روزنامه جمهوري اسلامي 27/02/1384 صفحه سرمقاله
دشمن از ترديد ما سواستفاده مي كند


بسم الله الرحمن الرحيم
پرونده هسته اي ايران , مراحل بغرنج و پيچيده اش را پشت سر گذاشته و با ورود جمهوري اسلامي ايران به مرحله تصميم گيري و اقدام , وارد موقعيت نويني گرديده است .
مقامات جمهوري اسلامي ايران در روزهاي اخير به طرف اروپائي اعلام كرده اند كه اولا بلاتكليفي و اتلاف وقت در مذاكرات را بيش از اين تحمل نخواهند كرد و ثانيا با توجه به اينكه يك سقف معين 3 ماهه براي مذاكرات فيمابين تا مرحله دستيابي به نتايج مشخص و ملموس تعيين شده بود , تعليق غني سازي اورانيوم پس از آن مهلت , قابل قبول نيست و هر لحظه ممكن است جمهوري اسلامي ايران غني سازي اورانيوم را از سر بگيرد.
سه كشور اروپائي در اين زمينه جز بيان مجدد حرفهاي تكراري گذشته و حتي توسل به تهديد , اقدام جديدي از خود بروز نداده اند. اما خود بهتر مي دانند كه نقض توافقنامه پاريس , از جانب اروپا صورت گرفته و اساس اعتراض ايران را همين نقض مفاد توافقات پاريس تشكيل مي دهد.
اروپائي ها بجاي پايان دادن به وقت كشي , از يكطرف براي تشكيل اجلاس اضطراري شوراي حكام در تلاشند و از سوي ديگر توني بلر نخست وزير دولت لرزان انگليس در نخستين كنفرانس خبري پس از پيروزي شكننده اش در انتخابات اخير ادعا كرده است كه اگر ايران به تعليق غني سازي اورانيوم پايان دهد , اين اقدام , نقض مقررات بين المللي است . با توجه به اينكه توني بلر نشان داده به راحتي دروغ مي گويد و نزد افكار عمومي انگليس و اروپا هم به دروغ گوئي شهرت دارد , طبعا شنيدن چنين اظهاراتي از او چندان غيرمنتظره نيست ولي مسئله اينست كه :
1 ـ جمهوري اسلامي ايران غني سازي اورانيوم را صرفا بصورت داوطلبانه به حال تعليق درآورده است .
2 ـ غني سازي اورانيوم طبق مفاد ان پي تي , جزو حقوق مسلم همه كشورهاي عضو آن محسوب مي شود.
3 ـ هيچ يك از قوانين و مقررات بين المللي , كشورها را از غني سازي اورانيوم منع نكرده است .
بدين ترتيب لازم است دستياران توني بلر به وي گوشزد كنند كه در اظهاراتش جانب احتياط را در نظر بگيرد و فقط در چاروب همان مطالبي كه آنها به وي ياد مي دهند , سخن بگويد تا حرفهايش باز هم دروغ از آب در نيايد. نكته جالب تر آنكه بلر در همين اظهاراتش تهديد كرده است كه اگر ايران , غني سازي اورانيوم را از سر بگيرد , بايد پرونده اش به شوراي امنيت ارجاع گردد.
نبايد از نظر دور داشت كه اولا بلر با موفقيت ضعيفي كه دارد در موقعيتي نيست كه براي دنيا تعيين تكليف كند و بايدها و نبايدها را مشخص نمايد. بنظر مي رسد كه بلر هنوز هم در روياي دوران امپراطوري برباد رفته انگليس بسر مي برد و فراموش كرده است كه انگليس حتي در اروپا هم جزو كشورهاي دست چندم محسوب مي شود. ثانيا ايران حتي با از سرگيري غني سازي اورانيوم هم تخلفي نكرده كه مستلزم ارجاع موضوع به شوراي امنيت باشد. ثالثا جمهوري اسلامي ايران بارها اعلام كرده است كه از ارجاع پرونده فعاليتهاي صلح آميز هسته ايش به شوراي امنيت باكي ندارد. اين بدان معني است كه بلر و دستيارانش و اربابانش تصور نكنند كه گويا تهديد به ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت , كارساز است . اين يك بلوف سياسي تبليغاتي است كه حتي براي بلر و دستيارانش هم خاصيتي را در برنخواهد داشت .
علاوه بر اين مسائل , بلر و اربابانش خوبست اين نكته را بخوبي درك نمايند كه دوران توسل به تهديد و حرفهاي زورمدارانه سپري شده و كسي در اينجا , براي لندن و اربابانش آن حسابهاي دوران ستم شاهي را باز نكرده و نمي كند.
به راستي سئوالات و نكات مهمي در اين ميان وجود دارد كه تابحال كمتر مودر توجه قرار گرفته است ولي اگر قرار باشد اشرار انگليسي به تهديد متوسل شوند , بايستي با صراحت به آنها گفته شود كه حد و اندازه محدود خودشان را بدانند و پا را از گليمشان خارج نكنند.
الف : يك نكته اساسي , موضوع « راستي آزمائي » است كه مخاطبين اروپائي مرتبا و اخيرا بيشتر از گذشته , آنرا در ادبيات سياسي در پرونده هسته اي ايران بكار مي گيرند. بازرسين آژانس بين المللي انرژي اتمي با انجام هزاران نفر ـ روز بررسي و تحقيق به اين جمع بندي رسيده اند كه جمهوري اسلامي ايران هيچگونه فعاليتي در جهت دستيابي به سلاحهاي هسته اي نداشته و ندارد. لكن آمريكا و صهيونيست ها و به پيروي از آنها , طرفهاي اروپائي ما ادعا مي كنند كه هنوز به ايران « شك » دارند! و بايستي راستي آزمائي همچنان ادامه پيدا كند.
سئوال اينست كه چه كساني به ما شك دارند و آيا كسي به خود آنها اعتماد دارد دولتهاي بوش كوچك و توني بلر , كه حتي به مجالس قانونگذاري و مردمشان هم دروغ گفته اند و دروغ پردازي هاي آنها به اثبات رسيده است , در موقعيتي نيستند كه « شاخص راستي آزمائي » معرفي شوند.
ب : يكي از مهمترين محورهاي سياسي ـ تبليغاتي آمريكا و پيروانش در ماجراي هسته اي ايران , اينست كه آنها از ايران اسلامي , تصوير مخدوش و ترسناكي را ترسيم مي كنند تا ديگران را در اين باج طلبي ها با خودشان همراه سازند. ولي مسئله اينست كه بيشترين جوسازيها در اين مقوله دقيقا توسط كشورهائي صورت مي گيرد كه اولا ماهيت استعماري و سلطه جوئي دارند و ثانيا آمريكا تنها كشوري در جهان است كه سابقه سواستفاده از سلاحهاي اتمي و قتل عام صدها هزار تن از مردم ژاپن در بمباران اتمي « هيروشيما » و « ناكازاكي » در پرونده اش دارد. بدون استثنا , تمامي روساي جمهوري آمريكا و ساير مقامات رسمي اين كشور از آن « جنايت اتمي » عليه مردم ژاپن حمايت كرده و مي كنند و حتي آن اقدام ضدانساني آمريكا را گامي لازم و ضروري معرفي كرده و به توجيه آن مي پردازند.
در واقع آمريكا , انگليس و حتي فرانسه با آن سوابق سياه استعماري , در موقعيتي نيستند كه خود را « سمبل وجدان بيدار جهان » معرفي كنند. چرا كه خودشان حتي در شرايط كنوني هم براي « نسل كشي » و كشتار جمعي ساير ملتها , بيشترين آمادگي عملي را احراز كرده اند و استعداد خود در قتل عام ملتها را به اثبات رسانده اند.
در چنين شرايطي كه طرف هاي ما كشورهائي با سياه ترين پرونده هاي جنايات ضدانساني هستند , ديگر جائي براي مجامله و ترديد در احقاق حقوق ملت ايران باقي نمي ماند. آنها نه صداقت دارند و نه حسن نيت . نه تعهدشان ارزشي دارد و نه به همان تعهدات نيم بندشان عمل مي كنند. هم دروغ مي گويند و هم خود را « شاخص راستي آزمائي » ديگران معرفي مي كنند.
حرف حق و موضع منطقي براي ما اينست كه مراتب حسن نيت خودمان و رفتار غيرصادقانه طرف اروپائي را به همه اعلام كنيم و در تصميم راسخ ايران براي پايان دادن به اين تعليق داوطلبانه غني سازي اورانيوم , ثابت قدم بمانيم .
بايد مخاطبين ما در ميدان عمل دريابند كه با ايران , نمي توانند بازي كنند و فريبكارانه رفتار نمايند. بايد به طرفهاي اروپائي بفهمانيم كه مي دانيم از حسن نيت يكطرفه ما سواستفاده كرده اند و فريبكارانه , ما را « وجه المصالحه » قرار داده اند و حاضر نيستيم كه اين بازي ادامه يابد.
انگليسي هاي شرور هم درحد و اندازه اي نيستند كه براي ما خط و نشان بكشند. آنها حتي در اروپا هم « چرخ پنجم » حساب مي شوند و نان نوكري آمريكا را مي خورند. وزير خارجه آلمان هم كه نوكر صهيونيست ها از آب درآمد و بخاطر خوش رقصي هايش از آنها مدال و جايزه گرفت . با اين تركيب تيم مخاطبين ما , ديگر جائي براي حسن نيت اضافي و باز آنهم يكطرفه , باقي نمي ماند. آنها حسن نيت ما را به حساب ضعف ما گذاشته اند و باور كرده اند كه گويا ما از اين تهديدها مي ترسيم !
بيائيد شجاعانه و قاطعانه به آنها نشان دهيم كه در محاسباتشان خيلي اشتباه كرده اند. البته مسئولين نظام در اين زمينه مواضع صريح , روشن و قاطعي اتخاذ و اعلام كرده اند ولي حرف , به تنهائي كافي نيست . حرفي كه « پشتوانه عملي » نداشته باشد , حتي توسط دوستان هم يك « بلوف » تلقي مي شو. ما بايستي با عملي ساختن مواضع متين و منطقي خود و با از سرگيري غني سازي اورانيوم نشان دهيم كه صبر ما هم حدي دارد.
اروپا در اين دوره دو ساله در بوته آزمايش راستي آزمائي قرار داشت ولي در اين بررسيها ثابت شد كه صداقت لازم و مورد ادعا را ندارد , فريبكار است , شياد است و از هر فرصتي عليه ما سواستفاده مي كند.
مگر ما فراموش كرده ايم كه اروپائي ها بعنوان « ميانجي » وارد ماجرا شدند و مدعي بودند كه مي خواهند به ما كمك كنند ولي بيسار زود مشخص شد كه دروغ مي گويند و خودشان را « طرف اصلي » ما معرفي كردند. مرتبا از ما (امتياز) گرفتند. دست آخر هم اعتراف كردند كه كاري از دستشان ساخته نيست . آنها خواستند فريبكاري را ادامه دهند و حتي سعي كردند مذاكره با آمريكا را بعنوان « يك فرصت » به ما « هديه » كنند! حال آنكه درخواست آمريكا براي مذاكره با ايران , بيش از 25 سال است كه بخاطر بي اعتنائي ايران , رد شده و خواسته اي است كه روي زمين مانده است .
يك ملت , براي اثبات اقتدارش , براي اثبات توانمنديهايش و براي نشان دادن ثبات راي و ثبات عقيده اش , در مقاطع خاصي از زمان به فرصت هاي طلائي دست پيدا مي كند و تنها در اين مقاطع است كه مي تواند به سرچشمه پايان ناپذيري از « غرور ملي » دست يابد.
جنگ تحميلي , براي براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران توسط دشمنان انسانيت , طراحي شده بود. ولي ملت ايران از اين فرصت براي ناكام ساختن دشمنان و اثبات اراده اش بهره برد و امروز دوست و دشمن به غرور ملي ما در آن صحنه هاي بيادماندني اعتراف مي كنند. قرار بوده و هست كه ما را از علوم و فنون هسته اي براي هميشه محروم سازند. ما بايستي بتوانيم از اين فرصت براي اثبات توانمنديهاي محرز و به اثبات رسيده دانشمندان خود بهره مند شويم و به دوست و دشمن ثابت كنيم كه تكنولژي غني سازي اورانيوم در ايران يك « تكنولژي بومي » است كه پشتوانه مردمي دارد. اگر تصميم با آمريكا و نوكرش انگليس باشد , ملت ايران حتي حق زنده بودن را هم ندارد و بايد ريشه ملت ايران , سوزانده شود. آمريكا و مزدورانش هنوز هم همانطور فكر مي كنند ولي اين ما هستيم كه با اثبات توانمنديهايمان مي توانيم و بايستي بتوانيم « حق حيات » و ساير حقوقمان را به كرسي بنشانيم و غني سازي اروانيوم در مقطع كنوني , فرصتي است كه اگر آنرا امروز از دست بدهيم , فردا يقينا بسيار دير خواهد بود و چنين مباد.