
دكتر محمدرضا جواهري
عضو هيئت علمي دانشگاه فردوسي مشهد
آخرين قسمت
جايگاه مكه
جابربن عبدالله انصاري از امام باقر عليه السلام نقل كرده
كه فرمود : ان بكه موضع البيت و ان مكه الحرم , و ذلك
قوله « فمن دخله كان امنا » (19 ) بكه همان جايگاه خانه است
است و مكه حرم است و همان حرم منظور اين سخن خداوند
است : كسي كه وارد آن گردد در امان است .
در حديث ديگر امام باقر عليه السلام فرمود : ان بكه موضع
البيت و ان مكه جميع ما اكتنفه الحرم (20 ) بكه همان جايگاه
خانه است و مكه همه آن چيزي است كه حرم آن را در برگرفته
است .
وجود ماه هاي حرام به احترام كعبه
زراره گفته است : كنار امام باقر عليه السلام رو به قبله
« كعبه » نشسته بودم , امام هم رو به كعبه قرار داشتند. فرمودند :
آگاه باش ! نظر به كعبه عبادت است . در اين هنگام عاصم بن عمر
آمده و به امام عرض كرد : كعب الاحبار مي گفت : كعبه در هر
بامداد بر بيت المقدس سجده مي كند! امام به وي فرمودند : تو
درباره آنچه كعب الاحبار گفته چه مي گويي عرض مي كرد :
كعب الاحبار راست گفت . امام فرمودند : دروغ گفتي و كعب
الاحبار هم با تو دروغ گفت . زراره گفته است : نديدم در غير اين
مورد امام باقر عليه السلام به كسي بفرمايند دروغ گفتي . امام در
ادامه فرمودند : خداي عزوجل در زمين هيچ بقعه اي را محبوبتر
از كعبه نيافريده است , سپس به سوي كعبه اشاره كرده و ادامه
دادند : هيچ نقطه اي از زمين در پيشگاه خداي عزوجل گرامي تر
از كعبه نيست , براي كعبه بود كه خداوند روزي آسمان ها و
زمين را آفريد , ماههاي حرام را حرام قرار داد , سه ماه پي در
پي براي حج : شوال و ذيقعده و ذيحجه و يك ماه جدا براي
عمره و آن ماه رجب است (21 ) در اين گفتار امام باقر عليه
السلام اهميت بسيار زياد و جايگاه عالي كعبه شريفه در پيشگاه
پروردگار ترسيم شده است كعبه محبوب ترين و گرامي ترين
مكان است , نگاه به كعبه عبادت است و در سال چهار ماه از
دوازده ماه سال از جانب خداي متعال ماه حرام قرار داده شده
است . مطابق بيان امام باقر عليه السلام در برابر اسرائيليات و
تبليغات انحرافي كعب الاحبار و پيروان گمراه وي ايستاده اند و
با تكذيب ادعاي كعب الاحبار توطئه شوم وي را خنثي
نموده اند.
شعر متعهد و ستايش از آن در مسجد الحرام
« كميت » شاعر امام باقر عليه السلام بوده است (22 ) در
مسجدالحرام در پيشگاه امام باقر عليه السلام شعري سرود و
امام يك مصراع آن را تغيير داده و تصحيح فرمودند. كميت
شاعر به امام عرض كرد : يا مولاي ! انت اشعر مني في
هذاالمعني . اي مولاي من ! شما در اين معني شاعرتر از من
هستيد. امام باقر پس از شنيدن شعر او به كعبه توجه كرده و سه
بار فرمودند : الهم ارحم الكميت واغفرله . بار خدايا بر كميت
رحم نما و او را بيامرز. سپس به كميت فرمودند : اين صد هزار
درهم است كه آن را از اهل بيتم برايت جمع كرده ام ! اما كميت
عرض كرد : نه به خدا سوگند پول را نمي گيرم تا خداي عزوجل
پاداشم را بدهد ولكن خواهشمندم پيراهني از پيراهن هاي خود
را به من اهدا نماييد , امام هم پيراهني به وي دادند(23 ) اين
رفتار و گفتار امام باقر عليه السلام روشنگر جواز و بلكه
ارزشمندي شعر سرابي و مشاعره در مسجدالحرام است . البته
واضح است كه اشعار كميت صحابي با وفاي امام باقر
عليه السلام حكمت بود , ولي در پرتو آموزش هايي كه در
دانشگاه اهل بيت ديده بود احكام و ارزش هاي اسلامي وشيعي
و تعليمات الهي امام زمان خويش را به نظم و شعر در مي آورد
و مي خواند. دعاي امام باقر عليه السلام و هديه مادي و معنوي
ايشان , ضرورت تشكر و سپاسگزاري از كارهاي خوب ديگران
را يادآوري مي نمايد. شعري كه انسان را در مسير تقرب به خدا
قرار دهد و آموزنده و سودمند باشد و شاعري كه با هنرمندي
معارف و حقايق ديني را درون شعر بگنجاند و با شعري زيبا
محبت اهل بيت را در دل انسان ها جاي دهد و آنان را در راه
تكامل و سعادت قرار بدهد شايسته تعظيم و تكريم و تشكر
مادي و معنوي است .
مسجد الحرام مركز گفتگوهاي ديني و پايگاه پاسخگويي به
پرسش هاي فقهي احمد بن اسمعيل كاتب از پدرش نقل كرده كه
امام باقر عليه السلام وارد مسجدالحرام شدند , گروهي از
حضار گفتند : اين مرد كيست در پاسخ آنان گفته شد : امام اهل
عراق است . آنان جواني را فرستادند از امام سوال كند. وي نزد
امام آمد و عرض كرد : ياعم ! ما اكبر الكبائر اي عمو! بزرگترين
گناه چيست امام فرمودند : شراب خواري ! آن جوان برگشت و
براي همراهان خود پاسخ امام را نقل كرد. آنان به او گفتند :
برگرد و دوباره بپرس . جوان برگشت و سئوال را تكرار كرد. امام
در پاسخ فرمودند : اي پسر برادر! آيا برايت نگفتم شرب خمر
بزرگترين گناه است شراب خواري انسان را به زنا و دزدي و
قتل نفس و شرك به خدا آلوده مي كند , پس كارها و نتايج و
پيامدهاي شراب خواري از هر گناهي بالاتر و بدتر است ,
همانطوري كه اصل درخت شراب خواري از هر درختي بدتر
است (24 )
امام باقر عليه السلام در پاسخ فرستاده عبدالله بن قيس
فلسفه برخي احكام را بيان نمودند(25 ) امام صادق عليه السلام
فرمودند كه پدرم در حال طواف كعبه بود , مردي به ايشان
مراجعه نمود و سوالي داشت , پدرم (امام باقر عليه السلام )
طواف خويش را قطع نموده و براي پاسخ وي به خارج از
مطاف آمدند(26 )
ابان ابن تغلب مي گويد : طاووس يماني وارد طواف خانه
خدا شد و يكي از دوستانش هم با وي بود , در طواف با امام
باقر عليه السلام برخورد كرد كه جلوي او طواف مي كردند و
اين ديدار در دوران نوجواني امام باقر عليه السلام بود.
طاووس يماني به دوستش گفت : اين جوان دانشمند است . بعد
از طواف و نماز به وي گفت : نزد ابوجعفر (امام باقر
عليه السلام ) برويم و از او مسائلي را بپرسيم . وي نزد امام آمد
و مسائل بسياري را پرسيد و امام باقر عليه السلام هم پاسخ
تمام پرسش هاي وي را دادند . (27 )
عبدالرحمن بن عبدالله زهري گفته است : هشام بن
عبدالملك پادشاه فاسد و ظالم زمان حج كرد. وارد
مسجدالحرام شد. امام باقر عليه السلام در مسجد نشسته
بودند. سالم غلامش به وي گفت : اين مرد محمدبن علي بن
الحسين است . هشام گفت : كسي كه مردم عراق شيفته وي
هستند سالم گفت : آري . هشام به وي امر كرد , نزد او برو و به
او بگو... در ادامه گفتگو غير مستقيم هشام و امام باقر
عليه السلام دو پرسش عقيدتي در موضوع معاد و روز قيامت
طرح شده است كه امام باقر عليه السلام به خوبي آنها را پاسخ
داده اند به گونه اي كه هشام ساكت شد و ديگر هيچ حرفي
نزد(28 )
گفتگوهايي كه ذكر شد نمونه هايي از مجالس پرسش و پاسخ
معتمرين و حجاج و امام باقر عليه السلام است كه امام باقر
عليه السلام به بهترين شكل آنها را پاسخ داده اند. اين پرسش و
پاسخ ها و امثال اينها كساني را كه واقعا دنبال يادگيري بودند
راهنمايي مي نمود و معاندان و مخالفان و لجبازان را هم ساكت
و آرام مي كرد.
اجر نظر عارف به كعبه
امام باقر عليه السلام درباره پاداش نگاه به كعبه فرموده اند :
من نظر الي الكعبه عارفا بحقها غفر له ذنبه و كفي ما اهمه (29 )
كسي كه با معرفت و شناخت حق كعبه به آن نگاه كند گناهش
بخشيده شود و هر آنچه مهمش باشد كفايت گردد. مطابق اين
حديث شريف , پاداش آمرزش گناهان و كفايت مهمات زائر
خانه خدا مشروط به عرفان و شناخت حق كعبه و خداي كعبه
است . با توحيد و ايمان قوي همراه با معرفت جايگاه عالي و
بزرگ كعبه مكرمه است كه نظر و نگاه به سوي كعبه سازنده و
سودمند خواهد بود و زمينه خودسازي و عمل صالح دائمي
براي زائر فراهم مي گردد.
كعبه و امت مسواك
امت پيامبر اسلام امت نظافت و پاكيزگي و عطر و بوي
خوش و مسواك و خلال هستند و پاكيزگي نشانه ايمان و
مسواك از سنت هاي پيامبر اسلام است . حنان از پدرش نقل
كرده كه امام باقر عليه السلام فرمود : كعبه از آنچه كه از
نفس هاي بد بوي مشركان دريافت مي كرد به خداي عزوجل
شكايت كرد , پس خداوند به وي وحي نمود : اي كعبه همانا من
اين قوم را تبديل خواهم نمود به قومي كه با شاخه و چوب
خلال از درخت نظافت مي نمايند. هنگامي كه خداوند
محمدصلي الله عليه و آله و سلم را برانگيخت , به وسيله
جبرئيل به ايشان درباره مسواك و خلال وحي كرد . (30 )
صوت مبغوض
كسي كه به عمره مفرده يا حج مي رود بايد از معرفت لازم
برخوردار باشد. الله شناسي و پيامبرشناسي و امام شناسيش
درست باشد و راز و رمز و اسرار مناسك عمره يا حج را بداند
و با عقايد صحيح و زاد و توشه و مال حلال سفر كند تا صداي
او داراي ارزش , و تلبيه و ذكر و دعايش محبوب خداي متعال
باشد. ابان بن تغلب گفته است با امام باقر عليه السلام در
ناحيه اي از مسجدالحرام بودم و قوم و گروهي اطراف كعبه ذكر
و لبيك مي گفتند. امام باقر عليه السلام فرمودند : اتري هولا
الذين يلبون والله لاصواتهم ابغض الي الله من اصوات
الحمير (31 ) آيا آنان را كه لبيك مي گويند مي بيني به خدا
سوگند صداهاي آنان در پيشگاه خدا مبغوضتر و ناپسندتر و
زشت تر از صداهاي الاغ است ! مطابق اين حديث شريف
صداي لبيك و ذكر لفظي و زباني حتي در مسجدالحرام , اگر با
معرفت الهي و اخلاص و صداقت همراه باشد محبوب و
ارزشمند است و در غيراينصورت بي ارزش و ناپسند و مبغوض
خواهد بود.
پيمان توطئه درون كعبه عليه ولايت
برخي در صدر اسلام براي ايجاد انحراف در جريان خلافت
تلاش كرده و درصدد برآمده اند تا حكم الهي و دستور نبوي در
ارتباط با خلافت و امامت علي بن ابيطالب عليه السلام و اهل
بيت كنار گذاشته شود. حارث بن حصيره اسدي از امام باقر
عليه السلام درباره تلاش گروهي براي توطئه اي عليه خلافت و
امامت اهل بيت پيامبر چنين نقل كرده است : با پدرم داخل
كعبه شدم . پدرم بين دو ستون كعبه روي سنگ مرمر سرخ نماز
گزارده و فرمود : در اين جايگاه گروهي هم پيمان شدند اگر
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم از دنيا برود يا كشته شود
نگذارند امر حكومت در هيچ يك از اهل بيت پيامبر قرار بگيرد.
من از پدرم پرسيدم آنان چه كساني بودند فرمودند : اولي و
دومي ابوعبيده جراح و سالم بن حبيبه (32 ) مطابق اين حديث ,
دنياگرايي و قدرت طلبي برخي مسلمانان , آنان را به هم پيماني
در داخل كعبه براي كنار گذاشتن اهل بيت پيامبر از حكومت
كشانده است و اين افراد در داخل خانه خدا عليه حكم خدا و
پيامبر خدا برنامه ريزي كرده و سپس آن را به اجرا درآورده اند.
آغاز زيارت از مكه و پايان آن به مدينه
درباره اين كه شروع و پايان زيارت بيت الله الحرام چگونه
باشد و در تبيين ترتيب زيارت حرمين شريفين رواياتي وجود
دارد. سدير از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمودند :
ابدووابمكه و اختموابنا(33 ) از مكه آغاز كنيد و به ما ختم
نماييد. احمدبن ابي عبدالله نيز از پدرش نقل كرده كه پدرم
گفت : از امام باقر عليه السلام پرسيدم كه اي اباجعفر زيارت را
از مدينه آغاز كنم يا مكه امام باقر عليه السلام پاسخ دادند :
ابدا بمكه و اختم بالمدينه فانه افضل (34 ) از مكه آغاز كن و به
مدينه ختم نما كه اين ترتيب و روش افضل و بهتر
است .
والسلام علي من يخدم الحق لذات الحق
پانوشت ها :
19 ) بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار , ج 99 ,
ص .78
20 ) بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار , ج 99 ,
ص .78
21 ) بحالانوار , ج 46 , ص 353 , و ص .354
الكافي , ج 4 , ص 239 و ص 240
22 ) الفصول المهمه , ص 197
23 ) بحارالنوار , الجامعه لدرراخبار ائلامه الاطهار , ج 46 , ص
333 و ص .338
اعلام الوري باعلام الهدي , امين الاسلام ابي علي الفضل بن
الحسن الطبرسي , با تصحيح و تعليق علي اكبر الغفاري
, المكتبه العلميه الاسلاميه , چاپ اول , 1338 هـ ق , ص
256
24 ) بحارالانوار , ج 46 , ص .358
الكافي , ج 6 , ص .256
25 ) بحارالانوار , ج 46 , ص 304 و .305
26 ) بحارالانوار , ج 46 , ص .363
27 ) بحارالانوار , ج 46 , ص 351 تا ص .355
28 ) بحارالانوار , ج 46 , ص .332
29 ) بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه اطهار , ج 99 , ص
.65
30 ) الكافي , ج 4 , ص 546
31 ) الكافي , ج 4 , ص 540 و ص 541
32 ) الكافيه ج 4 , ص .545
33 ) الكافي , ج 4 ص 550
34 ) الكافي , ج 4 , ص 550
يكي از شاعران متعهد شيعي در مراسم حج
ارزش ها و تعليمات الهي و اسلامي را به صورت شعر
در حضور حضرت امام محمدباقر(ع ) مطرح نمود
كه با دعا و تكريم و هديه مادي و معنوي آن پيشواي
معصوم مواجه گرديد
حضرت امام محمدباقر(ع ) با سعه صدر و اخلاق
و روش الهي در سفر مكه و در موقعيت هاي گوناگون
به پرسش هاي مختلف زائران خانه خدا پاسخ
مي گفت و به آنان بينش و آگاهي مي داد

پرتوي از كلام معصومين
آفت هاي ايمان
|
عن ابيجعفر عليه السلام : ان الحسد ليا كل الايمان كماتا كل النار
الحطب 1.
امام باقر عليه السلام ميفرمايد : حسد ايمان را ميخورد و
نابود ميكند , همانطور كه آتش هيزم را.
عن ابي جعفر عليه السلام قال : ان الكذب هو خراب الايمان 2.
امام باقر عليه السلام فرموده , دروغگوئي مايه ويراني ايمان
است .
قال اميرالمومنين عليه السلام : لايجد عبدطعم الايمان حتي
يترك الكذب هزله و جده 3.
علي عليه السلام فرموده : هيچكس لذت ايمان را درك نميكند
مگر وقتي كه دروغ را بكلي ترك گويد , خواه شوخي يا جدي .
عن ابيعبدالله عليه السلام : لاايمان لمن حيا له 4.
امام صادق عليه السلام ميفرمود : ايمان ندارد آنكس كه شرم و
حيا ندارد.
1 ـ كافي 2 , صفحه 306
2 و 3 ـ كافي جلد 2 صفحه 339 ـ 340
4 ـ كافي جلد 2 صفحه 106

|
آن روزها و اين روزها!
|
در واقعه « صلح حديبيه » كه مشركان , از ورود
رسول گرامي (ص ) و همراهانش به شهر مكه جلوگيري كردند و
آنها را از (زيارت خانه خدا و) مسجدالحرام بازداشتند پيمان
صلحي بين پيامبرخدا(ص ) و مشركان قريش منعقد گشت .
آن روز , من كاتب آن معاهده بوم , در آنجا
نوشتم :
« ...بارخدايا به نام تو آغاز مي كنيم . اين , پيمان نامه اي
است كه بين محمد فرستاده خدا و قريش بسته شده است » .
نماينده قريش « سهيل بن عمرو » به مخالفت برخاست و
گفت :
« اگر ما باور داشتيم كه محمد فرستاده خداست , با شما
نزاعي نداشتيم و از او اطاعت مي كرديم . « رسول الله » را از كنار
نام او محو كن و بنويس : محمدبن عبدالله .
گفتم : علي رغم ميل تو , به خدا سوگند كه محمد(ص )
رسول و فرستاده خداست .
پيامبر خدا(ص ) فرمود :
« علي ! همان طور كه او مي گويد بنويس . براي تو نيز چنين
روزي خواهد بود » .
(بنابر نقلي ديگر علي (ع ) عرض كرد) :
اي فرستاده خدا! دستهاي من قدرت ندارند كه لفظ نبوت
و رسالت را از نام شما محو نمايند.
حضرت فرمودند :
پس دست مرا بر آن بگذار تا خود آن را محو نمايم . و من
دست پيامبر(ص ) را روي جمله « رسول الله » گذاشتم و
حضرت آن را محو كردند.
(پس از گذشت چند سال , تاريخ تكرار شد) روزي كه قرار
صلح را ميان خود و سپاه شام مي نوشتم , چنين نوشتم :
به نام خداوند بخشنده مهربان , اين قراردادي است ميان
علي ابن ابي طالب اميرمومنان و معاويه بن ابي
سفيان ...
عمروعاص و معاويه به مخالفت برخاستند و گفتند :
« اگر ما تو را امير مومنان مي دانستيم كه در ستيز نبوديم ,
نام خود و پدرت كافي است , جمله « اميرالمومنين » را حذف
كن » .
آن روز به ياد سخن پيامبر(ص ) افتادم و گفتار او را حق
يافتم .
جالب است كه امروز معاويه به جاي مشركان قريش
مي يشنيد و علي (ع ) به جاي پيغمبر(ص ) و عمروعاص به جاي
سهيل بن عمرو و جمله « اميرالمومنين » به جاي
« رسول الله » .
(نقل از كتاب خاطرات اميرمومنان (ع )ـ انتشارات دفتر
تبليغات اسلامي قم )

| |
|