روزنامه جمهوري اسلامي 22/02/1384 صفحه مقالات

آداب دعا براي تعجيل ظهور امام زمان عليه السلام
برگزاري دومين سري از مسابقات جدول مهدويت
مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا
يوسف جمالم آمد
آداب دعا براي تعجيل ظهور امام زمان عليه السلام


اشاره
هفت ادب از آداب دعا بر فرج امام زمان عليه السلام طي شماره هاي پيشين بررسي شد , اينك به بررسي بعضي از موانع استجابت دعا مي پردازيم شايد از اين رهگذر , دعاي خير و خالصانه شما خوانندگان محترم براي ظهور حضرت ولي عصر عليه السلام بزودي زود به اجابت برسد.
آنچه مانع استجابت دعا مي شود
گاهي مي بينيم كه تمام شرايط ذكر شده براي دعا را رعايت كرديم ولي دعاي ما مستجاب نشد. به غير از اين كه ممكن است واقعا مصلحتي در كار بوده يا اينكه خدا , دعاي ما را براي آخرت ذخيره كرده باشد , دليل ديگري نيز وجود دارد كه مانع از استجابت دعا مي شود و آن ارتكاب سيئات و نداشتن حسنات است . اين موضوع به طور غيرمستقيم به ادب دوم برمي گردد يعني همان طلب توبه و ابراز ندامت از گناهان . اگر انسان ترك معصيت نكند توبه هم معني نخواهد داشت و در اين صورت دعاي چنين كسي هم مستجاب نمي شود. علت اينكه يك بخش جداگانه به اين مبحث اختصاص داده ايم , اين است كه در عمل تقريبا تنها چيزي كه براي مستجاب شدن دعايمان برعهده ي ماست و به ما واگذار شده , همين تقواست .
در مورد ارتكاب سيئات همين جمله از امام علي عليه السلام براي شرمندگي ما كافيست , آنجا كه مي فرمايند : « خدايا چگونه تو را بخوانم در حالي كه معصيت كرده ام . » آن حضرت در حالي كه مقام عصمت دارند اين حرف را مي زنند و ما با اندوخته اي از گناه و معصيت خدا , چه بايد بگوئيم
اول به چند آيه از قرآن كه اين موضوع را تاييد مي كنند اشاره مي كنيم :
آيه اول :
« هنگامي كه بندگانم از تو در مورد من سوال مي كنند , پس همانا من نزديك هستم و دعاي دعاكننده را هنگامي كه مرا مي خواند مستجاب مي كنم پس بايد دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان بياورند تا شايد به رشد و سعادت برسند . » (1 )
در اين آيه خدا شروط استجابت دعا را دو چيز مي داند : اول پذيرفتن دعوتش و دوم ايمان آوردن به او. دعوت خدا چيست كه بايد آن را اجابت كرد ساده ترين و اولين چيزي كه به ذهن مي رسد , اطاعت از امر و نهي اوست يعني همان انجام اعمال صالح و دوري از گناهان . حديث زير از امام صادق هم شرط دوم را مشخص مي كند :
در مورد همين آيه فرمودند : « (منظور) اين است كه بدانند كه من (خدا) توانايي اين را دارم كه خواسته شان را به آن ها بدهم . » (2 )
آيه دوم :
« ... به درستي كه خدا از پرهيزكاران قبول مي كند . » (3 )
اين عبارتي است كه هابيل بعد از قبول شدن قربانيش و تهديدكردن قابيل به كشتن او , بر زبان آورد.
آيه سوم :
« به عهد من وفا كنيد تا به عهد شما وفا كنم . » (4 )
خدا عهد كرده كه دعاي ما را مستجاب كند ولي آن عهدي كه ما كرده ايم چيست جواب اين را نيز مي توان از لابه لاي آيات قرآن پيدا كرد :
« اي فرزندان آدم آيا با شما عهد نكرديم كه شيطان را عبادت نكنيد به درستي كه او براي شما دشمني آشكار است . » (5 )
آيا عبادت شيطان چيزي جز اطاعت اوست و آيا اطاعت شياطن چيزي جز معصيت خداست .
آيه چهارم :
« و (درخواست ) كساني را كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام مي دهند اجابت مي كندو از فضل خويش به آنها زياده مي دهد و براي كافران عذاب سختي خواهد بود . » (6 )
براي بهتر جاافتادن اين مطلب تعدادي از احاديث را كه صريحا به اين مطالب اشاره كرده اند در اينجا مي آوريم :
عن الصادق عليه السلام :
« الداعي بلا عمل كالرامي بلاوتر » (7 )
دعاكننده اي كه عمل (نيك ) ندارد مثل تيراندازي است كه كمان ندارد.
آيا مي شود بدون كمان , تيراندازي كرد ! تيري كه بدون كمان پرتاب شود , جلوي پاي پرتاب كننده آن خواهد افتاد. به خودمان بنگريم . واقعا ما چقدر عمل صالح داريم كه انتظار داريم كه دعاهايمان به همين سادگي مستجاب شوند متاسفانه ما معمولا دست خالي به درگاه خدا مي رويم و عمل صالحي براي ارائه كردن نداريم . از اين بدتر , با جسارت تمام در خانه ي خدا را مي زنيم در حالي كه كوله باري از معصيت ا و را به همراه داريم .
اميرالمومنين عليه السلام مي فرمايند :
« خداي تبارك و تعالي به عيسي بن مريم عليه السلام وحي كرد كه به اشراف بني اسرائيل بگو وارد خا نه اي از خانه هاي من نشويد مگر با قلب هايي پاك و چشماني فروتن (حالت سر به زير) و دست هايي پاكيزه و به آن ها بگو كه من دعاي هيچكدام از شما را قبول نمي كنم در حالي كه از جانب شما ظلمي به يكي از بندگان من شده باشد . » (8 )
امام صادق عليه السلام فرمودند :
« شخصي در بني اسرائيل بود كه سه سال دعا مي كرد كه خدا به او فرزند پسري بدهد پس هنگامي كه ديد خدا دعوتش را مستجاب نمي كند گفت : يا رب آيا من از تو دورم كه صدايم را نمي شنوي يا تو به من نزديكي وجوابم نمي دهي پس شخصي در خوابش آمد و گفت : تو سه سال خدا را مي خواندي با بدزباني و قلبي سركش و غيره پاكيزه و نيتي غيرخالص پس بدزبانيت را قطع كن و بايد قلبت تقواي خدا را پيشه كند و بايد نيتت نيكو شود. پس آن مرد براي يك سال بر اين كارها مداومت كرد و خدا فرزند پسري به او عطا كرد . » (9 )
عن النبي (ص ) :
« من احب ان يستجاب دعاوه فليطيب مطعمه و كسبه » (10 )
هركس مي خواهد دعايش مستجاب شود پس بايد غذا و كسبش را پاكيزه كند.
در حديث قدسي آمده است :
« لايحجب عني دعوه الا دعوه اكل الحرام » (11 )
به جز دعاي حرام خور , دعاي كسي از من پوشيده نمي ماند.
در تفسير عباراتي مانند « گناهاني را از من ببخش كه دعا را رد مي كنند » كه در دعاها وارد شده آمده است :
« ...والذنوب التي ترد الدعا سو النيه و خبث السريره و النفاق مع الاخوان و ترك التصديق بالاجابه و تاخير الصلوات المفروضات حتي تذهب اوقاتهالله » (12 )
...و گناهاني كه مانع استجابت دعا مي شوند نيت بد و پليدي باطن و دو روئي نزد برادران و اطمينان نداشتن به استجابت دعا و تاخير نمازهاي واجب تا وقتشان بگذرد و ترك تقرب به خداي عزوجل با نيكي كردن و صدقه دادن , و به كار بردن كلمات بد و فحش در گفتار است .
اميرالمومنين عليه السلام فرمودند :
« يا نوف ان داود (ع ) قام في مثل هذه الساعه من الليل فقال انها ساعه لايدعو فيها عبدالا استجيب له الا ان يكون عشارا او عريفا او شرطيا او صاحب عرطبه و هو الطنبور او صاحب كوبه و هوالطبل » (13 )
اميرالمومنين عليه السلام فرمودند :
اي نوف , حضرت داوود عليه السلام در مانند چنين ساعتي از شب (زماني از شب قبل از اذان صبح ) با پاخاستند و گفتند : به درستي كه اين ساعتي است كه در آن هيچ بنده اي دعا نمي كند مگر اينكه براي او مستجاب مي شود به جز باجگيران و جاسوسان و پاسبانان حكومت هاي ستم گر و نوازنده تنبور (نوعي آلت موسيقي شبيه سه تار) و نوازنده طبل .
امام صادق عليه السلام فرمودند :
« بيت الغنا لاتومن فيه الفجيعه و لاتجاب فيه الدعوه و لايدخله الملك » (14 )
خانه اي كه در آن غنا باشد از بلاهاي دردناك در امان نيست و دعا در آن مستجاب نمي شود و ملائك وارد آن نمي شوند.
اميرالمومنين علي عليه السلام فرمودند :
« لاتدخل الملائكه بيتا فيه خمر اودف او طنبور او نرد ولايستجاب دعاوهم و ترفع عنهم البركه » (15 )
ملائكه وارد خانه اي نمي شوند كه در آن خمر (شراب ) , دف , طنبور يا تخته نرد باشد و دعايشان مستجاب نمي شود و بركت از آن ها برداشته مي شود.
خوبست كمي در اين حديث تامل كنيم . مسلما نمي توانيم انكار كنيم كه يكي از دلايل به وجود آمدن اين خواص براي اشيا ذكر شده آن استفاده اي است كه از آن ها مي شود. به عنوان مثال تنبور را درنظر بگيريد. از اين وسيله براي نواختن موسيقي استفاده مي شود و به همين دليل اهل خانه اي كه در آن تنبور باشد دعايشان مستجاب نمي شود و بركت از آن ها گرفته مي شود و ملائكه وارد آن خانه نمي شوند. نگوييم ما كه از اين چيزها در خانه هايمان پيدا نمي شود و مشكلي نداريم . با تكنولوژي مدرن امروزي كه لحظه به لحظه در حال پيشرفت است اين صدا در كمتر خانه اي است كه شنيده نشود! و شما خود به قضاوت بنشينيد كه فرق بين كودكي كه از كوچكي ذهن و گوشت و خونش با موسيقي آميخته شده با كودكي كه ذهن و گوشت و خونش با آن آميخته نشده چيست شايد اگر اين طور بخواهيم براي فرج دعا كنيم نه امروز و نه فردا و چه بسا هرگز دعاي ما مستجاب نشود.
امام هادي عليه السلام مي فرمايند :
« بايد امربه معروف و نهي ازمنكر كنيد والا بدان شما بر شما حكومت خواهند كرد پس نيكانتان دعا خواهند كرد و برايشان مستجاب نمي شود . » (16 )
جا دارد اينجا به دعايي كه معروف است به دعاي غريق اشاره اي كنيم :
امام صادق عليه السلام فرمودند : به زودي به شما شبهه اي مي رسد پس مي مانيد بدون نشانه و راهنما و پيشواي هدايت كننده و نجات نمي يابد كسي در آن شبهه مگر اينكه بخواند دعاي غريق را. راوي گويد پرسيدم دعاي غريق چگونه است
حضرت شيوه آن را آموزش فرمودند. راوي از خود كلمه اي به دعا اضافه كرد.
حضرت فرمودند : به درستي كه خداي عزوجل مقلب القلوب و الابصار است ولي آن طور كه من مي گويم بگو مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك . (17 )
همان طور كه ديديم امام صادق عليه السلام يكي از شروط نجات يافتن از شبهات و فتنه هاي آخرالزمان را خواندن دعاي غريق مي دانند. واي بر ما اگر به خاطر اعمالمان اين دعايمان مستجاب نشود آن گاه به كجا بايد پناه ببريم .
پاورقي :
1 ـ بقره , 186
2 ـ تفسير عياسي , ج 1 , ص 83
3 ـ مائده , 27
4 ـ بقره , 40
5 ـ يس , 60
6 ـ شوري 26
7 ـ وسائل الشيعه , ج 7 , ص 145
8 ـ مستدرك الوسائل , ج 5 , ص 27
9 ـ كافي , ج 2 , ص 324
10 ـ بحارالانوار , ج 90 , ص 372
11 ـ وسائل الشيعه , ج 7 , ص 145
12 ـ وسائل الشيعه , ج 16 , ص 281
13 ـ وسائل الشيعه , ج 7 , ص 78 , بحارالانوار و مستدرك الوسائل
14 ـ كافي , ج 6 , ص 433
15 ـ وسائل الشيعه , ج 17 , ص 315
16 ـ كافي , ج 5 , ص 56
17 ـ بحارالانوار , ج 52 , ص 148

برگزاري دومين سري از مسابقات جدول مهدويت


خانه فرهنگ ابوسعيد وابسته به منطقه جنوب سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران با همكاري آموزش وپرورش منطقه 11 , به منظور ايجاد انگيزه و تشويق نوجوانان و جوانان در عرصه دين پژوهي و فعاليتهاي مذهبي , اقدام به برگزاري دومين سري از مسابقات جدول مهدويت كرده است .
علاقمندان جهت شركت در اين مسابقه ميتوانند پس از دريافت سئوالات از خانه فرهنگ , پاسخنامه خود را تا تاريخ 84,3,31 به نشاني ميدان منيريه , خيابان ابوسعيد , جنب مسجد دارالسلام ارسال و جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره 6965503 تماس حاصل نمايند .
ضمنا نفرات برتر اولين مسابقه جدول مهدويت به ترتيب زهرا قاسمي پور و معظمه زماني انتخاب شدند.

مسيحيت صهيونيست و بنيادگراي آمريكا


قسمت بيست و هشتم
« ملت آمريكا همان قوم برگزيده جديد است كه با خداوند پيمان بسته است كه در راه گسترش سلطه او بر جهان تلاش كند. »
« روساس رشدوني » ـ روحاني و سياستمدار
« مصر , سودان , ايران , عربستان و پاكستان بيش از ساير كشورها مسيحيان را آزار مي دهند , همچنان كه اسلام نيز در آزار مسيحيان مانند كمونيسم است . »
« نيناشا » ـ از سازمان خانه آزادي
« لابي مسيح » و سياست خارجي
از بدو شكل گيري جامعه آمريكا , آمريكاييان خودشان را قوم برگزيده (جديد) خداوند مي دانستند و اينكه كشور آنان بزرگ ترين صدقه اي است كه خداوند به جهانيان عطا فرموده است .
آمريكاييان اوليه (مهاجران ) , آمريكا را سرزمين موعود مي دانستند و از سال 1845 انديشه « سرنوشت روشن » را كه « جان . او . سوليوان » مطرح ساخته بود , ترويج كردند به اين معنا كه خداوند مقدر كرده است كه آمريكا جهان را به سوي آزادي هدايت نمايد. اين اعتقاد رسالت آميز سرنوشت روشن آمريكا , تهاجم مهاجران به اراضي سرخ پوستان و به بردگي كشاندن سياهان را توجيه مي كرد. همچنين الحاق تگزاس , نيومكزيكو , كاليفرنيا , لوئيزيانا , فلوريدا و ساير ايالت ها را مجاز مي شمرد. در پايان قرن نوزدهم , با تكميل شدن تهاجم آمريكا به سواحل غربي , آمريكاييان به استعمار ديگر ملت ها پرداختند و تصرف آلاسكا , هاوائي , گوام , فيليپين و پورتوريكو در اين جهت بود.
فتح قاره آمريكا و سپس گسترش كشوركشائي در جهان دو انگيزه داشت : انگيزه اول عقلانيت روشنفكري با مفاهيم جهاني آن كه آمريكا را به سمت داروينيسم اجتماعي يا امپرياليسم مترقي پيش راند , و انگيزه دوم , انگيزه ديني براي آماده ساختن جهان به منظور بازگشت مجدد مسيح بود كه آمريكا را از « سرزمين موعود » به « كشور صليبي » تبديل نمود.
« فولبرايت » در اين زمينه مي گويد : « تغيير سياست خارجي آمريكا بيانگر دو جنبه بارز در شخصيت آمريكا است كه هر دوي آنها نشان دهنده يك خصيصه اخلاقي است , اول خصيصه اعتراف به نقايص انسان (و در نتيجه عدم تلاش براي تغيير جهان ) و ديگري خصيصه اعتماد به كمالات انساني است كه روح صليبي آن را بارور ساخته است » و اين همان چيزي است كه هنري كيسينجر از آن به « دوگانگي واقع گرايي و آرمان گرايي » در سياست آمريكا تعبير كرده است . به اين ترتيب , همان گونه كه دين در سياست داخلي آمريكا ايفاي نقش مي كند در سياست خارجي آن كشور نيز (رسالت صليبي ) نقش دارد.
رسالت جهاني صليبي با تلاش براي تحويل جزاير هاوائي به مسيحيت پروتستان انجيلي در سال 1819 آغاز شد و همين امر در مورد فيليپين نيز تكرار شد و « ماكنلي » رئيس جمهور اعلام نمود كه « آمريكا فيليپيني ها را آموزش داده , آنان را ارتقا مي دهد و به سمت آيين مسيحيت مي كشاند. مسيح نيز به خاطر آنان جان خود را از دست داد. » هنگامي كه به وي گفته شد كه فيليپيني ها خود مسيحي هستند پاسخ داد كه ما آنان را به پروتستان تبديل مي كنيم .
تلاش رئيس جمهور ويلسون براي ايجاد « انجمن ملت ها » اين گونه توصيف شد كه « از زماني كه حضرت مسيح حواريون دوازده گانه خود را براي آموزش برادري انساني فرستاد , اين بزرگ ترين حمله صليبي محسوب مي شود. »
رئيس جمهور ترومن معتقد بود كه كمونيسم با ارزش هاي معنوي دشمني مي ورزد. وي طي سخناني اظهار داشت : « جنگ جهاني دوم اساسا جنگ بين ايمان به خدا و مادي گري بود. »
ژنرال « مك آرتور » نيز پس از آنكه ژاپن با بمب اتمي مورد حمله قرار گرفت با يك برنامه گسترده وارد ژاپن شد كه از جمله برگرداندن ژاپني ها به آيين مسيح بود.
بنابراين , ملاحظه مي شود كه جناح « راست مسيحي » كه از طريق ارائه برنامه هاي داخلي و تاكيد بر ارزش هاي اخلاقي مسيحيت بروز نمود , مقابله با كمونيسم نيز فرصتي را براي آن فراهم ساخت تا به يك جريان مردمي تبديل شود. از جمله سازمان هاي راست مسيحي كه در چارچوب مخالفت با سياست هاي « معامله جديد » در سال 1937 تشكيل شد , « انجمن كليسا » بود كه از طريق انتشار هفته نامه اخبار و ديدگاه ها سياست اجتماعي روزولت رئيس جمهور آمريكا در مورد « معامله جديد » را سياست كمونيستي خواند و هنگامي كه بحث و جدل درمورد مشاركت آمريكا در جنگ جهاني دوم بالا گرفت « انجمن كليسا » اعلام نمود كه خطر كمونيسم از فاشيسم بالاتر است .
در سال 1942 , جمعيت ملي پروتستان هاي انجيلي تشكيل شد . اين جمعيت با استفاده از فضاي مناسب ضديت با كمونيسم توانست از يك جنبش بنيادگرا به يك جنبش مردمي تبديل شود.
پس از جنگ جهاني دوم , جمعيت ملي پروتستان هاي انجيلي يك شيوه ايدئولوژيك را در مخالفت با كمونيسم در پيش گرفت كه با اجماع ملي در اين زمينه سازگار بود و پس از آن « اتحاديه گويندگان مذهبي » را با عضويت 150 واعظ پروتستان انجيلي تاسيس نمود . وي از سال 1956 , هر ساله كنگره اي را برگزار كرده است كه گاهي رئيس جمهور آمريكا شخصا در آن شركت مي كرد. پروتستان هاي انجيلي همچنين هيات هاي تبشيري مانند سازمان « جوانان مسيح » را به وجود آوردند كه از جمله تلاش هاي اين ميسيونرها مقابله با كمونيسم در آمريكاي شمالي و جنوبي بود.
جمعيت ملي پروتستان هاي انجيلي همچنين از سناتور « جوزف مك كارتي » به خاطر اقدامات كميته مجلس نمايندگان به رهبري وي در مقابله با تلاش هاي ضد آمريكايي حمايت نمود و از تحقيقات آن كميته در داخل كليساها از روحانيوني كه متهم به حمايت از كمونيسم بودند دفاع كردند. در آغاز دهه شصت , پروتستان هاي انجيلي برنامه هايي را براي مقابله با كمونيسم به اجرا درآوردند , از جمله , اقدام يكپارچه پروتستان هاي انجيلي در زمينه انتشار يك سلسله مطالعات ماهانه و نشريات و توليد فيلم و برگزاري كنفرانس هايي در چارچوب مخالفت با كمونيسم بود.
با شكل گيري جنبش احياي ديني در دهه هفتاد , جهان در برابر اين واقعيت قرار گرفت كه مسيحيان متعصب آمريكا در اجراي برنامه هاي خود حدي قائل نيستند. برنامه هاي داخلي آنان تنها بر محور حفاظت از ارزش هاي اخلاقي سنتي مسيحيت استوار نبود و مسيحيان متعصب آمريكايي تنها به تبليغ و مخالفت با كمونيسم در بعد خارجي اكتفا نمي كردند , بلكه آنان در سياست خارجي به « لابي مسيح » تبديل شدند و به طور فعال و گسترده در تاثيرگذاري بر سياست هاي ايالات متحده , از جمله سياست هاي آن كشور در قبال اسرائيل وارد عمل گرديدند. همچنين در مورد كنترل تسليحات , امور دفاعي , وام هاي صندوق بين المللي پول , سازمان ملل متحد و تجارت جهاني دخالت نمودند.
در تمامي اين موارد , جناح راست مسيحي مواضع خود را از هم پيمانان خود در جناح « راست نو » يا « جنبش محافظه كاران » كسب مي كند و سازمان هايي مانند « بنياد هريتيج » , كه همواره مركز افكار محافظه كارانه بوده است , و يا « بنياد كنگره آزاد » , كه شامل شبكه اي از مراكز در سطح ملي است , همه و همه بيانگر ديده گاه هاي « راست نو » هستند.
انگيزه هاي « راست مسيحي » براي ورود به امور جهاني همان انگيزه هايي است كه در زمينه مسائل داخلي به آنان تحرك مي بخشد و آن سلب اعتماد از حكومت لائيك و مخالفت با هرگونه خطري است كه « ارزش هاي سنتي خانواده » را تهديد مي كند و نيز دعوت به انجام فرائض ديني بدون هرگونه دخالت يا محدوديت است .
مهم تر از همه اين اقدامات , بي اثر كردن سخن كساني است كه معتقدند « جهاني سازي » موجب تحقق پيش گويي هاي تورات در مورد بازگشت مسيح و رستاخيز هر مجدون خواهد شد زيرا آنان به عنوان مسيحيان پروتستان متعصب انجيل گرا به طور علني بيان مي كنند كه رسالت آنان آماده سازي جامعه براي بازگشت دوباره مسيح است .
همان گونه كه اوج گيري قدرت راست گرايان مسيحي در سياست داخلي آمريكا اعتراضاتي را از سوي جناح هاي ليبرال , لائيك و اومانيست در افكار عمومي آمريكا برانگيخت , نقش روزافزون آنان در سياست خارجي آمريكا نيز موجب اعتراض مسلمانان و مسيحيان در خاورميانه و چيني ها و روس ها گرديد. افكار عمومي آمريكا رشد جريان راست مسيحي را خطر جدي براي اصل جدايي كليسا و دولت مي داند و تلاش براي قانونمند ساختن اخلاق به نام دفاع از « ارزش هاي خانواده » را خطري براي آزادي آمريكاييان به شمار مي آورد. مسلمانان , چيني ها و روس ها نيز اعتقاد دارند كه راست گرايان مسيحي ايالات متحده را وادار خواهند ساخت كه در امور داخلي آنان دخالت كند و فرهنگ هاي آنان را تحت عنوان « حمايت از آزادي هاي مذهبي » مورد تهديد قرار دهد.
اكنون پس از گذشت يك ربع قرن از قدرت يافتن راست گرايان مسيحي در ايالات متحده اين حقيقت روشن شده است كه هرگونه تحليل در سياست داخلي و خارجي آمريكا در كوتاه مدت يا درازمدت به ناچار بايد جناح راست مسيحي را به عنوان بخش مهم و قابل ملاحظه اي در صحنه اجتماعي و سياسي آمريكا به حساب آورد.
در حال حاضر « انجيل گرايان پروتستان » به صورت قدرت موثري در سياست آمريكا درآمده اند; زيرا تحليل گرايان پروتستان سفيدپوست 25 درصد راي دهندگان , يعني ده برابر آراي يهوديان و چهار برابر غيرمتدينين و سه برابر سياه پوستان مسيحي را در اختيار دارند. شاخص مهم اين است كه آنان از نظر آموزش , درآمد و اشتغال در بين آمريكاييان در بالاترين سطح قرار دارند و در انتخابات سال 1994 , تعداد 31 كرسي حزب جمهوري خواه را در كنگره اشغال كردند.
پيش تر گفته شد كه نفوذ راست گرايان مسيحي چگونه در نتيجه ائتلاف با راست گرايان جمهوري خواه افزايش يافت . همچنين افزايش و گسترش سازمان هاي جناح راست مسيحي مانند « ائتلاف مسيحي » , « تاكيد بر خانواده » , « زنان نگران آمريكا » و « انجمن خانواده آمريكايي » را مشخص كرديم . اين سازمان ها ارتباط نزديكي با جمعيت ها و گروه هاي همسو دارند كه عموما مخالف سقط جنين و حقوق هم جنس بازان اند و به اولياي دانش آموزان كمك هايي را ارائه مي دهند كه فرزندان خود را به مدارس ديني خصوصي بفرستند و از اين طريق هواداراني را براي حمايت از اهداف خود جذب مي كنند.
رهبران اين سازمان ها در جلسات شوراي سياستگذاري ملي كه روساي سازمان ها و موسسات تبليغاتي سمعي و بصري و مطبوعاتي در آن عضويت دارند شركت مي كنند. در اين شورا , تعدادي از رهبران كنگره مانند « ديك آرمي » (عضو جمهوري خواه از تگزاس ) و « تام ديلي » (جمهوري خواه از تگزاس ) , سناتور « ترنت لوت » (جمهوري خواه از ايالت مي سي سي پي ) , « جسي هلمز » (جمهوري خواه از ايالت كاروليناي شمالي ) و تعدادي از عناصر مبارزاتي و عقيدتي مانند « اوليور نورث » و « پل ويرچ » و جمعي از اعضاي جنبش « احياگرايان » عضويت دارند. احياگرايان خواستار احياي جامعه براساس قانون تورات اند , از جمله اعمال مجازات سنگسار و شلاق براي كساني كه محرمات تورات را زير پا مي گذارند و مرتكب اعمالي مانند زنا , لواط , مساحقه , ارتداد و بدعت مي شوند.
رهبران راست مسيحي با برخورداري از تشكيلات و فن آوري تاثير فراواني در جامعه دارند. « رابرتسون » , « دابسون » و تعدادي از وعاظ از طريق مواعظ راديويي و تلويزيوني خود روزانه به ميليون ها نفر دسترسي دارند. سازمان هاي راست مسيحي براي گفت و گو با ميليون ها نفر از مخاطبان خود و جمع آوري اعانات از كامپيوتر و اينترنت استفاده مي كنند و از طريق ارسال نامه هاي پستي و پست الكترونيكي و تلفن بر اعضاي كنگره فشار وارد مي آورند تا به نفع برنامه آنان راي دهند.
رهبران راست مسيحي همچنين از قدرت سازماندهي فوق العاده اي در تعيين حوزه هاي انتخاباتي و تاسيس سازمان ها و برقراري شبكه هاي ارتباطي و ارائه برنامه هاي سياسي و اقتصادي و معرفي نامزدهاي انتخاباتي براي رقابت بر سر كرسي هاي كنگره برخوردارند. توان سازمان هاي راست مسيحي براي بسيج نيروها و اعمال فشار , در سياست آمريكا منحصر به فرد است ; زيرا ساير سازمان ها يا به حضور در واشنگتن اكتفا مي كنند و يا در مناطق دورافتاده حضور مي يابند , ولي سازمان هاي راست مسيحي تحرك مضاعف دارند; زيرا ارتباط گسترده اي به صورت شبكه اي بين كليساهاي انجيل گرا و پنجاهه گرا برقرار كرده اند و افراد آنان از طريق تريبون هاي وعظ , مطبوعات , سايت هاي اينترنت , پست و وسائل ارتباط جمعي مي توانند هر پيام مذهبي يا سياسي را به مخاطبان خود انتقال دهند. تنها در ايالات متحده دويست ايستگاه تلويزيوني مسيحي و 1500 ايستگاه راديويي مسيحي وجود دارد كه بيشتر آنها داراي گرايش پروتستان انجيلي هستند و برنامه هايي را از رهبران راست مسيحي و هواداران آنها پخش مي كنند. اما در سطح جهاني نيز برنامه « كلوب هفتصد » « پات رابرتسون » روزانه بيش از يك , شصت كشور را با CBN ميليون بيننده دارد , همچنان كه شبكه تلويزيوني چهل زبان تحت پوش دارد. سازمان « تاكيد بر خانواده » ي جيمز دابسون سالانه 114 ميليون دلار در هشت برنامه راديويي هزينه مي كند كه تعداد شنوندگان آن هر هفته به پنج ميليون نفر مي رسد. « انجمن خانواده آمريكايي » و سازمان « زنان نگران آمريكا » از طريق يك برنامه سي دقيقه اي روزانه صدها هزار نفر شنونده را جذب مي كنند.
گرچه جناح راست مسيحي در دوران رياست جمهوري ريگان دچار ياس و نوميدي گرديد ـ زيرا برنامه هاي داخلي اين جريان كه به خاطر آن از نامزد ريگان حمايت كرده بودند به تصويب نرسيد ـ ولي رهبران اين جناح از برنامه هاي محافظه كارانه ريگان در مسائل اقتصادي و سياست خارجي پشتيباني كردند; زيرا طبيعتا بايد از موضع سرسختانه ريگان بر ضد كمونيسم پليد و شرور حمايت مي كردند. رهبران جناح راست مسيحي كمك هاي مادي و معنوي زيادي به نيروهاي مخالف با كمونيسم در السالوادور , گواتمالا , هندوراس و نيكاراگوئه ارائه دادند.
) ميليونها دلار به گروه هاي كنترا كه CBN شبكه تلويزيوني رابرتسون ( مورد حمايت ايالات متحده و مخالف كمونيسم بودند , در نيكاراگوئه و هندوراس كمك نمود. همچنين رابرتسون در گواتمالا از ژنرال « ريوس مونت » ديكتاتور مسيحي پنجاهه گرا كه هزاران نفر از مردم را به اتهام كمونيست بودن به قتل رسانده بود پشتيباني مي كرد.
كشيش « جري فالويل » و تعدادي از وعاظ تلويزيوني نيز از رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي دفاع مي كردند , با اين ادعا كه تصوير آن رژيم در وسايل ارتباط جمعي ليبرال مخدوش جلوه داده شده و كنگره ملي آفريقا عروسك اتحاد جماهير شوروي است .
رابرتسون روابط نزديكي نيز با « موبوتوسي سيكو » , ديكتاتور فاسد زئير برقرار كرده و به منظور حمايت مالي از شركت وابسته به وي يعني موسسه توسعه آفريقا قراردادهايي براي استخراج الماس با وي منعقد كرده بود.
« جري فالويل » رهبر سازمان « اكثريت اخلاقي » جمعيت هايي را در ايالات متحده براي حمايت از اسرائيل سازماندهي كرده و تورهايي را از آمريكاييان براي بازديد از اسرائيل راه اندازي كرده بود.
, يك شبكه تلويزيوني به نام « امل » CBN « پات رابرتسون » موسس شبكه به METV در جنوب لبنان كه تحت اشغال اسرائيل بود و يك شبكه به نام منظور حمايت از اسرائيل و تبليغ مسيحيت در خاورميانه تاسيس نمود. علاوه بر آن , سازمان هاي مسيحي صهيونيست تلاش هاي خود را متمركز بر دولت آمريكا كردند كه از اسرائيل حمايت نمايد.
از بدو شكل گيري جامعه آمريكا , آمريكائيان خودشان را قوم برگزيده جديد خداوند مي دانستند و اينكه كشور آنان بزرگترين صدقه اي است كه خداوند به جهانيان عطا فرموده است !
كشيش « جري فالويل » رهبر يكي از سازمانهاي راست گراي مسيحي آمريكا جمعيتهايي را در آمريكا براي حمايت از اسرائيل سازماندهي كرده و تورهايي را براي بازديد از سرزمينهاي اشغالي راه اندازي نمود

يوسف جمالم آمد


طي شد شب فراقم روز وصالم آمد
رفت روزگار تلخم , شيرين نگارم آمد
قومي به طعنه گفتند كو نازنين نگارت
گو چشم دل گشاييد , نيكو خصالم آمد
در انجمن بگوييد غم ها زدل بشوييد
بگذشت زمان ذلت , فخر و جلالم آمد
با دشمنان ستيزيد و زفتنه ها گريزيد
خيز « شاهرا سيفي » , صاحب زمانم آمد
بازار مصر دل را آذين ها ببنديد
كومشتري بازار , يوسف جمالم آمد
گلشن قدمي