
به مناسبت 24 ارديبهشت , سال روز پيروزي نهضت
تنباكو
علي معصومي (وزوايي )
ويژگي برخي از حوادث تاريخي چنان است كه نه تنها از
ابعاد مختلف قابل بررسي و آموزنده اند , بلكه در زمان هاي
مختلف , به ويژه در بحران ها و مشكلات , مي توان از آنها الهام
گرفت و از گرداب ها , به راحتي نجات پيدا كرد. ماجراي قيام
تنباكو و پيروزي قاطع آن قيام , نمونه اي از همين حوادث
است .
مقدمات واگذاري امتياز تنباكو , در سفر سوم ناصرالدين
شاه به اروپا فراهم شد. در جريان اين سفر , تالبوت انگليسي با
اعضاي هيات ايراني كه همراه ناصرالدين شاه بودند , به مذاكره
پرداخت و پس از رشوه دادن به افراد بانفوذ دربار ايران , زمينه
را بر اخذ امتياز انحصاري خريد و فروش تنباكوي ايران فراهم
آورد. پس از آن كه موافقت هاي پنهاني صورت گرفت , شركت
رژي با همكاري تالبوت و ساير سرمايه داران انگليسي و
همچنين با همكاري دولت انگليس , تاسيس شد. در سال
1307 هـ . ق , يعني حدود يك سال بعد از سفر ناصرالدين شاه
به انگليس , تالبوت به ايران آمد تا امتيازنامه را تنظيم و به
امضاي شاه قاجار برساند. ورود تالبوت به ايران , به دليل
ترسي كه حاكمان قاجاريه از مردن داشتند , تا مدتي پنهان باقي
ماند. در اين مدت , عوامل انگليس و كساني كه از تالبوت
رشوه هاي كلان گرفته بودند , در سفارت انگليس جلسات
متعدد برگزار كردند تا تحت نظر تالبوت , امتياز نامه را تدوين
كنند و در باره چگونگي امضا گرفتن از ناصرالدين شاه , بحث
نمايند. بالاخره قرار شد رشوه كلاني به شاه پيشنهاد شود.
هنگامي كه ميزان رشوه , همراه امتياز نامه نزد شاه برده شد ,
ناصرالدين شاه از مبلغ بالاي رشوه شگفت زده شد و در 28
رجب سال 1308 هـ . ق , امتياز نامه را امضا كرد . اين خبر ,
يك سال پنهان ماند تا شركت رژي اماكن و وسايل و نيروي
لازم را فراهم آورد . در سال 1308 هـ . ق , تالبوت و تعداد
كثيري از زنان و مردان فرنگي كه تعداد آن ها را تا 200000 نفر
نيز نوشته اند , وارد ايران شدند. به خوبي آشكار بود كه ورود
اين جمعيت كثير كه همه نوع وسايل جنگي و دفاعي و تبليغي
نيز همراه داشتند , صرفا به خاطر خريد و فروش تنباكو نبود و
انگليسي ها اهداف بسيار خطرناك سياسي , فرهنگي , نظامي و
اقتصادي را دنبال مي كردند. در يك كلام , استعمارگران
انگليسي مي خواستند دقيقا مثل هندوستان , ايران را به تدريج
اشغال كنند و گذشته از آن كه حاكميت سياسي را ايران
مستقيما در دست بگيرند , دين مردم را تغيير بدهند و مسيحيت
را جايگزين اسلام نمايند.
هنگامي كه خطر احساس شد , علما , روحانيان و مردم
مسلمان ايران به تدريج مخالفت خود را با دادن امتياز
انحصاري خريد و فروش تنباكو ابراز كردند.
علاوه بر اين , روحانياني كه با مرجع بزرگ آن عصر
(آيت الله العظمي ميرزا محمد حسن شيرازي ) رابطه داشتند ,
خبر اين ماجرا و چگونگي آن را به آگاهي ايشان رساندند.
ميرزاي بزرگ , پس از تحقيق و بررسي پيرامون موضوع مذكور ,
فتواي مشهور و تاريخي خود را بدين شرح صادر كرد : بسم الله
الرحمن الرحيم ـ اليوم استعمال تنباكو و توتون باي نحوكان در
حكم محاربه با امام زمان (عج ) است .
با صدور اين فتوا , در همه شهرهاي ايران قيامتي برپا شد.
بدين شرح كه در مساجد و بازارها و همه محافل و مجامعي كه
مسلمانان تجمع داشتند , فتواي ميرزاي شيرازي با صداي بلند
خوانده شد و هزاران نسخه از آن تكثير و در شهرها پخش
گرديد. چون مردم از متن فتواي ميرزاي شيرازي آگاه شدند , به
طور يكپارچه دست از استفاده , استعمال و خريد و فروش
توتون و تنباكو برداشتند و همگي به فتواي مرجع بزرگ عصر
خود گردن نهادند.
موضوع مقابله مردم و علما با امتياز توتون و تنباكو از يك
نظر شبيه به مساله اي است كه اكنون جمهوري اسلامي ايران بر
سر غني سازي اورانيم و توليد انرژي هسته اي با جهان
استكبار دارد. در آن زمان نيز مثل امروز انگليسي ها و حكام
قاجاريه پس از صدور فتواي ميرزاي شيرازي و قيام مردم , در
صدد برآمدند با علما و روحانيان به گفت و گو بنشينند و چنين
وانمود كنند كه لغو امتياز كاملا محال است و در نتيجه علما
بايد از مردم بخواهند براي دست يابي به يك امر محال ,
بي جهت خود را به زحمت نيندازند. انگليسي ها , فرمانروايان
قاجاريه را وادار به گفت و گو با علما كردند تا به اصطلاح ,
محال بودن لغو امتياز نامه را به آن ها بفهمانند. امين السلطان ,
امين الدوله , نايب السلطنه , امين السلطنه , قوام الدوله ,
مشيرالدوله , مخبرالدوله و ساير عاملان حكومت قاجاريه از
طرف انگليس و شاه با بزرگاني مثل آيت الله شيخ فضل الله
نوري , آيت الله ميرزا محمد حسن آشتياني , آيت الله سيد علي
اكبر تفرشي , آيت الله ملامحمد تقي كاشاني و... وارد گفت و گو
شدند. حاصل همه اين گفت و گوها اين بو دكه مردم و علما بايد
مطمئن شوند كه انگليس و شاه , به هيچ وجه امتياز را لغو
نخواهند كرد و لغو امتياز تنباكو از محالات است . همان طور كه
امروز نيز سردمداران استكبار غرب پي در پي از محال بودن
غني سازي اورانيوم توسط ايران سخن مي گويند و مي خواهند
ايران به توقف دائمي غني سازي تن بدهد.
علما نيز به طور يكپارچه در پاسخ عاملان حكومت
قاجاريه مي گفتند : حكم , حكم ميرزاي بزرگ است , فتوا
فتواي ميرزاي بزرگ است و لغو اين حكم از محالات است .
سرانجام نيز معلوم شد آن كسي كه بايد عقب نشيني كند و
شكست بخورد و از رجزگويي و محال شمردن لغو امتياز تنباكو
دست بردارد , شاه قاجار و استعمارگران انگليس است , و آن
كسي كه بايد پيروزي تاريخي به نامش ثبت شود , ملت مسلمان
ايران به رهبري مرجع و روحانيان مبارز است .
البته شاه قاجاريه و انگليسي ها به راحتي تسليم نشده اند ,
بلكه مقاومت دليرانه مردم و اتحاد كامل آن ها تا لحظه پيروزي
و گوش به فرمان ميرزاي شيرازي بودن ملت مسلمان ايران ,
قيام را پيروز كرد و استعمارگر انگليس و قاجاريه را به تسليم
واداشت . يقينا اگر مردم و علما مقاومت نمي كردند و تحت
تاثير تهديدات شاه قاجاريه و استعمارگران انگليس واقع
مي شدند و يا اين كه وحدت كلمه و وحدت عمل خود را از
دست مي دادند , هرگز پيروزي به دست نمي آمد. اما مردم حتي
از فرمان شاه مبني بر پاره كردن شكم معترضان نترسيدند و به
قيام خود ادامه دادند. نه تنها مردم از خنجر شاه كه براي پاره
كردن شكم مخالفان تيز شده بود , نهراسيدند بلكه كاخ شاه را
نيز به محاصره درآوردند. در اين زمان , شاه فرمان داد همه
كساني كه اطراف كاخ جمع و آن را محاصره كرده بودند , هدف
باران تير قرار بگيرند. اما سربازان نيز يك صدا گفتند : ما
برادران ديني خودمان را كه براي حق و به خاطر عزت وطن
قيام كرده اند , نمي كشيم .
در اين زمان بو دكه شاه به وزير مختار انگليس اين پيغام را
فرستاد : اكنون نه تنها جان و سلطنت من در خطر افتاده است ,
بلكه جان همه انگليسي هاي مقيم ايران نيز در خطر جدي قرار
دارد. اگر با خواست مردم مخالفت بشود , نه سلطنتي براي من
باقي خواهد ماند و نه منفعتي براي انگليس . اكنون , امور از
دست من خارج شده و به دست ملت و اهل دين و مذهب افتاده
است .
اين پيغام شاه , سبب شد انگليسي ها نيز با شاه قاجار همراه
شوند و هر دو پرچم تسليم بلند كنند.

از نظر امام خميني , علت اساسي پيروزي قيام تنباكو و
شكست كامل استعمارگران انگليسي و فرمانروايان قاجاري در
اين بود كه اولا روحانيان و مرجع بزرگ آن عصر , هوشيار و با
تدبير بودند , ثانيا عموم مردم به فرمان رهبر مذهبي و مرجع
ديني خود , عملا گوش سپردند , ثالثا مردم در راه رسيدن به
هدف خود , متحد و يك پارچه بودند , و دليل آخر اين كه مردم
و علما مقاومت كردند و از تهديدات استعمارگران انگليس و
فرمانروايان قاجاريه , ترسي به دل راه ندادند. از نظر امام
خميني , در عهد ميرزاي شيرازي , اگر مردم به تكاليف سياسي
ميهني و ديني خود آشنا نبودند و فرمان رهبري ديني خود را با
عمل و مقاومت خويش اطاعت نمي كردند. ميرزاي شيرازي با
سيصد طلبه اي كه در شهرك سامره در حلقه درس او جمع
شده بودند , هرگز نمي توانست قيام بزرگ تنباكو را به ثمر
برساند و پشت استعمارگر بزرگ و خون خوار آن زمان را بر
خاك بنشاند. بنابراين , براي رسيدن به اهدافي مثل رسيدن به
پيروزي در قيام تنباكو كه در زمان ميرزاي شيرازي موضوع
اساسي كشور بود , و پيروزي بر زياده خواهي استكبار غرب كه
امروز موضوع اساسي جامعه اسلامي ما است , به عوامل
مختلفي مثل اتحاد , استقامت , گوش دل سپردن به فرمان
حكومتي و سياسي رهبر سياسي و ديني , نهراسيدن از
تهديدات استعماري واستكباري و... نياز مبرم وجود دارد.
بخشي از سخنان امام خميني درباره علل و عوامل پيروزي
نهضت تنباكو چنين است :
هميشه علما و زعماي اسلام ملت را نصيحت به حفظ
آرامش مي كردند. خيلي از زمان ميرزاي بزرگ مرحوم حاج
ميرزا محمد حسن شيرازي نگذشته است , ايشان با اين كه يك
عقل بزرگ متفكر بود و در سامره اقامت داشت , در عين حالي
كه نظرشان آرامش و اصلاح بود , لكن وقتي ملاحظه كردند
براي كيان اسلام خطر پيش آمده است و شاه جائر آن روز
مي خواهد به وسيله كمپاني خارجي اسلام را از بين ببرد , اين
پيرمرد كه در يك شهركوچك نشسته و سيصد نفر طلبه بيشتر
دورش نبود , ناچار شد سلطان مستبد را نصيحت كند ,
مكتوبات او هم محفوظ است , آن سلطان گوش نمي داد و با
تعبيرات سو و بي ادبي به مقام شامخ عالم بزرگ روبرو شد , تا
آنجايي كه آن عالم بزرگ مجبور شد يك كلمه بگويد كه
استقلال برگردد...
قضيه تنباكو در زمان مرحوم ميرزا به اينها فهماند كه با
يك فتواي يك آقايي كه د ريك ده در عراق سكونت دارد يك
امپراتوري را شكست داد و سلطان وقت هم با همه كوششي كه
كرد براي اينكه حفظ كند آن قرارداد را نتوانست حفظ بكند و
مردم ايران قيام كردندو شكستند آن پيماني كه آنها داشتند. اين
يك تجربه اي شد براي آنها كه ببينند كه يك آقايي در يك ده
وقتي يك كلمه مي نويسد كه : امروز استعمال تنباكو در حكم
محاربه با امام زمان است و اين موجش مي آيد همه ايران را
فرامي گيرد به طوري كه شاه مستبد با آن قدرت را مي كوبد , قلم
اين آقا مي كوبد آن سرنيزه هاي آن روز را. اينها فهميدند كه بايد
اين قدرت را بگيرند , تا اين قدرت زنده است نمي گذارند كه
اينها هر كاري دلشان مي خواهد بكنند..
قريب صد سال سابق ديدند كه يك پيرمردي در يكي از
دهات عراق « سامره » وقتي كه ديد ايران در معرض فشار
خارجيها هست و آن قرارداد ننگين را در آن زمان بسته بودند ,
اين پيرمرد كه در كنج يك ده بود يك سطر نوشت و همه قواي
خارج و داخل نتوانستند در مقابل اين يك سطح استقامت
كنند. آن , مرحوم ميرزاي بزرگ بود ـ رحمه الله ـ كه در سامره
تحريم كرد تنباكو را , براي اينكه تقريبا ايران را در اسارت
گرفته بودند به واسطه قرارداد تنباكو و ايشان يك سطر نوشت
كه تنباكو حرام است .
حكم مرحوم ميرزاي شيرازي در حرمت تنباكو چون حكم
حكومتي بود , براي فقيه ديگر هم واجب الاتباع بود. و همه
علماي بزرگ ايران ـ جز چند نفر ـ از اين حكم متابعت كردند.
حكم قضاوتي نبود كه بين چند نفر سر موضوعي اختلاف شده
باشد , و ايشان روي تشخيص خود قضاوت كرده باشند , روي
مصالح مسلمين و به عنوان « ثانوي » اين حكم حكومتي را
صادر فرمودند و تا عنوان وجود داشت , اين حكم نيز بود.
ميرزا , يك آقاي مرجع بود در يك دهي از عراق , او
نمي توانست كه خودش يا طلبه هايي كه آنجا دارند بسيج كنند
براي مقابله با آن سلطنت استبدادي . او حكمي فرمود , علماي
بلاد هم نمي توانستند خودشان راه بيفتند و اين استبداد سياه را
بشكنند. اين بازار و ملت بود كه پشتيباني از مراجع خودشان
مي كردند , از علماي خودشان مي كردند و آنهايي كه به راه
استبداد مي رفتند , آنها را به زمين مي زدند(1 )
امروز نيز پيروزي قاطع بر استكبار و ايستادگي در برابر
زياده خواهي ها و امتيازطلبي ها و درخواست هاي نامشروع
جهان غرب , به خوبي امكان پذير است و ملت مسلمان ايران
درست مثل زمان ميرزاي شيرازي , مي تواند پوزه استكبار و
استعمار را به خاك بمالد و كاري كند كه مستكبران جهان غرب
و عوامل داخلي آن ها , پرچم تسليم را بالا ببرند و در برابر
حقوق مشروع و بحق ملت مسلمان ايران نايستند , به شرطي كه
دشمنان ملت ايران , جلوه هاي وحدت , يك دلي , استقامت ,
آگاهي , همت و صلابت را به خوبي در ميان مردم مشاهده كنند.
همچنان كه تا امروز , جلوه هاي همين عناصر , توانسته است
ملت مسلمان ايران را خار چشم دشمنان نمايد و مجموعه
مستكبران جهان غرب را پشت مرزهاي سياسي , جغرافيايي و
فرهنگي ايران , زمين گير نمايد.
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام خميني , جلد اول , ص 114 , جلد 8 , ص 451
و 452 و جلد 17 , ص 270 و 271
2 ـ ولايت فقيه , امام خميني , ص 113
امام خميني : ميرزاي بزرگ , يك عقل بزرگ و
متفكر بود كه با يك فتوا , يك امپراتوري را شكست
داد. همه قواي داخل و خارج نتوانستند در مقابل
فتواي يك سطري او مقاومت كنند. ميرزا يك
مرجعي بود كه در دهي از عراق ودر شهر كوچكي به
نام سامره ساكن بود. او با سيصد طلبه اي كه آنجا
بودند , نمي توانست استبداد و استعمار را شكست
بدهد , بلكه حكم فرمود و علما و ملت هم پشتيباني
كردند و پي كار را گرفتند و استبداد و استعمار را
زمين زدند. حكم مرحوم ميرزاي شيرازي , حكم
حكومتي بود. اين حكم براي فقهاي ديگر نيز
واجب الاتباع بود
از نظر امام خميني , علت اساسي پيروزي قيام
تنباكو و شكست كامل استعمارگران انگليسي و
فرمانروايان قاجاري در اين بود كه اولا روحانيان و
مرجع بزرگ آن عصر , هوشيار و با تدبير بودند , ثانيا
عموم مردم به فرمان رهبر مذهبي و مرجع ديني
خود , عملا گوش سپردند , ثالثا مردم در راه رسيدن
به هدف خود , متحد و يك پارچه بودند , و دليل آخر
اين كه مردم و علما مقاومت كردند و از تهديدات
استعمارگران انگليس و فرمانروايان قاجاريه ,
ترسي به دل راه ندادند. از نظر امام خميني , در
عهد ميرزاي شيرازي , اگر مردم به تكاليف سياسي ,
ميهني و ديني خود آشنا نبودند و فرمان رهبر ديني
خود را با عمل و مقاومت خويش اطاعت نمي كردند ,
ميرزاي شيرازي با سيصد طلبه اي كه در شهرك
سامره در حلقه درس او جمع شده بودند , هرگز
نمي توانست قيام بزرگ تنباكو را به ثمر برساند و
پشت استعمارگر بزرگ و خون خوار آن زمان را
برخاك بنشاند
امروز نيز پيروزي قاطع بر استكبار و ايستادگي
در برابر زياده خواهي ها و امتياز طلبي ها و
درخواست هاي نامشروع جهان غرب , به خوبي
امكان پذير است و ملت مسلمان ايران درست مثل
زمان ميرزاي شيرازي , مي تواند پوزه استكبار و
استعمار را به خاك بمالد و كاري كند كه مستكبران
جهان غرب و عوامل داخلي آن ها , پرچم تسليم را
بالا ببرند و در برابر حقوق مشروع و بحق ملت
مسلمان ايران نايستند , به شرطي كه دشمنان ملت
ايران , جلوه هاي وحدت , يك دلي , استقامت ,
آگاهي , همت و صلابت را به خوبي در ميان مردم
مشاهده كنند. همچنان كه تا امروز , جلوه هاي همين
عناصر , توانسته است ملت مسلمان ايران را خار
چشم دشمنان نمايد و مجموعه مستكبران جهان
غرب را پشت مرزهاي سياسي , جغرافيايي و
فرهنگي ايران , زمين گير نمايد

|