوي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و تحقق كامل آرمان هاي آن نيازمند نقد واقع بينانه وضع موجود , علت يابي مشكلات و بررسي دلايل عدم تحقق برخي از اهداف و آرمان هاي انقلاب با ارائه راه كارها و پيشنهادهاي سازنده مي باشد.
حسن ختام بحث كارآمدي انقلاب اسلامي , گفتاري از مقام معظم رهبري است : « ...بنده اعتقادم اين است كه نظام اسلامي از همه دولت هايي كه در دوران استعمار و دوران نزديك به استعمار در كشور ما وجود داشته , قوي تر عمل كرده است . بدون ترديد , نظام جمهوري اسلامي در همه بخش ها قوي عمل كرده است . عناصر مومن و كارآمد در نظام وجود داشته اند; پشتوانه مردمي هم به آن ها كمك كرده است . در بخش هايي ما با قدرت وارد ميدان شده ايم كه فكرش را نمي توانستيم بكنيم . در همه بخش ها اين طور است . الان جاي توضيح و بيان آمار نيست . البته اقتضاي اين دوره از نظام جمهوري اسلامي , اقتضاي كار بيشتر , انقلابي تر , مومنانه تر و همه امكانات را بيش از اين به ميدان آوردن است ; اين را قبول داريم . البته كم كاري وجود دارد , اما ناكارآمدي وجود ندارد. بين اين ها بايد تفكيك قايل شد. ناكارآمدي وجود ندارد; نظام اسلامي كارايي دارد. يك نشانه كارايي نظام , وجود شماست . جوان دانشجوي مومن و معتقد به نظام مي تواند حرف و انگيزه خودش را قوي در فضاي جامعه مطرح كند. حرف شما فردا در تمام فضاي جامعه منتشر مي شود. اين نكته خيلي مهمي است . اين خودش كارآمدي اين نظام است . كارآمدي نظام غير از كارآمدي اين دستگاه يا آن دستگاه است . نظام , نظام كارآمدي است . البته كارآمدي نظام , مجموعه عملكرد مثبت و منفي اي است كه دستگاه هاي نظام دارند. اما اين برآيند مثبت است .
در زمان رژيم شاه , طبق آمار رسمي آن زمان , دولت ايران فقط قدرت تامين موادغذايي مردم را براي 33 روز در كل سال داشت و مجبور بود براي بقيه سال از خارج مواد غذايي وارد كند. اما اكنون كه جمعيت ايران بيش از دو برابر آن زمان شده است , توليدات داخلي ايران , موادغذايي بيش از 300 روز مردم را در سال تامين مي كند و نياز به خارج بسيار محدود شده است
پيش از انقلاب , تنها 13 سد , آن هم توسط مهندسان خارجي در ايران ساخته شد . اما اكنون 157 سد توسط مهندسان ايراني ساخته شده و 84 سد نيز دردست اجرا است و 160 سد در مرحله بررسي و مطالعه قرار دارد