قسمت سي ام
در ژانويه سال 1996 , « هوروويتز » با يك زن يهودي
متعصب به نام « نيناشا » همنوا شد كه رياست برنامه حقوق بشر
در سازمان « خانه آزادي » را به عهده داشت . وي مولف كتابي
بود به نام « لانه شير » كه در آن ادعا كرده بود مصر , . سودان ,
ايران , عربستان و پاكستان كشورهايي هستند كه بيش از همه ,
مسيحيان در آن تحت آزار و ستم قرار دارند و در زمينه آزار
مسيحيان , اسلام را نيز مانند كمونيسم به حساب آورده بود.
« هوروويتز » و « نيناشا » كنفرانسي را تحت عنوان « آثار
اسلام گرايي بر روابط بين المللي و حقوق بشر » در واشنگتن
برگزار كردن كه « استيف امرسون » , كارگردان متعصب تلويزيون
آمريكا و تهيه كننده فيلم مشهور و تنفرانگيز و ضداسلام
« جهاد در آمريكا » نيز در آن شركت كرده بود.
در ژانويه سال 1997 , هوروويتز و خانه آزادي , مشتركا
كنفرانسي را تحت عنوان « روز جهاني همبستگي با كليساي
تحت ستم » برگزار كردند كه در آن نمايندگان چهل هزار
كليساي ايالات متحده به منظور همبستگي با مسيحيان
كشورهاي اسلامي شركت كرده بودند. شركت كنندگان در اين
كنفرانس كليساها و دولت آمريكا هر دو را به كوتاهي متهم
كردند و خواستار تلاش براي نجات مسيحيان شرق از چنگال
اسلام شدند.
فعاليت هاي « هوروويتز » موجب بيداري يك جريان
تبليغاتي گرديد كه رهبري آن را نويسنده آمريكايي « اي .ام .
روزنتال » در روزنامه « نيويورك تايمز » به عهده داشت . وي
مي نويسد : « فريادهاي هوروويتز در مورد اذيت و آزار مسيحيان
در جهان مرا بيدار كرد. »
روزنتال در نيويورك تايمز نوشت : « شمار مسيحيان در
قدس از سي هزار نفر در سال 1948 به هشت هزار نفر رسيده
است . آنان هر روز تحت ستم قرار دارند » . وي سپس به
اظهارات « مصطفي مشهور » , رهبر جمعيت اخوان المسلمين
مصر اشاره مي كند كه گفته بود قبطي هاي مصر بايد جزيه
بپردازند. همچنين به اظهارات كشيش « كيت رورديك » از
سازمان ائتلاف آمريكا به خاطر حقوق بشر استناد كرده است
كه گفته بود : « دولت مصر در برابر اقليت مسيحي حالت نيرنگ
و تنفر پديد آورده , و اجازه داده است كه قبطي ها سوپاپ
اطمينان تندروهاي اسلامي قرار گيرند. »
روزنتال در مقاله ديگري در نيويورك تايمز از آمريكاييان
خواست تا از طرح قانوني سناتور « آرلن اسپيكتر » در مورد
برقراري مجازات هاي اقتصادي و ديپلماتيك بر ضد كشورهايي
كه مسيحيان را مورد شكنجه و آزار قرار مي دهند و از جمله
هشت كشور عربي و اسلامي پشتيباني نمايند .
وي در مقاله سومي در همين روزنامه كساني را كه با طرح
« پيتر والوني » رئيس شوراي شهر نيويورك , و « رادلف
جولياني » , شهردار نيويورك , مخالفت كرده بودند مورد حمله
قرار داد. در اين طرح خواسته شده بود شركت هايي كه با پانزده
كشور كه به ادعاي آنان مسيحيان را تحت ستم قرار مي دهند
معامله تجاري دارند مورد تحريم واقع شوند; زيرا منافع
تجاري موجب خواهد شد چشم آنان بر روي حقايق ستم
مذهبي بسته شود.
در اين اثنا , « پيتر والوني » , رئيس شوراي شهر نيويورك ,
طرحي را تقديم نمود كه بر اساس آن شركت هايي كه ثابت شود
با كشورهايي كه مسيحيان را آزار مي دهند , معامله تجاري دارند
مورد تحريم واقع شوند , ولي « آرلن اسپيكتر » سناتور يهودي
از ايالت پنسيلوانيا و « فرانك ولف » عضو مجلس نمايندگان از
ايالت ويرجينيا و مسيحي پرسبيترن , گوي سبقت را از آنان
ربودند و طرح قانون آزادي از ستم مذهبي را به كنگره تقديم
كردند. در اين طرح مجازات هاي سياسي و اقتصادي براي
كشورهايي كه ستم ديني به ويژه بر ضد مسيحيان روا مي دارند
در نظر گرفته شده بود.
در اينجا نكته مهم , بررسي ابعاد داخلي تلاش براي
تصويب قانون آزادي از ستم مذهبي است , پيش از آنكه به
تاثير اين قانون در سياست خارجي آمريكا بپردازيم . در ابتدا
انسان مي تواند ارتباط بين جريان محافظه كار يهودي و
سازمان هاي بنيادگراي مسيحي را در اين تلاش ملاحظه كند.
يادآور مي شود كه هوروويتز كه خود آغاز كننده اين حمله بود و
نقش اساسي در تدوين متن طرح قانوني داشت , مسيحي نبود
بلكه يهودي بود. « هوروويتز » مي گويد يهوديت آن گونه كه او
آن را درك مي كند , دربرگيرنده زنجيره اي از ظلم و ستم و
شكنجه تاريخي است كه آخرين حلقه آن كوره هاي آدم سوزي
بوده است و اين امر به او نوعي آگاهي بخشيده است كه اذيت و
آزار مسيحيان را در سراسر جهان درك مي كند. البته هوروويتز
برخورد گزينشي و دوگانه خود را با مسيحيان و نه ساير مذاهب
توضيح نمي دهد و صرفا به اين نكته اشاره دارد كه مسيحيان
بزرگ ترين جمعيت ديني هستند كه در جهان تحت شكنجه و
آزار قرار دارند.
به همين ترتيب , ملاحظه مي شود كه « نيناشا » نيز مسيحي
نيست , بلكه يك يهودي متعصب است , همانگونه كه اين امر در
كتاب « لانه شير » او و سخنان وي هنگام شهادت در برابر
جلسات استماع كنگره مشهود است .
وي در اظهارات خود بر آنچه « آزار مسيحيان » در مصر ,
الجزاير , سودان و عربستان مي نامد تكيه كرده است و از جمله
مي گويد :
« اقليت مسيحي در مصر در زير فشار ظلم و خشونت
مسلمانان تندرو در حال فروپاشي است و هزاران نفر از قبطي ها
مجبور به فرار و ترك ميهن خود شده اند , به خاطر آنكه
نمي خواستند به زور آيين اسلام را بپذيرند »
وي اضافه مي كند كه در اوايل سال 1996 گروه هاي
اسلامي . روستاهاي مسيحي را در فلات مصر تخريب كرده اند.
وي در مورد سودان نيز مي گويد : « در جنوب سودان جهاد
مقدسي بر ضد مسيحيان و غير مسلمانان جريان دارد و
مسيحيان در برابر پانزده دلار به بردگي ديگران در مي آيند و
مادران مسيحي براي آنكه كودكانشان از گرسنگي نميرند به
آيين اسلام روي مي آورند; زيرا دولت اسلامي از رسيدن مواد
غذايي به آنان جلوگيري مي كند. »
نيناشا مي گويد : در عربستان سعودي مسيحيت به طور كامل
تحريم شده است و علي رغم آنكه هزاران نفر كارگر مسيحي
خارجي در آن كشور كار مي كنند دولت عربستان خانه هايي را
كه در آن شعائر مسيحي اجرا مي شود مورد حمله قرار مي دهد.
و بالاخره سناتور « آرلن اسپيكتر » , يكي از ارائه كنندگان
طرح قانوني به كنگره , نيز خود يهودي است , ولي جريان
يهوديان ليبرال در حمايت از جريان يهوديان محافظه كار و
قانون آزادي از ستم مذهبي دچار ترديد گرديد. برخي از
يهوديان ليبرال معتقدند كه تاكيد بر ستم مذهبي موجب چند
پاره شدن موضوع حقوق بشر خواهد شد و برخي ديگر اعتقاد
دارند كه تصويب اين قانون ممكن است براي يهوديان
كشورهايي كه مورد مجازات قرار مي گيرند زيانبار باشد.
عده اي ديگر از يهوديان نيز معتقدند كه اولويت دادن به
جمعيت هاي تحت ستم موجب خواهد شد كه مهاجرت
يهوديان به ايالات متحده آمريكا دچار مشكل شود.
اما در بعد داخلي , سازمان هاي مسيحي بنيادگرا در ايالات
متحده تلاش به خاطر تصويب قانون آزادي از ستم ديني را به
عنوان جزئي از تهاجم صليبي جهاني در آستانه هزاره سوم به
شمار آوردند. سازمان ائتلاف مسيحي در راس اين سازمان ها
قرار داشت . اين سازمان در 13 سپتامبر 1997 كنگره سالانه
خود را تحت عنوان « راه پيروزي » در آتلانتا (جورجيا) برگزار
نمود. در اين كنگره تندروهاي جناح راست آمريكا مانند « نيوت
گينگريچ » , رئيس سابق مجلس نمايندگان و نامزدهاي حزب
جمهوري خواه براي انتخابات رياست جمهوري در سال
1996 از جمله « استيف فوربس » و « لامر الكساندر » و « آلان
كيتز » و نيز كشيش « پات رابرتسون » بنيانگذار و رئيس ائتلاف
مسيحي كه خود را در انتخابات نامزدهاي حزب
جمهوري خواه براي رياست جمهوري در سال 1996 كانديدا
كرده بود شركت داشتند. به اين ترتيب , كنگره نمايانگر « ائتلاف
راست ـ مسيحي » بود , يعني ائتلاف بين جناح راست حزب
جمهوري خواه و جناح راست مسيحي كه تلاش مي كرد صحنه
سياست آمريكا را در اختيار گيرد. از جمله اظهارات رابرتسون
رئيس سازمان ائتلاف مسيحي اين بود كه : « زمان فرا رسيده
است كه كاخ سفيد پاكسازي شود و ما اجازه نخواهيم داد كه
ليبرال ها در انتخابات سال 1998 بر كنگره مسلط شوند . »
دان هولد (وزير سابق در دولت ريگان ) و مدير اجرايي
ائتلاف مسيحي نيز فرياد سر داد كه آمريكا يك « ملت مسيحي »
است . وي خواستار اختصاص كمك هاي آمريكا براي حمايت
از مسيحيان (تحت ستم ) در كشورهايي گرديد كه از آمريكا
كمك مالي دريافت مي كنند. نيوت گينگريچ نيز تاكيد نمود كه
مبارزه با تبعيض ديني يكي از اولويت هاي وظايف كنگره
خواهد بود.
كنگره ائتلاف مسيحي در پايان كار خود , به نام 25 ميليون
آمريكايي نامه اي را به كنگره فرستاد كه در آن از قانون
پيشنهادي مبني بر برقراري مجازات بر ضد كشورهايي كه
كنگره معتقد است ستم مذهبي بر ضد مسيحيان روا مي دارند
حمابت شده بود.
يكي از برجسته ترين سازمان هايي كه در اين مبارزه شركت
كرده بود سازمان « تقويت آمريكا » بود كه در هيات مديره آن
افرادي چون « جك كمپ » نامزد حزب جمهوري خواه براي
سمت معاونت رئيس جمهور در انتخابات سال 1996 , « نيوت
گينگريچ » رئيس سابق مجلس نمايندگان , « استيف فوربس »
ميليونر و نامزد حزب جمهوري خواه براي رياست جمهوري
در سال 1996 , « جوزف ليبرمن » عضو يهودي در مجلس سنا ,
و خانم « جين كرك پاتريك » نماينده سابق آمريكا در سازمان
ملل متحد عضويت دارند . اين سازمان در سال 1997 ,
كنفرانسي را به منظور بررسي نحوه همكاري با دولت , كنگره ,
وسايل ارتباط جمعي , مطبوعات , كليساهاي يهودي و معابد
يهودي در زمينه جلوگيري از ستم مذهبي در يكي از تالارهاي
كنگره برگزار نمود.
در جلسه استماع مجلس سنا , « ويليام بنت » معاون سازمان
تقويت آمريكا و سناتور « ليبرمن » مشتركا شهادت دادند كه
بدترين شكل آزار مسيحيان در كشورهاي چين , كوبا , مصر ,
لاگوس , نيجريه , كره شمالي , عربستان سعودي , پاكستان ,
سودان , ازبكستان و ويتنام ديده مي شود. اذيت و آزار
مسيحيان در اين قرن بيش از همه قرون گذشته است و در قرن
بيستم تعداد مسيحياني كه جان خود را از دست داده اند بيش از
تعدادي است كه در قرن هاي گذشته از زمان ظهور مسيحيت
تاكنون مرده اند.
مبارزه براي تصويب قانون ستم مذهبي , فرصتي را براي
سازمان هاي راست گراي سنتي مسيحي فراهم آورد تا نفوذ خود
را در حيات سياسي آمريكا احيا نمايند و در كنار برنامه هاي
داخلي خود مبني بر تحريم سقط جنين , مخالفت با هم جنس
بازي و جواز برگزاري نماز در مدارس , برنامه هاي خارجي را
نيز در دستور كار خود قرار دهند. سازمان « تاكيد بر خانواده » به
رهبري كشيش جيمزدابسون در اين زمينه فعال شد. دابسون
مي گويد : هوروويتز يهودي اولين فردي بود كه آنچه را بر
مسيحيان مي گذشت ملاحظه كرد و دنيا را متوجه آن نمود.
همچنين سازمان « شوراي مطالعات خانواده » به رياست گري
بوئر در جست و جوي يك نقش خارجي فعال شد.
علاوه بر سازمان هاي راست گراي سنتي مسيحي , در طول
اين مبارزات , سازمان هاي متعصب مسيحي ديگري نيز مانند
سازمان « دفاع از حقوق مسيحيان تحت سلطه اسلام گرايان » به
رياست كيت رودريك بروز نمود. رودريك در ژوئيه سال
1997 در جلسه استماع مجلس سنا حضور يافت و طي
شهادت خود اظهار داشت :
« اگرچه دولت مصر افتخار مي كند كه در جنگ بر ضد
اسلام گرايان متعصب پيروز شده است , ولي واقعيت اين است
كه در خاموش كردن موج خشونت ناكام مانده است . دولت
مصر ادعا مي كند كه مشكل تنها به قبطي ها مربوط نمي شود;
زيرا افسران مسلمان و سربازان پليس كه به دست تندروها كشته
شده اند بيش از قبطي ها هستند. گرچه اين موضوع واقعيت
دارد , ولي ماموران پليس جان خود را از دست مي دهند به اين
دليل كه عامل دولت هستند , ولي قبطي ها به اين دلي مورد
هدف واقع مي شوند كه مسيحي اند.... دولت از درك اين
حقيقت عاجز است كه سياست منزوي ساختن قبطي ها از نظر
اجتماعي و اقتصادي , جوي از تعصب و تنفر نسبت به اقليت
قبطي پديد آورده است . دولت اجازه داده است كه قبطي ها به
صورت سوپاپ اطمينان درآيند تا خشم اسلام گرايان در برابر
رژيم فرونشانده شود. »
از جمله ابعاد داخلي قانون آزادي از ستم مذهبي در
آمريكا , تحفظ شوراي ملي كليساها بود كه بزرگ ترين تجمع
كليساهاي آمريكا محسوب مي شود و بيانگر جريان عمومي
مسيحيت (و نه بنيادگرا) است . كليساي قبطي ارتدوكس و
كليساي كاتوليك نيز اين موضع شوراي كليساها را مورد تاييد
قرار دادند . در سال 1997 , شوراي ملي كليساها نامه
سرگشاده اي را براي كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان
فرستاد مبني بر اينكه نامه هايي را از قبطي هاي مصر دريافت
داشته است كه آنان پيشنهاد « ولف و اسپيكتر » را رد كرده و
اعلام داشته اند آمريكايي ها نبايد ديگران را مانند خود فرض
كنند , بلكه بايد تفاوت ارزش هاي فرهنگي ملت ها را به حساب
بياورند. در اين نامه , شوراي ملي كليساها درخواست كرده بود
كه ايالات متحده موضعي را برخلاف مسير كساني كه آنان را
« تحت ستم » مي دانند اتخاذ نكند.
نماينده كليساي كاتوليك نيز گواهي مكتوبي را براي كميته
روابط خارجي مجلس نمايندگان ارسال نمود كه در آن گفته
شده است اعمال مجازات ممكن است مسيحيان را نيز در بين
ملت هايي كه مشمول اين مجازات ها مي شوند مورد آزار قرار
دهد.
« هوروويتز » و « نيناشا » كه هر دو يهودي و از
نزديكان رئيس جمهور آمريكا بودند تلاش زيادي
براي القا اين نكته انجام دادند كه كشورهاي
اسلامي از جمله ايران نقش بسياري در آزار
مسيحيان دارند
كنگره موسوم به « ائتلاف مسيحي » متشكل از
سرمايه داران و سياستمداران راستگراي مسيحي و
يهودي تشكلي است براي ايجاد فشار به كشورهاي
مسلمان و ترويج مسيحيت در اين كشورها

|
وحدت در نهج البلاغه
|
همبستگي ملي و مشاركت عمومي در سايه وحدت
قسمت دوم
سيد ابوالحسن مطلبي
امام علي عليه السلام فرمود :
« زنهار از پراكندگي ! بكوشيد كه در فرود و در كوچ , همه با هم و هماهنگ
باشيد . » (1 )
ايشان بر موضوع وحدت امت بسيار حريص بوده و
مي فرمودند :
« اين نكته را بدان كه هيچ كس از من بر اتحاد و همبستگي امت محمد ـ
كه درود خدا بر او بر خاندانش باد ـ حريص تر نيست كه بدان ثواب مي جويم
و فرجام نيك مي طلبم ... » (2 )
اختلاف , ويرانگر انديشه
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود :
« اختلاف , ويرانگر انديشه است . » (3 )
امام علي عليه السلام فرمود :
« ... واقعيت جز اين نيست كه همگي شما براساس دين خدا برادريد;
تنها چيزي كه اين گونه شما را پراكنده است , پلشتي ذات و زشتي درون
است ; از اين رو , به ديدار همديگر نمي شتابيد , در حق يكديگر خيرانديش نه
ايد , فداكاري و عشق , بر روابط شما حاكم نيست . » (4 )
اميرالمومنين در وصف فرشتگان فرمود :
« ... هرگز به اسارت ابليس درنيايند , و به دام اختلاف در نيفتند.
رابطه هاي پليد و پلشت روييده از حسدورزي ها بر آنان چيره نگردد ,
صفوفشان با انواع ترديدها , درهم نريزد و با تصميم گيري هاي پنهان , در پس
پرده ها , گروه گروه نشوند . » (5 )
تفسير درست قرآن , ضامن وحدت مسلمانان
برداشت ها و تفسيرهاي نادرست از قرآن كريم و ارائه قرائت هاي
گوناگون و سليقه اي از آن , مايه تفرقه امت و كم رنگ شدن باورهاي ديني و
سرخوردگي اعتقادي به ويژه نسل جوان مي شود; اين درحالي است كه
قرآن , خود , محور اساسي و ضامن وحدت مسلمانان است . امام علي
عليه السلام به هنگام روي آوردن كشمكش ها و دامن گستر شدن اختلاف ها ,
رجوع به قرآن را توصيه كرد و فرمود :
« مسايل پيچيده اي كه به ستوهت مي آورند , و نيز تمام اموري را كه
برايت شبهه ناك اند , به خدا و رسول خدا ارجاع ده ; كه خداوند به قومي كه
ارشادشان را مي خواسته است , فرمود : « اي كساني كه ايمان آورده ايد , خدا ,
رسول خدا و اولي الامري را كه از خود شمايند , فرمان بريد. پس هرگاه در
موردي به كشمكش دچار آمديد , آن را به خدا ورسولش ارجاع دهيد . (6 )
ارجاع به خدا يعني تمسك به كتاب محكم او , و ارجاع به پيامبرش , يعني
چنگ يازيدن به سنت او كه وحدت بخش است , نه پراكنده ساز . » (7 )
بدعت در دين , عامل فتنه و تفرقه
امام , منشا فتنه را بدعت در دين و پيروي از هواي نفس دانسته و فرموده
است :
« پيدايش فتنه ها را , جز از هوس ها و بدعت هايي كه در رابطه تنگاتنگ با
آن پديد مي آيد , سرچشمه ديگري نيست . بدعت هايي كه ستيز با كتاب خدا
را بهانه مي شود , و بدين سان , مرداني برخلاف مباني دين خدا , بر ديگران
مستولي مي گردند . » (8 )
حضرت در جاي ديگر , هشدار داده است :
« خود را تخته نشان تيرهاي فتنه ها و پرچم افراشته بدعت ها مسازيد; و
به راهي وفادار بمانيد كه توده مردم را پيوند مي زند , و زيربناي اركان اطاعت
حق است . » (9 )
استاد شهيد مطهري , تجددگرايي افراطي را يكي از آفات نهضت
برشمرده , نوشته است :
« پرهيز از افراط و تفريط و گرايش به اعتدال در هر كاري خالي از
دشواري نيست . گويي هميشه راه اعتدال يك خط باريك است كه اندك
بي توجهي موجب خروج از آن است . اين كه در آثار ديني وارد شده كه
صراط , از مو باريك تر است اشاره به همين نكته است كه رعايت اعتدال در
هر كاري سخت و دشوار است .
بديهي است مشكلات جامعه بشري نو مي شود و مشكلات نو راه حل نو
مي خواهد « الحوادث الواقعه » چيزي جز پديده هاي نوظهور نيست كه حل
آن ها برعهده حاملان معارف اسلامي است . سر ضرورت وجود مجتهد در هر
دوره و ضرورت تقليد و رجوع به مجتهد زنده همين است , والا در يك
سلسله مسايل استاندارد شده ميان تقليد از زنده و مرده فرقي نيست , اگر
مجتهدي به مسايل و مشكلات روز توجه نكند او را بايد در صف مردگان به
شمار آورد. افراط و تفريط در همين جا پيدا مي شود.
برخي آن چنان عوام زده هستند كه تنهامعيارشان سليقه عوام است و
عوام هم گذشته گراست و به حال و آينده كاري ندارد , برخي ديگر كه به
مسايل روز توجه دارند و درباره آينده مي انديشند , متاسفانه سخاوتمندانه
از اسلام مايه مي گذارند , سليقه روز را معيار قرار مي دهند و به نام « اجتهاد
آزاد » به جاي آن كه اسلام را معيار حق وباطل زمان قرار دهند , سليقه و روح
حاكم بر زمان را معيار اسلام قرار مي دهند. مثلا « مهر » نبايد باشد چون زمان
نمي پسندد , تعدد زوجات يادگار عهد بردگي زن است , پوشيدگي همين طور ,
اجاره و مضاربه و مزارعه يادگار عهد فئوداليسم است و فلان حكم ديگر
يادگار عهدي ديگر , اسلام دين عقل و اجتهاد است , اجتهاد چنين و چنان
حكم مي كند...
به هر حال تجددگرايي افراطي ـ كه هم در شيعه وجود داشته
و دارد و هم در سني ـ و در حقيقت عبارت است از آراستن اسلام به آن چه
از اسلام نيست , و پيراستن آن از آن چه از اسلام هست به منظور رنگ زمان
زدن و باب طبع زمان كردن , آفت بزرگي براي نهضت است و وظيفه رهبري
نهضت است كه جلو آن را بگيرد . » (10 )
وحدت , رمز سنت و بدعت
امام علي عليه السلام فرمود :
« هيچ سنت شايسته اي را مشكن كه معيار عمل بزرگان اين امت بوده
است و همبستگي و كار ملت بر محورش سامان مي يافته است ; و هيچ راه و
رسم جديدي ايجاد مكن كه به سنتي از اين سنت ها آسيب رساند كه در اين
صورت بنيان گذاران اين سنت ها را اجر و تو را سنت شكني , بار گناهي خواهد
بود . » (11 )
اميرالمومنين , وحدت بندگان را موجب نازل شدن بركات الهي دانسته و
مي فرمايند :
« ... بي گمان در تاريخ گذشته و آينده بشر هرگز خداوند با اختلاف ,
خيري را ارزاني كسي نداشته و نمي دارد . » (12 )
عبرت از تاريخ
پندپذيري و عبرت از تاريخ تلخ امت هايي كه بر اثر تفرقه به انحطاط و
سقوط كشانده شدند عامل موثري در جهت وحدت امت اسلامي است . امام
علي عليه السلام در جاي جاي نهج البلاغه , عبرت آموزي را مي ستايد و درس
عبرت گرفتن از تاريخ را توصيه فرموده است :
« خداي رحمت كند كسي را كه بينديشد , عبرت گيرد و در روشناي
عبرت ها , بينش يابد . » (13 )
« پيش از آن كه عبرت آيندگان شويد , از گذشتگان پند گيريد . » (14 )
« بي گمان تاريخ قرن هاي گذشته , براي شما بسي عبرت آور و آموزنده
است ! كجايند عمالقه (15 ) و فرزندانشان كجايند فرعون ها و فرعونيان
كجايند دار و دسته شهرهاي رس , همان ها كه پيامبران را كشتند , سنت هاي
رسولان را خاموش كردند و به جايشان سنت هاي جباران و خودكامه هاي
تاريخ را از نو زنده كردند كجايند آن زورمداران تاريخ كه ارتش هاي عظيمي
را بسيج مي كردند. رقباي خويش را , هزار هزار , درهم مي شكستند , لشگرها
آرايش مي دادند و شهرهايي پي مي نهادند . » (16 )
« بي گمان , آن مردگان , بيش از آن كه فخرفروشي را بهانه شوند , مي سزد
كه مايه عبرت باشند . » (17 )
« از طنين فاجعه هايي كه بر امت هاي پيشين ـ به كيفر بدكاري ها و زشت
كرداري هاشان ـ فرود آمد , آگاه باشيد; و در احوال نيك و بد , چگونگي آن ها
را به ياد آريد , و از اين كه به چنان سرنوشتي دچار آييد بهراسيد.
پس چون در دو گونگي دو حالتشان در انديشه شديد , خود را به
جرياني بسپاريد كه بدان , در جايگاه عزت نشستند ودشمنانشان ناپديد
شدند; عافيت از همه سو بر سرشان سايه افكند و امكانات در اختيارشان
قرار گرفت و بزرگ منشي شيرازه روابطشان را پيوند داد; اين جريان عبارت
است از : پرهيز از پراكندگي , التزام به همبستگي , تاكيد بر آن و توصيه
همديگر بدان . دور شويد از هر جريانيكه ستون فقرات امت هاي پيشن را
درهم شكست و نيروهاشان را به تحليل برد; يعني از كينه ورزي دل ها به هم ,
سينه تنگي و تنگ نظري متقابل , پشت كردن به يكديگر , روي گرداندن از هم
و ناهمكاري دست ها با يكديگر.
در چگونگي سرگذشت مومنان پيشين نيز نيك بينديشيد كه در سختي ها
و گرفتاري هاي پالاينده چگونه بودند , مگر جز اين است كه از همه
سنگين بارتر , گرفتاري هاي شان از تمامي بندگان فرساينده تر و از همه مردم
دنيا در تنگناي سخت تري بودند
فرعون هاي زمان به بردگي شان گرفته بودند , به سخت ترين شكل
شكنجه شان مي دادند , انواع تلخي هاي را جرعه جرعه و پياپي در كامشان
مي ريختند و همواره در فضايي زبون كننده و تباهي آور و تحت سلطه اي
قهرآميز مي زيستند; نه در مقاومت منفي نقشه اي داشتند و نه راه دفاعي
مي شناختند. تا آن كه خداوند سبحان چنان شان ديد كه در صبر بر آزارهاي
راه دوستي او پاي مي فشرند و انواع ناخوشايندي ها را از ترس او
پذيرفتارند; پس تنگناي گرفتاري هاشان را به گشايش , خواريشان را به عزت
و وحشتشان را به امنيت بدل كرد و در نهايت فرمانروايان حاكم و رهبران
برجسته زمين شدند و از كرامت خداوندي چندان بهره بردند كه در عالم
آرزو هم رسيدن به آن همه را ناممكن مي دانستند. پس با دقت در چگونه
بودنشان بينديشيد , آن گاه كه جمع ها متحد , گرايش ها هماهنگ , دست ها
درهم , شمشيرها به يارمندي , بينش ها تيز و تصميم ها يگانه بود.
آيا واقعيت جز اين بود كه در آن احوال بر سراسر زمين سروري داشتند
و بر همه جهانيان به حق مسلط بودند
اينك با دقت به سرنوشت و پايان كار ايشان بنگر به هنگامي كه پراكندگي
فراز آمد و رشته هاي همبستگي فرو گسست و شعارها و باورها دوگانه شد ,
اختلاف , شاخه شاخه شان كرد و گروه ها گروه درهم آويختند , خداوند
تن پوش كرامت و بزرگواري را از تنشان بيرون آورد و نعمت هاي فراوانش را
از آنان باز گرفت و تنها قصه ها و خبرشان شما را ماند تا عبرت آموزان شما را
پندي باشد » (18 )
پاورقي :
1 ـ « واياكم وللتفرق ! فاذانزلتم فانزلوا جميعا , واذا ارتحلتم فارتحلوا جميعا . »
نهج البلاغه , نامه .11
2 ـ « وليس رجل ـ فاعلم ـ احرص علي جماعه امه محمد ـ صلي الله عليه و
آله و سلم ـ والفتها مني ... » همان , نامه .78
3 ـ « الخلاف يهدم الراي . » همان , حكمت .215
4 ـ « ... وانما انتم اخوان علي دين الله ... » همان , خطبه .113
5 ـ « ... ولم يختلفوا في ربهم باستحواذ الشيطان عليهم ... » همان , خطبه
.91
6 ـ سوره نسا (4 ) آيه .59
7 ـ « واردد الي الله و رسوله مايضلعك من الخطوب ... » همان , نامه .53
8 ـ « انما بد وقوع الفتن اهوا تتبع , و احكام تبتدع ... » همان , خطبه .50
9 ـ « فلاتكونوا انصاب الفتن , و اعلام البدع ... » همان , خطبه .151
10 ـ نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير , ص 93 ـ .95
11 ـ « ولا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه الامه ... » نهج البلاغه , نامه
.53
12 ـ « ... وان الله سيحانه لم يعط احدا بفرقه خيرا ممن مضي ولا من بقي . »
همان , خطبه .175
13 ـ « رحم الله امراتفكر فاعتبر و اعتبر فابصر . » نهج البلاغه , خطبه
.103
14 ـ « ... واتعظوا بمن كان قبلكم قبل ان يتعظ بكم من بعدكم ... » همان , خطبه
.32
15 ـ سلسله اي از شاهان عرب كه بريمن و حجاز حكومت مي كردند . فرهنگ
آفتاب , ج 7 , ص .3590
16 ـ « وان لكم في القرون السالفه لعبره ! اين العمالقه و ابنا العمالقه ... »
نهج البلاغه , خطبه .182
17 ـ « ولان يكونوا عبرا احق من ان يكونوا مفتخرا . » همان , خطبه .221
18 ـ « و احذروا ما نزل بالامم قبلكم من المثلاث بسو الافعال ... » همان ,
خطبه .192

|
برگزيدگان جشنواره دو سالانه نهج البلاغه ويژه
دانشگاهيان معرفي شدند
|
مسئول بخش ادبي و هنري جشنواره دو سالانه نهج البلاغه ويژه
دانشگاهيان گفت برگزيدگان اين جشنواره در 29 رشته معرفي شدند كه
نفرات نخست اين مسابقات به حج عمره اعزام خواهند شد.
مختاري افزود : در مراسم پاياني جشنواره دوسالانه نهج البلاغه
دانشگاهيان , آثار برتر در رشته هاي تك مرحله اي ادبي و هنري از جمله
داستان , مقاله , پژوهش و هنرهاي تجسمي به صورت نمايشگاه و همايش
معرفي شد.
وي اسامي برگزيدگان اين جشنواره را در بخش هنري , استادان : امير
خدامحمدي , قدرت الله تاج ميرعالي , مهرزاد مستشاري , رحيم سلوتي ,
خليل كوئيكي , بهنام ولدوند , محسن حسن پور و امير نجفي و در بخش مقاله
و كتاب , استادان : علي اصغر پورعزت و بهرام اخوان كاظمي ذكر كرد.
وي افزود در رشته هاي دانشجويي : قادر دلاورنژاد , محمد نيكدل , اكبر
خسروي , اكبر صفري مقدم , رضا رحيمي , علي دائم اميد , احمد صفي
الحسيني , رضا يوسفي , صابر صفايي , عطيه جوادي راد , نسرين گل ريحان ,
غلامحسين وطنخواه , طوبا فيروز پورنبوي , فاطمه توانا , الياس معيني ,
نرجس فخاريان , سميه امامي , ريحانه قنبري و محمدرضا خليلي حائز رتبه
نخست شدند.
گفتني است مراسم پاياني اين جشنواره پنجشنبه در تالار علامه اميني
دانشگاه تهران برگزار شد.
در جشنواره امسال 153 هزار دانشجو و 2000 استاد شركت كردند .
جشنواره دو سالانه نهج البلاغه دانشگاهيان شامل دو بخش تك
مرحله اي و دو مرحله اي بود كه در بخش دو مرحله اي 110 هزار نفر در
رشته هاي حفظ , ترجمه مفاهيم و كتابخواني حضور داشتند.
در بخش تك مرحله اي دانشجويي نيز 43 هزار شركت كننده در
رشته هاي ادبي , پژوهشي و هنري از جمله داستان , شعر , مقاله , عكاسي ,
نقاشي , خطاطي , گرافيك , فيلمنامه نويسي و نماآهنگ به رقابت پرداختند.

|
نقش خانواده در پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي
|

اشاره
امروزه آسيب هاي اجتماعي به عنوان يك تهديد جدي , سلامت كودكان
و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است .رشد شهر نشيني , پيدايش جامعه
توده وار يا گسترده , برخورد و تضاد ميان هنجارها , از هم پاشيدگي روابط
متقابل بين افراد , تاثير همسالان و ....توجه به آسيب هاي اجتماعي را امري
اجتناب ناپذير ساخته است .
اگرچه آسيب هاي اجتماعي مي تواند بسيار گسترده باشدليكن مي توان
مسائلي از قبيل اعتياد , فرار از خانه , خشونت , انزواي اجتماعي ,
ناهنجاري هاي رفتاري , سرقت و كودك آزاري را از جمله نتايج آسيب هاي
اجتماعي عصر حاضر تلقي كرد.
در اين نوشتار به اجمال , عوامل موثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي و نقش
خانواده در پيشگيري از آن ها را مورد بررسي قرار مي گيرد.
عوامل موثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي :
مطا لعات انجام شده در ارتباط با آسيب هاي اجتماعي , عوامل زير را
منشا بسياري از انحرافات اجتماعي قلمداد نموده اند كه هر يك از عوامل
به اجمال مورد بررسي قرار مي گيرد.
1 ـنابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي :
اختلافات طبقاتي هر جامعه , افراد راد رموقعيت هايي قرار مي دهد كه
نمي توانند نقش هاي اجتماعي مناسب خود را بيابند و موجب اختلاف در
هنجارهاي اجتماعي مي شوند.در نتيجه , ستيزه هنجارهاي اجتماعي , تفاوت
معيارها را به وجود آورد و عدم تعهد به معيارها و ترديد در اصالت آن ها
, عدم پايبندي به قوانين را ايجاد مي كند كه اين به نوبه خود , تضادهاي
اجتماعي را افزايش مي دهد. درون اين تضاد , كشش به سمت انحرافات
اجتماعي وجود دارد.
2 ـ رفاه اقتصادي خانواده :
در خانواده هايي كه رفاه و در آمد اقتصادي زياد است , روابط انساني بر
اثر كثرت كار و يا سرگرمي , ضعيف تر مي گردد.ضعف روابط انساني به نوبه ي
خود عامل مساعدي براي كشش به سوي انحرافات اجتماعي است .امروزه
والدين و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند , چون با
يكديگر تماس و ارتباط كمتري دارند و از طرف ديگر افرادي كه در آمد بيشتر
از حد دارند , موقعيت و زمينه ي مساعد تري براي تفريحات متنوع در داخل
و يا خارج از كشور را دارندو بديهي است كه اين قبيل امكانات براي مصرف
و فروش مواد مخدر زمينه ي بسيار مساعدي است .
3 ـفقر مادي خانواده :
در مطالعات علمي نشان داده شده است كه فقر , مبنا و اساس انحرافات
اجتماعي است . در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده ي انحرافات
اخلاقي ياد مي شود. ارتكاب جرائم طبقات فقير ازشكافي كه بين
خواسته هاي جوانان آن طبقه با آن چه كه در دسترس آن هاست , سرچشمه
مي گيرد. عمده ترين علت انحرافات اخلاقي طبقه فقير , نتيجه ي فشارهاي
حاصله از شكست در رسيدن به هدف هاي معين است .
4 ـبيكاري :
بيكاري به عنوان يك مسئله اجتماعي , زمينه ي مساعدي براي انحرافات
اجتماعي است .افراد بيكار بيشترين اوقات خود را در اماكن عمومي از جمله
قهوه خانه هاو پارك ها مي گذرانند , و اين گونه اماكن , بهترين و مناسب ترين
مكان براي كشش به سمت انحرافات اجتماعي از جمله اعتياد است .
5 ـ رشد صنعت و پيشرفت تكنولوژي :
اگر در جامعه اي رشد صنعت به سرعت انجام شود و در آمد ناشي از آن
به طور عادلانه توزيع نگردد , امكان وقوع سه اتفاق وجود دارد; اولا , كاركنان
براي اداره زندگي خود مجبور مي شوند ساعات بيشتري را به كار مشغول
شوند و اين به نوبه ي خود موجب خستگي جسمي و روحي در افراد
مي شود. اگر در آن جامعه براي تفريح و گذراندن اوقات بيكاري مردم از
طرف دولت براي استفاده از اوقات فراغت , برنامه ريزي هاي اجتماعي نشده
باشد , زمينه مساعدي براي گرايش به انحرافات اجتماعي فراهم
مي شود.
ثانيا , مشكل ترافيك در شهرهاي بزرگ منجر به خستگي ناشي از كار در افراد
شده در نتيجه , والدين قدرت تربيت و سرپرستي فرزندانشان را نخواهند
داشت و بي توجهي نسبت به پرورش كودكان و نوجوانان به گرايش آنان به
سمت انحرافات اجتماعي از قبيل اعتياد , سرقت و ... كمك خواهد كرد.
ثالثا , رشد شهرها باعث افزايش فاصله و شكاف طبقاتي شده و اين خود به
خود باعث مي شود برقراري ارتباط با دوستان و خويشاوندان كمتر شده و
زمينه براي ايجاد انحرافات اجتماعي فراهم شود.
6 ـ ستيزه ي والدين :
اختلافات زناشويي و نزاع بين پدر و مادر باعث مي شود محيط خانواده براي
تربيت فرزندان , ناامن و نامناسب شود.وقتي خانواده , كانون و محيط
مناسبي براي زندگي نباشد , انسان سعي مي كند بيشترين اوقات خود را در
خارج از خانواده بگذراند و اين كار ارتباط او را با ديگراني كه چون
شكارچيان ماهري به دنبال شكار مي گردند , زياد مي كندو آن ها پس از
شناخت مشكل شخص در نقش انساني دلسوز ظاهر شده و براي فرار از اين
واقعيت تلخ , فرد را به سوي اعتياد و ديگر انحرافات اجتماعي فرا مي خواند.
هر چقدر ستيزه هاي خانوادگي بيشتر باشد , احتمال كشش به طرف انحرافات
اجتماعي بيشتر است .
7 ـشيوه هاي تربيتي والدين :
مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رفتارهاي كودكان و نوجوانان با
شيوه هاي تربيتي والدين رابطه ي مستقيم و تنگاتنگ دارد. شيوه هاي تربيتي
والدين مي بايست با سطح نيازها و خواسته هاي مختلف فرزندان و هم چنين
با متدهاي تربيتي صحيح اسلامي هماهنگ باشد. چنانچه والدين از
شيوه هاي تربيتي مبتني بر اصول اعتقادي و مذهبي استفاده نمايند , نتيجه
مطلوب در رفتار فرزندان منعكس خواهد شد.
8 ـ عدم آگاهي و بينش صحيح والدين :
مطالعات نشان مي دهد كساني كه محروم از تحصيلات بوده و بينش صحيح
نسبت به جامعه , تربيت و ... نداشته باشند , امكان فريب خوردن و انعطاف
پذيري آن ها براي ارتكاب به كارهاي انحرافي و بر خلاف قانون بيشتر
است .چون تخصص و آگاهي ندارند , نمي توانند از طريق عادي , زندگي خود
را تامين كنند و به همين دليل است كه جامعه شناسي , يكي از راه پيشگيري از
جرائم را , عدالت آموزشي مي داند.
نقش والدين در پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي كودكان و نوجوانان :
از آن جا كه خانواده يكي از مهم ترين عوامل موثر در رشد همه جانبه
كودك و نوجوان است , مي تواند د رجهت پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي
گام هاي موثري بردارداز جمله :
1 ـتربيت ديني كودكان و نوجوانان را از همان ابتداي تولد آغاز كنند .
2 ـاز طريق مشاهده , پيگيري پيشرفت تحصيلي و ارزيابي فعاليت هاي دانش
آموز و تشكيل جلسات مشورتي با معلمان و ... نقاط قوت فرزند خود را از
لحاظ تحصيلي و اخلاقي اجتماعي شناسايي و نسبت به پرورش و تقويت
صحيح آن نقاط قوت اقدام كنند تا بدين وسيله در شكل گرفتن شخصيت
فرزند , نقش اساسي داشته باشند.
3 ـ نقاط ضعف فرزندان را به عنوان يك عيب بزرگ تلقي نكنندو در نظر
داشته باشند كه همه افراد به طور طبيعي , نواقص و نقاط ضعفي دارندو نمي
بايست كودكان و نوجوانان را به خاطر نقاط ضعف آن ها سرزنش و تحقير
كرد.
4 ـاز مقايسه ي فرزندشان با همسالان در امور علمي و آموزشي جدا اجتناب
نمايند.
5 ـدر جهت تربيت صحيح فرزندان و ترويج عادات مطلوب تربيتي در آن ها
بايد عملااقدام كنند , نه صرف تذكر و توصيه شفاهي .
6 ـدر بكارگيري شيوه هاي تربيتي , هماهنگ عمل كنند .
7 ـبا مدرسه در اجراي روش هاي صحيح تربيتي و آموزشي همكاري مجدانه
داشته باشند.
8 ـالگوي مناسبي براي تربيت صحيح فرزندان خود انتخاب كنند .
9 ـ ضمن اعطاي آزادي به فرزندان , مراقب رفتار , گفتار , ابتكارات و ... آن ها
باشندزيرا اعطاي آزادي بيان و ... فرزندان را براي اجتماع فردا آماده مي كند
و موجب مي شود آنان بتوانند ابتكارات و خلاقيت هاي خود را بروز
دهند.
10 ـروابط صحيح و متعادل با فرزندان خود داشته باشند .
11 ـبه نيازهاي مختلف آن ها از جمله نياز به مهرباني و محبت , استقلال ,
كمال و خود شكوفايي , تشويق و قدرداني , عزت نفس , امنيت و آسايش
خاطر , احساس تعلق داشتن به گروه و احساس هويت توجه
نمايند.
12 ـمسئوليت هاي مناسبي را به فرزندان خود واگذار نمايندو از آنان
بخواهند كه وظايف خود را به بهترين وجه انجام دهند.
13 ـدر انتخاب دوستان مناسب براي فرزندانشان , نظارت كامل داشته و
راهنماي خوبي براي آنان باشند.
14 ـامكانات تفريحات سالم را براي كودكان و نوجوانان فراهم
نمايند.
15 ـدر جهت بالا بردن عزت نفس كودكان و نوجوانان , در انجام امور
اساسي خانواده و محيط تحصيلي با فرزندان نوجوان خود مشورت
نمايند.
16 ـحضور معنوي براي نوجوانان داشته باشند .
17 ـبراي اوقات فراغت فرزندان با هماهنگي مدرسه و مشاوران تربيتي
برنامه ريزي بهينه نمايند.
18 ـفرزندان را به ورزش و فعاليت هاي بدني تشويق كنند زيرا يكي از عوامل
ايجاد عزت نفس و بهبود مناسبات اجتماعي , ورزش و فعاليت هاي بدني
است .
اگرچه نقش خانواده در پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي بسيار مهم تلقي
مي گرددليكن اين مسئله به معناي عدم توجه به كار كرد مناسب ساير
نهادهاي اجتماعي و برنامه ريزي هاي صحيح اجتماعي , اقتصادي و فرهنگي
در ارتباط با مسائلي از قبيل توزيع مناسب ثروت در جامعه , ايجاد
فرصت هاي اشتغال , توسعه آموزش هاي غير رسمي و استفاده از
ظرفيت رسانه اي نمي باشدكه اميد است مورد توجه مسئولان و برنامه ريزان
قرار گيرد. بديهي است از آنجا كه سازمان انجمن اولياو مربيان از جمله
نهادهايي است كه يكي از ماموريت هاي آن تنظيم روابط سالم و عاطفي
اعضاي خانواده و استحكام و تعالي آن از طريق بازگشت به ارزش هاي
معنوي و فرهنگي جامعه است , مي تواند با برنامه ريزي بهينه در زمينه
آموزش خانواده و ارائه مشاوره و راهنمايي به والدين و دانش آموزان ,
نوجوانان و جوانان فعلي و نسل هاي آينده را در مقابل آسيب هاي اجتماعي
از قبيل ناهنجاري ها , بزه كاري ها , فساد و انحرافات مصون سازد.
طاهره خليلي
منابع و مآخذ :
1 ـصديق سروستاني , رحمت الله ; آسيب شناسي اجتماعي (جامعه شناسي
انحرافات اجتماعي ) , 1383
2 ـفرجاد , محمدحسين ; آسيب شناسي كجروي اجتماعي , مركز مطبوعات
و انتشارات قوه ي قضائيه , 1383
3 ـدكتر دان دينك مير و دكتر گري . د . مكي ; مترجم : رئيس دانا مجيد , والدين
موثر فرزند مسئول انتشارات رشد , 1383
4 ـشري فرگوسن و لارنس اي . مازين , مترجم : خانم ـن . پارسا , قدرت
والدين , انتشارات انجمن اوليا , مربيان , 1373
5 ـجهانگرد , يدالله , نحوه ي رفتار والدين با فرزندان ; انتشارات انجمن
اوليا مربيان , 1373
6 ـدكتر نوابي نژاد , شكوه , سه گفتار در باره ي راهنمايي و تربيت فرزندان ;
انتشارات انجمن اوليا , مربيان , 1373
7 ـزنده طلب , حميدرضا , بررسي تاثير برنامه ي مشاركت والدين بر ميزان
عزت نفس نوجوانان پسر دبيرستان هاي شهر مشهد در سال 77 ـ76

|
گلدكوئيستي ها از آب گل آلود ماهي مي گيرند!
|
شركت اينترنتي گلدكوئيست عليرغم محدوديت هاي قضايي , هنوز با
فريب كاربران به فعاليت غيرقانوني خود در ايران ادامه مي دهد و آنان را بيش
از پيش سركيسه مي كند.
بازاريابان اين شركت تجاري غيرقانوني در جلسات گروهي , محافل
شبانه و مختلط و حتي در دفتر گلدكوئيست در ميدان محسني با توهين به
مباني اعتقادي دين مبين اسلام در ابعاد اقتصادي و به سخره گرفتن فتاوي
مراجع عظام , اصرار دارند كه فعاليت آنان در ايران قانوني است و مهمترين
دليل آن , سكوت دستگاه قضايي در قبال دريافت 50 هزار دلار
است !
مجريان جلسات اين شركت كه عمدتا دختران بزك كرده اند با طرح
اكاذيب و تصور دنيايي خيالي , آنچنان مشتريان فريب خورده را محو سخنان
خود مي كنند كه حضار بدون در نظر گرفتن شرايط اين شركت در ايران ,
سرمايه هاي هرچند اندك خود را به دست اين افراد مي سپارند تا شايد از اين
طريق پولدار شوند و از فقر و بدبختي نجات يابند.
نابساماني هاي اقتصادي در جامعه , رشد فزاينده تورم , افزايش نرخ
بيكاري , بي ثباتي قيمت ها و... همه دست به دست هم داده تا افراد با ناديده
گرفتن واقعيات , فريب وعده هاي اغواگرانه گلدكوئيست را خورده و به
مدارك جعلي اين شركت استناد كنند و با به جريان انداختن سرمايه خود در
اين شركت به اميد كسب درآمد باشند.
نمايندگان شركت اينترنتي گلدكوئيست كه از نيمه دوم سال 83 تحت
تعقيب قضايي قرار گرفتند و بنا به حكم دادستاني از فعاليت در ايران منع
شدند و بر اين اساس سايت هاي اينترنتي آن نيز فيلترگذاري شد , اكنون
علاوه بر ارسال پيام هاي الكترونيكي به مشتريان , فعاليت خويش را علني
كرده و مدعي اند كه گشايش دفتر اين شركت در ميدان محسني پس از اخذ
مجوز قانوني ازسوي بانك مركزي و قوه قضائيه صورت پذيرفته است
بازار يابان و ويزيتورهاي اين شركت در محافلي كه اين روزها در نقاط
مختلف شهر تهران , خوابگاههاي دانشجويي , شركت هاو بعضا در جمع
معلمان و دانش آموزان دبيرستاني به راحتي و بدون دغدغه فعاليت خود را
تشديد كرده اند و وقيحانه به خروج ارز از كشور مبادرت مي ورزند و مانعي
پيش روي خود نمي بينند.
اين در حالي است كه آيات عظام فاضل لنكراني و مكارم شيرازي هرنوع
همكاري با شركت گلدكوئيست را حرام دانسته و فعاليت تجاري اين شركت
و شركت هاي مشابه در ايران را مغاير موازين شرعي اعلام
كرده اند.
آيت الله ناصر مكارم شيرازي با انتقاد از بي تفاوتي مجلس و
دستگاه هاي نظارتي كشور , نسبت به فعاليت شركت گلدكوئيست و گسترش
شركت هاي مجعول و زنجيره اي كه به صورت بازاريابي شبكه اي فعالند ,
هشدار داده و گفته بودند كه اين شركت ها در سراسر كشور فعاليت دارند و
سرنخ آنها هم خارجي ها هستند , درآمد دلاري آن را هم به خارج مي فرستند
و افراد آگاه مي گويند كه دست صهيونيسم نيز پشت آن است .
آيت الله فاضل لنكراني نيز هر نوع همكاري با شركت گلدكوئيست و ساير
شركت هاي مشابه را حرام اعلام كرده و گفته بودند تحصيل پول از اين طريق
تمام مفاسد اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي « قمار » را دارد.
با اين اوصاف و در شرايطي كه مراجع تقليد موكدا اين نوع معاملات را
حرام مي شمرند , سكوت بانك مركزي و دستگاه قضايي نمي تواند معنايي
جز بي تفاوتي داشته باشد و ادامه آن نيز چراغ سبزي است بر فعاليت
شركت هايي چون گلدكوئيست در ايران !
به راستي , واقعيت « گلدكوئيست » چيست و چه جرياني آن را هدايت
مي كند ! آيا واريز 50 هزار دلار از سوي گلدكوئيستي ها زمينه فعاليت آزادانه
آنان و بازگشايي دفتر اين شركت در تهران را فراهم آورده است و ادعاي
بازاريابان آن صحت دارد
اگرنه ! چرا از شدت برخورد دستگاه قضايي كاسته شده و بانك مركزي
نيز فقط به صدور اطلاعيه اكتفا مي كند و مانع فعاليت ارزي آن نمي شود.
آيا پرونده اين شركت را بايد مختومه قلمداد كرد و فتاوي مراجع را
ناديده انگاشت و در برابر جسارت بازاريان اين شركت انگشت حيرت بر
دهان گرفت و به حال 170 هزار شاكي اين پرونده و شاكيان آينده افسوس
خورد!
علي ايحال انتظار مي رود دستگاههاي اطلاعاتي , امنيتي و قضايي
تكليف 50 هزار دلار , ادامه فعاليت گلدكوئيست و شاكيان پرونده را به
روشني بيان كنند و بانك مركزي نيز پا را فراتر از صدور اطلاعيه برده و با
مسدود ساختن حساب هاي ارزي اين شركت اقدام عملي را اجرا كند زيرا
گلدكوئيستي ها ازبرخوردهاي مقطعي و ناكافي سو
استفاده كرده و با جسارت و وقاحت فعاليت خود را مضاعف ساخته و به
نوعي عقايد ديني و فتاوي مراجع را به تمسخر گرفته اند و از آب گل آلود
ماهي مي گيرند!

|
| | | |