روزنامه جمهوري اسلامي 22/02/1384 صفحه سياسي
بازگشت فتنه اي به نام « عون »




« ميشل عون » نظامي مسيحي متعصبي كه مسئوليت بخش بزرگي از حوادث خونبار لبنان در سالهاي مياني دهه 1360 اين كشور را بردوش دارد , با تكميل شدن خروج نظاميان سوري از لبنان و در فضاي سياسي جديد جامعه اين كشور بار ديگر به كشورش بازگشته است .
« ميشل عون » در سال 1314 (70 سال پيش ) در منطقه « حاره حريك » در جنوب شهر بيروت متولد شد و دوران كودكي خود را در همان محل كه منطقه اي كشاورزي و با تركيب جمعيتي شيعيان و مسيحيان بود گذراند.
وي در سال 1334 و در سن 20 سالگي وارد دانشكده جنگ بيروت شد و سه سال بعد با عنوان افسر توپخانه به تحصيل خود پايان داد. او دوره هاي نظامي را در فرانسه و آمريكا گذراند . از اواسط 1359 به عنوان فرمانده نظامي منطقه عين الرمانه بيروت تعيين گرديد و اين سمت را تا 1361 عهده دار بود . در تابستان سال 1362 فرمانده نظامي منطقه سوق الغرب شد و در تابستان 1363 به دنبال كشته شدن نديم حكيم به رياست ستاد ارتش لبنان برگزيده شد. عون جوان ترين ژنرال ارتش بود كه در تاريخ اين كشور به فرماندهي ارتش منصوب مي شد . وي اين سمت را تا 5 سال برعهده داشت . با پايان گرفتن دوره رياست جمهوري « امين جميل » در سال 1367 , وي قدرت را به « ميشل عون » واگذار كرد تا زمينه را براي برگزاري انتخابات رياست جمهوري لبنان فراهم آورد.
عون نه تنها در اين زمينه كاري انجام نداد بلكه با تشكيل كابينه اي نظامي درصدد تقويت جايگاه خود برآمد و شش ماه بعد جنگي تحت عنوان « رهايي لبنان از سوريه » را آغاز كرد. انتصاب ميشل عون به نخست وزيري لبنان كه در اول مهر 1367 صورت گرفت در شرائطي بود كه سليم الحص عهده دار سمت نخست وزيري لبنان بود.
اين انتصاب كه به منزله تشكيل دو دولت در يك كشور بود , منشا يك جنگ خونين داخلي در لبنان شد. ميشل عون كه دولتش در بخش مسيحي نشين شرق بيروت مستقر بود در طول 2 سال حكومت خود با دولت قانوني سليم الحص كه در غرب بيروت استقرار داشت درگير جنگ بود. حكم انتصاب عون به نخست وزيري لبنان در شرائطي صادر شد كه پارلمان اين كشور به خاطر ناامني ناشي از درگيريهاي داخلي ميان مسلمانان و ماروني هاي وابسته به « سمير جعجع » تعطيل شده بود. هدف امين جميل رئيس جمهور انتصابي لبنان نيز كه آخرين روزهاي زمامداري خود را مي گذرانيد , مقابله با اختيارات محدود مسلمانان در نظام سياسي اين كشور بود. اين درحالي بود كه طبق قانون اساسي لبنان نخست وزير كشور نمي توانست غيرمسلمان باشد و ميشل عون يك مسيحي ماروني بود.
وجود دو دولت در بيروت سر آغاز يك رشته درگيريهاي خونين در اين كشور گرديد. دامنه اين درگيريها به تدريج چنان بالا گرفت كه ميشل عون و ارتش مسيحي تحت فرمان وي در كنار شبه نظاميان ماروني وابسته به سمير جعجع و فالانژهاي مسيحي وابسته به حزب كتائب و با برخورداري از حمايتهاي پنهان و آشكار بعضي دولتهاي خارجي از جمله عراق و فرانسه و اسرائيل , يك جبهه اين درگيريهاي خونين را برعهده داشتند. جبهه مقابل را نيز گروههاي مسلمان لبناني متشكل از حزب الله شيعيان جنبش امل , دروزيها و نظاميان مسلمان ارتش تحت فرمان وزير دفاع كابينه سليم الحص همراه با حمايت ارتش سوريه كه در بخش عمده اي از لبنان حضور نظامي داشت هدايت مي كردند.
در اين ميان سليم الحص نخست وزير غيرنظامي و وقت لبنان , ميشل عون را به محاصره منطقه غرب بيروت متهم كرد و « سامي الخطيب » فرمانده ارتش لبنان نيز مناطق شرق بيروت را به محاصره درآورد و اسكله موجود در شرق بيروت را گلوله باران كرد.
در پي اين موضوع عون نيز در تاريخ 24 اسفند 1367 فرودگاه بيروت را مسدود كرد اما به دنبال گلوله باران اسكله بندر جونيه در شرق بيروت از سوي نيروهاي مخالف , عون نيز ناگزير به بازگشايي فرودگاه بيروت شد.
پس از اين ماجرا عون خواستار مذاكره با ارتش سوريه شد كه در لبنان حضور داشت اما با نپذيرفتن اين موضوع از سوي سوريه , ميشل عون نيز عليه سوريه جنگي را با عنوان « جنگ آزادسازي لبنان از ارتش سوريه » به راه انداخت .
روز هفتم ارديبهشت 1368 وزيران خارجه كشورهاي عرب در تونس طرف هاي درگير در لبنان را به همكاري براي برقراري آرامش و برداشتن حلقه محاصره شهر بيروت دعوت كردند اما با تشديد وضع امنيتي در مناطق مسيحي نشين لبنان , اسقف مسيحيان ماروني لبنان , آمريكا و سوريه را مسئول تشديد اوضاع دانست .
پس از آن آمريكا با ارسال پيامي به ميشل عون و سليم الحص خواهان گفت و گوي لبناني ها براي حل اختلاف هايشان شد اما عون آمريكا را متهم به توطئه عليه خود كرد.
جنگ داخلي لبنان بر اجلاس سوم خرداد 1368 سران اتحاديه عرب سايه افكند. اين اجلاس كه در دارالبيضا مراكش تشكيل شد , در پايان يك طرح 7 ماده اي براي حل مشكل لبنان به تصويب رساند كه شامل موارد زير بود :
1 ـ برقراري آتش بس فوري در همه خطوط درگيري
2 ـ قطع كامل ارسال تسليحات براي گروههاي متخاصم (تحت نظارت يك كميته امنيتي ويژه )
3 ـ رفع محاصره نظامي بنا در بيروت
4 ـ بازگشائي فرودگاه بين المللي بيروت
5 ـ خاتمه جنگ تبليغاتي گروههاي متخاصم عليه يكديگر
6 ـ عقب نشيني سربازان اسرائيلي از جنوب لبنان
7 ـ تشكيل اجلاس ويژه پارلمان لبنان براي انتخاب رئيس جمهور آينده اين كشور
اما ميشل عون طرح فوق را در اعتراض به بندهاي 2 , 3 و 7 آن رد كرد . چهار ماه بعد در هشتم مهر 1368 پارلمان لبنان به موجب بند هفتم طرح مذكور اجلاس تبعيدي خود را بيرون از خاك اين كشور و در شهر طائف عربستان با هدف بررسي مشكل لبنان و يافتن راه حل آن تشكيل داد. در پي اين اجلاس كه با شعار ايجاد اصلاحات در ساختار سياسي و طائفه گري لبنان تشكيل شد. « رنه معوض » به رياست جمهوري لبنان برگزيده شد. اما اين انتخاب از بدو امر مورد تمسخر ميشل عون قرار گرفت و لذا « معوض » در كمتر از 3 هفته پس از آغاز رياست جمهوري خود با انفجار بمب كشته شد 2 روز بعد الياس هراوي از سوي پارلمان در تبعيد لبنان به جاي « معوض » به رياست جمهوي اين كشور انتخاب شد. هراوي كه خود يك مسيحي است , به دليل ترس از اقدامات تلافي جويانه ميشل عون در منطقه مسلمان نشين بيروت مستقر شده بود و در برابر عون كاري از پيش نمي برد.
طي پائيز سال 1368 تا پائيز سال 1369 ميشل عون تبليغات شديدي را عليه سوريه به راه انداخت و دائما خواستار خروج نيروهاي سوري از اين كشور گرديد.
در تاريخ بيستم تير 1369 , كابينه لبنان در بيانيه هايي خواهان پايان شورش ميشل عون و تحويل پادگان هاي ارتش توسط سمير جعجع فرمانده « نيروهاي لبناني » شد.
در 21 مهر همان سال سفارت فرانسه به عون اعلام كرد كه آمريكا مانع عمليات نظامي ضد وي نخواهد شد و ارتش سوريه قصد بمباران قصر بعبدا و وزارت دفاع لبنان را دارد. اين پيش بيني عملي شد و نظاميان سوري با حمله گسترده هوائي و زميني به مقر عون به فتنه وي در لبنان خاتمه دادند. در اين ميان الياس هراوي رئيس جمهوري لبنان نيز خواهان انتقال عون به داخل سفارت فرانسه و اعلام آتش بس از سوي وي شد و فرانسه نيز به وي پناهندگي سياسي داد.
سرانجام ميشل عون روز 27 مهر 69 پس از 11 ماه اقامت در سفارت فرانسه در بيروت , به اتفاق خانواده و « عصام ابوجمره » از دستيارانش با يك هواپيماي فرانسوي به پاريس رفتند.
ترور رفيق حريري نخست وزير فقيد لبنان در دي ماه سال گذشته , شرايط و فضاي جديدي را براي گروهها و جريانهاي مختلف اين كشور ايجاد كرد كه يكي از آنها فراهم شدن زمينه براي بازگشت « ميشل عون » فرمانده پيشين ارتش اين كشور به لبنان است .
منابع آگاه قضايي لبنان در اين زمينه گفته اند كه تفاهم آمريكا , فرانسه و طرف هاي عربي كه منجر به تشكيل كابينه جديد لبنان به رياست نجيب ميقاتي شد بر سر بازگشت ميشل عون به بيروت نيز توافق كرده اند.
عون گفته است كه قصد دارد فعاليتهاي سياسي خود را از سر بگيرد اما اينكه وي پس از اين دوره طولاني و دور از لبنان چگونه مي خواهد بر وضع سياسي لبنان اثر گذارد و اصولا بازگشت وي منجر به چه تغييراتي در چهره سياسي اين كشور مي شود چيزي است كه در آينده مشخص خواهد شد. قدر مسلم اين است كه افكار عمومي جامعه لبنان , بازگشت عون به اين كشور را بازگشت فتنه و شرارت به جامعه اسلامي لبنان مي شمارند.
در جنگي كه ميشل عون در دوران كوتاه مدت زمامداري غيرقانوني خود عليه مسلمان غرب بيروت براه انداخت , آمريكا , فرانسه , اسرائيل و رژيم صدام حامي وي بودند
افكار عمومي جامعه لبنان حتي طيف وسيعي از مسيحيان و ماروني هاي اين كشور , از بازگشت « ميشل عون » شورشي به جامعه لبنان ناخشنودند و آن را به منزله بازگشت فتنه به اين كشور مي شمارند